Oncology online

cancer(مطالب مفید به زبان ساده برای علاقه مندان به دانستنیهای سرطان)

لنفوم غير هوچکين

فهرست مطالب - مقدمه - لنفوم غير هوچکين چيست ؟ - علائم - تشخيص - انواع لنفوم غير هوچکين - مرحله بندي - درمان - نظر خواهي دوم - آماده سازي بيمار براي درمان - روشهاي درماني - آزمونهاي باليني - عوارض جانبي درمان - شيمي درماني - پرتو درماني - پيوند مغز استخوان - درمان زيست شناختي - جراحي - تغذيه در حين درمان سرطان - بهبودي و چشم انداز آينده بيماري - پيگيريهاي مراقبتي - حمايت و پشتيباني از بيماران مبتلا به سرطان - عوامل خطر ساز در لنفوم غير هوچکين - واژه نامه سرطان مقدمه : هميشه بعد از تشخيص سرطان ،‌ سؤالات متعددي مطرح مي شود که نياز به پاسخي روشن و قابل فهم دارد ،‌هدف از اين مطالب کمک به بيماران مبتلا به لنفوم غير هوچکين و همچنين خانواده و دوستان آنها مي باشد تا درک بهتري نسبت به اين نوع سرطان داشته باشند. در اينجا به بحث در مورد علائم ،‌تشخيص و درمان بيماري پرداخته مي شود . همچنين راه حلهايي براي حمايت از بيماران مبتلا به لنفوم غير هوچکين ارائه مي گردد . علم پزشکي به پيشرفت قابل توجهي در زمينه لنفوم غير هوچکين دست يافته که نتيجه آن افزايش طول عمر بيمار و بهبود وضعيت زندگي وي بوده است . لنفوم غير هوچکين چيست ؟ لنفوم غير هوچکين نوعي سرطان است . لنفوم واژه اي کلي است که به تمام سرطانهاي برخاسته از دستگاه لنفاوي اطلاق مي شود . بيماري هوچکين نوعي لنفوم مي باشد . ساير انواع لنفوم همراه با هم و در گروهي جداگانه طبقه بندي مي شوند . لنفوم ٥ % کل موارد سرطان را در آمريکا شامل مي شود . دستگاه لنفاوي بخشي از دستگاه ايمني است که بدن را در مبارزه عليه بيماري و عفونت ياري مي رساند ،‌ دستگاه لنفاوي شامل شبکه اي از لوله هاي نازک است که به مانند رگهاي خوني شاخه شاخه شده و در بافتهاي بدن گسترش مييابند . رگهاي لنفاوي حامل " لنف " هستند که مايعي است بي رنگ ،‌ آبکي و حاوي سلولهايي بنام " لنفوسيت " که با عفونت مبارزه مي کند . در اين شبکه عروقي اندامهاي کوچکي بنام " گره هاي لنفي " وجود دارند . اين گره ها بصورت خوشه اي در زير بغل ، کشاله ران ، گردن ، قفسه سينه و شکم وجود دارند . بخشهاي ديگر دستگاه لنفاوي شامل طحال ، تيموس ، لوزه ها و مغز استخوان است . بافت لنفاوي در نواحي ديگر بدن مانند معده ،‌روده ها و پوست نيز يافت مي شود . سرطان شامل بسياري از انواع بيماريهايي است که از سلول يعني " واحد پايه بدن " بر مئ خيزند . جهت فهم بهتر لفوم غير هوچکين بهتر است ابتدا چيزهايي راجع به سلولهاي طبيعي و اتفاقاتي که بعد از سرطاني شدن آنها بوقوع مي پيوندد ،‌ بياموزيم . بدن انسان از تعداد بسيار متنوعي از سلولها ساخته شده است ، در حالت طبيعي ، هر زمان که بدن نياز داشته باشد ، سلولها رشد کرده و با تقسيم سلولي تعداد بيشتري از سلولها را بوجود مي آورند ، اين روند سلامت بدن را تضمين مي کند . گاهي اوقات عليرغم اينکه بدن نيازي به ياخته هاي جديد ندارد ،‌ سلولها همچنان به تقسيم خود ادامه مي دهند و حجمي از بافتهاي انساني را بوجود مي آورند . اين بافتها " توده " ناميده مي شوند . توده ها ميتوانند خوش خيم (غير سرطاني ) يا بدخيم ( سرطاني ) باشند. در لنفوم غير هوچکيني ، سلولهاي دستگاه لنفاوي ، حالتي غير طبيعي بخود مي گيرند بطوريکه بدون هيچ مهاري رشد کرده و تقسيم مي شوند . ضمن اينکه طول عمر آنها از حالت طبيعي فراتر مي رود ،‌ از آنجائيکه بافت لنفاوي ، در قسمتهاي زيادي از بدن وجود دارد ،‌ شروع لنفوم غير هوچکين مي تواند در هر نقطه اي از بدن باشد . ممکن است لنفوم غير هوچکين در تنها يک گره لنفي ، يا گروهي از گره هاي لنفاوي و يا حتي در اندامي ديگر باشد . اين نوع سرطان قادر است به هر قسمت ديگر بدن نظير کبد ،‌ مغز استخوان و يا طحال ،‌ منتشر شود. علائم و نشانه