Oncology online

cancer(مطالب مفید به زبان ساده برای علاقه مندان به دانستنیهای سرطان)

M M مولتیپل میلوما

مالتيپل ميلوما و ساير رشدهاي ناهنجار پلاسما سل - اطلاعات عمومي - منظور از رشد ناهنجار پلاسماسل چيست ؟ - مرحله بندي - مراحل رشد ناهنجار پلاسما سل - مالتيپل ميلوما (Multiple Myeloma ) - مرحله I مالتيپل ميلوما - مرحله II مالتيپل ميلوما - مرحله III مالتيپل ميلوما - پلاسموسيتوم منفرد استخوان ( Isolated plasmocytoma of bone ) - پلاسموسيتوم خارج استخواني ( Extramedullary plasmocytoma) - ماکروگلوبوليني ( Macroglobulinemia ) - گاموپاتي مونوکلونال با اهميت نا مشخص (Monoclonal gammopathy of undetermined ) - بد خيمي هاي سرکش پلاسماسل ( Refractory plasma cell neoplasms ) - نگاهي اجمالي به روشهاي درماني - چگونه بدخيمي هاي پلاسما سل درمان مي شود ؟ - درمان بر اساس مرحله استقرار بيماري - مالتيپل ميلوما (Multiple myeloma) - پلاسموسيتوم منفرد استخوان ( Isolated plasmocytoma of bone ) - پلاسموسيتوم خارج استخواني ( Extramedullary plasmocytoma) - ماکروگلوبولينمي والدن اشتروم ( لوسمي لنفوپلاسموسيتي )( Waldenstrom's macroglobulinemia lymphoplasmocytic Leukemia ) - بدخيمي هاي سرکش پلاسما سل (Refractory Plasma cell neoplasm ) (( اطلاعات عمومي )) منظور از رشد ناهنجار پلاسماسل چيست ؟ رشد هاي ناهنجار پلاسما سل ، بيماريهايي هستند که در آنها نوع خاصي از سلولهاي خوني بنام " پلاسما سل " (Plasma cell ) سرطاني مي شوند . اين سلولها از نوعي گلبولهاي سفيد خون بنام " لنفوسيت " ساخته مي شوند ، پلاسما سلها توليد کننده پادتن هستند که اين مواد بدن را در مبارزه با عفونت و ساير عوامل زيانبار محافظت مي نمايند . هنگاميکه اين سلولها سرطاني مي شوند ممکن است مقادير متنابهي پادتن و ماده اي بنام " پروتئين - M " توليد کنند که در خون و ادرار يافت مي شود . انواع متعددي از بدخيمي هاي پلاسما سل وجود دارد . شايعترين آن " مالتيپل ميلوما " ناميده مي شود . در اين مالتيپل ميلوما پلاسماسلهاي سرطاني در مغز استخوان يافت مي شوند . مغز استخوان بافت اسفنجي شکلي است که داخل استخوانهاي بزرگ بدن وجود دارد . مغز استخوان مولد گلبولهاي قرمز ( که اکسيژن و ساير مواد را به تمام بافتهاي بدن مي رسانند ) ، گلبولهاي سفيد ( که با عفونت مبارزه مي کنند ) و پلاکتها ( که باعث لخته شدن خون مي گردند ) مي باشند افزايش سلولهاي سرطاني باعث کاهش سلولهاي خوني و نهايتا کم خوني مي شود ( کاهش گلبولهاي قرمز ) . همچنين ممکن است پلاسما سلها باعث شکسته شدن استخوان شوند . پلاسماسلها مي توانند در استخوان تجمع کرده و توده هاي کوچکي بنام " پلاسموسيتوم " بوجود آورند . بدخيمي هاي پلاسما سل را ممکن است تنها بصورت رشد ناهنجار اين سلولها ( پلاسموسيتوم ) در استخوان و بافت نرم مشاهده کنيم بدون اينکه اثري از سلولهاي سرطاني در خون يا مغز استخوان يافت شود . " ماکروگلوبولينمي " نوعي از بدخيمي هاي پلاسما سل است که در آن لنفوسيتهاي مولد پروتئين M در خون بوجود مي آيند . غدد لنفاوي ، کبد و طحال ممکن است بزرگ شوند . در صورت وجود علائم مشکوک ، پزشک دستور به آزمايشات خون و ادرار مي دهد . در صورتيکه آزمايشات طبيعي نباشد ممکن است براي بيمار