سرطان پوست به زبان بسیار ساده

سرطان پوست چيست؟ پوست بزرگترين عضو بدن و وظيفه آن ذخيره چربي، خنک نگهداشتن بدن و ساختن ويتامين D در بدن است و بدن را از عفونت، نور، از دست رفتن آب و ساير مايعات و جراحت حفاظت مي کند. سرطان پوست بيماري است که در آن سلولهاي بدخيم از بافت پوست نشات مي‌گيرند و به طور نامنظم و فزاينده‌اي تکثير و به طريقي از سيستم ايمني و دفاعي بدن عبور مي‌کنند بدون اينکه موجب عکس‌العمل تدافعي و تهاجمي در سيستم ايمني بدن شوند. مهمترين عامل پيشتاز و مستعد سرطان پوست، جهش در DNA سلول بر اثر اشعه ماوراي بنفش است که منجر به شروع تراريختي سلول و سرطاني شدن آن مي‌شود. با توجه به نوع سلول پوستي که دچار تراريختي و سرطان شده است اشکال مختلفي از سرطان پوست وجود دارد که هر کدام نشانه‌ها و عوارض خاص خود را دارند. شايع‌ترين اشکال سرطان پوست عبارتند از: 1 ـ سرطان سلولهاي بنياني يا پايه 2ـ سرطان سلولهاي فلسي 3ـ سرطان سلولهاي ملانوسيست ( ملانوما) سرطان سلول‌هاي بنياني سرطان سلولهاي بنياني شايع‌ترين نوع سرطان پوست به شمار مي آيد و نسبت به ديگر اشکال سلولهاي سرطاني پوست خطر کمتري دارد. سرطان سلولهاي بنياني که در پايه اپيدرم (لايه خارجي پوست) قرار دارند سرعت رشد کم و آرام داشته و به ندرت گسترش مي‌يابند. سبب شناسي سرطان سلولهاي بنياني پوست عبارت است از: در معرض تابش نور شديد آفتاب قرار گرفتن بدن از جمله صورت، گوشها، گردن، سر، شانه‌ها و پشت، تماس با مواد شيميايي مانند آرسنيک و مواد راديو اکتيو، جراحتهاي باز، سوختگي، خالکوبي و واکنشهاي حساسيتي نسبت به واکسن. افرادي که پوست و موي روشن و چشم آبي، سبز و خاکستري دارند و همچنين اشخاصي که مشاغل آنها در فضاي باز است و به طور متوالي در معرض نور آفتاب هستند نيز از خطر بالا تري براي ابتلا به سرطان سلولهاي بنياني پوست برخوردارند. علائم هشدار دهنده سرطان بنياني پوست زخمهاي بازي که خونريزي در آن پس از سه هفته يا بيشتر ترميم نيافته باشد. لکه سرخ يا حساسيتي که ممکن است حالت خشکي درد و يا خارش داشته و بهبود نيابد. بر آمدگي شفافي که به رنگ صورتي، قرمز، سفيد است و يا در افراد با پوستهاي تيره به رنگ قهوه‌اي و سياه نمايان شود و گاهي با خال اشتباه گرفته مي‌شود. لکه صورتي که با حاشيه بر آمده و فرو رفتگي خشک در مرکز آن همراه است در اين مورد با رشد لکه، رشته‌هاي نازک رگهاي خوني ممکن است بر سطح آن ايجاد شود. سرطان سلولهاي فلسي پوست سرطان سلولهاي فلسي دومين شکل شايع سرطان پوست به شمار مي‌رود که مي‌تواند تمام بدن از جمله لايه‌هاي مخاطي را در بر گيرد. اکثر اشکال سرطان سلولهاي فلسي مدتها به لايه اپيدرم محدود مي‌ماند و در صورت درمان نشدن به لايه هاي زيرين پوست سرايت کرده و بافتهاي ديگر را مورد تهاجم قرار مي‌دهد. در معرض تابش نور شديد آفتاب قرار گرفتن اعضاي بدن مانند صورت، گردن، اطراف گوشها، پوست سر بدون پوشش مو، دست، شانه، پشت بدن و لب پايين دهان از جمله علل ابتلا به اين نوع سرطان است. زخمهاي باز، تابش اشعه ايکس و تماس با مواد شيميايي مانند آرسنيک و فراورده هاي نفتي از ديگر عوامل ابتلا به سرطان سلولهاي فلسي پوست است. درمان توسط داروهاي سرکوبگر سيستم دفاعي بدن احتمال ابتلا به اين نوع سرطان پوست را افزايش مي‌دهد. نشانه هاي ابتلا به اين نوع سرطان در موارد بسيار معدودي در پوستهاي سالم ديده شده است که محققان آن را ناشي از عوامل ژنتيکي تلقي مي‌کنند. علائم هشدار دهنده سرطان سلولهاي فلسي پوست رشد ضايعه زگيل مانند که حالت خشکي پيدا و خونريزي کند. لکه فلس مانند با حاشيه نامنظم که ممکن است حالت خشکي و خونريزي داشته باشد. زخم بازي که خونريزي داشته و يا خشک شده و براي مدت طولاني بهبود نيافته باشد. وجود توده‌اي برآمده که مرکز آن فرو رفته و خونريزي کند. چنين توده اي ممکن است سريع بزرگ تر شود. سرطان ملانوما سرطان ملانوما رشد بدخيم سلولهاي ملانوميسم است. اين سلولها رنگدانه تيره پوست، مو، چشم و خال‌هاي بدن را توليد مي‌کنند. از اين رو تومورهاي ملانوما اکثراً قهوه‌اي و يا سياه است. ولي در موارد معدودي نيز سرطانهاي ملانوم رنگدانه توليد نکرده و به رنگ پوست صورتي، قرمز و يا بنفش ظاهر مي‌شوند. ملانوما از خطرناک ترين انواع اشکال سرطان پوست بشمار مي رود. اين نوع سرطان اگر زود تشخيص داده شود درمان آن 100 درصد امکان پذير است. اما چنانچه حالت تهماجمي پيدا کرده و به ساير بافتهاي بدن سرايت کند درمان آن امکان پذير نخواهد بود . اشکال سرطانهاي ملانوم به چهار دسته تقسيم مي شوند: ملانو م سطحي : اين نوع ملا نوم به صورت لکه اي مسطح و يا کمي بر آمده با حاشيه نامنظم ظاهر مي شود. اين لکه ممکن است به رنگها‌ي قهوه‌اي –سياه – قرمز –آبي و يا سفيد نيز ظاهر شود. لنتيگو ماليگنا : لنتيگو ما ليگنا مانند ملانومهاي سطحي نزديک به سطح پوست رشد مي کند و همراه با سايه هاي برنزه – قهوه‌اي و يا قهوه‌اي تيره همراه است. اين سرطان که به آهستگي رشد مي کند و ممکن است به ملانوم لنتيگو ماليگنا که حالت تهاجمي دارد تبديل شود. ملانوم اکرال لنتيجينوس : ملانوم اکرال لنتيجينوس قبل از اينکه لا يه هاي عميق تر پوست را در بر بگيرد، ابتدا به طور سطحي رشد مي‌کند. اين نوع ملانوما با ساير اشکال ملانوم متفاوت است زيرا به شکل سايه‌هاي سياه و يا قهوه‌اي زير ناخنها، کف پا و يا کف دست نمايان مي‌شود. اين نوع سرطان از شايع‌ترين اشکال ملانوما در بين سياه پوستان آمريکايي و آسيايي است و از جمله نادرترين اشکال ملانوما در بين سياهپوستان آفريقايي است. ملانوم گره‌اي : ملانوم گره‌اي معمولاً جنبه تهاجمي داشته و زماني تشخيص داده مي‌شود که سطح آن بر آمده شده است. رنگ اين گره‌ها اکثرا سياه و بعضي اوقات آبي، خاکستري، سفيد، قهوه‌اي، برنزه، قرمز و يا همرنگ پوست است. اين نوع سرطان معمولاً در تنه، پا، دست افراد مسن و بر روي سر مردان ديده مي‌شود. اين نوع سرطان شديدترين و تهاجمي‌ترين نوع سرطان ملانوم است. الگوهاي درماني سرطان پوست تظاهرات باليني سرطان پوست در هر شخص متفاوت است از اين رو تعيين درمان مناسب بستگي به سن، ‌وضعيت بدن، سابقه طبي بيمار، پيشرفت بيماري، ‌سازگاري بدن بيمار با دارو و الگوهاي مختلف درماني دارد. در مجموع الگوهاي درماني سرطان پوست عبارتند از: جراحي: برداشتن بافت بدخيم و کمي از بافت سالم پوست که روش معمول الگوي درماني سرطان پوست است و به اشکال مختلف انجام مي‌ شود و عبارتند از: کرايوتراپي يا استفاده درماني از سرماي شديد براي تخريب بافت. در اين روش ضايعه بدخيم با استفاده از نيتروژن مايع منجمد شده و در نتيجه آن، سلولهاي سرطاني نابود شده و از بين مي روند. خشکاندن و تخريب بافتهاي سرطاني از طريق جريان الکتريکي پرفرکانس. کورتاژ يا پاک کردن سطح مبتلا به بيماري با استفاده از کورت (وسيله قاشقي شکل). در اين روش جراح ضايعه بدخيم را تراشيده و به وسيله کورت پاک و تميز مي کند. پيوند پوست که بر روي بستر پوست آسيب‌ ديده ناشي از جراحي و برداشتن توده سرطاني حاصل شده انجام مي‌گيرد. درمان ليزري که به وسيله پرتو نوري ليزر، سلولهاي سرطاني برداشته شده و از بين مي ‌روند. جراحي ميکروگرافي مه: در اين روش ضايعه سرطاني با کمترين صدمه به بافت سالم برداشته مي‌شود و طي آن، جراح با استفاده از ميکروسکوپ مقطع بافت سرطاني را مورد بررسي قرار مي‌دهد تا به طور کامل از نابودي سلول سرطاني اطمينان حاصل کند. راديوتراپي‌: الگوي درماني ضايعه سرطاني با استفاده از اشعه يونيزان که منجربه انهدام سلولهاي سرطاني و کوچک شدن اندازه ضايعه سرطاني مي ‌شود. شيمي درماني:‌ استفاده از داروهاي شيميايي منجر به انهدام سلولهاي سرطاني پوست مي ‌شود. براي درمان سرطان پوست دو نوع شيمي درماني وجود دارد: شيمي درماني موضعي که استعمال لوسيون يا کرم بر روي پوست است که منجربه انهدام سلولهاي بدخيم مي‌شود. در اين روش کرم و لوسيونهاي شيميايي که معمولا حاوي اسيد تريکلرو-استيک هستند روي پوست قرار داده مي‌شوند (نبايد روي پوست ماليده شود). شيمي درماني باليني که داروهاي شيميايي از طريق خوراکي يا تزريق وريدي و يا داخل عضلاني تجويز مي‌شود. شيمي‌ درماني الکتريکي: استفاده از الگوي شيمي درماني توأم با ارتعاشات الکتريکي جهت مهار کردن رشد فزاينده سرطان پوست. پرتو درماني: در اين شيوه رنگ به داخل يک وريد تزريق و سپس در تمام بدن منتشر مي‌ شود. بعد از چند روز، اين رنگ فقط در سلولهاي بدخيم باقي مي ‌ماند. سپس با تابش نور قرمز رنگ ليزري رنگ درون سلول سرطاني نور را جذب مي‌کند و منجر به عکس ‌العمل فوتوشيميايي که مخرب سلول‌ها است، مي ‌شود. درمان بيولوژيکي يا ايمنولوژيک که مشتمل بر بازسازي، تحريک،‌ هدايت و تقويت سيستم طبيعي دفاعي بدن بيمار است و با استفاده از آنتي‌ بادي و هدايت سيستم دفاعي خود بيمار جهت مبارزه با سرطان صورت مي گيرد. استفاده از عواملي مانند اينترفرون‌ـ سلولهايي که فعاليت ضدتوموري مستقيم دارند و آنتي‌ بادي هاي مونوکلونال که اثرات تداخل بقاء سلول را دارند، رشد سرطان را کاهش مي دهد. سرطان پوست يکي از شايع ترين و در عين حال قابل پيشگيري ترين سرطانهاست. اکثر اشکال سرطان پوست در نقاط برهنه بدن مانند صورت، دست، ساعد و گوش ايجاد ميشود از اين رو پوست بايد در برابر اشعه خورشيد محفوظ بماند و کرمهاي ضد آفتاب مناسب که فاکتور محافظت در برابر آفتاب آنها پانزده يا بيشتر است توصيه مي‌شود. سرطان پوست شايد گونه ی خطرناكی به نظر نرسد اما واقعيت اين است كه يك بيماری بسيار کمياب كه گونه ی ويژه ای از سرطان پوست است، با نام ملانوما (Melanoma skin cancer) در حال کشتار انسان هاست. امسال ۶۲ هزار نفر تنها در ايالات متحده قرباني ملانوما شده اند. اگر ملانوما به موقع تشخيص داده شود، قابل درمان است اما به تعويق افتادن تشخيص آن، باعث مي شود كه سرطاني كشنده در بدن رشد يابد. مشكل اصلی كه در مورد ملانوما بايد دقت شود، اين است كه يك بار ايجاد شدن ملانوما در بدن مي تواند فرد مبتلا را براي ابتلاي دوباره به آن آماده كند. دانشمندانی كه در آزمايشگاه سرطان بيمارستان سروان كترين آمريکا فعاليت مي كنند، مي گويند: كساني كه يك بار به اين بيماري مبتلا شده باشند، بايد به طور مرتب مورد معاينه پزشكي قرار گيرند و به اين ترتيب اطمينان خاطر خود را نسبت به ابتلاي مجدد به ملانوما افزايش دهند. دكتر كويت مي گويد كه خطر بازگشت اين بيماري حدود يازده درصد است و در صورت ابتلاي دوباره به آن، احتمال مبتلا شدن برای باز سوم به ۳۰ درصد مي رسد. عامل ديگري كه ريسك ابتلا به بيماري ملانوما را به شدت افزايش مي دهد، داشتن سابقه ی سرطان در خانواده و يا ابتلا به بيماري هاي كك و مک و خالهای بد شكل و مشكوك است. به هر حال زير نظر پزشك متخصص پوست بودن، عامل مهمي در تشخيص و درمان به موقع بيماری ملانوما است. آگاهی بيشتر در باره ی ملانوما : www.cancerhelp.org.uk سرطان پوست چيست؟ پوست بزرگترين عضو بدن و وظيفه آن ذخيره چربی ـ خنک نگهداشتن بدن و ساختن ويتامين D در بدن است و بدن را از عفونت، نور، از دست رفتن آب و ساير مايعات و جراحت حفاظت می کند. سرطان پوست بيماری است که در آن سلولهای بدخيم از بافت پوست نشات می گيرند و به طور نامنظم و فزاينده ‌ای تکثير و به طريقی از سيستم ايمنی و دفاعی بدن عبور می کنند بدون اينکه موجب عکس‌العمل تدافعی و تهاجمی در سيستم ايمنی بدن شوند. مهمترين عامل پيشتاز و مستعد سرطان پوست، جهش در DNA سلول بر اثر اشعه ماورای بنفش است که منجر به شروع تراريختی سلول و سرطانی شدن آن می شود. با توجه به نوع سلول پوستی که دچار تراريختی و سرطان شده است اشکال مختلفی از سرطان پوست وجود دارد که هر کدام نشانه ها و عوارض خاص خود را دارند. شايع ترين اشکال سرطان پوست عبارتند از: I ـ سرطان سلولهای بنيانی يا پايه (Basal Cell Carcinoma) IIـ سرطان سلولهای فلسی (Squamous Cell Carcinoma ) IIIـ سرطان سلولهای ملانوسيست ( ملانوما) ( Melanoma) سرطان سلول های بنيانی سرطان سلولهای بنيانی شايع ترين نوع سرطان پوست به شمار می آيد و نسبت به ديگر اشکال سلولهای سرطانی پوست خطر کمتری دارد. سرطان سلولهای بنيانی که در پايه اپيدرم (لايه خارجی پوست) قرار دارند سرعت رشد کم و آرام داشته و به ندرت گسترش می يابند. سبب شناسی سرطان سلولهای بنيانی پوست عبارت است از: در معرض تابش نور شديد آفتاب قرار گرفتن بدن از جمله صورت، گوشها، گردن، سر، شانه ها و پشت، تماس با مواد شيميايی مانند آرسنيک و مواد راديو اکتيو، جراحتهای باز، سوختگی، خالکوبی و واکنشهای حساسيتی نسبت به واکسن. افرادی که پوست و موی روشن و چشم آبی، سبز و خاکستری دارند و همچنين اشخاصی که مشاغل آنها در فضای باز است و به طور متوالی در معرض نور آفتاب هستند نيز از خطر بالا تری برای ابتلا به سرطان سلولهای بنيانی پوست برخوردارند. علائم هشدار دهنده سرطان بنيانی پوست زخمهای بازی که خونريزی در آن پس از سه هفته يا بيشتر ترميم نيافته باشد. لکه سرخ يا حساسيتی که ممکن است حالت خشکی درد و يا خارش داشته و بهبود نيابد. بر آمدگی شفافی که به رنگ صورتی- قرمز- سفيد است و يا در افراد با پوستهای تيره به رنگ قهوه ای و سياه نمايان شود و گاهی با خال اشتباه گرفته می شود. لکه صورتی که با حاشيه بر آمده و فرو رفتگی خشک در مرکز آن همراه است در اين مورد با رشد لکه، رشته های نازک رگهای خونی ممکن است بر سطح آن ايجاد شود. سرطان سلولهای فلسی پوست سرطان سلولهای فلسی دومين شکل شايع سرطان پوست به شمار می رود که می تواند تمام بدن از جمله لايه های مخاطی را در بر گيرد. اکثر اشکال سرطان سلولهای فلسی مدتها به لايه اپيدرم محدود می ماند و در صورت درمان نشدن به لايه های زيرين پوست سرايت کرده و بافتهای ديگر را مورد تهاجم قرار می دهد. در معرض تابش نور شديد