ها : شايعترين علامت لنفوم غير هوچکين ، تورم بدون درد گره هاي لنفي گردن ،‌ کشاله ران و يا زير بغل مي باشد ، ساير علائم به قرار زير مي باشد . - تبي که علتي براي آن يافت نمي شود - تعريق شبانه - خستگي مداوم -کاهش وزن بدون توجيه - خارش پوست - لکه هاي قرمز رنگ روي پوست البته هنگاميکه علائم بالا در بيماري مشاهده مي شود نمي توان به صراحت و اطمينان راي بوجود لنفوم غير هوچکين داد چرا که اين نشانه ها ممکن است در بيماريهاي خوش خيم تر نظير آنفلوآنزا و يا ساير عفونتها نيز ديده شود . بنابراين صرفا نظر پزشک ملاک تشخيص خواهد بود . هنگاميکه در فردي علائم فوق الذکر يافت شود ،‌ بايد حتما به پزشک مراجعه نمايد چرا که تشخيص و درمان زودرس بيماري بسيار حائز اهميت است . هيچگاه منتظر احساس درد نباشيد زيرا ممکن است مراحل ابتدايي لنفوم غير هوچکين بدون درد باشد . تشخيص : اگر پزشک به لنفوم غير هوچکين مشکوک شود از بيمار سؤالاتي را در مورد سابقه پزشکي وي مطرح کرده و معاينه باليني کاملي بعمل مي آورد . اين معاينات شامل بررسي بزرگ شدن گره هاي لنفي گردن ، زير بغل و يا کشاله ران مي باشد . علاوه بر ارزيابي علائم کلي سلامتي ، ممکن است تعدادي آزمايشات خوني نيز در خواست شود . همچنين پزشک ممکن است براي آگاهي از وضعيت داخل بدن بيمار دستور به عکسبرداري از قسمتهاي مختلف را بدهد . شيوه هاي عکسبرداري عباتند از : x - ray : تصوير برداري از نواحي داخل بدن بوسيله پرتوهاي پر انرژي CAT Scan يا CT : تصوير برداري با جزئيات بيشتر از داخل بدن ، عکسها بوسيله کامپيوتري که متصل به يک ماشين اشعه x است گرفته مي شود . ( MRI ( Magnetic Resonance Imaging : تصوير برداري با جزئيات بيشتر از داخل بدن بوسيله يک آهن رباي قوي متصل به يک کامپيوتر . لنفانژيوگرام (Lymphongiogram ) : عکسبرداري از دستگاه لنفي بوسيله اشعه x که متعاقب تزريق يک ماده حاجب صورت مي گيرد . در اين روش گره ها و رگهاي لنفي مشاهده مي شوند. تکه برداري جهت تشخيص لازم است ، جراح بخشي از بافت را برداشته و در اختيار آسيب شناس (پاتولوژيست ) قرار مي دهد تا وي با مطالعه نمونه بافتي در زير ميکروسکوپ وجود يا عدم وجود سلولهاي سرطاني را بررسي نمايد . در لنفوم غير هوچکين نمونه برداري معمولا از گره لنفي انجام مي شود ولي بهرحال ساير بافتها نيز ممکن است مد نظر باشند . گاهي اوقات يک عمل جراحي تحت عنوان " لاپاراتومي " انجام مئ شود که طي آن جراح با ايجاد برش روي شکم نمونه هاي بافتي مورد نياز را جهت مطالعه ميکروسکوپي ، از داخل بدن بر مئ دارد . بيماري که قرار است براي وي نمونه برداري انجام شود ، ممکن است سوالاتي را نظير موارد زير از پزشک خود مطرح نمايد : - چرا نياز به نمونه برداري دارم ؟ - انجام نمونه برداري چه مدت طول مي کشد ؟ آيا آسيبي نمي رساند ؟ - چه زماني مي توانم از نتيجه نمونه برداري آگاه شوم ؟ - اگر مبتلا به سرطان باشم ، چه کسي و چه موقع در مورد درمان با من صحبت خواهد کرد ؟ انواع لنفوم غير هوچکين : سالها ست که پزشکان از واژه هاي مختلفي براي طبقه بندي تعداد زياد و متنوع لنفوم غير هوچکين استفاده کرده اند در اغلب موارد ملا ک گروه بندي نماي مشاهده شده از سلولهاي سرطاني در زير ميکروسکوپ و سرعت رشد و انتشار آنها بوده است . " لنفوم تهاجمي " که تحت عنوان لنفوم با درجه بدخيمي متوسط و بالا نيز ناميده مي شود تمايل به رشد و انتشار سريع داشته و علائم شديدي را ايجاد مي کند . " لنفوم تنبل " (Indolent ) که به آن لنفوم با درجه بدخيمي پايين نيز اطلاق مي شود ، خيلي آهسته رشد کرده و علائم باليني کمتري را ايجاد مي کند . مرحله بندي : بعد از تشخيص قطعي لنفوم غير هوچکين ، پزشک بايد از مرحله استقرار بيماري و ميزان گسترش آن آگاهي يابد . مرحله بندي لنفوم ،‌ دقت فراواني را مي طلبد چرا که انتخاب شده درمان به اين نکته بستگي دارد که آيا سرطان در بدن انتشار يافته است و اگر چنين است چه بخشهايي از بدن را مبتلا کرده است ؟ پزشک براي تعيين مرحله استقرار لففوم غير هوچکين ، به نکات زير توجه مي کند : - تعداد و محل گره ها لنفاوي مبتلا . - آيا گره هاي لنفاوي مبتلا در بالا ، پائين يا هر دو سمت پرده ديافراگم هستند يا خير ؟ ( پرده ديافراگم يک لايه عضلاني نازک در زير ريه ها و قلب مي باشد که قفسه سينه را از شکم جدا مي کند ) - آيا بيماري به مغز استخوان ، طحال يا ساير اندامهاي خارج از دستگاه لنفاوي نظير کبد ، انتشار يافته است يا خير ؟ براي مرحله بندي ، پزشک ممکن است ازبرخي ازهمان آزمايشاتي استفاده کند که در تشخيص لنفوم غير هوچکين بکار برده بود ساير روشهاي مرحله بندي شامل نمونه برداري از گره هاي لنفاوي ، کبد ، مغز استخوان و يا بافتي ديگر مي باشد . در نمونه برداري از مغز استخوان ، مقداري از مغز استخوان توسط سوزني که وارد استخوان لگن يا استخوان بزرگ ديگري مي شود ، برداشته شده و توسط آسيب شناس در زير ميکروسکوپ ،‌ از نظر وجود سلولهائي سرطاني مورد مطالعه قرار مي گيرد . درمان : پزشک بر اساس نياز هر بيمار طرح درماني را پايه ريزي مي کند . درمان لنفوم غير هوچکين به مرحله استقرار بيماري ، نوع سلولهاي مبتلا ، اينکه سرطان تهاجمي است يا سست و تنبل ، سن بيمار و وضعيت کلي سلامتي وي بستگي دارد . درمان لنفوم غير هوچکين توسط تيمي از متخصصين شامل ، پزشک خون شناس ، سرطان شناس و يا متخصص پرتو درماني انجام مي شود . معمولا درمان لنفوم غير هوچکين شامل شيمي درماني ، پرتو درماني و يا ترکيبي از اين دو خواهد بود . در برخي بيماران ،‌ پيوند مغز استخوان ،‌ د رمان زيست شناختي و يا جراحي نيز ممکن است جزؤ گزينه هاي درماني باشد ، در لنفوم هاي سست و تنبل پزشک ممکن است درمان را تا شروع علائم بيماري به تعويق اندازد . اين شيوه " انتظار تؤام با مراقبت " (Watchful waiting ) ناميده مي شود . شرکت دادن بيماران در مطالعات تحقيقاتي باليني براي اکثر افراد مبتلا يک گزينه مهم است تا بتوان اثر بخشي شيوه هاي نوين درماني را آزمود . نظر خواهي دوم : قبل از شروع درمان ،‌ بيماران ممکن است بخواهند براي اطمينان از تشخيصي که پزشک معالجشان براي بيماري آنها گذاشته است با پزشک متخصص ديگر و يا مراکز ذيصلاح مشورت نمايند . راههاي مختلفي براي نظر خواهي دوم از يک پزشک وجود دارد : - پزشک معالج فرد مي تواند يک متخصص را به بيمار جهت مشاوره معرفي نمايد . - بيمار مي تواند نام و آدرس پزشک را از مراکز درماني يا بيمارستانهاي نزديک محل زندگي خود و يا از دانشکده هاي پزشک جويا شود . آماده سازي بيمار براي درمان : اکثر بيماران تمايل دارند تا اطلاعات و آگاهي بيشتري نسبت به بيماري خود داشته باشند . اين امر سبب مشارکت فعال آنها در تصميمي که پزشک اتخاذ مي کند ، خواهد شد . وقتي براي يک بيمار تشخيص سرطان گذاشته مي شود ،‌ شوک و استرس، واکنشهاي طبيعي و قابل پيش بيني هستند . اين احساس باعث مي شود تا بيماران اغلب در مورد پرسشهاي که مي خواهند از پزشک خود داشته باشند ،‌ دچار مشکل شوند . بهمين خاطر تهيه يک فهرست از سؤالات احتمالي مي تواند مفيد باشد . براي اينکه بيمار صحبتهاي پزشک را بخاطر بسپارد مي تواند يادداشت برداشته و يا با صلاحديد پزشک از يک ضبط صوت استفاده نمايد . برخي بيماران نيز ممکن است خواهان حضور اعضاي خانواده و يا دوستان خود در ويزيت پزشکي باشند تا آنها هم در بحث شرکت کرده ، صحبتهاي پزشک را يادداشت نموده و يا گوش فرا دهند . در اينجا تعدادي از پرسشهايي را که بيمار ممکن است بخواهد قبل از شروع درمان از پزشک خود سؤال نمايد مطرح مي کنيم : - من مبتلا به چه نوعي از لنفوم غير هوچکين هستم ؟ - بيماري در چه مرحله اي است ؟ - چه درمانهايي براي من وجود دارد ؟ کداميک را شما توصيه مي کنيد . چرا ؟ - خطرات و عوارض جانبي احتمالي هر درمان چيست ؟ - شما را از بروز چه عوارض جانبي بايد مطلع سازم ؟ - درمان چه مدت بطول مئ انجامد ؟ - شانس موفقيت درمان چه اندازه خواهد بود ؟ - آيا درمان ، روي فعاليتهاي طبيعي من تاثير خواهد گذاشت ؟ اگر چنين است براي چه مدت ؟ - آيا شيوه هاي نوين درمان و تحت مطالعه وجود دارد ؟ آيا شرکت در يک مطالعه تحقيقاتي براي من مناسب است ؟ - هزينه درمان حدودا چقدر است ؟ نيازي نيست که بيماران تمام سؤالات خود را در يک زمان بپرسند و يا جواب همه سؤالات را به يکباره بخاطر بسپارند . بلکه آنها اين فرصت را خواهند داشت تا پزشک معالجشان توضيحات لازم را در طي جلسات متعدد بدهد و آنها را آگاه سازد . روشهاي درماني : اگر چه شيمي درماني و پرتو درماني شايعترين روشهاي درمان لفنوم غير هوچکين هستند اما پيوند مغز استخوان ، درمانهاي زيست شناختي و جراحي نيز گاهي اوقات بکار برده مي شوند . شيمي درماني عبارتست از استفاده از داروها جهت نابود ساختن سلولهاي سرطاني .‌ معمولا در شيمي درماني لنفوم غير هوچکين ترکيبي از چندين دارو مورد استفاده قرار مي گيرد . شيمي درماني ممکن است به تنهايي و يا همراه با پرتو درماني بکار گرفته شود . معمولا شيمي درماني را بصورت دوره اي تجويز مي کنند . دوره هاي درمان و متعاقب آن دوره هاي استراحت . و بهمين ترتيب ادامه مي دهند .، برخي از داروهاي ضد سرطان را با تزريق وارد رگهاي خوني مي کنند و برخي از آنها از طريق دهان تجويز مي شود . شيمي درماني يک درمان فراگير است چرا که دارو وارد جريان خون شده و در تمام بدن پخش مي شود ، معمولا بيماران داروها را بصورت سرپايي ( بيمارستان ، مطب يا خانه )" دريافت مي کنند اما گاهي اوقات بر حسب نوع دارو و وضعيت سلامتي بيمار ممکن است نياز به بستريهاي کوتاه مدت در بيمارستان داشته باشند . برخي پرسشهايي را که بيمار ممکن است قبل از شروع شيمي درماني از پزشک خود مطرح نمايد عبارتند از : - هدف از اين درمان چيست ؟ - چه داروهايي را بايد استفاده کنم ؟ - آيا داروها داراي عوارض جانبي هستند ؟ من چکار مي توانم بکنم ؟ - چه عوارض جانبي را بايد به شما گزارش دهم ؟ - چه مدت بايد اين درمان را ادامه دهم ؟ - در طي درمان چه کاري بايد براي مراقبت از خود انجام دهم ؟ - چگونه مي توانيم بفهميم که داروها دارند موثر واقع مي شوند ؟ پرتودرماني : استفاده از پرتوهاي پر انرژي براي کشتن سلولهاي سرطاني است . پرتو درماني يک درمان موضعي بحساب مي آيد که تنها سلولهاي سرطاني را در موضع درگير ، تحت تاثير قرار مي دهد . پرتو درماني لنفوم غير هوچکين بوسيله دستگاهي که پرتوهاي پر انرژي را به ناحيه خاصي از بدن مي تاباند ، انجام مي شود . بعد از تکميل درمان هيچ اشعه راديواکتيوي در بدن باقي نمي ماند . برخي پرسشهايي را که بيمار ممکن است قبل از پرتو درماني از پزشک مطرح نمايد عبارتند از - هدف از اين درمان چيست ؟ - خطرات احتمالي و عوارض جانبي اين روش کدام است ؟ - پرتو درماني چگونه انجام مي شود ؟ - چه موقع درمان شروع مي شود ؟ چه موقع خاتمه مي يابد ؟ - در طي درمان چه مراقبتهايي را بايد از خود انجام دهم ؟ - چگونه مي توان فهميد که پرتو درماني دارد موثر واقع مي شود ؟ - چگونه پرتو درماني فعاليتهاي طبيعي مرا تحت تاثير قرار مي دهد ؟ در بعضي مواقع شيمي درماني و / يا پرتو درماني براي کشتن سلولهاي سرطاني ناپيدايي که در دستگاه اعصاب مرکزي هستند بکار برده ميشوند ، در اين شيوه که تحت عنوان " پيشگيري دستگاه اعصاب مرکزي " ناميده ميشود داروي ضد سرطان مستقيما بداخل مايع مغزي - نخاعي تزريق مي شود . پيوند مغز استخوان : اين روش ممکن است يکي از انتخابهاي پزشک براي درمان بيمار باشد خصوصا براي آندسته از افراديکه لنفوم غير هوچکين در آنها عود کرده است . پيوند مغز استخوان " سلولهاي مادر " سالمي (Stem cell = سلولهاي نابالغي که مولد سلولهاي خوني هستند ) را براي بيمار فراهم