تکه برداري ( تمونه برداري ) از مغز استخوان درخواست شود . در اين آزمايش يک سوزن داخل استخوان قرار گرفته و مقدارکمي از مغز استخوان بوسيله آن برداشت مي شود تا در زير ميکروسکوپ مورد ارزيابي قرار گيرد . آن زمان است که پزشک مي تواند نوع سرطان را تشخيص داده و بهترين شيوه درماني را توصيه نمايد . استفاده از اشعه x نيز براي پي بردن به گرفتاري استخوانها ممکن است انجام شود . شانس بهبودي ( پيش آگهي ) به نوع بدخيمي ، سن بيمار و وضعيت عمومي سلامتي او بستگي دارد ((مرحله بندي بيماري )) مراحل رشد ناهنجار پلاسماسل بعد از تشخيص بدخيمي پلاسماسل ، براي پي بردن به ميزان گسترش بيماري ، آزمايشهاي مختلفي صورت مي گيرد . اين روش " مرحله بندي " ناميده مي شود . مبناي طبقه بندي بدخيمي هاي پلاسما سل ، نوع سلول سرطاني يافت شده مي باشد ، مرحله بندي بکار رفته براي ماليتپل ميلوم به قرار زير مي باشد . مالتيپل ميلوما : مرحله I مالتيپل ميلوما در اين مرحله ، نسبتا تعداد کمي از سلولهاي سرطاني در بدن پخش شده اند . تعداد گلبولهاي قرمز خون و ميزان کلسيم خون طبيعي است . هيچ توده اي ( پلاسموسيتوم ) در استخوان يافت نمي شود. مقدار پروتئين - M در خون و ادرار بسيار ناچيز است . ممکن است بيماري علامت و نشانه باليني نداشته باشد . مرحله II مالتيپل ميلوم : در اين مرحله سلولهاي سرطاني به تعداد نه کم و نه زياد در بدن پخش شده اند. مرحله III مالتيپل ميلوم : تعداد نسبتا زيادي سلولهاي سرطاني در بدن پخش شده اند . همچنين ممکن است يک يا تعداد بيشتري از موارد زير ديده شود : ١- کاهش تعداد گلبولهاي قرمز که منجر به کم خوني شده است . ٢- ميزان کلسيم خون بدليل آسيب استخوانها بسيار افزايش يافته است . ٣- بيش از ٣ توده استخواني ( پلاسماسيتوم ) يافت مي شود . ٤- مقادير بالاي پروتئين - M در خون يا ادرار ديده مي شود . گروههاي زير که مغز استخوان را گرفتار نمي کنند ، براي تعيين درمان بدخيمي پلاسما سل مورد استفاده قرار مي گيرند . پلاسموسيتوم منفرد استخوان ( Isolated Plasmocytoma of bone ) تنها يک توده از پلاسما سل در استخوان يافت ميشود بدون هيچ شواهد ديگري از سرطان ، بيماران ممکن است بعدها مبتلا به مالتپل ميلوم شوند . پلاسموسيتوم خارج استخواني ( Extramedullary Plasmocytoma) توده هاي پلاسما سل تنها در نواحي خارج از استخوان و مغز استخوان يعني بافتهاي نرم که معمولا لوزه ها يا بافتهاي اطراف بيني مي باشد ، يافت مي شوند . اين بيماران ممکن است بعدها به مالتيپل ميلوم دچار شوند . ماکروگلوبولينمي ( Macroglobulinemia ) پلاسما سلهايي که توليد کننده نوعي پروتئين بنام M هستند در خون يافت ميشوند . بيماران ممکن است دچار بزرگي غدد لنفاوي ، طحال يا کبد باشند . گاموپاتي مونوکلونال با اهميت نا مشخص ( Monoclonal gammopathy of undetermined significance) پروتئين M در خون يافت ميشود بدون اينکه علائم و نشانه هاي ديگري از سرطان وجود داشته باشد . اين افراد ممکن است بعدها دچار بدخيمي هاي پلاسما سل و يا سرطان دستگاه لنفاوي ( لنفوم ) شوند . بدخيمي هاي سرکش پلاسما سل ( Refractory Plasma Cell neoplasms) تعداد پلاسما سلها عليرغم درمان ، کاهشي نشان نمي دهد . ((نگاهي اجمالي به روشهاي درماني )) چگونه بدخيمي هاي پلاسما سل درمان مي شود ؟ روشهاي درماني مختلفي وجود دارد . سه نوع درمان مورد استفاده قرار مي گيرد : - شيمي درماني ( استفاده از داروها براي کشتن سلولهاي سرطاني ) . - پرتو درماني ( استفاده از مقادير زيادي اشعه x و يا ساير پرتوهاي پر انرژي براي کشتن سلولهاي سرطاني ). - درمان هاي زيست شناختي ( استفاده از دستگاه ايمني بدن براي مبارزه يا سرطان ) در برخي موارد هم ممکن است عمل جراحي نياز باشد . در شيمي درماني از داروهاي نابود کننده سلولهاي سرطاني استفاده مي شود،دارو ممکن است بصورت قرص يا تزريق عضلاني يا وريدي به بيمار داده شود . شيمي درماني يک درمان فراگير است زيرا دارو وارد جريان خون شده ، در تمام بدن سير کرده و سلولهاي سرطاني را هر کجا که باشند از بين مي برد . در پرتو درماني با استفاده از اشعه x يا ساير پرتوهاي پر انرژي سلولهاي سرطاني را کشته و اندازه تومور را کوچک مي کنند . پرتو درماني براي سرطان هاي پلاسما سل معمولا توسط دستگاهي که خارج از بدن بيمار قرار دارد ( پرتو درماني خارجي ) انجام مي شود . درمانهاي زيست شناختي بدن را وادار به مبارزه با سرطان مي کنند در اين روش از موادي که توسط خود بدن ساخته مي شود يا در آزمايشگاه توليد مي گردد براي تقويت و تحريک دستگاه دفاعي بدن در برابر بيماريها استفاده ميشود . گاهي اين نوع درمان " ايمني درماني " يا " اصلاح پاسخ زيستي " ناميده ميشود . پيوند مغز استخوان روشي براي جايگزين کردن مغز استخوان بيمار با مغز استخوان سالم است . ابتدا تمام مغز استخوان فرد با مقادير بالاي داورهاي ضد سرطان همراه يا بدون پرتو درماني ، تخريب مي شود . پس از فدر ديگري ( دهنده ) که از لحاظ ژنتيکي شباهت زيادي به بيمار دارد ، مغز استخوان سالم را برداشت مي کنند اين فرد دهنده ممکن است برادر يا خواهر دو قلوي بيمار ( بهترين حالت ) ، برادر يا خواهر معمولي و يا فرد يکه هنچگونه نسبتي با بيمار ندارد باشد - مغز استخوان سالم فرد دهنده را از طريق يک سوزن وارد سياهرگ بيمار مي کنند تا جايگزين مغز استخوان تخريب شده گردد . پيوند مغز استخواني که از فردي غير از خود بيمار گرفته مي شود " پيوند مغز استخوان آلوژنيک " ناميده مي شود . نوع ديگري پيوند مغز استخوان " پيوند اتولوگ "است ، در اين نوع پيوند ، مغز استخوان خود بيمار برداشت شده و سپس بيمار را تحت درمان با داروهاي شيمي درماني قرار مي دهند تا سلولهاي سرطاني وي کشته شوند . در مرحله بعد مغز استخوان پاک شده را منجمد و نگهداري مي کنند . سپس به بيمار مقادير زيادي شيمي درماني همراه يا بدون پرتو درماني مي دهند تا مابقي مغز استخوان وي ، تخريب شود . نهايتا مغز استخوان منجمد شده را گرم کرده و از طريق يک سوزن وارد سياهرگ بيمار مي کنند تا جايگزين مغز استخوان تخريب شده وي گردد . نوع ديگري از پيوند اتولوگ ، پيوند سلول مادر خون محيطي نام دارد . خون بيمار از دستگاهي عبور داده مي شود که بتوسط آن سلولهاي مادر ( سلولهاي نا بالغي که مادر سلولهاي خوني هستند ) برداشته شده و خون معمولا وارد بدن فرد مي شود . اين روش " لوکوفرز " ( Leukopheresis ) نام دارد و معمولا ٣ تا ٤ ساعت بطول مي انجامد . سلولهاي مادر برداشت شده تحت درمان قرار مي گيرند تا سلولهاي سرطاني کشته شوند ، پس محصول بدست آمده را منجمد کرده تا در زمان مقتضي به بيمار بدهند ، اين