آفتاب قرار گرفتن اعضای بدن مانند صورت، گردن، اطراف گوشها، پوست سر بدون پوشش مو، دست، شانه، پشت بدن و لب پايين دهان از جمله علل ابتلا به اين نوع سرطان است. زخمهای باز، تابش اشعه ايکس و تماس با مواد شيميايی مانند آرسنيک و فراورده های نفتی از ديگر عوامل ابتلا به سرطان سلولهای فلسی پوست است. درمان توسط داروهای سرکوبگر سيستم دفاعی بدن احتمال ابتلا به اين نوع سرطان پوست را افزايش می دهد. نشانه های ابتلا به اين نوع سرطان در موارد بسيار معدودی در پوستهای سالم ديده شده است که محققان آن را ناشی از عوامل ژنتيکی تلقی می کنند. علائم هشدار دهنده سرطان سلولهای فلسی پوست رشد ضايعه زگيل مانند که حالت خشکی پيدا و خونريزی کند. لکه فلس مانند با حاشيه نامنظم که ممکن است حالت خشکی و خونريزی داشته باشد. زخم بازی که خونريزی داشته و يا خشک شده و برای مدت طولانی بهبود نيافته باشد. وجود توده ای برآمده که مرکز آن فرو رفته و خونريزی کند. چنين توده ای ممکن است سريع بزرگ تر شود. سرطان ملانوما (Melanoma) سرطان ملانوما رشد بدخيم سلولهای ملانوميسم است. اين سلولها رنگدانه تيره پوست، مو، چشم و خالهای بدن را توليد می کنند. از اين رو تومورهای ملانوما اکثراً قهوه ای و يا سياه است. ولی در موارد معدودی نيز سرطانهای ملانوم رنگدانه توليد نکرده و به رنگ پوست صورتی- قرمز و يا بنفش ظاهر می شوند. ملانوما از خطرناک ترين انواع اشکال سرطان پوست بشمار می رود. اين نوع سرطان اگر زود تشخيص داده شود درمان ۱۰۰% آن امکان پذير است. اما چنانچه حالت تهماجمی پيدا کرده و به ساير بافتهای بدن سرايت کند درمان آن امکان پذير نخو اهد بود . اشکال سرطانهای ملانوم به چهار دسته تقسيم می شوند: ملانو م سطحی :(Superficial Spreading Melanoma) اين نوع ملا نوم به صورت لکه ای مسطح و يا کمی بر آمده با حاشيه نامنظم ظاهر می شود. اين لکه ممکن است به رنگها ی قهوه ای –سياه – قرمز –آبی ويا سفيد نيز ظاهر شود. لنتيگو ماليگنا (Lentigo maligna) لنتيگو ما ليگنا مانند ملانومهای سطحی نزديک به سطح پوست رشد می کند و همراه با سايه های برنزه – قهوه ای و يا قهوه ای تيره همراه است. اين سرطان که به آهستگی رشد می کند و ممکن است به ملانوم لنتيگو ماليگنا ( Lentigo maligna melanoma) که حالت تهاجمی دارد تبديل شود. ملانوم اکرال لنتيجينوس (Acral lentiginous melanoma) ملانوم اکرال لنتيجينوس قبل از اينکه لا يه های عميق تر پوست را در بر بگيرد، ابتدا به طور سطحی رشد می کند. اين نوع ملانوما با ساير اشکال ملانوم متفاوت است زيرا به شکل سايه های سياه و يا قهوه ای زير ناخنها ، کف پا و يا کف دست نمايان می شود. اين نو ع سرطان از شايع ترين اشکال ملا نوما در بين سياه پوستان آمريکايی و آسيايی است و از جمله نادرترين اشکال ملانوما در بين سياهپوستان آفريقايی است. ملانوم گره ای (Nodular melanoma) ملانوم گره ای معمولاً جنبه تهاجمی داشته و زمانی تشخيص داده می شود که سطح آن بر آمده شده است. رنگ اين گره ها اکثراً سياه و بعضی اوقات آبی، خاکستری، سفيد، قهو ه ای، برنزه، قرمز و يا همرنگ پوست است. اين نوع سرطان معمولاً در تنه، پا، دست افراد مسن و بر روی سر مردان ديده می شود. اين نوع سرطان شديد ترين و تهاجمی ترين نوع سرطان ملانوم است. الگوهای درمانی سرطان پوست تظاهرات بالينی سرطان پوست در هر شخص متفاوت است از اين رو تعيين درمان مناسب بستگی به سن، ‌وضعيت بدن، سابقه طبی بيمار، پيشرفت بيماری، ‌سازگاری بدن بيمار با دارو و الگوهای مختلف درمانی دارد. در مجموع الگوهای درمانی سرطان پوست عبارتند از: جراحی: برداشتن بافت بدخيم و کمی از بافت سالم پوست که روش معمول الگوی درمانی سرطان پوست است و به اشکال مختلف انجام می‌ شود و عبارتند از: -کرايوتراپی (Cryo surgery) يا استفاده درمانی از سرمای شديد برای تخريب بافت. در اين روش ضايعه بدخيم با استفاده از نيتروژن مايع منجمد شده و در نتيجه آن، سلولهای سرطانی نابود شده و از بين می روند. -خشکاندن و تخريب بافتهای سرطانی از طريق جريان الکتريکی پرفرکانس (ctrodesiccation) . - کورتاژ (curettage) يا پاک کردن سطح مبتلا به بيماری با استفاده از کورت (وسيله قاشقی شکل). در اين روش جراح ضايعه بدخيم را تراشيده و به وسيله کورت پاک و تميز می کند. -پيوند پوست (Graft) که بر روی بستر پوست آسيب‌ ديده ناشی از جراحی و برداشتن توده سرطانی حاصل شده انجام می‌گيرد. - درمان ليزری که به وسيله پرتو نوری ليزر، سلولهای سرطانی برداشته شده و از بين می ‌روند. -جراحی ميکروگرافی مُه (Mohs micrographic surgery) در اين روش ضايعه سرطانی با کمترين صدمه به بافت سالم برداشته می شود و طی آن، جراح با استفاده از ميکروسکوپ مقطع بافت سرطانی را مورد بررسی قرار می دهد تا به طور کامل از نابودی سلول سرطانی اطمينان حاصل کند. راديوتراپی‌ـ الگوی درمانی ضايعه سرطانی با استفاده از اشعه يونيزان که منجربه انهدام سلولهای سرطانی و کوچک شدن اندازه ضايعه سرطانی می ‌شود. شيمی درمانی‌ـ استفاده از داروهای شيميايی منجر به انهدام سلولهای سرطانی پوست می ‌شود. برای درمان سرطان پوست دو نوع شيمی درمانی وجود دارد: -شيمی درمانی موضعی که استعمال لوسيون يا کرم بر روی پوست است که منجربه انهدام سلولهای بدخيم می‌شود. در اين روش کرم و لوسيونهای شيميايی که معمولا حاوی اسيد تريکلرو-استيک (trichloroacetic acid) هستند روی پوست قرار داده می‌شوند (نبايد روی پوست ماليده شود). -شيمی درمانی بالينی که داروهای شيميايی از طريق خوراکی يا تزريق وريدی و يا داخل عضلانی تجويز می‌شود. شيمی‌ درمانی الکتريکی‌ـ استفاده از الگوی شيمی درمانی توأم با ارتعاشات الکتريکی جهت مهار کردن رشد فزاينده سرطان پوست. پرتو درمانی Therapy) photodynamicـ فوتوديناميک ‌تراپی استفاده از رنگ و نور است. در اين شيوه رنگ به داخل يک وريد تزريق و سپس در تمام بدن منتشر می‌ شود. بعد از چند روز، اين رنگ فقط در سلولهای بدخيم باقی می ‌ماند. سپس با تابش نور قرمز رنگ ليزری رنگ درون سلول سرطانی نور را جذب می‌کند و منجر به عکس ‌العمل فوتوشيميايی که مخرب سلول‌ها است، می ‌شود. درمان بيولوژيکی يا ايمنولوژيک که مشتمل بر بازسازی، تحريک،‌ هدايت و تقويت سيستم طبيعی دفاعی بدن بيمار است و با استفاده از آنتی‌ بادی و هدايت سيستم دفاعی خود بيمار جهت مبارزه با سرطان صورت می گيرد. استفاده از عواملی مانند اينترفرون‌ـ سلولهايی که فعاليت ضدتوموری مستقيم دارند، و آنتی‌ بادی های مونوکلونال که اثرات تداخل بقاء سلول را دارند، رشد سرطان را کاهش می دهد. سرطان پوست يکی از شايع ترين و در عين حال قابل پيشگيری ترين سرطان ها است. اکثر اشکال سرطان پوست در نقاط برهنه بدن مانند صورت، دست، ساعد و گوش ايجاد ميشود از اين رو پوست بايد در برابر اشعه خورشيد محفوظ بماند و کرمهای ضد آفتاب مناسب که فاکتور محافظت در برابر آفتاب آنها (SPF) پانزده يا بيشتر است توصيه ميشود. سرطان پوست چیست؟ سرطان پوست، بیماریی است که سلولهای سرطانی (بدخیم) در لایه های بیرونی پوست بوجود می‌آیند. پوست، بدن شما را در مقابل گرما، نور، عفونت و جراحت محفوظ نگه می‌دارد. پوست همچنین آب، چربی و ویتامین D را در بدن ذخیره می‌کند. پوست دارای لایه‌های اصلی متعدد و انواع مختلفی از سلولها می‌باشد. لایه فوقانی پوست، اپیدرم نامیده می‌شود که حاوی 3 نوع سلول است: سلولهای پهن فلس مانند روی سطح پوست که سلولهای فلسی نام دارند، سلولهای گرد که سلولهای پوست فلسی نام دارند، سلولهای گرد که سلولهای ایه نامیده می‌شوند و سلولهایی که ملانوسیت نام دارند و رنگ پوست شما را تعیین می‌کنند. سلولهای پایه و سلولهای فلسی انواع مختلفی از سرطانها در پوست شما می‌تواند ایجاد شود. عمومی ترین سرطانها، سرطان سلولهای پایه یا سرطان سلولهای فلسی است. سرطان پوست در کسانی که پوست روشن دارند و مدت زیادی در آفتاب سپری می‌کنند، شایعتر است. سرطان پوست می‌تواند در هر جایی از بدن ایجاد شود، اما در مکانهایی که بیشتر در معرض نور خورشید است مانند صورت، گردن، دستها و بازوها رایجتر است. سرطان پوست به شکلهای گوناگونی به نظر می‌رسد عمومی ترین نشانه سرطان پوست تغییر در پوست است: مانند رشد غیر طبیعی یا ایجاد زخمی که ترمیم نمی‌شود. گاهی اوقات قلنبه‌ای کوچک ظاهر می‌شود. این قلنبه می‌تواند صاف، براق یا واکش مانند به نظر آید یا می‌تواند به رنگ قرمز قهوه‌ای باشد. سرطان پوست ممکن است به لکه پهن قرمز زبر یا فلس مانند باشد. هر درد یا کسالتی در پوست نشانه سرطان نیست ولی به محض دیدن تغیییر در پوست خود آن را جدی گرفته و به پزشک مراجعه کنید. ملانوم ملانوم بیماریی است مربوط به پوست که در آن سلولهای سرطان (بدخیم) در سلولهای رنگ دهنده پوست (ملانوسیت) یافت می‌شود. ملانوم معمولا در بزرگسالان رخ می‌دهد، اما گاهی اوقات در کودکان و سالخوردگان نیز دیده شده است. پوست، بدن را در مقابل گرما، نور، عفونت و جراحت حفظ می‌کند. پوست از دو لایه اصلی تشکیل شده است: اپیدرم (لایه بالایی) و درمیس (لایه داخلی). ملانوسیتها در اپیدرم وجود دارند و حاوی ملانین می‌باشند که رنگ پوست را تعیین می‌کند. ملانوم گاهی اوقات به ملانوم جلدی یا ملانوم بدخیم معروف است. ملانوم، نوع بدتری از سرطان پوست در مقایسه با سرطانهای معمولی پوست، سرطان سلول پایه یا سرطان سلولهای فلسی که در سلولها پایه یا سلولهای فلسی اپیدرم شروع می‌شوند، می‌باشد. مانند همه سرطانها، ملانوم در صورتی که در آغاز تشخیص داده شود بهتر درمان می شود. ملانوم می‌تواند به سرعت از طریق دستگاه لنفاوی یا خون در تمامی بخشهای بدن پخش شود. نشانه‌های هشدار دهنده ملانوم عمده نشانه‌های هشدار دهنده ملانوم عبارتند از: تغییر در اندازه، شکل یا یک خال، خونریزی از خال، احساس خارش، سفت شدن، ایجاد قلنبه، متورم شدن در محل خال یک احساس ناراحتی هنگام دست دادن، ملانوم همچنین می‌تواند به صورت خال جدید در بدن ایجاد شود. در مردان ملانوم بیشتر در ناحیه تنه (ناحیه از بدن بین شانه‌ها و لگن)، سر یا گردن ایجاد می‌شود ولی در زنان ملانوم بیشتر روی بازوها و پاها رخ می‌دهد. اگر این شنانه‌ها در کسی باشد بایستی به دقت توسط پزشک متخصص مورد معاینه قرار گیرد. در صورتی که یک خال یا ناحیه رنگی، طبیعی به نظر نرسد، پزشک با برش ظریفی در پوست و نمونه برداری، وجود یا عدم سرطان را تشخیص خواهد داد. این عمل باید توسط پزشک صورت گیرد و نحوه صحیح انجام کار بسیار اهمیت دارد. چه عواملی باعث سرطان پوست می‌شوند؟ آفتاب سوختگی و نور آفتاب آفتاب سوختگی و اشعه ماورای بنفش به سادگی می‌تواند به پوست صدمه بزند و این صدمه می‌تواند موجب سرطان پوست شود. میزان کل تشعشع خورشید طی سالها و در معرض خورشید قرار گرفتن به میزان زیاد که موجب آفتاب سوختگی می‌شود، می‌تواند باعث سرطان شود. بیشتر مردم تا سن 18 سالگی 80% در معرض خورشید بودن سراسر عمرشان را تجربه می‌کنند. بنابراین به والدین توصیه می‌شود که از کودکان خود محافظت کنند. بونزه شدن، واکنش پوست شما به پرتو فرابنفش است. در واقع برنزه شدن واکنش محافظتی برای جلوگیری از صدمه بیشتر پوست در مقابل نور خورشید است. از سویی این واکنش، پوست شما را از سرطان محافظت نمی‌کند. بخاطر داشته باشید که سرطان پوست خیلی به کندی رخ می‌دهد. آفتاب سوختگی که در این هفته در شما ایجاد می‌شود ممکن است در 20 سال بعد یا بیشتر باعث ایجاد سرطان پوست شود. وراثت در صورتی که سابقه سرطان پوست در خانواده شما وجود دارد، شما احتمالا در معرض خطر بیشتری هستید. کسانی که پوست تر دارند و از نژاد اروپای شمالی هستند، بیشتر مستعد سرطان پوست می‌باشند. محیط در حال حاضر میزان پرتو فرابنفش در مقایسه با 50 تا 100 سال گذشته بیشتر است و علت آن کاهش لایه ازون (سوراخ شدن لایه ازون) در جو زمین می‌باشد. هر چند لایه ازون کمتر شود میزان رسیدن پرتو فرابنفش به زمین بیشتر می‌شود. سایر عوامل موثر عبارتند از: ارتقاع، عرض جغرافیایی و پوشش ابر. هر چه ارتفاع افزایش می‌یابد، پرتو فرابنفش قویتر می‌شود. در عرض جغرافیایی بالاتر، جو نازکتر نمی‌تواند پرتو فرابنفش را به اندازه‌ای که سطح دریا، تصفیه می‌شود، کاهش دهد. در خط استوا تشعشع خورشید قویتر است. در قطب جنوب، شیلی و نیوزلند (زلاندنو) میزان پرتوفرابنفش بویژه در فصل بهار به علت سوراخ شدن لایه ازون در نیمکره جنوبی خیلی بیشتر از میزان طبیعی است، عاملی که بطور واقعی پرتو فرابنفش را کاهش می‌دهد، پوشش ابر است. آب و هوای مرطوب با پوشش منظم ابر، ممکن است به میزانی کمتر از 50 درصد دارای پرتو فرابنفش باشد. میزان واقعی پرتو تحت تاثیر چگالی ابرها است. اندازه گیریهای لایه اوزن در خطر استوا در سپتامبر 1995، موجود می‌باشد. گزارشهای سازمان ملل متحد، نشان می‌دهد که در سال جاری سرعت کاهش لایه ازون بیشتر از آنچه که انتظار می‌رفت، بوده است. و منطقه‌ای به وسعتی بیش از اروپا، بطور مشخص میزان بیشتری از پرتوفرابنفش را دریافت کرده است. چگونه می‌توان خطر سرطان پوست را کاهش داد؟ آفتاب سوختگی شدید می‌تواند خطر سرطان را به میزان 50 درصد افزایش دهد. اثر پرتوفرابنفش روی پوست شما بستگی به شدت پرتو و طول مدت در معرض قرار گرفتن آن دارد. نحوه واکنش پوست شما به میزان پرتو تابیده شده به زمینه ژنتیکی تان بستگی دارد. از سویی اگر شما بندرت دچار آفتاب سوختگی می‌شوید مناطق حساس مانند لبهایتان، بینی و کف دستهایتان را باید محافظت کنید. از طرف انجمن پوست شناسی در مورد سرطان پوست توصیه‌های زیر ارائه شده است که برای کاهش خطر سرطان پوست به کار ببندید. خود را در معرض تابش نور خورشید بویژه در اواسط روز و بین ساعات 10 صبح و 3 بعد از ظهر کمتر قرار دهید. کرمهای ضد آفتاب حداقل با 15-SPF یا بیشتر را در مناطقی از بدن که در معرض نور خورشید می‌باشد، به کار ببرید. کرمهای ضد آفتاب را هر دو ساعت یکبار حتی در روزهای ابری به کار ببرید. پس از شنا کردن یا عرق کردن، کرم را مجددا استفاده کنید. از لباسهایی استفاده کنید که تمام بدن شما را بپوشانید و روی صورت شما سایه ایجاد کنید. (کلاه‌های لبه‌دار هم بر صورت و هم بر پشت گردن شما سایه می‌افکند.) از کودکان خود مراقبت کنید. از در معرض قرار گرفتن آنها در نور خورشید بویژه زمانی که شدت دارد (بین ساعت 10 صبح تا 3 بعد از ظهر) خودداری کنید. در ضمن کرمهای ضو آفتاب در کودکان 6 ماهه و بالاتر استفاده کنید. از مصرف کرمهای ضد آفتاب برای کودکان کمتر از 6 ماه جددا خودداری کنید. از در معرض قرار گرفتن کودک کمتر از 6 ماه در نور خورشید جددا باید خودداری کنید. سلول هاي پوست سالم به شكلي طبيعي تقسيم و زياد شده تا جايگزين سلول هاي مرده و باعث رشد پوست جديد شود. سرطان پوست يك بيماري است كه در آن سلول هاي پوست توانايي تقسيم و رشد طبيعي را از دست مي دهند. سلول هاي غير طبيعي به شكلي غيرقابل كنترل رشد كرده و توده اي تشكيل مي شود كه به آن «تومور» مي گويند. وقتي سلول هاي غيرطبيعي از پوست منشا گرفته باشند اين توده به نام تومور پوست خوانده مي شود. يك تومور پوست مي تواند خوش خيم يا بدخيم باشد. تومور خوش خيم به چند لايه سلول محدود مي شود و به بافت ها و اندام هاي اطراف خود حمله نخواهد كرد، اما اگر تومور به بافت هاي اطراف گسترش يابد به آن بدخيم يا سرطاني مي گويند. خوشبختانه اكثر تومور هاي پوستي خوش خيم هستند. برخي از سرطان هاي پوست قابليت ايجاد متاستاز يا دست اندازي به بافت هاي اطراف را دارند. اين تومورها به بخش هاي ديگر بدن منتشر شده و تومورهاي تازه اي ايجاد مي كنند. سرطان هاي پوست كه به بافت هايي نظير مغز يا كبد متاستاز مي دهند به شدت زندگي را تهديد مي كنند. پوست وسيع ترين بافت بدن است و وظيفه بسيار مهم حفاظت مكانيكي بدن در برابر عوامل خارجي را بر عهده دارد. اگر پوست نباشد، انسان خيلي سريع در اثر ابتلا به عفونت هاي خطرناك از بين خواهد رفت. جدا از اين، پوست از،ازدست رفتن آب و ساير مايعات بدن جلوگيري كرده، باعث ذخيره چربي، خنك شدن بدن و توليد ويتامين D مي شود. پوست 3 لايه دارد كه اپيدرم لايه خارجي، درم لايه مياني و چربي لايه داخلي آن را تشكيل مي دهند. سرطان پوست از اپيدرم آغاز مي شود. اپيدرم 3 دسته سلول دارد كه هر كدام از آنها مي توانند سرطاني شوند. حقايقي درباره ابتلا به سرطان پوست سالانه حدود 3/1ميليون نفر در آمريكا دچار سرطان پوست مي شوند. در كل 3 نوع سرطان پوست وجود دارد كه نادرترين آنها خطرناك ترين شان است. اغلب افراد مبتلا به سرطان پوست بيش از 50 سال سن دارند. كودكاني كه در معرض تابش بيش از حد نور خورشيد قرار مي گيرند، بيشتر در خطر ابتلا به سرطان پوست هستند. در برخي از نژادها مثل نژاد سفيد، ابتلا به برخي انواع سرطان پوست بيشتر گزارش شده است. البته برخي عوامل ژنتيك و ارثي هم در احتمال ابتلا به سرطان پوست مثل ساير سرطان ها موثر هستند. در عين حال احتمال ابتلا به سرطان پوست با توجه به تخريب وسيع لايه ازن در اطراف كره زمين به شكل چشمگيري افزايش يافته است. تشخيص اوليه و سريع مي تواند از عوارض بسيار خطرناك سرطان هاي پوست جلوگيري كند. معاينات منظم و ساده مي تواند در اين راه بسيار موثر باشد، چون اگر سرطان هاي پوست در مراحل اوليه تشخيص داده شوند تقريبا صد در صد قابل درمان هستند. دقيق ترين راه تشخيص سرطان پوست، بيوپسي يا نمونه برداري از بافت مورد نظر است. با بيوپسي ها كه عمدتا توسط تيغ جراحي و تحت بي حسي موضعي صورت مي گيرد مي تواند به طور دقيق نوع و شدت بدخيمي تومور را تشخيص داد. معاينات منظم ساده به خصوص در افرادي كه سابقه ابتلا به سرطان پوست را دارند مي تواند پزشك را نسبت به احتمال آغاز يك تومور پوستي مشكوك سازد. در اين صورت با انجام بيوپسي تشخيص قطعي شده و درمان آغاز مي شود. چه كساني در معرض خطر هستند؟ تقريبا هر كسي ممكن است مبتلا به سرطان پوست شود. به رغم اينكه اغلب موارد ابتلا به سرطان پوست در افراد 50 سال به بالا ديده مي شود، اما امكان ابتلا در سنين پايين تر نيز وجود دارد. در كل مقدار مواجهه هر كس با اشعه ماوراي بنفش در طول زندگي، شانس ابتلا به سرطان پوست را براي آن فرد تعيين مي كند. برخي عوامل فردي نيز در ابتلا به سرطان پوست موثر هستند. افرادي كه پوست روشن دارند و زود دچار كك و مك مي شوند يا وقتي در معرض آفتاب قرار مي گيرند به جاي برنزه شدن مي سوزند بيشتر در معرض خطر قرار دارند. افرادي با موي بور يا سرخ يا افراد چشم آبي اغلب پوست حساسي دارند و بايد بيشتر مراقب خود باشند. زندگي در مناطق مجاور خط استوا نيز خطر ابتلا به سرطان پوست را افزايش مي دهد، چون نور خورشيد در اين نواحي قويتر است. كساني كه عمدتا بيرون از منزل و زير نور آفتاب كار مي كنند نيز در معرض خطر قرار دارند. به اين فهرست بايد افرادي كه سابقه ابتلا به سرطان پوست را داشته اند افزود. اين افراد بايد تا حد امكان كمتر در معرض اشعه ماوراي بنفش قرار گيرند. بازال سل كارسينوما (سرطان بدخيم سلول هاي پايه اي)، اسكواموس سل كار سينوما (سرطان بدخيم سلول هاي سنگفرشي) و ملانوما (سرطان بدخيم سلول هاي سازنده رنگدانه ملانين) انواع بدخيم سرطان پوست هستند كه ملانوما خطرناكترين و كشنده ترين نوع سرطان پوست و يكي از ترسناكترين انواع سرطان ها محسوب مي شود.

  THALASSEMIA  تالاسمي

تالاسمي چيست ؟ بنام خدا تالاسمي يك واژه يوناني است كه از دو كلمه تالاسا Thalassa به معني دريا و امي Emia به معني خون گرفته شده است و به آن آنمي مديترانه اي يا آنمي كولي و در فارسي كم خوني مي گويند . تالاسمي يك بيماري همولتيك مادرزادي است كه طبق قوانين مندل به ارث مي رسد . اولين بار يك دانشمند آمريكايي به نام دكتر كولي در سال 1925 آن را شناخت و به ديگران معرفي كرد . اين بيماري به صورت شديد ( ماژور ) و خفيف ( مينور ) ظاهر مي شود . اگر هر دو والدين داراي ژن معيوب باشند به صورت شديد يعني ماژور ( Major ) و اگر يكي از والدين فقط ژن معيوب داشته باشد به صورت خفيف يعني مينور ( Minor ) ظاهر مي شود . تالاسمي براي كساني كه نوع (( مينور )) را داشته باشند مشكل ايجاد نمي كند و آنها هم مثل افراد سالم مي توانند زندگي كنند و فقط در موقع ازدواج بايد خيلي مراقب باشند . اما بر عكس اين بيماري حداكثر آزار خود را به بيماران نوع ماژور مي رساند . تالاسمي چگونه منتقل مي شود ؟ اگر يك زن و شوهر هر كدام داراي نوع كم خوني خفيف ( مينور ) تالاسمي باشند ، هر يك از فرزندان آنها 25 %احتمال ابتلا به تالاسمي ماژور ( كم خوني شديد ) را داشته و 50 % احتمال تالاسمي مينور و 25 % ممکن است سالم باشند . علائم و عوارضي كه تالاسمي در بيماران ايجاد مي كند : از آنجا كه در نوع ماژور تالاسمي ( كم خوني شديد ) ، هموگلوبين خون غير طبيعي به نام F يا جنيني افزايش يافته و هموگلوبين قرمز خون كاهش پيدا مي كند ، كودكي كه اين بيماري را در خود دارد كم خون است و اين كم خوني باعث بزرگ شدن طحال و كبد و تغيير قيافه ظاهري او مي شود . بنابراين به علت پايين آمدن مداوم خون ، بيمار مجبور است مدام خون تزريق كند و در اثر تزريق خون كه داراي مقدار زيادي آهن است و در اثر خود بيماري كه باعث شكسته شدن هموگلوبين ( گلبولهاي قرمز ) و آزاد شدن آهن مي شود ، ميزان آهن خون افزايش يافته و در بافت هاي عمده بدن چون : قلب ، كبد ، طحال و ... رسوب مي كند و سبب ايجاد مشكلات ديگري مي شود كه تنها به كمك آمپول دسفرال مي توان از تجمع آهن جلوگيري كرد . مصرف مداوم دسفرال با قيمت بالاي آن ، خود موجب بروز مشكلات اقتصادي در خانواده ها مي شود . پس اگر در اثر عدم و يا سهل انگاري ، تالاسمي به خانواده شما قدم گذاشت ، هيچ جاي فرار نيست . (( تالاسمي )) ماه ها و سال ها تا زماني كه فرزندتان زنده است در خانه شما هست و شما نبايد فرزندتان را سرزنش كنيد زيرا اين شما بوديد كه آن را در خود داشتيد و به فرزندتان منتقل نموديد و اگر الان تالاسمي در خانه شما هست مواظب باشيد كه ديگر فرزندي به دنيا نياوريد زيرا اين بيماري همراه او به دنيا خواهد آمد و اگر هم هنوز با مشكل تالاسمي روبرو نيستيد مراقب باشيد كه هرگز دچار آن نشويد . براي پيشگيري ، دو كار بايد انجام دهيد : 1- انجام آزمايش خون از نظر كم خوني ( CBC و هموگلوبين A2 ) . 2-انجام آزمايش روي جنين در هفته هاي اول حاملگي در دوران بارداري . يك بار به روش پيشگيري توجه كنيد . با يك آزمايش ساده مي توانيد جلوي بروز مشكلات بسياري كه در صورت داشتن فرزند تالاسمي با آن بر خورد خواهيد نمود را بگيريد . تالاسمي در ايران : تالاسمي در ايران نيز حضور تاسف باري دارد و در حدود سي هزار نفر اين بيماري را در خود دارند و هر سال به اين تعداد نيز اضافه مي شوند . تالاسمي در ابتدا چند ماه خود را پنهان مي كند و بعد از مدتي مادران مي بينند كه كودك آنها زرد و ضعيف و نا آرام است و وقتي كه فرزند خود را به دكتر مي برند بعد از آزمايش ، دكتر به مادر خانواده مي گويد تالاسمي هم همراه كودكش به دنيا آمده است ، آنگاه است كه تالاسمي خود را معرفي مي كند و هر وقت متوجه شديد كه فرزند شما تالاسمي دارد به فكر چاره باشيد . اگر دير بجنبيد تالاسمي بلايي بر سر كودك شما مي آورد كه تا سال ها متالم باشيد . در صفحات بعد بيشتر توضيح داده مي شود كه چه كار بايد بكنيد تا فرزند دلبندتان همراه با اين بيماري ، زندگي طولاني تر و بهتري داشته باشد . كساني كه در ايران تالاسمي با خود دارند به چهار گروه تقسيم مي شوند : گروه اول مبتلا ياني كه دسترسي به امكانات پزشكي و درماني ندارند و از درمان صحيح يعني تزريق خون و دسفرال محروم مي باشند . گروه دوم بيماراني كه به موقع بيماريشان تشخيص داده مي شود و خون تزريق مي نمايند اما از دسفرال و ساير اقدامات درماني استفاده نمي كنند . گروه سوم كساني كه بيماريشان به موقع تشخيص داده مي شود ، تزريق مناسب خون همراه با روش هاي جانبي را به موقع دريافت مي دارند و طول عمري قابل ملاحظه خواهند داشت . گروه چهارم بيماراني كه دسترسي به پيوند مغز استخوان داشته اند ، احتمال بهبودي آنان تا حدود زيادي ميسر مي باشد ، اميد است با اتكا به خداوند تبارك و تعالي در آينده اي نه چندان دور در اثر پيشرفت هاي علمي ، تالاسمي هم مانند بيماريهاي شايع دوران گذشته ريشه كن شود . كنترل و درمان بيماري : تالاسمي با اين هدف همراه كودكتان به دنيا مي آيد كه خيلي زود هم با او از دنيا برود . اما با كنترل آن مي توان سال هاي سال زندگي كرد . مهمترين راه درمان تالاسمي ، تزريق مداوم خون است . اگر بعد از آزمايش هموگلوبين ، هماتوكريت متوجه شديد كه مقدار آن پايين تر از 10 است ، فورا به مركز انتقال خون مراجعه كنيد . هر چه ديرتر مراجعه كنيد ، بدن مجبور است از خوني كه استخوان ها مي سازند تغذيه كند و خون سازي استخوان ها باعث رشد نا هنجار استخوان هاي سر و صورت مي شود و در آن هنگام تالاسمي ، قيافه وحشتناك خود را نشان مي دهد و بيمار خود را دچار مشكلات روحي و رواني فراوان مي كند . پس به ياد داشته باشيد با تزريق مداوم و به موقع خون از رشد استخوان هاي صورت كودك خود جلوگيري كنيد . اين تازه يا قسمتي از كارهايي است كه شما انجام داده ايد ، اقدام مهم ديگري كه شما بايد انجام دهيد پايين آوردن آهن خون فرزندتان است . آهن ، بافت هاي بدن است و آمپول دسفرال هم دشمن آهن ، شما بعد از آزمايش آهن خون ( فريتين ) كودكتان ، اگر مقدار آن را بالاتر از حد طبيعي مشاهده كرديد ، ديگر با تزريق دسفرال به وسيله سرنگ در عظله نمي توانيد آن را به حد طبيعي برسانيد و حتما بايد از پمپ دسفرال استفاده كنيد . پمپ دسفرال : دستگاهي است كه به طور اتوماتيك در مدت 8 الي 12 ساعت آمپول را در زير پوست ناحيه شكم و يا عضلات بازوي بيمار تزريق مي كند و دارو در بدن با آهن تجمع يافته تركيب و سپس به وسيله ادرار دفع مي شود . همان طور كه قبلا گفته شد اگر آهن تجمع يافته دفع نشود باعث رسوب در كبد و قلب مي شود و مرگ آنان را تسريع مي كند . طحال برداري : تالاسمي روي طحال بيمار خود نيز تاثير مي گذارد . گلبول هاي خون اگر ساختمان و شكل و كار غير طبيعي داشته باشند زودتر از موعد مقرر ( 120 روز عمر طبيعي گلبول قرمز مي باشد ) از بين مي روند . گورستان و محل تخريب گلبول ها ، طحال است و اگر پزشك متوجه شود كه به علت بزرگي و يا فقط پر كاري طحال ، نياز به خون بالا مي رود و يا اينكه هموگلوبين پس از تزريق خون در فاصله زمان كمتري سريعا پايين مي افتد در آن صورت تصميم مي گيرد كه طحال جراحي و از بدن خارج شود ، ولي سن ايده آل بالاي 5 سال است زيرا در سنين پايين تر خطر بيماري هاي عفوني مهلك وجود دارد . بنابراين حتي در سنين بالاتر از 5 سال كه طحال برداري انجام مي گيرد ، واكسيناسيون عليه برخي بيماري ها مانند پنوموكك لازم است و علاوه بر آن هميشه بايستي درمان با آنتي بيوتيك سريعا شروع گردد . اگر تالاسمي طبق روال طبيعي كنترل و درمان شود ، بيماران مي توانند مثل هر انسان ديگري سال ها زندگي كنند . امروز تعدادي از بيماران تالاسمي ازدواج كرده و داراي فرزندان سالم هستند . شرايط بد و مرگ و يا عمر طولاني بيمار تالاسمي در دست شماست . پدران و مادران نيز بايد معاينه شوند تا اگر مواردي بود دقيقا مداوا گردد تا از نارسايي هاي بيشتر جلوگيري شود . بايد با دقت و حوصله در امر معالجه كودك بيمار خود اقدام كنيد . در صورت طحال برداري مصرف قرص پني سيلين و تزريق واكسن پنوموكك براي جلوگيري از عفونت بدن ضروري است . لازم است بيمار تالاسمي در سنين بالا توسط متخصصين قلب ، كليه ، چشم ، گوش ، غدد و ... مورد معاينه قرار گيرد . مشكلات يك بيمار تالاسمي : 1- ضعف جسمي و رشد كم . 