کرده تا بتوانند جانشين سلولهايي نمايد که بوسيله شيمي درماني و / يا پرتو درماني آسيب ديده و تخريب شده اند . مغز استخوان مورد نياز ممکن است توسط يک فرد دهنده اهدا شود و يا از مغز استخوان خود بيمار استفاده نمود به اين ترتيب که مغز استخوان برداشته شده را جهت از بين بردن سلولهاي سرطاني تحت درمان قرار داده ، آنرا ذخيره کرده و پس از يک دوره درمان با دوز بالا به بدن بيمار باز مي گردانند تا زمانيکه مغز استخوان پيوند زده شده شروع به توليد سلولهاي سفيد خوني ( گلبولهاي سفيد ) نمايد براي پيشگيري از عفونتها بيمار حتما بايد تحت مراقبت شديد باشد و چند هفته اي را در بيمارستان سپري نمايد . تعدادي از اين پرسشهايي را که بيماران ممکن است قبل از پيوند مغز استخوان از پزشک خود مطرح نمايند عبارتند از : - محاسن اين شيوه درمان چيست ؟ - خطرات احتمالي و عوارض جانبي آن کدام است ؟ اقدامي براي آنها بايد انجام شود ؟ - چه عوارض جانبي را بايد به شما اطلاع دهم ؟ - چه مدت در بيمارستان خواهم بود ؟ بعد از ترخيص از بيمارستان به چه مراقبتهايي نياز دارم ؟ - چگونه درمان روي فعاليتهاي طبيعي من اثر خواهد گذاشت ؟ - چگونه مي توانم بفهمم که آيا درمان موثر واقع مي شود يا خير ؟ درمان زيست شناختي ( ايمني درماني ) : نوعي شيوه درماني است که از دستگاه ايمني بدن ، بصورت مستقيم يا غير مستقيم ، جهت مبارزه با سرطان و يا کاهش عوارض جانبي داروهاي ضد سرطان ، استفاده مي شود . با استفاده از موادي که توسط بدن ساخته شده و يا در آزمايشگاه توليد مي شوند سيستم دفاعي بدن را در مقابل بيماريها تحريک و تقويت مي نمايند . درمان زيست شناختي را گاهي تحت عنوان " درمان اصلاح کننده پاسخ زيستي " مي نامند . در اينجا به تعدادي از سوالاتي که ممکن است بيمار قبل از درمان زيست شناختي از پزشک خود مطرح نمايد اشاره مي کنيم : - هدف از درمان چيست ؟ - از چه داروهايي بايد استفاده کنم ؟ - آيا درمان ،‌ عوارض جانبي هم دارد ؟ اگر چنين است چکاري بايد انجام دهم ؟ - کداميک از عوارض جانبي را بايد به شما اطلاع دهم ؟ - آيا نيازي هست درمان را در بيمارستان انجام دهم ؟ - چه مدت بايد تحت درمان قرار گيرم ؟ - چه زماني قادر خواهنم بود فعاليتهاي طبيعي زندگي را از سر بگيرم ؟ جراحي ممکن است براي برداشتن توده مورد نياز باشد . همچنين ممکن است طي عمل ، بافتهاي اطراف توده و گره هاي لنفي مجاور هم برداشته شوند . برخي پرسشهايي که بيمار ممکن است قبل از جراحي از پزشک سؤال نمايد عبارتند از : - چه نوع عمل جراحي انجام خواهد شد ؟ - احساس من بعد از عمل چگونه خواهد بود ؟ - اگر احساس درد کنم ، چگونه به من کمک خواهيد کرد ؟ - آيا بعد از عمل جراحي نيازي به درمانهاي تکميلي دارم ؟ - چه مدت در بيمارستان بستري خواهم شد ؟ - چه زماني قادر خواهم بود فعاليتهاي طبيعي خود را از سر بگيرم ؟ آزمونهاي باليني : بسياري از افراد مبتلا به لنفوم غير هوچکين در آزمونهاي باليني ( مطالعات تحقيقاتي ) شرکت مي کنند . هدف پزشکان از اين مطالعات ، بررسي اثر بخشي و نيز عوارض جانبي شيوه هاي نوين درماني مي باشد . در برخي آزمونها ، تمام بيماران ، درماني جديد را دريافت مي کنند . در برخي ديگر پزشکان جهت مقايسه شيوه هاي مختلف درمان ، به يک گروه از بيماران درماني جديد و به گروهي ديگر درمان استاندارد ارائه مي دهند . گاهي هم ممکن است به دو گروه مختلف از بيماران ، دو درمان استاندارد جهت مقايسه آنها داده شود . اين تحقيقات باعث پيشرفت چشمگيري در درمان سرطان شده است و هر موفقيتي باعث نزديک شدن تحقيقات به نتيجه نهايي که همان کنترل سرطان است مي شود . برخي پروژه ها ي در دست مطالعه عبارتند از : روشهاي جديد پرتو درماني ، شيوه هاي نوين شيمي درماني ، داروهاي جديد ضد سرطان و ترکيب آنها ، درمانهاي زيست شناختي ، پيوند مغز استخوان ، پيوند سلولهاي مادر خون محيطي ، و راههاي