روش ممکن است به تنهايي يا همراه با پيوند مغز استخوان اتولوگ انجام شود . در صورتيکه امکان پيوند مغز استخوان در بيمارستان و به تعداد بيش از ٥ بار در سال براي بيمار مهيا باشد شانس بهبودي افزايش مي يابد . در صورتيکه طحال بيمار بزرگ شده باشد ، ممکن است بيمار نياز به عمل جراحي برداشت طحال ( اسپلنکتومي )( Splenectomy ) پيدا کند . اگر ميزان پروتئين - M موجود در خون خيلي زياد باشد ، ممکن است خون بيمار نياز به تصفيه و تعويض پلاسما داشته باشد که تحت عنوان " پلاسما فرز ( Plasmapheresis ) ناميده ميشود . درمان بر اساس مرحله استقرار بيماري : درمان بدخيمي هاس پلاسما سل به نوع سرطان ، مرحله استقرار بيماري ، سن فرد و وضعيت کلي سلامتي وي بستگي دارد . علت استفاده از درمانهاي استاندارد ممکن است بخاطر اثر بخشي آنها باشد که در تحقيقات گذشته به اثبات رسيده است و يا ممکن است براي بيمار از روشهاي جديد در دست مطالعه استفاده نمود . البته تمام بيماران با درمانها ي استاندارد معالجه نمي شوند و برخي از اين درمانها داراي عوارض زيادي هستند که بهيچ وجه مطلوب نيست . بهمين دلايل مطالعاتي که اکنون روي روشهاي جديد تر در حال انجام است بمنظور يافتن راههاي بهتر درمان مي باشد . (( مالتيپل ميلوما Multiple Myeloma )) اگر علامتي وجود نداشته باشد ، نياز به درمان نيست . فقط پزشک بايد بطور مداوم شرايط بيمار را تعقيب کند تا هر زمان که علامتي بروز کرد ، اقدام به درمان نمايد . در صورت ظهور علائم ، درمان شامل شيمي درماني خواهد بود . پژوهشهاي کنوني روي داروهاي جديدتر در حال انجام است . ((پلاسمو سيتوم منفرد استخوان Isolated Plasmocytoma of bone )) درمان احتمالا پرتو درماني خارجي به توده خواهد بود . اگر علائم ديگري بروز کند ممکن است بيمار نياز به شيمي درماني داشته باشد . (( پلاسموسيتوم خارج استخواني Extramedullary Plasmocytoma )) درمان ممکن است يکي از موارد زير خواهد بود ١- پرتو درماني خارجي توده . ٢- عمل جراحي براي برداشتن توده که معمولا متعاقب آن پرتو درماني خارجي صورت مي گيرد ، اگر علائم ديگري ظاهر شود ممکن است بيمار نياز به شيمي درماني داشته باشد . (( ماکروگلوبولينمي والدن اشتروم ( لوسمي لنفوپلاسموسيتي ) )) (Waldenstrom's macroglobulinemia ( Lymphoplasmocytic leukemia اگر علائمي وجود نداشته باشد ممکن است نيازي به درمان نباشد ولي پزشک بايد مرتب و مداوم از شرايط مريض خود آگاهي يابد تا در صورت ظهور هر گونه علامتي ، درمان آغاز شود . در صورت بروز علائم ، شيمي درماني ، درمان زيست شناختي يا ايمني درماني انجام خواهد شد ، در حال حاضر مطالعه روي روشهاي نوين مثل استفاده از داروهاي جديد ضد سرطان و يا ترکيب شيمي درماني با يا بدون پيوند مغز استخوان در حال انجام است . (( گاموپاتي مونوکلونال با اهميت نا مشخص )) (Monoclonal gammopathy of undetermined significance ) پزشک تنها به تعقيب شرايط بيمار مي پردازد تا دريابد آيا سرطان پلاسما سل يا لنفوم شکل ميگيرد يا خير . (( سرطان سرکش پلاسما سل )) ( Refractory plasma cell neoplasm ) درمان احتمالا شيمي درماني خواهد بود . مطالعه روي استفاده از داروهاي جديد و يا ترکيبي از داروها در حال انجام است .
+ نوشته شده در  2007/4/15ساعت 0:20  توسط dramjadi  |