جديد براي ترکيب درمانهاي مختلف . در برخي تحقيقات نيز هدف يافتن راهي براي کاهش عوارض جانبي درمان و بهبود کيفيت زندگي بيمار مي باشد . بيماراني که در اين مطالعات مشارکت فعال دارند ، ضمن اينکه در پيشرفت علم پزشکي سهيم هستند ، اين شانس را دارند تا از نتايج مثبت و اميد وار کننده روشهاي جديد درماني بهره مند شوند . عوارض جانبي درمان : درمان هاي لنفوم غير هوچکين بسيار قوي است ، خيلي مشکل است که بتوان درمان را صرفا به نابودي سلولهاي سرطاني محدود کرد. از آنجائيکه درمان به سلولهاي بافتهاي سالم نيز آسيب مي رساند اغلب بيماران دچار عوارض جانبي مي شوند . عوارض ناشي از درمان سرطان بطور عمده به نوع و گستردگي درمان بستگي دارد . نوع عوارض از فردي به فرد ديگر و همچنين از درماني به درمان ديگر متفاوت است . پزشکان و کادر پرستاري مي توانند بيماران را از اين عوارض جانبي آگاه نمايند ضمن اينکه مي توانند به کاهش و کنترل خيلي از اين علائم که در طي يا بعد از درمان اتفاق مي افتد ، کمک نمايند . شيمي درماني : بروز عوارض در شيمي درماني در درجه اول به نوع داروها و مقدار مصرف آنها بستگي دارد . مثل روشهاي ديگر درمان ، عوارض جانبي از فردي به فرد ديگر متفاوت خواهد بود . داروهاي ضد سرطان عمدتا سلولهايي را که بسرعت تقسيم مي شوند ، تحت تاثير قرار مي دهند . علاوه بر سلولهاي سرطاني ، سلولهاي خوني که با عفونت مبارزه کرده ، به لخته شدن خون کمک مي کنند و نيز اکسيژن را به بافتهاي بدن حمل مي کنند ،‌ از اين ويژگي برخوردارند . بنابراين اگر سلولهاي خوني تحت تاثير داروهاي ضد سرطان قرار گيرند فرد مستعد ابتلا به عفونت شده ، دچار کبودي و خونريزي گشته و ممکن است احساس ضعف و خستگي نمايند . به همين علت است که تعداد سلولهاي خوني در طي شيمي درماني مرتبا اندازه گيري شده و حتي اگر نياز باشد پزشک براي بازگشت سلولهاي خوني به تعداد طبيعي ، درمان را بتعويق مي اندازد . سلولهاي ريشه مو نيز داراي سرعت تقسيم سلولي بالا هستند بنابراين انجام شيمي درماني ممکن است منجر به ريزش موي بيمار شود . ساير عوارض عبارتند از کاهش اشتها ، تهوع و استفراغ ، و يا زخمهاي لب و دهان . برخي بيماران ممکن است سرگيجه و تيره شدن پوست و ناخن را هم تجربه نمايند . اکثر علائم بتدريج و در طي دورانهاي استراحت و بين دو فاز درماني و يا بعد از خاتمه درمان از بين مي روند . بهرحال بايد توجه داشت که تعدادي از داروهاي ضد سرطان خود مي توانند احتمال ابتلا به سرطان ثانويه را در آينده افزايش دهند . شيمي درماني در برخي از مردان و زنان منجر به از دست رفتن باروري مي شود ( قابليت بوجود آوردن بچه ) اين پديده مي تواند موقتي يا دائمي بوده و به نوع داروي مصرفي و سن بيمار بستگي دارد . بهمين خاطر ممکن است براي مردان استفاده از بانک اسپرم قبل از درمان يک گزينه انتخابي باشد . ممکن است دوره هاي قاعدگي خانمها متوقف شده و علائم گر گرفتگي و خشکي واژن ديده شود . احتمال بازگشت دوره هاي قاعدگي بحالت طبيعي در خانمهاي جوان بيشتر است . پرتو درماني : ايجاد عوارض جانبي در پرتو درماني به دوز درمان و ناحيه اي از بدن که بايد تحت تاثير قرار گيرد ، بستگي دارد . در طي پرتو درماني ، بيماران ممکن است فوق العاده خسته شوند . اين حالت خصوصا در طي هفته هاي آخر دوره درماني اتفاق مي افتد . لذا استراحت کردن خيلي مهم است اما معمولا پزشکان به بيماران توصيه مي کنند که هر چقدر مي توانند فعاليت داشته باشند . ريزش مو در نواحي تحت درمان و قرمزي ، خشکي ، افزايش حساسيت و درد ، و نيز خارش شايع است . همچنين ممکن است تيره شدن هميشگي و برنزه شدن پوست را شاهد باشيم . در پرتو درماني سينه و گردن بيماران ممکن است از خشکي و زخمهاي گلو و مشکلات بلع رنج ببرند . در برخي بيماران احساس خواب رفتگي و گز گز کردن در دستها ، پاها و کمر وجود دارد . پرتو درماني به ناحيه شکم ممکن است منجر به تهوع ، استفراغ ، اسهال و مشکلات ادراري شود . در اغلب موارد تغيير در رژيم غذائي و يا داروهاي بيمار باعث ملايم تر شدن اين علائم مي شود . از ديگر عوارض جانبي پرتو درماني مي توان به کاهش تعداد سلولهاي سفيد خون که وظيفه مبارزه با عفونت را دارند اشاره نمود . اگر چنين اتفاق بيفتد بايد شديدا بيماران را از نزديک شدن به منابع عفونت زا بر حذر داشت . در طي پرتو درماني بايد تعداد سلولهاي خوني مرتبا کنترل شود . در برخي موارد ممکن است حتي پرتو درماني را بتعويق انداخت تا سلولهاي خوني بيمار به اندازه طبيعي باز گردند . اگر چه عوارض جانبي ناشي از پرتو درماني مي توانند مشکل زا باشند ، ولي معمولا قابل درمان و کنترل هستند . ذکر اين نکته ضروري است که بدانيم اين عوارض دائمي نيستند . همچنين بيماران ممکن است بخواهند در مورد اثرات بلند مدت پرتو درماني روي باروري و احتمال بوجود آمدن سرطان ثانويه ناشي از پرتو درماني در آينده ، با پزشک خود صحبت نمايند . پيوند مغز استخوان : بيماراني که پيوند مغز استخوان را تجربه کرده اند ، در معرض خطر عفونت ،‌ خونريزي و ساير عوارض جانبي ناشي از مقادير بالاي داروهاي شيمي درماني و پرتو درماني قرار دارند . علاوه بر اين در بيماراني که مغز استخوان فرد ديگري را دريافت مي کنند " بيماري پيوند در برابر ميزبان " (Graft versus host disease = GVHD‌) ممکن است بوجود آيد . در GVHD‌ مغز استخوان پيوند شده به بافتهاي بيمار ( اغلب موارد ، کبد ، پوست و دستگاه گوارش ) حمله ور مي شود . اين بيماري ممکن است خيلي ملايم و يا فوق العاده شديد باشد . و مي تواند در هر زماني حتي در طي سالها بعد از پيوند ظاهر شود ، در حال حاضر داروهايي براي پيشگيري از وقوع GVHD و نيز براي درمان آن ( در صورت بروز ) وجود دارد . درمان زيست شناختي : عوارض جانبي ناشي از اين درمان بر حسب نوع درمان متفاوت است و مي توان به علائم شبيه آنفلوآنزا اشاره کرد که عبارتند از لرز ، تب ، دردهاي عضلاني ، ضعف ، کاهش اشتها ، تهوع ، استفراغ و اسهال . بيماران ممکن است دچار علائم ديگري نظير خونريزي و کبودي ، لکه هاي پوستي و احتباس مايعات شوند . اينها ممکن است خيلي شديد باشند اما معمولا بعد از توقف درمان از بين مي روند . جراحي : شيوع و بروز عوارض در جراحي به محل توده ، نوع عمل ، سلامت عمومي بيمار و ساير عوامل بستگي دارد . اگر چه بيماران در طي چند روز اول بعد از جراحي احساس ناراحتي مي کنند ولي درد را مي توان با دارو کنترل نمود . احساس ضعف و خستگي نيز از علائم شايع است . زمان خلاص شدن از اين علائم در هر بيمار متفاوت است . تغذيه در حين درمان سرطان : منظور از تغذيه مناسب در طي درمان سرطان ، دريافت انرژي ( کالري ) و پروتئين کافي بمنظور پيشگيري از کاهش وزن و همچنين تجديد قوا مي باشد . تغذيه خوب اغلب باعث احساس بهتر در نزد بيماران و افزايش انرژي آنها مي شوند . زيرا بروز عوارض جانبي ناشي از درمان مثل تهوع ، استفراغ و زخمهاي دهاني عمل خوردن را با مشکل مواجه مي سازند . در اغلب موارد طعم غذاها تغيير ميابد . بهمين خاطر بيماران تحت درمان وقتي خسته و ناراحت هستند نمي توانند بطور مطلوب غذا بخورند در اينجاست که نقش پزشک ، پرستار و متخصص تغذيه در راهنمايي بيماران بمنظور تامين انرژي مورد نياز در حين درمان سرطان ، بيشتر به چشم مئ آيد . بهبودي و چشم انداز آينده بيماري : اين حق هر بيمار مبتلا به سرطان است که بداند آينده براي وي چگونه خواهد بود . درک ماهيت سرطان و آنچه انتظارش مي رود به بيماران کمک کند تا طرحهاي درماني را بپذيرند ، تغييراتي در شيوه زندگي خود بوجود آورند و از نظر مسائل مالي تصميم مناسب اتخاذ نمايند . بيماران مبتلا به سرطان به کرات پزشکان و پژوهشگران را در معرض اين سؤال قرار مي دهند که : " آينده من چه خواهد شد ؟ " منظور از پيش آگهي يک بيماري ، پيش بيني روند بيماري در آينده ، نتيجه نهائي بيماري و احتمال بهبودي آن مي باشد ، اما بايد در نظر داشت که اين تنها يک تخمين است وقتي پزشک با بيمار خود در مورد پيش آگهي صحبت مي کند تنها از احتمالات ممکن براي وي خواهد گفت گاهي بيماران از آمار و ارقام کمک مي گيرند تا شانس خود را براي بهبودي بسنجند . اگر چه آمار ، نتايج حاصله از مطالعه روي گروه بزرگي از بيماران است اما بايد توجه داشت که نمي توان بطور يقين آنرا ملاک قرار داد چرا که روند يک بيماري ممکن است از فردي به فرد ديگر متفاوت باشد . عوامل زيادي روي پيش آگهي بيمار مبتلا به لنفوم غير هوچکين وجود دارند که برخي از آنها عبارتند از : نوع و مرحله استقرار سرطان ، سن بيمار ، سلامت عمومي فرد و پاسخ وي به درمان ، بهترين فرد براي ارائه تصويري از آينده بيمار و پزشکي است که نسبت به بيمار و بيماري وي آشنايي کامل دارد . وقتي پزشک از بقاي بيمار صحبت مي کند ، منظور وي بيشتر فرو کشن کردن بيماري است تا بهبودي کامل از سرطان . اگر چه بيشتر بيماران مبتلا به لنفوم غير هوچکين بطور موفقيت آميزي درمان مي شوند ، اما پزشکان از واژه فروکش کردن بيماري استفاده مي کنند زيرا سرطان ممکن است عود يافته و باز گردد . اين نکته مهم است که در باره احتمال عود سرطان با پزشک صحبت کرد . پيگيريهاي مراقبتي : بيماراني که مبتلا به لنفوم غير هوچکين هستند بايد بعد از خاتمه درمان بطور منظم تحت معاينات مراقبتي قرار بگيرند . اين پيگيريها جزئي مهم از طرح کلي درمان است و نبايد از سوي بيماران مورد غفلت و سهل انگاري واقع شود . با پيگيريهاي مداوم و منظم ،اطمينان از پايش بيماران حاصل شده و تغييرات در سلامتي آنها مورد توجه قرار مي گيرد و علاوه بر اين ميتواند باعث تشخيص و درمان زود هنگام سرطان جديد و عود يافته شود . در بين دوره هاي معاينه ،‌ بيماران مبتلا به لنفوم غير هوچکين بايد هر گونه مشکل را به محض مشاهده گزارش نمايند . حمايت و پشتيباني از بيماران مبتلا به سرطان : زندگي توام با بيماريي جدي ، آسان نيست . بيماران سرطاني و افراديکه وظيفه مراقبت از آنها را بعهده دارند ، با مشکلات عديده اي روبرو هستند ، حل اين مشکلات ، هنگاميکه بيماران آگاهيهاي سودمندي دارند و از خدمات حمايتي بهره مي برند بمراتب آسانتر خواهد بود . در اين ميان دوستان و بستگان بيمار نقش حمايتي مهمي را ايفا مي کنند . صحبت کردن بيماران در مورد مشکلات خود با بيماران سرطاني ديگر نيز سودمند است. بيماران سرطاني اغلب همراه با هم و در گروههاي مختلف در يک اقدام مشارکت آميز اطلاعات خود را در حل مشکلات رايج و نيز درمانهاي سود بخش در اختيار يکديگر قرار مي دهند ولي بايد در نظر داشت که مشکلات از فردي به فرد ديگر متفاوت است . درمان و راههاي مبارزه با سرطان که در يک فرد موثر واقع شده است ممکن است براي بيمار ديگر - حتي اگر مبتلا به همان سرطان باشد - حاصلي نداشته باشد . بهتر است هميشه توصيه هاي دوستان و خانواده را با مراکز ذيصلاح در ميان گذاشت . بيماران سرطاني معمولا نگران آينده هستند . نگراني در مورد وضعيت شغلي ، مراقبت از خانواده خود ، انجام فعاليتهاي روزمره و روابط شخصي . همچنين کنجکاوي در مورد آزمايشات ، درمانها ، بستري شدن در بيمارستان ، هزينه هاي درماني را نيز بايد به موارد بالا افزود . پزشکان يا پرستاران و ساير اعضاي تيم پزشکي مي توانند پاسخ سؤالات مربوط به درمان ، کار و ساير فعاليتها را بدهند . همچنين ملاقات با مددکاران اجتماعي ، مشاوران و روانپزشکان و حتي افراد روحاني مي تواند بيماران را در آگاهي نسبت به مشکلات و دغدغه هايشان ياري کند . اغلب يک مددکار اجتماعي مي تواند با دعوت از مراکز که در زمينه توانبخشي ، حمايت عاطفي ، کمکهاي مالي حمل و نقل و يا پرستاري در خانه تجربه دارند به بيماران کمک نمايد .
+ نوشته شده در  2008/1/2ساعت 20:54  توسط dramjadi  |