2- مشكلات ناشي از تزريق خون و درد آن . 3- تزريق مداوم دسفرال ( DESFERAL ) و صرف هزينه بالا . 4- تغيير شكل و رشد نا هنجار جمجمه و بروز مشكلات رواني . 5- نگراني حقيقي از آينده بيمار اين شمه اي از ده ها مشكل بيمار تالاسمي است . بنام خدا خواننده گرامي : به شما گفته اند داراي تالاسمي مينور ( خفيف) هستيد اين جزوه براي اين به شما داده مي شود که اطلاعات کافي درباره تالاسمي مينور به دست آوريد اما نکاتي که از همه مهمتر است از اين قرارند : - خصيصه تالاسمي شما يک بيماري نيست و تاقيري روي سلامتي شما ندارد معذلک ممکن است روي سلامتي فرزندان آينده شما تاثير بگذارد . - فراموش نکنيد که تالاسمي مينور داريد . نتيجه آزمايش خون خود را با ديگر مدارک شخصي خود نگهداري کنيد . - حامل تالاسمي مينور بودن مسئله بدي نيست . لازم نيست در اين باره نگران يا شرمنده باشيد . در اين باره با شريک زندگي و يا خانواده خود صحبت کنيد و اگر آزمايش خون انجام نداده ايد آنها به اين کار ترغيب کنيد . - اگر شريک زندگي فعلي يا آينده شما تالاسمي مينور ندارد هيچ خطري در بين نيست فقط ممکن است فرزندانتان هم مانند خودتان حامل تالاسمي مينور باشند . از اين رو خون آنها هم بايد زماني قبل از اين که بچجه دار شوند مورد آزمايش قرار گيرد . - اگر شما و شريک زندگيتان هر دو حامل تالاسمي مينور هستيد خطري براي فرزندان آينده شما وجود دارد . - اگر پس از خواندن اين جزوه نياز به اطلاعات بيشتري داشتيد با يک پزشک متخصص خون مشورت کنيد . - اگر مي خواهيد با پزشکتان درباره تالاسمي مينور خود صحبت کنيد اسن جزوه را همراه خود ببريد . - اين جزوه براي کساني تهيه شده است که آزمايش خونشان نشان داده است حامل خصيصه تالاسمي هستيد که به طور خلاصه تالاسمي مينور ناميده مي شود . اگر اتفاقا اين جزوه بدستتان رسيده است حتما آن را بخوانيد . ممکن است به اين نتيجه برسيد که يک آزمايش خون براي اطمينان از اين که حامل تالاسمي مينور نيستيد انجام دهيد . تالاسمي چيست ؟ تالاسمي يک حالت ويژه خون است که در بسياري از کشورها در سراسر جهان و مخصوصا نزد مردم نواحي مديترانه . خاورميانه و آسيا مشاهده مي شود . اين حالت در ساکنين اروپاي شمالي کمياب است . انواع تالاسمي : دو نوع تالاسمي وجود دارد : ١- تالاسمي مينور : کساني که خصيصه تالاسمي دارند خودشان کاملا سالم هستند اما ممکن است تالاسمي ماژور را به فرزندان خود منتقل کنند . در ايران بيش از دو ميليون نفر ناقل ژن تالاسمي مينور وجود دارد . گاهي آنها را ( حاملين سالم تالاسمي ) مي نامند . ٢- تالاسمي ماژور ( شديد ) : اختلال خوني بسيار جدي است که در اوائل کودکي آغاز مي شود . کودکاني که تالاسمي ماژور دارند نمي توانند هموگلبين کافي در خونشان بسازند . از اين رو نياز به تزريق مکرر خون و درمان پزشکي دارند . همه ساله لااقل صد هزار کودک مبتلا به تالاسمي ماژور در سراسر جهان متولد مي شوند . تالاسمي ماژور به اسامي ديگري کم خوني مديترانه اي . کم خوني کولي و هموزيگوس بتا تالاسمي نيز ناميده مي شود . خون و کم خوني : براي درک بهتر تالاسمي لازم است اطلاعاتي درباره خون طبيعي و کم خوني داشته باشيد . خون از چه ساخته شده است ؟ خون از تعداد زيادي گلبول قرمز در يک مايع روشن کمي زرد رنگ ساخته شده است . هر گلبول قرمز فقط حدود چهار ماه زنده است و سپس از بين مي رود و همواره در بدن گلبول قرمز جديد ساخته مي شوند . گلبول هاي قرمز خيلي زرد جايگزين مي گردند و از اين رو مي توان به دفعات فراوان خون اهدا کرد . خون به اين دليل قرمز رنگ است که گلبولهاي قرمز حاوي ماده اي به نام هموگلبين هستيد هموگلبين خيلي مهم است زيرا اکسيژن را از ريه هاي شما به هر نقطه بدن که مورد نياز باشد مي رساند . هموگلبين حاوي تعداد زيادي آهن است وقتي گلبوله اي قرمز خون شما از بين مي رود قسمت اعظم آهن هموگلبين دوباره براي ساختن هموگلبين تازه بکار مي رود . شما همه روزه مقداري آهن از بدن خود را از دست مي دهند ولي با آهني که در غذايتان وجود دارد دوباره آن را بدست مي آوريد . در واقع علت اصلي اين مطلب که بايد در غذاي انسان وجود داشته باشد براي ساختن هموگلبين است . کم خوني چيست ؟ بعضي اشخاص مقدار هموگلبين خونشان کم است اينها دچار کم خوني هستند . کم خوني به انواع مختلفي وجود دارد . شايع ترين نوع آن کم خوني بعلت کمبود آهن است . اين حالت وقتي اتفاق مي افتد که شخص هموگلبين کافي ندارد زيرا به اندازه کافي غذاهاي حاوي آهن نمي خورد تالاسمي ماژور يک نوع متفاوت کم خوني است . در اينجا هم کم خوني بعلت نداشتن هموگلبين کافي است اما هيچ ربطي به آهن دريافتي از راه غذا ندارد اين بيماري يک اختلال خوني ارثي است . تالاسمي مينور چيست ؟ اشخاص با خصيصه تالاسمي مينور داراي تالاسمي هستند ولي بيمار نيستند . اين اشخاص مطلقا سالم و طبيعي هستند بعضي از آنها ممکن است کم خوني خفيف داشته باشند . بيشتر کساني که حامل خصيصه تالاسمي مينور هستند نمي دانند که ناقل ژن تالاسمي مينور هستند فقط وقتي از آن مطلع مي شوند که يا خونشان را آزمايش کنند و يا صاحب يک کودک مبتلا به تالاسمي ماژور شوند . گلبول هاي قرمز خون اشخاصي که تالاسمي مينور دارند کوچکتر از حد معمول است . در خون مبتلايان به خصيصه تالاسمي مينور همچنين از يک نوع هموگلبين که هموگلبين A2 ناميده مي شود مختصري بيشتر از معمول وجود دارد . خصيصه تالاسمي مينور در موقع تولد وجود دارد كه در تمام طول زندگي باقي مي ماند ممكن است توسط والدين به كودكان منتقل شود ، يعني ارثي است . داشتن خصيصه تالاسمي مينور ( خفيف ) چه اهميتي دارد ؟ دانستن اين كه خصيصه تالاسمي مينور داريد مهم است ، زيرا گاهي ممكن است اشخاصي كه خصيصه تالاسي مينور دارند صاحب فرزند مبتلا با تالاسمي ماژور شوند كه اختلال وني شديدي است . چگونه مي توان به داشتن خصيصه تالاسمي مينور پي برد ؟ بايد يك آزمايش خون مخصوص به عمل آورد ، پزشكان مي توانند با سنجش اندازه گلوبلهاي قرمز و مقدار هموگلبين A2 خون اين مطلب را دريابند . آيا ناقل تالاسمي مينور بيمار است ؟ خير . از اين رو نيازي به هيچ درمان پزشكي بخصوصي نيست . آيا حامل تالاسمي مينور بيشتر در معرض ابتلا به بيماري ديگري است ؟ خير . آيا حامل تالاسمي مينور از نظر جسمي يا روحي ضعيف است ؟ خير . آيا تالاسمي مينور تاثيري روي نوع كاري كه انجام مي دهد دارد ؟ خير . آيا درماني وجود دارد كه تالاسمي مينور را تغيير دهد ؟ خير . اگر با ژن تالاسمي مينور متولد شده ايد هميشه آنرا خواهيد داشت . آيا ممكن است تالاسمي مينور تبديل به تالاسمي ماژور شود ؟ خير . آيا حاملين تالاسمي مينور هرگز به درمان با آهن نياز پيدا مي كنند ؟ بله . گاهي احتياج پيدا مي كنند . اما مهم است كه وقتي واقعا نياز به آهن دارند فقط با آهن مداوا شوند . بهترين روش براي فهميدن نياز به آهن حاملين ، آزمايش خون مخصوصي است كه مقدار آهن ون را با آن اندازه مي گيرند . اگر اين آزمايش را انجام نداده باشيد ممكن است پزشك فكر كند كه شما به دليل گلبولهاي قرمز كوچك و كم خوني خفيف دچار كمبود آهن هستيد و ممكن است شما را به خوردن آهن توصيه نمايد در حالي كه واقعا به آن نيازي نداريد ، اين حالت اثر خوبي براي شما ندارد و ممكن است در دراز مدت براي شما زيان آور باشد . در مورد زنان حامله چه مي توان گفت ؟ زنان آبستن داراي خصيصه تالاسمي مانن هر زن حامله ديگري احتياج به آهن اضافي دارند . چرا خصيصه تالاسمي در بعضي كشورها يافت مي شود ؟ اشخاص داراي تالاسمي مينور اگر مالاريا بگيرند احتمال مرگشان كمتر از ديگران است . در گذشته در بعضي از كشورهايي كه مالاريا بسيار شايع بود مردم داراي خصيصه تالاسمي مينور از مالاريا جان سالم به در مي برند ، در حالي كه اشخاص ديگر مي مردند . آنها اين خصيصه را به قرزندانشان منتقل مي كردند ، از اين رو خصيصه تالاسمي مينور مزيت بزرگي بود و هر چه زمان گذشت در مناطق آلوده به مالارياي جهان شايع تر شد . اما اكنون ما مي توانيم مالاريا را درمان كنيم يا از آن پيشگيري نماييم و ديگر خصيصه تالاسمي مينور مزيت نيست و اگر مالازريا ريشه كن شود اين خصيصه از بين نمي رود . مالاريا در بسياري از کشورها وجو داشته و اکنون تعداد نسبتا زيادي از مردم آن ممالک خصيصه تالاسمي دارند ، مثلا در قبرس از هر هفت نفر ساكنين كشور يكنفر داراي خصيصه تالاسمي مينور است ( هم بين قبرسيهاي ترك زبان و هم بين قبرسي هاي يوناني زبان ) و در يونان يك نفر از هر دوازده نفر داراي خصيصه تالاسمي مينور است . در ايتاليا و در تمام خاورميانه و آسيا از جمله هندوستان و پاكستان ، هنگ كنگ و يتنام تعداد اشخاص با خصيصه تالاسمي مينور بين يك نفر از پنجاه نفر تا يك نفر از ده نفر ، بسته به منطقه تغيير مي كند . در آفريقا و هند غربي تقريبا يك نفر از پنجاه نفر خصيصه تالاسمي مينور دارد ، در مردماني كه اصلا انگليسي هستند يك نفر از هزار نفر داراي خصيصه تالاسمي است . ساير اشكال خصيصه تالاسمي مينور : اين جزوه كلا درباره خصيصه بتا تالاسمي است ولي اشكال ديگري از خصيصه تالاسمي نيز وجود دارد . خصيصه دلتا تالاسمي و خصيصه هموگلوبين لپور : خيلي شبيه بتا تالاسمي مينور هستند . اگر اين خصايص را داشهت باشيد هر چه اين جزوه نوشته شده درباره شما صدق مي كند. خصيصه آلفا تالاسمي : خيلي با خصايص بتا تالاسمي تفاوت دارد كه اين كشور شايع نيست و فقط ندرتا بيماري نزد كودكان به وجود مي آورد . اشخاصي كه خصيصه آلفا تالاسمي دارند حامل خصايص بتا تالاسمي نيستند و مطالب جزوه حاضر درباره آنها صادق نيست . علاوه بر تالاسمي سه شكل مهم ديگر هموگلوبين غير طبيعي به قرار زير وجود دارد . هموگلوبين S .هموگلوبين C . هموگلوبين E . اگر كسي كه حامل بتا تالاسمي است با كسي كه حامل يكي از انواع هموگلوبين غير طبيعي خون است ازدواج كند اين خطر وجود دارد كه بعضي كودكانشان مبتلا به يك كم خوني شديد مانند تالاسمي ماژور شوند . خصيصه تالاسمي چگونه از والدين به ودكان منتقل مي شود ؟ اجازه بدهيد يه نوع زوج را مورد نظر قرار دهيم . 1- اگر هيچكدام از پدر و مادر حامل ژن تالاسمي نباشند ، امكانانتقال خصيصه تالاسمي مينور يا تالاسمي ماژور به كودكان خود را ندارند ، در اين صورت همه فرزندانشان خون طبيعي خواهند داشت . به اين شكل ها توجه كنيد . هيچيك از فرزندان خصيصه تااسمي مينور ( ناقل ) يا ماژور را نخواهند داشت . 2- اگر يكي از والدين ناقل ژن مينور باشد و ديگري حامل اين ژن نباشد احتمال يك از دو ( پنجاه درصد ) وجود دارد كه فرزندان داراي ژن ناقل تالاسمي مينور شوند و به همين دليل هيچيك از آنان تالاسمي ماژور نخواهند شد . هيچكدام از فرزندان تالاسمي ماژور نخواهند داشت . اشخاصي كه تالاسمي مينور دارند كاملا سالم هستند و از اين رو ممكن است اين خصيصه را بدون اين كه متوجه وجود آن در خانواده شود به چند نسل منتقل كنند . 3- اگر هر دو والدين حامل ژن تالاسمي مينور داشته باشند يا خونشان كاملا طبيعي باشد و يا ممكن است مبتلا به تالاسمي ماژور شوند . در هر بار حاملگي يك چهارم ( 25 درصد ) شانس وجود دارد كودك داراي ون طبيعي باشد و دو چهارم ( 50 درصد ) احتمال دارد كه كودك داراي خصيصه تالاسمي متولد شود و يك چهارم ( 25 درصد )‌احتمال دارد كه كودك تالاسمي ماژور داشته باشد . تالاسمي ماژور چيست ؟ تالاسمي ماژور يك كم خوني شديد ارثي است . كودكان مبتلا به تالاسمي ماژور نمي توانند به طور كافي هموگلوبين درست كنند . از اين رو مغز استخوان آنها مي تواند گلبول قرمز طبيعي به وجود آورد ، گلبول هاي قرمزي كه توليد مي شود تقريبا خالي هستند . كودكان مبتلا به تالاسمي ماژور در هنگام تولد طبيعي هستند ، ولي بين سه ماهگي و هجده ماهگي دچار كم خوني مي شوند ، رنگشان پريده است ، خوب نمي خوابند ، نمي خواهند غذا بخورند و ممكن است دچار تهوع گردند ، اگر كودكان مبتلا به تالاسمي ماژور درمان نشوند زندگي سختي خواهند داشت و معمولا بين يكسالي تا هشت سالگي چنانچه خون دريافت ننمايند ، از بين مي روند . آيا مي توان تالاسمي ماژور را درمان كرد ؟ تنها درمان تالاسمي ماژور ترانسفوزيون (تزريق ) منظم خون است كه معمولا هر چهار هفته يكبار انجام مي گيرد ، بيشتر كودكاني كه به اين ترتيب خون دريافت مي نمايند به طور طبيعي رشد مي كنند و به اوائل بيست سالگي مي رسند . اما براي اين كه بيشتر زندگي كنند نياز به درمان ديگري هم دارند . پس از هر ترانسفوزيون ( تزريق ) خون ، گلبولهاي قرمز خون جديد به تدريج طي چهار ماه بعد شكسته مي شوند . آهن اين گلبولهاي قرمز در بدن باقي مي ماند و اگر دفع نشود انباشته مي گردد و ممكن است به كبد ، قلب و ساير قسمتهاي بدن آسيب برساند . اگر اين آسيب پيشگيري نشود بيشتر مبتلايان به تالاسمي ماژور وقتي به حدود بيست سالگي برسند تلف خواهند شد در حال حاضر تنها راه دفع آهن اضافي از بدن تزريق زير پوستي دارويي به نام Desferal ( دسفرال ) است كه توسط پمپ كوچكي طي 5 تا 7 شب در هفته صورت مي گيرد دسفرال آهن را مي گيرد و آن را حمل مي كند تا از راه ادرار دفع شود . اين درمان بسيار موفقيت آميز است و بيشتر كودكاني كه با ترانسفوزيون خون و دسفرال درمان مي شوند ، اكنون مي توانند زندگي طبيعي و سالمي داشته باشند . اما اميدواريم آنها بتوانند كار كنند ، ازدواج كنند و بچه دار شوند اما بايد گفت كه درمان ناخوشايند و ناراحت كننده است ، ما همواره اميدواريم كه درمان بهتري پيدا شود . چگونه مي توان از تالاسمي ماژور پيشگيري كرد ؟ اگر شما داراي تالاسمي مينوز هستيد يعني اگر شما ناقل بيماري تالاسمي هستيد وقتي صاحب فرزندي شويد دو امكان وجود دارد : الف - اگر همسر شما داراي خون طبيعي است هيچ احتمالي وجود ندارد كه فرزندانتان مبتلا به تالاسمي ماژور باشند اگر چه ممكن است داراي تالاسمي مينوز باشند . ب - اگر شما و همسرتان هر دو داراي تالاسمي مينوز هستيد آن وقت در هر بار حاملگي يك چهارم احتمال وجود دارد كه فرزندانتان مبتلا به تالاسمي ماژور شوند . وقتي پدر و مادر هر دو داراي ژن ناقل تالاسمي مينوز باشند براي اجتناب از داشتن فرزند مريض چند راه وجود دارد . مثلا اكنون پزشكان مي توانند در دوران حاملگي وقتي هنوز بچه در رحم است از نظر تالاسمي ماژور او را مورد آزمايش قرار مي دهند . بسياري از زوج هايي كه هر دو حامل ژن تالاسمي هستند در هر بار حاملگي آزمايش مخصوص براي تشخيص تالاسمي ماژور در جنين را انجام مي دهند و اگر مبتلا بود اغلب تصميم به خاتمه دادن حاملگي مي گيرند . راه هاي ديگر نيز براي اجتناب از داشتن فرزندان مبتلا به تالاسمي ماژور وجود دارد ، براي اطلاع بيشتر مي توانيد از پزشك خود بخواهيد كه به ترتيب ملاقات شما را با يك متخصص ژنتيك بدهد . انجمن تالاسمي ايران اميد است آموخته هاي خود را به ديگران بياموزيد . . تالاسمي بيمارييست که در يک خط تعريف مي شود . اما کودکاني که اين بيماري را در خود دارند زندگي را براي خود تعريف ديگري مي کنند . شرح درد و رنج را تعبيري نيست که ما بخواهيم در اينجا به قلم آوريم . فقط يک لحظه خود را بجاي بيماران تالاسمي بگذريد و فکر کنيد که هر ماه مجبوريد خون تزريق نماييد و هر شب با پمپ دسفرال بواب رويد و درد ناشي از تزريق آن را بر زير پوست شکم و در جاي جاي بدن احساس کنيد . اگر کسي اين همه درد را تحمل کند و بعد به سلامتي برسد و زندگي طولاني داشته باشد باز مي توان آن را به راحتي پذيرفت . اما متاسفانه به دلايل عديده از جمله : درمان نامناسب . مشکلات اقتصادي و ... تعدادي از اين بيماران بعد از تحمل آن همه مشقت و شرايط سخت و طاقت فرسا در سنين نوجواني از دنيا مي روند و هزاران اميد را با خود به خاک مي سپرند . ما در انجمن تالاسمي ايران گرد هم آمده ايم تا با کمک شما شرايطي مطلوب براي اين بيماران به وجود آورديم و به آنان اجازه دهيم تا در شرايط بهتري سالها زندگي کنند . دستهاي کوچک و معصوم بيست هزار بيمار تالاسمي در دستان ماست و دست ما هم به سوي شما دراز است تا با کمک هاي مادي و معنوي خود ما را ياري دهيد . باشد تا دنياي زيباتري براي فرزندانمان نويد دهيم و دريچه هاي زيباي زندگي را براي آنان بگشاييم . من تالاسمي هستم نام مرا که يک واژه يوناني است از دو کلمه تالاسا Thalassa به معني دريا و امي Emia به معني خون گرفته اند و به من آنمي مديترانه اي يا آنمي كولي و در فارسي كم خوني مي گويند من يك بيماري هموليتيك مادرزادي هستم كه طبق قوانين مندل به ارث مي رسم . اولين بار يك دانشمند امريكايي بنام دكتر كولي در سال 1925 مرا شناخت و به ديگران معرفي كرد . من بيشتر در كشورهاي نواحي دريايي مديترانه نظير ايتاليا . يونان .قبرس . تركيه . لبنان و ايران هستم و مردم اين كشورها بايد خيلي مواظب باشند تا من باعث درد سرشان نشوم . من به صورت شديد ( ماژور ) و خفيف ( مينور ) ظاهر شوم . اگر هر دو والدين داراي ژن معيوب باشند من به صورت شديد يعني ماژور Major و اگر يكي از والدين فقط ژن معيوب داشته باشند من به صورت خفيف يعني Minor ظاهر مي شوم . من براي كساني كه نوع مينور مرا داشته باشند مشكل ايجاد نمي كنم و آنها هم مثل افراد سالم مي توانند زندگي كنند و فقط در موقع ازدواج بايد خيلي مراقب باشند . اما برعكس من حداكثر آزار خود را به بيماران نوع ماژور خود مي رسانم . حال ببينيم من چگونه منتقل مي شوم : اگر يك زن و شوهر هر كدام داراي نوع خفيف ( مينور ) من باشند هر يك فرزند از فرزندان آنها 25 % احتمال ابتلا به تالاسمي ماژور را داشته و 50% احتمال تالاسمي مينور و فقط 25% امكان دارد سالم باشند . علائم و عوارضي كه من در بيماران ايجاد مي كنم : از آنجا كه در نوع ماژور من هموگلوبين خون غير طبيعي بنام F يا جنيني افزايش يافته و هموگلوبين قرمز خون كاهش پيدا مي كند . كودكي كه مرا در خود دارد كم خون است و اين كم خوني باعث بزرگ شدن طحال و كبد و تغيير قيافه ظاهري مي شود . بنابراين به علت پايين آمدن مداوم خون بيمار مجبور است مدام خون خود را تزريق كند و در اثر تزريق خون كه داراي مقدار زيادي آهن است و در اثر خود بيماري كه باعث شكسته شدن هموگلوبين قرمز خون و آزاد شدن آهن مي شود ميزان آهن خون افزايش يافته و در بافتهاي عمده بدن چون : قلب. كبد . طحال و ... رسوب مي كند و سبب ايجاد مشکلات ديگري مي شود که تنها به کمک آمپول دسفرال مي توان از تجمع آهن جلوگيري کرد. مصرف مداوم دسفرال با قيمت بالاي آن خود موجب بروز مشکلات اقتصادي در خانواده ها مي شود . پس اگر در اثر عدم آگاهي و با سهل انگاري من به خانواده شما قدم گذاشتم هيچ جاي فرار نيست . من ماه ها و سالها تا زماني که فرزندتان زنده است در خانه شما هستم و شما نبايد فرزندتان را سرزنش کنيد . اين شما بوديد که مرا در خود داشتيد و به فرزندتان منتقل نموديد . اگر الان من در خانه شما هستم مواظب باشيد که فرزندي به دنيا نياوريد زيرا من همراه او بدنيا خواهم آمد و اگر هم هنوز با مشکلي بنام من روبرو نيستيد مراقب باشيد که هرگز دچار آن نشويد . براي پيشگيري دو کار بايد انجام دهيد . ١- انجام آزمايش خون از نظر کم خوني ( CBC و هموگلوبين A2 ) . ٢- انجام آزمايش روي جنين در هفته هاي اول حاملگي در دوران بارداري . يك بار به روش پيشگيري توجه كنيد . با يك آزمايش ساده مي توانيد جلوي بروز مشكلات بسياري كه در صورت داشتن فرزند تالاسمي با آن برخورد خواهيد نمود را بگيريد . تالاسمي در ايران : يست هزار نفر تالاسمي را در خود دارند و هر ساله بيش از دو هزار نفر به اين تعداد اضافه مي شوند . در ابتدا چند ماه خود را پنهان مي كند و بعد از مدتي مادران مي بينند كه بچه تپل مپل آنها زرد و ضعيف و ناآرام است و وقتي كه فرزند خود را به دكتر مي برند بعد از آزمايش دكتر به مادر خانواده مي گويد من هم همراه كودكش به دنيا آمده ام آنگاه خود را معرفي مي كنم و بيچاره مادراني كه تاب تحمل شنيدن اين حرف را و اسم نازيباي مرا ندارند همانجا گريه و زاري مي كنند من هم ناراحت مي شوم چكاركنم ؟ حالا كه آمده ام و راه برگشت وجود ندارد . هر وقت متوجه شديد كه فرزند شما تالاسمي دارد جارو جنجال ناراحتي را كنار بگذاريد و به فكر چاره باشيد . اگر دير بجنبيد من بلايي بر سر كودك شما مي آورم كه تا سالها متالم باشيد . در صفحات بعد بيشتر توضيح مي دهم كه چكار بايد بكنيد تا فرزند دلبندتان همراه با من زندگي طولاني تر و بهتري داشه باشد . كساني كه در ايران مرا با خود دارند به چهار گروه تقسيم مي شوند : گروه اول : مبتلاياني كه دسترسي به امكانات پزشكي و درماني ندارند و از درمان صحيح يعني تزريق خون و دسفرال محروم مي باشند . گروه دوم : بيماراني كه به موقع بيماريشان تشخيص داده نمي شود و خون تزريق مي نمايند اما از دسفرال و ساير اقدامات درماني استفاده نمي كنند . گروه سوم : كساني كه بيماريشان به موقع تشخيص داده مي شود تزريق مناسب خون همراه با روشهاي جانبي را به موقع دريافت مي دارند و طول عمري قابل ملاحظه خواهند داشت . گروه چهارم : بيماراني كه دسترسي به پيوند مغز استخوان داشته اند احتمال بهبودي آنان تا حدود زيادي ميسر مي باشد ولي نبايد بعنوان راه حل نهايي به آن دل بست . در آينده اي نه چندان دور در اثر پيشرفتهاي عملي من هم مانند بيماريهاي شايع دوران گذشته ريشه كن مي شود پمپ دسفرال : دستگاهي است كه به طور اتوماتيك در مدت ٨ الي ١٢ ساعت آمپول دسفرال را زير ناحيه شكم و يا عضلات باز و بيمار تزريق مي كند و دارو در بدن با آهن تجمع يافته تركيب و سپس بوسيله ادرار دفع مي شود . همانطور كه قبلا گفته شد اگر آهن تجمع يافته دفع نشود باعث رسوب در كبد و قلب بيماران مي شود و مرگ آنان را تسريع مي كند . طحال برداري : . گلبولهاي خون اگر ساختمان و شكل و كار غير طبيعي داشته باشند زودتر از موعد مقرر ( ١٢٠ روز عمر گلبول قرمز مي باشد ) از بين مي روند . گورستان و محل تخريب گلبول ها ، طحال است و اگر پزشك متوجه شود كه بعلت بزرگي و يا فقط پركاري طحال ، نياز به خون بالا مي رود و با اين كه هموگلوبين پس از تزريق خون در فاصله زمان كمتري ، سريعا مي افتد در آن صورت تصميم مي گيرد كه طحال جراحي و از بدن خارج شود ، ولي سن ايده آل بالاي ٥ سال است زيرا در سنين پايينتر خطر بيماري هاي عفوني مهلك وجود دارد و بنابراين حتي در سنين بالاتر از ٥ سال كه طحال برداري انجام مي گيرد واكسيناسيون عليه برخي بيماريها مانند پنوموكك لازم است و علاوه بر آن هميشه بايستي درمان با آنتي بيوتيك سريعا شروع گردد . اگر تالاسمي طبق روال طبيعي كنترل و درمان شود ، بيماران مي توانند مثل هر انسان ديگري سالها زندگي كنند. امروز تعدادي از بيماران تالاسمي ازدواج كرده و داراي فرزندان سالم هستند . شرايط بد و مرگ و يا عمر طولاني بيمار تالاسمي در دست شماست . اين شما پدران و مادران هستيد كه بايد معاينه شويد تا اگر مواردي بود دقيقا مداوا گردد تا از نارسايي هاي بيشتر جلوگيري گردد . بايد با دقت و حوصله درامر معالجه كدك بيمار خود اقدام كنيد . در صورت طحال برداري مصرف قرص پني سيلين و تزريق واكسن پنوموكوك براي جلوگيري از عفونت بدن ضروري است . لازم است بيمار تالاسمي در سنين بالا توسط متخصصين قلب، كليه ، چشم ، غدد و ... تحت نظر قرار گيرند. مشکلات يک بيمار تالاسمي: ١-ضعف چسمي و رشد کم.٢ -مشکلات ناشي از تزريق خون .٣ -تزريق مداوم دسفرال( DESEFERAL )٤ -تغيير شكل و رشد ناهنجارجمجمه و بروز مشكلات رواني . ٥-نگراني هميشگي از آينده بيمار .اين شمه اي از ده ها مشكل بيمار تالاسمي است. و تو اي هموطن : تعداد زيادي از بيماران تالاسمي به علت شرايط بد اقتصادي توان خريد يک بسته دسفرال را در ماه ندارند تنها و تنها در سايه کمک توست که آنها مي توانند به زندگي ادامه دهند آنها گل هاي بوستان خانواده اند اگر چه بهار عمرشان را خزان زندگي هميشه تهديد مي نمايد چشمان منتظر آنان شما را مي نگرد و دستان کوچکشان بسوي شما دراز است . به ياريشان بشتابيد با اهداي مقداري از خونتان و با کمک مادي ما و آنها را ياري نماييد . هر چند هدف انجمن تالاسمي ايران جمع آوري اعانه نيست بلکه اميد آن داريم که با همياري همه وسائل پيشگيري درمان و معالجه قطعي اين بيماران را در ايران فراهم آوريم . اهداف انجمن تالاسمي ايران : انجمن تالاسمي ايران در پرتو الطاف الهي و با اطمينان به ادامه همکاري همه جانبه شما عزيزان و مساعدت هاي مجدانه مسئولين کشور و پزشکان و محققان و دانشمندان دلسوز و همت و تلاش دردمندان و دردآشنايان بر آن است تا با اهداف مشروح زير جامه عمل بپوشاند : ١- شناسايي و زير پوشش قرار دادن افراد تالاسميک در سطح کشور و جمع آوري آمار و اطلاعات مربوط به افراد و ارائه به سازمانهاي ذيربط . ٢- بسط و گسترش و انتشار فرهنگ پيشگيري از تولد کودک تالاسميک . ٣- آموزش روش درمان يا پيشگيري از عوارض ناهنجار تالاسمي . ٤- ايجاد امکانات مادي و معنوي جهت گسترش برنامه هاي تحقيقاتي و پژوهش هاي علمي از طريق همياري استادان و دانشجويان علوم پزشکي و داروسازي در راه رسيدن به روشهاي درماني جديد و تامين وسائل پيشرفته در اين زمينه . انجمن تالاسمي ايران براي رسيدن به اين هدف کليه فعاليتهاي خود را در قالب سه کميته انجام مي دهد : ١- کميته علمي و فرهنگي . ٢- کميته روابط عمومي و بين المللي . ٣- کميته مددکاري - اشتغال و جلب مشارکتهاي عمومي . قابل توجه بيماران تالاسمي : تمام اهداف ما در انجمن تالاسمي کمک به شما عزيزان براي زندگي بهتر و راحت تراست . در هر کجاي ايران بزرگ هستيد با ما مکاتبه کنيد . دوستان شما در انجمن تالاسمي آماده اند تا مشکلات شما را در هر مورد که باشد مورد بررسي قرار دهند و به سوالاتتان پاسخ مي گويند . ما منتظر نامه هاي شما هستيم . اميد است آموخته هاي خود را به ديگران نيز بياموزيد . يادمان باشد که : " قلب بيماران تالاسمي در بانک خون مي تپد با اهدا خون خود اين تپش را هميشه زنده نگاه داريد . " ما از شما مي خواهيم به سادگي از كنار آن نگذريد ، تالاسمي بيماري ايست كه در يك خط تعريف مي شود ، اما كودكاني كه اين بيماري را در خود تعريف ديگري مي كنندد ، شرح درد و رنج را تعبيري نيست كه ما بخواهيم در اينجا به قلم آوريم ، فقط يك لحظه خود را بجاي بيماران تالاسمي بگذاريد و فكر كنيد كه هر ماه مجبوريد خون تزريق نمائيد و هر شب با پمپ دسفرال بخواب رويد و درد ناشي از تزريق آن را بر زير پوست شكم و در جاي جاي بدن احساس كنيد . اگر كسي اين همه درد را تحمل كند و بعد به سلامتي برسد و زندگي طولاني داشته باشد ، باز مي توان آن را به راحتي پذيرفت ، اما متاسفانه به دلايل عديده از جمله : درمان نا مناسب ، مشكلات اقتصادي و ... تعدادي از اين بيماران بعد از تحمل آن همه مشقت و شرايط سخت و طاقت فرسا در سنين نوجواني از دنيا مي روند و هزاران اميد را با خود به خاك مي سپارند . ما در انجمن تالاسمي ايران گرد هم آمده ايم تا با كمك شما شرايطي مطلوب براي اين بيماران به وجود آوريم و به آنان اجازه دهيم تا در شرايط بهتري سال ها زندگي كنند . دست هاي كوچك و معصوم بيست هزار بيمار تالاسمي در دستان ماست و دست ما هم به سوي شما دراز است تا با كمك هاي مادي و معنوي خود ما را ياري دهيد ، باشد تا دنياي زيباتري براي فرزندانمام نويد دهيم و دريچه هاي زيباي زندگي را براي آنان بگشاييم . تالاسمي يك واژه يوناني است كه از دو كلمه تالاسا Thalassa به معني دريا و امي Emia به معني خون گرمته شده است و با آن آنمي مديترانه اي يا آنمي كولي و در فارسي كم خوني مي گويند . تالاسمي يك بيماري همولتيك مادرزادي است كه طبق قوانين مندل به ارث مي رسد . اولين بار يك دانشمند آمريكايي به نام دكتر كولي در سال 1925 آن را شناخت و به ديگران معرفي كرد . اين بيماري به صورت شديد ( ماژور ) و خفيف ( مينور ) ظاهر مي شود . اگر هر دو والدين داراي ژن معيوب باشند به صورت شديد يعني ماژور ( Major ) و اگر يكي از والدين فقط ژن معيوب داشته باشد به صورت خفيف يعني مينور ( Minor ) ظاهر مي شود . تالاسمي براي كساني كه نوع (( مينور )) را داشته باشند مشكل ايجاد نمي كند و آنها هم مثل افراد سالم مي توانند زندگي كنند و فقط در موقع ازدواج بايد خيلي مراقب باشند . اما بر عكس اين بيماري حداكثر آزار خود را به بيماران نوع ماژور مي رساند . تالاسمي چگونه منتقل مي شود ؟ اگر يك زن و شوهر هر كدام داراي نوع كم خوني خفيف ( ميتور ) تالاسمي باشند ، هر يك از فرزندان آنها 25 %احتمال ابتلا به تالاسمي ماژور ( كم خوني شديد ) را داشته و 50 % احتمال تالاسمي مينور و 25 % سالم باشند . علائم و عوارضي كه تالاسمي در بيماران ايجاد مي كنم : از آنجا كه در نوع ماژور تالاسمي ( كم خوني شديد ) ، هموگلوبين خون غير طبيعي به نام F يا جنيني افزايش يافته و هموگلوبين قرمز خون كاهش پيدا مي كند ، كودكي كه اين بيماري را در خود دارد كم خون است و اين كم خوني باعث بزرگ شدن طحال و كبد و تغيير قيافه ظاهري او مي شود . بنابراين به علت پايين آمدن مداوم خون ، بيمار مجبور است مدام خون تزريق كند و در اثر تزريق خون كه داراي مقدار زيادي آهن است و در اثر خود بيماري كه باعث شكسته شدن هموگلوبين ( گلبولهاي قرمز ) و آزاد شدن آهن مي شود ، ميزان آهن خون افزايش يافته و در بافت هاي عمده بدن چون : قلب ، كبد ، طحال و ... رسوب مي كند و سبب ايجاد مشكلات ديگري مي شود كه تنها به كمك آمپول دسفرال مي توان از تجمع آهن جلوگيري كرد . مصرف مداوم دسفرال با قيمت بالاي ان ، خود موجب بروز مشكلات اقتصادي در خانواده ها مي شود . پس اگر در اثر عدم و يا سهل انگاري ، تالاسمي به خانواده شما قدم گذاشت ، هيچ جاي فرار نيست . (( تالاسمي )) ماه ها و سال ها تا زماني كه فرزندتان زنده است در خانه شما هست و شما نبايد فرزندتان را سرزنش كنيد زيرا اين شما بوديد كه آن را در خود داشتيد و به فرزندتان منتقل نموديد و اگر الان تالاسمي در خانه شما هست مواظب باشيد كه ديگر فرزندي به دنيا نياوريد زيرا اين بيماري همراه او به دنيا خواهد آمد و اگر هم هنوز با مشكل تالاسمي روبرو نيستيد مراقب باشيد كه هرگز دچار آن نشويد . براي پيشگيري ، دو كار بايد انجام دهيد : 1- انجام آزمايش خون از نظر كم خوني ( CBC و هموگلوبين A2 ) . 2-انجام آزمايش روي جنين در هفته هاي اول حاملگي در دوران بارداري . يك با به روش پيشگيري توجه كنيد . با يك آزمايش ساده مي توانيد جلوي بروز مشكلات بسياري كه در صورت داشتن فرزند تالاسمي با آن بر خورد خواهيد نمود را بگيريد . تالاسمي در ابران : همان طور كه در صفحات قبل گفته شد تالاسمي در ايران نيز حضور تاسف باري دارد و در حدود سي هزار نفر اين بيماري را در خود دارند و هر سال به اين تعداد نيز اضافه مي شوند . تالاسمي در ابتدا چند ماه خود را پنهان مي كند و بعد از مدتي مادران مي بينند كه كودك آنها زرد و ضعيف و نا آرام است و وقتي كه فرزند خود را به دكتر مي برند بعد از آزمايش ، دكتر به مادر خانواده مي گويد تالاسمي هم همراه كودكش به دنيا آمده است ، آنگاه است كه تالاسمي خود را معرفي مي كند و هر وقت متوجه شديد كه فرزند شما تالاسمي دارد به فكر چاره باشيد . اگر دير بجنبيد تالاسمي بلايي بر سر كودك شما مي آورد كا تا سال ها متالم باشيد . در صفحات بعد بيشتر توضيح داده مي شود كه چه كار بايد بكنيد تا فرزند دلبندتان همراه با اين بيماري ، زندگي طولاني تر و بهتري داشته باشد . كساني كه در ايران تالاسمي با خود دارند به چهار گروه تقسيم مي شوند : گروه اول مبتلا ياني كه دسترسي به امكانات پزشكي و درماني ندارند و از درمان صحيح يعني تزريق خون و دسفرال محروم مي باشند . گروه دوم بيماراني كه به موقع بيماريشان تشخيص داده مي شود و خون تزريق مي نمايند اما دسفرال و ساير اقدامات درماني استفاده نمي كنند . گروه سوم كساني كه بيماريشان به موقع تشخيص داده مي شود ، تزريق مناسب خون همراه با روش هاي جانبي را به موقع دريافت مي دارند و طول عمري قابل ملاحظه خواهند داشت . گروه چهارم بيماراني كه دسترسي به پيوند مغز استخوان داشته اند ، احتمال بهبودي آنان تا حدود زيادي ميسر مي باشد ، اميد است با اتكان به خداوند تبارك و تعالي در آينده اي نه چندان دور در اثر پيشرفت هاي علمي ، تالاسمي هم مانند بيماريهاي شايع دوران گذشته از ريشه كنده شود . كنترل و درمان بيماري : تالاسمي با اين هدف همراه كودكتان به دنيا مي آيد كه خيلي زود هم با او از دنيا برود . اما با كنترل آن مي توان سال هاي سال زندگي كرد . مهمترين راه درمان تالاسمي ، تزريق مداوم خون است . اگر بعد از آزمايش هموگلوبين ، هماتوكريت متوجه شديد كه مقدار آن پايين تر از 10 است ، فورا به مركز انتقال خون مراجعه كنيد . هر چه ديرتر مراجعه كنيد ، بدن مجبور است از خوني كه استخوان ها مي سازند تغذيه كند و خون سازي استخوان ها باعث رشد نا هنجار استخوان هاي سر و صورت مي شود و در آن هنگام تالاسمي ، قيافه وحشتناك خود را نشان مي دهد و بيمار خود را دچار مشكلات روحي و رواني فراوان مي كند . پس به ياد داشته باشيد با تزريق مداوم و به موقع خون از رشد استخوان هاي صورت كودك خود جلوگيري كنيد . اين تازه يا قسمت از كارهايي است كه شما انجام داده ايد ، اقدام مهم ديگري كه شما بايد انجام دهيد پايين آوردن آهن خون فرزندتان است . آهن ، بافت هاي بدن است و آمپول دسفرال هم دشمن آهن ، شما بعد از آزمايش آهن خون ( فريتين ) كودكتان ، اگر مقدار آن را بالاتر از حد طبيعي مشاهده كرديد ، ديگر با تزريق دسفرال به وسيله سرنگ در عظله نمي توانيد آن را به حد طبيعي برسانيد و حتما بايد از پمپ دسفرال استفاده كنيد . پمپ دسفرال : دستگاهي است كه به طور اتوماتيك در مدت 8 الي 12 ساعتآمپول را در زير پوست ناحيه شكم و يا عضلات بازوي بيمار تزريق مي كند و دارو در بدن با آهن تجمع يافته تركيب و سپس به وسيله ادرار دفع مي شود . همان طور كه قبلا گفته شد اگر آهن تجمع يافته دفع نشود باعث رسوب در كبد و قلب مي شود و مرگ آنان را تسريع مي كند . طحال برداري : تالاسمي روي طحال بيمار خود نيز تاثير مي گذارد . گلبول هاي خون اگر ساختمان و شكل و كار غير طبيعي داشته باشند زودتر از موعد مقرر ( 120 روز عمر طبيعي گلبول قرمز مي باشد ) از بين مي روند . گورستان و محل تخريب گلبول ها ، طحال است و اگر پزشك متوجه شود كه به علت بزرگي و يا فقط پر كاري طحال ، نياز به خون بالا مي رود و يا اينكه هموگلوبين پس از تزريق خون در فاصله زمان كمتري سريعا پايين مي افتد در آن صورت تصميم مي گيرد كه طحال جراحي و از بدن خارج شود ، ولي سن ايده آل بالاي 5 سال است زيرا در سنين پايين تر خطر بيماري هاي عفوني مهلك وجود دارد . بنابراين حتي در سنين بالاتر از 5 سال كه طحال برداري انجام مي گيرد ، واكسيناسيون عليه برخي بيماري ها مانند پنوموكك لازم است و علاوه بر آن هميشه بايستي درمان با آنتي بيوتيك سريعا شروع گردد . اگر تالاسمي طبق روال طبيعي كنترل و درمان شود ، بيماران مي توانند مثل هر انسان ديگري سال ها زندگي كنند . امروز تعدادي از بيماران تالاسمي ازدواج كرده و داراي فرزندان سالم هستند . شرايط بد و مرگ و يا عمر طولاني بيمار تالاسمي در دست شماست . پدران و مادران نيز بايد معاينه شوند تا اگر مواردي بود دقيقا وداوا گردد تا از نارسايي هاي بيشتر جلوگيري شود . بايد با دقت و حوصله در امر معالجه كودك بيمار خود اقدام كنيد . در صورت طحال برداري مصرف قرص پني سيلين و تزريق واكسن پنوموكك براي جلوگيري از عفونت بدن ضروري است . لازم است بيمار تالاسمي در سنين بالا توسط متخصصين قلب ، كليه ، چشم ، گوش ، غدد و ... مورد معاينت قرار گيرد . مشكلات يك بيمار تالاسمي : 1- ضعف جسمي و رشد كم . 2- مشكلات ناشي از تزريق خون و درد آن . 3- تزريق مداوم دسفرال ( DESFERAL ) و صرف هزينه بالا . 4- تغيير شكل و رشد نا هنجار جمجمه و بروز مشكلات رواني . 5- نگراني حقيقي از آينده بيمار اين شمه اي از ده ها مشكل بيمار تالاسمي است . حال پدر و مادر عزيز ، آيا شما مي خواهيد داراي يك كودك مبتلا به تالاسمي باشيد ؟ آيا مي خواهيد گناه بي توجهي شما متوجه يك كودك باشد و عمري را در رنج و مشقت به سر برد ؟ اگر يك كودك تالاسمي به دنيا آوريد ، هم خود را دچار مشكل كرده ايد ، هم يك انسان را و همچنين دست اندركاران جامعه پزشكي اگر در آستانه ازدواج هستيد ( به خصوص ازدواج فاميلي ) حتما و حتما آزمايش الكتروفورز و غيره به دستور پزشك را فراموش نكنيد ، اگر هم يك بيمار تالاسمي در خانواده شما وجود دارد مراقب باشيد تا ديگر صاحب فرزند جديد نشويد ، چرا كه بر اثر كم و يا بي توجهي عده اي از والدين ، هستند خانواده هايي كه داراي 3 ، 4 و يا 5 بيمار تالاسميك مي باشند ! و تو اي هموطن : تعداد زيادي از بيماران تالاسمي به علت شرايط بد اقتصادي ، توان خريد يك بسته دسفرال را در ماه ندارند ، تنها و تنها در سايه كمك توست كه آنها مي توانند به زندگي ادامه دهند . آنها گل هاي بوستان خانواده اند . اگر چه بهار عمرشان را خزان زندگي هميشه تهديد مي نمايد . چشمان منتظر آنان شما را مي نگرد و دستان كوچكشان به سوي شما دراز است . به ياريشان بشتابيد ، با اهداي مقداري از خونتان و يا كمك مادي ، ما و آنها را ياري نماييد . هر چند هدف انجمن تالاسمي ايران جمع آوري اعانه نيست ، بلكه اميد آن داريم كه با همياري همه ، وسايل پيشگيري ، درمان و معالجه قطعي اين بيماران را در ايران فراهم آوريم . اهداف انجمن تالاسمي ايران : انجمن تالاسمي ايران در پرتو الطاف الهي و با اطمينان به ادامه همكاري همه جانبه شما عزيزان و مساعدت هاي مجدانه مسؤولين كشور و پزشكان و محققان و دانشمندان دلسوز و همت و تلاش دردمندان و درد آشنايان ، بر آنان است تا با اهداف مشروح زير ، جامه عمل بپوشاند : 1- شناسايي و زير پوشش قرار دادن افراد تالاسميك در سطح كشور و جمع آوري آمار و اطلاعات مربوط به اين افراد و ارائه به سازمان هاي ذيربط . 2- بسط و گسترش و انتشار فرهنگ پيشگيري از تولد كودك تالاسميك . 3- آموزش روش درمان يا پيشگيري از عوارض ناهنجار تالاسمي . 4- ايجاد امكانات مادي و معنوي جهت گسترش برنامه هاي تحقيقاتي و پژوهش هاي علمي از طريق همياري استادان و دانشجويان علوم پزشكي و داروسازي در راه رسيدن به روش هاي درماني جديد و تامين وسايل پيشرفته در اين زمينه . انجمن تالاسمي ايران براي رسيدن به اين اهداف ، كليه فعاليت هاي خود را در قالب سه كميته انجام مي دهد : 1- كميته علمي و فرهنگي . 2- كميته روابط عمومي و بين الملل . 3- كميته مددكاري - اشتغال و جلب مشاركت هاي عمومي . قابل توجه بيماران تالاسمي : تمام هدف ما در انجمن تالاسمي كمك به شما عزيزان براي زندگي بهتر و راحت تر است . در هر كجاي ايران بزرگ هستيد با ما مكاتبه كنيد . دوستان شما انجمن تالاسمي آماده اند تا مشكلات شما را در هر مورد كه باشد مورد بررسي قرار دهند و به سؤال پاسخ گويند . (( ما منتظر نامه هاي شما هستيم )) اميد است آموخته هاي خود را به ديگران نيز بياموزيد . يادمان باشد كه : قلب بيماران مبتلا به تالاسمي در بانك خون مي تپد ؛ با اهداي خون خود ، اين تپش را هميشه زنده نگاه داريم . انجمن تالاسمي ايران Iranian Thalassamia Society حساب جاري 6/5151 ، بانك ملت شعبه وليعصر (عج ) ، نبش طوس و شماره حساب 505 بانك صادرات شعبه مركزي ، كد 3046 آماده دريافت كمك هاي نقدي شما عزيزان و هموطنان مي باشد . صندوق پستي 6156- 15875 آماده پاسخگويي به سؤال هاي شماست . آدرس : خيابان وليعصر ، خيابان سيد جمال الدين اسد آبادي ، تقاطع فتحي شقاقي ، پلاك 92 ، طبقه 2 تلفن : 8553536 - 8715351 عوارض تزريق خون با تزريق طولاني خون مشگلات ديگري مي شود که تنها به کمک آمپول دسفرال مي توان از تجمع آهن جاوگيري کرد. مصرف مداوم دسفرال با قيمت بالاي آن خود موجب بروز مشکلات اقتصادي در خانواده ها مي شود . پس اگر در اثر عدم آگاهي و با سهل انگاري من به خانواده شما قدم گذاشتم هيچ جاي فرار نيست . من ماه ها و سالها تا زماني که فرزندتان زنده است در خانه شما هستم و شما نبايد فرزندتان را سرزنش کنيد . اين شما بوديد که مرا در خود داشتيد و به فرزندتان منتقل نموديد . اگر الان من در خانه شما هستم مواظب باشيد که فرزندي به دنيا نياوريد زيرا من همراه او بدنيا خواهم آمد و اگر هم هنوز با مشکلي بنام من روبرو نيستيد مراقب باشيد که هرگز دچار ژآن نشويد . براي پيشگيري دو کار بايد انجام دهيد . ١- انجام آزمايش خون از نظر کم خوني ( CBC و هموگلوبين A2 ) . ٢- انجام آزمايش روي جنين در هفته هاي اول حاملگي در دوران بارداري . يك بار به روش پيشگيري توجه كنيد . با يك آزمايش ساده مي توانيد جلوي بروز مشكلات بسياري كه در صورت داشتن فرزند تالاسمي با آن برخورد خواهيد نمود را بگيريد . تالاسمي در ايران : همنطور كه در صفحات قبل گفته شد من در ايران نيز حضور چشمگيري دارم و در حدود بيست هزار نفر مرا در خود دارند و هر ساله بيش از دو هزار نفر در اين تعداد اضافه مي شوند . در ابتدا چند ماه خود را پنهان مي كنم و بعد از مدتي مادران مي بينند كه بچه تپل مپل آنها زرد و ضعيف و ناآرام است و وقتي كه فرزند خود را به دكتر مي برند بعد از آزمايش دكتر به مادر خانواده مي گويد من هم همراه كودكش به دنيا آمده ام آنگاه خود را معرفي مي كنم و بيچاره مادراني كه تاب تحمل شنيدن اين حرف را و اسم نازيباي مرا ندارند همانجا گريه و زاري مي كنند من هم ناراحت مي شوم چكاركنم ؟ حالا كه آمده ام و اه برگشت وجود ندارد . هر وقت متوجه شديد كه فرزند شما تالاسمي دارد جارو جنجال ناراحتي را كنار بگذاريد و به فكر چاره باشيد . اگر دير بجنبيد من بلايي بر سر كودك شما مي آورم كه تا سالها متالم باشيد . در صفحات بعد بيشتر توضيح مي دهم كه چكار بايد بكنيد تا فرزند دلبندتان همراه با من زندگي طولاني تر و بهتري داشه باشد . كساني كه در ايران مرا با خود دارند به چهار گروه تقسيم مي شوند : گروه اول : مبتلاياني كه دسترسي به امكانات پزشكي و درماني ندارند و از درمان صحيح يعني تزريق خون و دسفرال محروم مي باشند . گروه دوم : بيماراني كه به موقع بيماريشان تشخيص داده نمي شود و خون تزريق مي نمايند اما از دسفرال و ساير اقدامات درماني استفاده نمي كنند . گروه سوم : كساني كه بيماريشان به موقع تشخيص داده مي شود تزريق مناسب خون همراه با روشهاي جانبي را به موقع دريافت مي دارند و طول عمري قابل ملاحظه خواهند داشت . گروه چهارم : بيماراني كه دسترسي به پيوند مغز استخوان داشته اند احتمال بهبودي آنان تا حدود زيادي ميسر مي باشد ولي نبايد بعنوان راه حل نهايي به آن دل بست . در آينده اي نه چندان دور در اثر پيشرفتهاي عملي من هم مانند بيماريهاي شايع دوران گذشته از ريشه كنده مي شودم اما آن تا آن روز همان شما هستم و بايد همچنان مراقب باشيد تا مهمان ناخوانده اي ون من به خانه شما وارد نشويد . كنترل و درمان بيماري : من با هدف كودكتان بدنيا مي آيم كه خيلي زود هم با او از دنيا بروم . اما با كنترل من مي توان سالهاي سال زندگي كرد . مهمترين درمان من تزريق مداوم خون است . اگر بعد از آزمايش هموگلوبين ، هماتوكريت متوجه شديد كه مقدار آن پايين تر از ١٠ است فورا به مركز انتقال خون مراجعه كنيد . هرچه ديرتر مراجعه كنيد بدن مجبور است از خوني كه استخوانها مي سازند تغذيه كند و خون سازي استخوانها باعث رشد ناهنجار استخوانهاي سر و صورت مي شود و در آن هنگام من قيافه وحشتناك خود را نشان مي دهم و بيمار خود را دچار مشكلات روحي و رواني فراوان مي كنم . پس به ياد داشته باشيد با تزريق مداوم و به موقع خون از رشد استخوان هاي صورت كودك خود جلوگيري كنيد . اين تازه يك قسمت از كارهايي است كه شما انجام داده ايد . اقدام مهم ديگري كه شما بايد انجام دهيد پايين آوردن آهن ون فرزندتان است . آهن دشمن بافتهاي بدن است و آمپول دسفرال هم دشمن آهن . شما بعد از آزمايش آهن خون ( فريتين ) كودكتان اگر مقدار آن را بالاتر از حد طبيعي مشاهده كرديد ، ديگر با تزريق دسفرال بوسيله سرنگ در عضله نمي توانيد آن را به حد طبيعي برسانيد و حتما بايد از پمپ دسفرال استفاده كنيد . پمپ دسفرال : دستگاهي است كه به طور اتوماتيك در مدت ٨ الي ١٢ ساعت آمپول دسفرال را زير ناحيه شكم و يا عضلات باز و بيمار تزريق مي كند و دارو در بدن با آهن تجمع يافته تركيب و سپس بوسيله ادرار دفع مي شود . همانطور كه قبلا گفته شد اگر آهن تجمع يافته دفع نشود باعث رسوب در كبد و قلب بيماران مي شود و مرگ آنان را تسريع مي كند . طحال برداري : من روي طحال بيمار خود تاثير مي گذارم . گلبولهاي خون اگر ساختمان و شكل و كار غير طبيعي داشته باشند زودتر از موعد مقرر ( ١٢٠ روز عمر گلبول قرمز مي باشد ) از بين مي روند . گورستان و محل تريب گلبول ها ، طحال است و اگر پزشك متوجه شود كه بعلت بزرگي و يا فقط پركاري طحال ، نياز به خون بالا مي رود و با اين كه هموگلوبين پس از تزريق خون در فاصله زمان كمتري ، سريعا مي افتد در آن صورت تصميم مي گيرد كه طحال جراحي و از بدن خارج مي شود ، ولي سن ايده آل بالاي ٥ سال است زيرا در سنين پايينتر خطر بيماري هاي عفوني مهلك وجود دارد و بنابراين حتي در سنين بالاتر از ٥ سال كه طحال برداري انجام مي گيرد واكسيناسيون عليه برخي بيماريها مانند پنوموكك لازم است و علاوه بر آن هميشه بايستي درمان با آنتي بيوتيك سريعا شروع گردد . اگر تالاسمي طبق روال طبيعي كنترل و درمان شود ، بيماران مي توانند مثل هر اسان ديگري سالها زندگي كنند ، امروز تعدادي از بيماران تالاسمي ازدواج كرده و داراي فرزندان سالم هستند . شرايط بد و مرگ و يا عمر طولاني بيمار تالاسمي در دست شماست . اين شما پدر و ادران هستيد كه نيز معاينه شوند تا اگر مواردي بود دقيقا مداوا گردد تا از نارساي هاي بيشتر جلوگيري شود . بايد با دقت و حوصله درامر معالجه كدك بيمار خود اقدام كنيد . در صورت طحال برداري مصرف قرص پني سيلين و تزريق واكسن پنوموكوك براي جلوگيري از عفونت بدن ضروري است . لازم است بيمار تالاسمي در سنين بالا توسط متخصصين قلب، كليه ، چشم ، غدد و ... ايجاد مشکلات ديگري مي شود که تنها به کمک آمپول دسفرال مي توان از تجمع آهن جاوگيري کرد. مصرف مداوم دسفرال با قيمت بالاي آن خود موجب بروز مشکلات اقتصادي در خانواده ها مي شود . پس اگر در اثر عدم آگاهي و با سهل انگاري من به خانواده شما قدم گذاشتم هيچ جاي فرار نيست . من ماه ها و سالها تا زماني که فرزندتان زنده است در خانه شما هستم و شما نبايد فرزندتان را سرزنش کنيد . اين شما بوديد که مرا در خود داشتيد و به فرزندتان منتقل نموديد . اگر الان من در خانه شما هستم مواظب باشيد که فرزندي به دنيا نياوريد زيرا من همراه او بدنيا خواهم آمد و اگر هم هنوز با مشکلي بنام من روبرو نيستيد مراقب باشيد که هرگز دچار ژآن نشويد . براي پيشگيري دو کار بايد انجام دهيد . ١- انجام آزمايش خون از نظر کم خوني ( CBC و هموگلوبين A2 ) . ٢- انجام آزمايش روي جنين در هفته هاي اول حاملگي در دوران بارداري . يك بار به روش پيشگيري توجه كنيد . با يك آزمايش ساده مي توانيد جلوي بروز مشكلات بسياري كه در صورت داشتن فرزند تالاسمي با آن برخورد خواهيد نمود را بگيريد . تالاسمي در ايران : همنطور كه در صفحات قبل گفته شد من در ايران نيز حضور چشمگيري دارم و در حدود بيست هزار نفر مرا در خود دارند و هر ساله بيش از دو هزار نفر در اين تعداد اضافه مي شوند . در ابتدا چند ماه خود را پنهان مي كنم و بعد از مدتي مادران مي بينند كه بچه تپل مپل آنها زرد و ضعيف و ناآرام است و وقتي كه فرزند خود را به دكتر مي برند بعد از آزمايش دكتر به مادر خانواده مي گويد من هم همراه كودكش به دنيا آمده ام آنگاه خود را معرفي مي كنم و بيچاره مادراني كه تاب تحمل شنيدن اين حرف را و اسم نازيباي مرا ندارند همانجا گريه و زاري مي كنند من هم ناراحت مي شوم چكاركنم ؟ حالا كه آمده ام و اه برگشت وجود ندارد . هر وقت متوجه شديد كه فرزند شما تالاسمي دارد جارو جنجال ناراحتي را كنار بگذاريد و به فكر چاره باشيد . اگر دير بجنبيد من بلايي بر سر كودك شما مي آورم كه تا سالها متالم باشيد . در صفحات بعد بيشتر توضيح مي دهم كه چكار بايد بكنيد تا فرزند دلبندتان همراه با من زندگي طولاني تر و بهتري داشه باشد . كساني كه در ايران مرا با خود دارند به چهار گروه تقسيم مي شوند : گروه اول : مبتلاياني كه دسترسي به امكانات پزشكي و درماني ندارند و از درمان صحيح يعني تزريق خون و دسفرال محروم مي باشند . گروه دوم : بيماراني كه به موقع بيماريشان تشخيص داده نمي شود و خون تزريق مي نمايند اما از دسفرال و ساير اقدامات درماني استفاده نمي كنند . گروه سوم : كساني كه بيماريشان به موقع تشخيص داده مي شود تزريق مناسب خون همراه با روشهاي جانبي را به موقع دريافت مي دارند و طول عمري قابل ملاحظه خواهند داشت . گروه چهارم : بيماراني كه دسترسي به پيوند مغز استخوان داشته اند احتمال بهبودي آنان تا حدود زيادي ميسر مي باشد ولي نبايد بعنوان راه حل نهايي به آن دل بست . در آينده اي نه چندان دور در اثر پيشرفتهاي عملي من هم مانند بيماريهاي شايع دوران گذشته از ريشه كنده مي شودم اما آن تا آن روز همان شما هستم و بايد همچنان مراقب باشيد تا مهمان ناخوانده اي ون من به خانه شما وارد نشويد . كنترل و درمان بيماري : من با هدف كودكتان بدنيا مي آيم كه خيلي زود هم با او از دنيا بروم . اما با كنترل من مي توان سالهاي سال زندگي كرد . مهمترين درمان من تزريق مداوم خون است . اگر بعد از آزمايش هموگلوبين ، هماتوكريت متوجه شديد كه مقدار آن پايين تر از ١٠ است فورا به مركز انتقال خون مراجعه كنيد . هرچه ديرتر مراجعه كنيد بدن مجبور است از خوني كه استخوانها مي سازند تغذيه كند و خون سازي استخوانها باعث رشد ناهنجار استخوانهاي سر و صورت مي شود و در آن هنگام من قيافه وحشتناك خود را نشان مي دهم و بيمار خود را دچار مشكلات روحي و رواني فراوان مي كنم . پس به ياد داشته باشيد با تزريق مداوم و به موقع خون از رشد استخوان هاي صورت كودك خود جلوگيري كنيد . اين تازه يك قسمت از كارهايي است كه شما انجام داده ايد . اقدام مهم ديگري كه شما بايد انجام دهيد پايين آوردن آهن ون فرزندتان است . آهن دشمن بافتهاي بدن است و آمپول دسفرال هم دشمن آهن . شما بعد از آزمايش آهن خون ( فريتين ) كودكتان اگر مقدار آن را بالاتر از حد طبيعي مشاهده كرديد ، ديگر با تزريق دسفرال بوسيله سرنگ در عضله نمي توانيد آن را به حد طبيعي برسانيد و حتما بايد از پمپ دسفرال استفاده كنيد . پمپ دسفرال : دستگاهي است كه به طور اتوماتيك در مدت ٨ الي ١٢ ساعت آمپول دسفرال را زير ناحيه شكم و يا عضلات باز و بيمار تزريق مي كند و دارو در بدن با آهن تجمع يافته تركيب و سپس بوسيله ادرار دفع مي شود . همانطور كه قبلا گفته شد اگر آهن تجمع يافته دفع نشود باعث رسوب در كبد و قلب بيماران مي شود و مرگ آنان را تسريع مي كند . طحال برداري : من روي طحال بيمار خود تاثير مي گذارم . گلبولهاي خون اگر ساختمان و شكل و كار غير طبيعي داشته باشند زودتر از موعد مقرر ( ١٢٠ روز عمر گلبول قرمز مي باشد ) از بين مي روند . گورستان و محل تريب گلبول ها ، طحال است و اگر پزشك متوجه شود كه بعلت بزرگي و يا فقط پركاري طحال ، نياز به خون بالا مي رود و با اين كه هموگلوبين پس از تزريق خون در فاصله زمان كمتري ، سريعا مي افتد در آن صورت تصميم مي گيرد كه طحال جراحي و از بدن خارج مي شود ، ولي سن ايده آل بالاي ٥ سال است زيرا در سنين پايينتر خطر بيماري هاي عفوني مهلك وجود دارد و بنابراين حتي در سنين بالاتر از ٥ سال كه طحال برداري انجام مي گيرد واكسيناسيون عليه برخي بيماريها مانند پنوموكك لازم است و علاوه بر آن هميشه بايستي درمان با آنتي بيوتيك سريعا شروع گردد . اگر تالاسمي طبق روال طبيعي كنترل و درمان شود ، بيماران مي توانند مثل هر اسان ديگري سالها زندگي كنند ، امروز تعدادي از بيماران تالاسمي ازدواج كرده و داراي فرزندان سالم هستند . شرايط بد و مرگ و يا عمر طولاني بيمار تالاسمي در دست شماست . اين شما پدر و ادران هستيد كه نيز معاينه شوند تا اگر مواردي بود دقيقا مداوا گردد تا از نارساي هاي بيشتر جلوگيري شود . بايد با دقت و حوصله درامر معالجه كودك بيمار خود اقدام كنيد . در صورت طحال برداري مصرف قرص پني سيلين و تزريق واكسن پنوموكوك براي جلوگيري از عفونت بدن ضروري است . لازم است بيمار تالاسمي در سنين بالا توسط متخصصين قلب، كليه ، چشم ، غدد و ...مشکلات يک بيمار تالاسمي١-ضعف چسمي و رشد کم.٢-مشکلات ناشي از تزريق خون .٣-تزريق مداوم دسفرال( )٤-تغيير شكل و رشد ناهنجارجمجمه و بروز مشكلات رواني .٥-نگراني هميشگي از آينده بيمار .اين شمه اي از ده ها مشكل بيمار تالاسمي است.حال پدر و مادر عزيز آيا شما مي خواهيد داراي يك كودك مبتلا به تالاسمي باشيد؟آيا مي خواهيد گناه بي توجهي شما متوجه يك كودك باشد و عمري را در رنج و مشقت به سر برد؟اگر يك كودك تالاسمي بدنيا آوريد ، هم خود را دچار مشكل كرده ايد ، هم يك انسان را و همچنين دست اندركاران جامعه پزشكي را . اگر در آستانه ازدواج هستيد ( بخصوص ازدواج فاميلي ) حتما و حتما آزمايش الكتروفورز و غيره به دستور پزشك را فراموش نكنيد ، اگر هم يك بيمار تالاسمي در خانواده شما وجود دارد مراقب باشيد تا ديگر صاحب فرزند جديد نشويد ، چرا كه براثر كم و يا بي توجهي عده اي از والدين ، هستيد خانواده هايي كه داراي ٣ ، ٤ و يا ٥ بيمار تالاسميك مي باشند . ايجاد مشکلات ديگري مي شود که تنها به کمک آمپول دسفرال مي توان از تجمع آهن جاوگيري کرد. مصرف مداوم دسفرال با قيمت بالاي آن خود موجب بروز مشکلات اقتصادي در خانواده ها مي شود . پس اگر در اثر عدم آگاهي و با سهل انگاري من به خانواده شما قدم گذاشتم هيچ جاي فرار نيست . من ماه ها و سالها تا زماني که فرزندتان زنده است در خانه شما هستم و شما نبايد فرزندتان را سرزنش کنيد . اين شما بوديد که مرا در خود داشتيد و به فرزندتان منتقل نموديد . اگر الان من در خانه شما هستم مواظب باشيد که فرزندي به دنيا نياوريد زيرا من همراه او بدنيا خواهم آمد و اگر هم هنوز با مشکلي بنام من روبرو نيستيد مراقب باشيد که هرگز دچار ژآن نشويد . براي پيشگيري دو کار بايد انجام دهيد . ١- انجام آزمايش خون از نظر کم خوني ( CBC و هموگلوبين A2 ) . ٢- انجام آزمايش روي جنين در هفته هاي اول حاملگي در دوران بارداري . يك بار به روش پيشگيري توجه كنيد . با يك آزمايش ساده مي توانيد جلوي بروز مشكلات بسياري كه در صورت داشتن فرزند تالاسمي با آن برخورد خواهيد نمود را بگيريد . تالاسمي در ايران : همنطور كه در صفحات قبل گفته شد من در ايران نيز حضور چشمگيري دارم و در حدود بيست هزار نفر مرا در خود دارند و هر ساله بيش از دو هزار نفر در اين تعداد اضافه مي شوند . در ابتدا چند ماه خود را پنهان مي كنم و بعد از مدتي مادران مي بينند كه بچه تپل مپل آنها زرد و ضعيف و ناآرام است و وقتي كه فرزند خود را به دكتر مي برند بعد از آزمايش دكتر به مادر خانواده مي گويد من هم همراه كودكش به دنيا آمده ام آنگاه خود را معرفي مي كنم و بيچاره مادراني كه تاب تحمل شنيدن اين حرف را و اسم نازيباي مرا ندارند همانجا گريه و زاري مي كنند من هم ناراحت مي شوم چكاركنم ؟ حالا كه آمده ام و اه برگشت وجود ندارد . هر وقت متوجه شديد كه فرزند شما تالاسمي دارد جارو جنجال ناراحتي را كنار بگذاريد و به فكر چاره باشيد . اگر دير بجنبيد من بلايي بر سر كودك شما مي آورم كه تا سالها متالم باشيد . در صفحات بعد بيشتر توضيح مي دهم كه چكار بايد بكنيد تا فرزند دلبندتان همراه با من زندگي طولاني تر و بهتري داشه باشد . كساني كه در ايران مرا با خود دارند به چهار گروه تقسيم مي شوند : گروه اول : مبتلاياني كه دسترسي به امكانات پزشكي و درماني ندارند و از درمان صحيح يعني تزريق خون و دسفرال محروم مي باشند . گروه دوم : بيماراني كه به موقع بيماريشان تشخيص داده نمي شود و خون تزريق مي نمايند اما از دسفرال و ساير اقدامات درماني استفاده نمي كنند . گروه سوم : كساني كه بيماريشان به موقع تشخيص داده مي شود تزريق مناسب خون همراه با روشهاي جانبي را به موقع دريافت مي دارند و طول عمري قابل ملاحظه خواهند داشت . گروه چهارم : بيماراني كه دسترسي به پيوند مغز استخوان داشته اند احتمال بهبودي آنان تا حدود زيادي ميسر مي باشد ولي نبايد بعنوان راه حل نهايي به آن دل بست . در آينده اي نه چندان دور در اثر پيشرفتهاي عملي من هم مانند بيماريهاي شايع دوران گذشته از ريشه كنده مي شودم اما آن تا آن روز همان شما هستم و بايد همچنان مراقب باشيد تا مهمان ناخوانده اي ون من به خانه شما وارد نشويد . كنترل و درمان بيماري : من با هدف كودكتان بدنيا مي آيم كه خيلي زود هم با او از دنيا بروم . اما با كنترل من مي توان سالهاي سال زندگي كرد . مهمترين درمان من تزريق مداوم خون است . اگر بعد از آزمايش هموگلوبين ، هماتوكريت متوجه شديد كه مقدار آن پايين تر از ١٠ است فورا به مركز انتقال خون مراجعه كنيد . هرچه ديرتر مراجعه كنيد بدن مجبور است از خوني كه استخوانها مي سازند تغذيه كند و خون سازي استخوانها باعث رشد ناهنجار استخوانهاي سر و صورت مي شود و در آن هنگام من قيافه وحشتناك خود را نشان مي دهم و بيمار خود را دچار مشكلات روحي و رواني فراوان مي كنم . پس به ياد داشته باشيد با تزريق مداوم و به موقع خون از رشد استخوان هاي صورت كودك خود جلوگيري كنيد . اين تازه يك قسمت از كارهايي است كه شما انجام داده ايد . اقدام مهم ديگري كه شما بايد انجام دهيد پايين آوردن آهن ون فرزندتان است . آهن دشمن بافتهاي بدن است و آمپول دسفرال هم دشمن آهن . شما بعد از آزمايش آهن خون ( فريتين ) كودكتان اگر مقدار آن را بالاتر از حد طبيعي مشاهده كرديد ، ديگر با تزريق دسفرال بوسيله سرنگ در عضله نمي توانيد آن را به حد طبيعي برسانيد و حتما بايد از پمپ دسفرال استفاده كنيد . پمپ دسفرال : دستگاهي است كه به طور اتوماتيك در مدت ٨ الي ١٢ ساعت آمپول دسفرال را زير ناحيه شكم و يا عضلات باز و بيمار تزريق مي كند و دارو در بدن با آهن تجمع يافته تركيب و سپس بوسيله ادرار دفع مي شود . همانطور كه قبلا گفته شد اگر آهن تجمع يافته دفع نشود باعث رسوب در كبد و قلب بيماران مي شود و مرگ آنان را تسريع مي كند . طحال برداري : من روي طحال بيمار خود تاثير مي گذارم . گلبولهاي خون اگر ساختمان و شكل و كار غير طبيعي داشته باشند زودتر از موعد مقرر ( ١٢٠ روز عمر گلبول قرمز مي باشد ) از بين مي روند . گورستان و محل تريب گلبول ها ، طحال است و اگر پزشك متوجه شود كه بعلت بزرگي و يا فقط پركاري طحال ، نياز به خون بالا مي رود و با اين كه هموگلوبين پس از تزريق خون در فاصله زمان كمتري ، سريعا مي افتد در آن صورت تصميم مي گيرد كه طحال جراحي و از بدن خارج مي شود ، ولي سن ايده آل بالاي ٥ سال است زيرا در سنين پايينتر خطر بيماري هاي عفوني مهلك وجود دارد و بنابراين حتي در سنين بالاتر از ٥ سال كه طحال برداري انجام مي گيرد واكسيناسيون عليه برخي بيماريها مانند پنوموكك لازم است و علاوه بر آن هميشه بايستي درمان با آنتي بيوتيك سريعا شروع گردد . اگر تالاسمي طبق روال طبيعي كنترل و درمان شود ، بيماران مي توانند مثل هر اسان ديگري سالها زندگي كنند ، امروز تعدادي از بيماران تالاسمي ازدواج كرده و داراي فرزندان سالم هستند . شرايط بد و مرگ و يا عمر طولاني بيمار تالاسمي در دست شماست . اين شما پدر و ادران هستيد كه نيز معاينه شوند تا اگر مواردي بود دقيقا مداوا گردد تا از نارساي هاي بيشتر جلوگيري شود . بايد با دقت و حوصله درامر معالجه كدك بيمار خود اقدام كنيد . در صورت طحال برداري مصرف قرص پني سيلين و تزريق واكسن پنوموكوك براي جلوگيري از عفونت بدن ضروري است . لازم است بيمار تالاسمي در سنين بالا توسط متخصصين قلب، كليه ، چشم ، غدد و ... ايجاد مشکلات ديگري مي شود که تنها به کمک آمپول دسفرال مي توان از تجمع آهن جاوگيري کرد. مصرف مداوم دسفرال با قيمت بالاي آن خود موجب بروز مشکلات اقتصادي در خانواده ها مي شود . پس اگر در اثر عدم آگاهي و با سهل انگاري من به خانواده شما قدم گذاشتم هيچ جاي فرار نيست . من ماه ها و سالها تا زماني که فرزندتان زنده است در خانه شما هستم و شما نبايد فرزندتان را سرزنش کنيد . اين شما بوديد که مرا در خود داشتيد و به فرزندتان منتقل نموديد . اگر الان من در خانه شما هستم مواظب باشيد که فرزندي به دنيا نياوريد زيرا من همراه او بدنيا خواهم آمد و اگر هم هنوز با مشکلي بنام من روبرو نيستيد مراقب باشيد که هرگز دچار ژآن نشويد . براي پيشگيري دو کار بايد انجام دهيد . ١- انجام آزمايش خون از نظر کم خوني ( CBC و هموگلوبين A2 ) . ٢- انجام آزمايش روي جنين در هفته هاي اول حاملگي در دوران بارداري . يك بار به روش پيشگيري توجه كنيد . با يك آزمايش ساده مي توانيد جلوي بروز مشكلات بسياري كه در صورت داشتن فرزند تالاسمي با آن برخورد خواهيد نمود را بگيريد . تالاسمي در ايران : همنطور كه در صفحات قبل گفته شد من در ايران نيز حضور چشمگيري دارم و در حدود بيست هزار نفر مرا در خود دارند و هر ساله بيش از دو هزار نفر در اين تعداد اضافه مي شوند . در ابتدا چند ماه خود را پنهان مي كنم و بعد از مدتي مادران مي بينند كه بچه تپل مپل آنها زرد و ضعيف و ناآرام است و وقتي كه فرزند خود را به دكتر مي برند بعد از آزمايش دكتر به مادر خانواده مي گويد من هم همراه كودكش به دنيا آمده ام آنگاه خود را معرفي مي كنم و بيچاره مادراني كه تاب تحمل شنيدن اين حرف را و اسم نازيباي مرا ندارند همانجا گريه و زاري مي كنند من هم ناراحت مي شوم چكاركنم ؟ حالا كه آمده ام و اه برگشت وجود ندارد . هر وقت متوجه شديد كه فرزند شما تالاسمي دارد جارو جنجال ناراحتي را كنار بگذاريد و به فكر چاره باشيد . اگر دير بجنبيد من بلايي بر سر كودك شما مي آورم كه تا سالها متالم باشيد . در صفحات بعد بيشتر توضيح مي دهم كه چكار بايد بكنيد تا فرزند دلبندتان همراه با من زندگي طولاني تر و بهتري داشه باشد . كساني كه در ايران مرا با خود دارند به چهار گروه تقسيم مي شوند : گروه اول : مبتلاياني كه دسترسي به امكانات پزشكي و درماني ندارند و از درمان صحيح يعني تزريق خون و دسفرال محروم مي باشند . گروه دوم : بيماراني كه به موقع بيماريشان تشخيص داده نمي شود و خون تزريق مي نمايند اما از دسفرال و ساير اقدامات درماني استفاده نمي كنند . گروه سوم : كساني كه بيماريشان به موقع تشخيص داده مي شود تزريق مناسب خون همراه با روشهاي جانبي را به موقع دريافت مي دارند و طول عمري قابل ملاحظه خواهند داشت . گروه چهارم : بيماراني كه دسترسي به پيوند مغز استخوان داشته اند احتمال بهبودي آنان تا حدود زيادي ميسر مي باشد ولي نبايد بعنوان راه حل نهايي به آن دل بست . در آينده اي نه چندان دور در اثر پيشرفتهاي عملي من هم مانند بيماريهاي شايع دوران گذشته از ريشه كنده مي شودم اما آن تا آن روز همان شما هستم و بايد همچنان مراقب باشيد تا مهمان ناخوانده اي ون من به خانه شما وارد نشويد . كنترل و درمان بيماري : من با هدف كودكتان بدنيا مي آيم كه خيلي زود هم با او از دنيا بروم . اما با كنترل من مي توان سالهاي سال زندگي كرد . مهمترين درمان من تزريق مداوم خون است . اگر بعد از آزمايش هموگلوبين ، هماتوكريت متوجه شديد كه مقدار آن پايين تر از ١٠ است فورا به مركز انتقال خون مراجعه كنيد . هرچه ديرتر مراجعه كنيد بدن مجبور است از خوني كه استخوانها مي سازند تغذيه كند و خون سازي استخوانها باعث رشد ناهنجار استخوانهاي سر و صورت مي شود و در آن هنگام من قيافه وحشتناك خود را نشان مي دهم و بيمار خود را دچار مشكلات روحي و رواني فراوان مي كنم . پس به ياد داشته باشيد با تزريق مداوم و به موقع خون از رشد استخوان هاي صورت كودك خود جلوگيري كنيد . اين تازه يك قسمت از كارهايي است كه شما انجام داده ايد . اقدام مهم ديگري كه شما بايد انجام دهيد پايين آوردن آهن ون فرزندتان است . آهن دشمن بافتهاي بدن است و آمپول دسفرال هم دشمن آهن . شما بعد از آزمايش آهن خون ( فريتين ) كودكتان اگر مقدار آن را بالاتر از حد طبيعي مشاهده كرديد ، ديگر با تزريق دسفرال بوسيله سرنگ در عضله نمي توانيد آن را به حد طبيعي برسانيد و حتما بايد از پمپ دسفرال استفاده كنيد . پمپ دسفرال : دستگاهي است كه به طور اتوماتيك در مدت ٨ الي ١٢ ساعت آمپول دسفرال را زير ناحيه شكم و يا عضلات باز و بيمار تزريق مي كند و دارو در بدن با آهن تجمع يافته تركيب و سپس بوسيله ادرار دفع مي شود . همانطور كه قبلا گفته شد اگر آهن تجمع يافته دفع نشود باعث رسوب در كبد و قلب بيماران مي شود و مرگ آنان را تسريع مي كند . طحال برداري : من روي طحال بيمار خود تاثير مي گذارم . گلبولهاي خون اگر ساختمان و شكل و كار غير طبيعي داشته باشند زودتر از موعد مقرر ( ١٢٠ روز عمر گلبول قرمز مي باشد ) از بين مي روند . گورستان و محل تريب گلبول ها ، طحال است و اگر پزشك متوجه شود كه بعلت بزرگي و يا فقط پركاري طحال ، نياز به خون بالا مي رود و با اين كه هموگلوبين پس از تزريق خون در فاصله زمان كمتري ، سريعا مي افتد در آن صورت تصميم مي گيرد كه طحال جراحي و از بدن خارج مي شود ، ولي سن ايده آل بالاي ٥ سال است زيرا در سنين پايينتر خطر بيماري هاي عفوني مهلك وجود دارد و بنابراين حتي در سنين بالاتر از ٥ سال كه طحال برداري انجام مي گيرد واكسيناسيون عليه برخي بيماريها مانند پنوموكك لازم است و علاوه بر آن هميشه بايستي درمان با آنتي بيوتيك سريعا شروع گردد . اگر تالاسمي طبق روال طبيعي كنترل و درمان شود ، بيماران مي توانند مثل هر اسان ديگري سالها زندگي كنند ، امروز تعدادي از بيماران تالاسمي ازدواج كرده و داراي فرزندان سالم هستند . شرايط بد و مرگ و يا عمر طولاني بيمار تالاسمي در دست شماست . اين شما پدر و ادران هستيد كه نيز معاينه شوند تا اگر مواردي بود دقيقا مداوا گردد تا از نارساي هاي بيشتر جلوگيري شود . بايد با دقت و حوصله درامر معالجه كودك بيمار خود اقدام كنيد . در صورت طحال برداري مصرف قرص پني سيلين و تزريق واكسن پنوموكوك براي جلوگيري از عفونت بدن ضروري است . لازم است بيمار تالاسمي در سنين بالا توسط متخصصين قلب، كليه ، چشم ، غدد و ...مشکلات يک بيمار تالاسمي١-ضعف چسمي و رشد کم.٢-مشکلات ناشي از تزريق خون .٣-تزريق مداوم دسفرال( )٤-تغيير شكل و رشد ناهنجارجمجمه و بروز مشكلات رواني .٥-نگراني هميشگي از آينده بيمار .اين شمه اي از ده ها مشكل بيمار تالاسمي است.حال پدر و مادر عزيز آيا شما مي خواهيد داراي يك كودك مبتلا به تالاسمي باشيد؟آيا مي خواهيد گناه بي توجهي شما متوجه يك كودك باشد و عمري را در رنج و مشقت به سر برد؟اگر يك كودك تالاسمي بدنيا آوريد ، هم خود را دچار مشكل كرده ايد ، هم يك انسان را و همچنين دست اندركاران جامعه پزشكي را . اگر در آستانه ازدواج هستيد ( بخصوص ازدواج فاميلي ) حتما و حتما آزمايش الكتروفورز و غيره به دستور پزشك را فراموش نكنيد ، اگر هم يك بيمار تالاسمي در خانواده شما وجود دارد مراقب باشيد تا ديگر صاحب فرزند جديد نشويد ، چرا كه براثر كم و يا بي توجهي عده اي از والدين ، هستيد خانواده هايي كه داراي ٣ ، ٤ و يا ٥ بيمار تالاسميك مي باشند . ايجاد مشکلات ديگري مي شود که تنها به کمک آمپول دسفرال مي توان از تجمع آهن جاوگيري کرد. مصرف مداوم دسفرال با قيمت بالاي آن خود موجب بروز مشکلات اقتصادي در خانواده ها مي شود . پس اگر در اثر عدم آگاهي و با سهل انگاري من به خانواده شما قدم گذاشتم هيچ جاي فرار نيست . من ماه ها و سالها تا زماني که فرزندتان زنده است در خانه شما هستم و شما نبايد فرزندتان را سرزنش کنيد . اين شما بوديد که مرا در خود داشتيد و به فرزندتان منتقل نموديد . اگر الان من در خانه شما هستم مواظب باشيد که فرزندي به دنيا نياوريد زيرا من همراه او بدنيا خواهم آمد و اگر هم هنوز با مشکلي بنام من روبرو نيستيد مراقب باشيد که هرگز دچار ژآن نشويد . براي پيشگيري دو کار بايد انجام دهيد . ١- انجام آزمايش خون از نظر کم خوني ( CBC و هموگلوبين A2 ) . ٢- انجام آزمايش روي جنين در هفته هاي اول حاملگي در دوران بارداري . يك بار به روش پيشگيري توجه كنيد . با يك آزمايش ساده مي توانيد جلوي بروز مشكلات بسياري كه در صورت داشتن فرزند تالاسمي با آن برخورد خواهيد نمود را بگيريد . تالاسمي در ايران : همنطور كه در صفحات قبل گفته شد من در ايران نيز حضور چشمگيري دارم و در حدود بيست هزار نفر مرا در خود دارند و هر ساله بيش از دو هزار نفر در اين تعداد اضافه مي شوند . در ابتدا چند ماه خود را پنهان مي كنم و بعد از مدتي مادران مي بينند كه بچه تپل مپل آنها زرد و ضعيف و ناآرام است و وقتي كه فرزند خود را به دكتر مي برند بعد از آزمايش دكتر به مادر خانواده مي گويد من هم همراه كودكش به دنيا آمده ام آنگاه خود را معرفي مي كنم و بيچاره مادراني كه تاب تحمل شنيدن اين حرف را و اسم نازيباي مرا ندارند همانجا گريه و زاري مي كنند من هم ناراحت مي شوم چكاركنم ؟ حالا كه آمده ام و اه برگشت وجود ندارد . هر وقت متوجه شديد كه فرزند شما تالاسمي دارد جارو جنجال ناراحتي را كنار بگذاريد و به فكر چاره باشيد . اگر دير بجنبيد من بلايي بر سر كودك شما مي آورم كه تا سالها متالم باشيد . در صفحات بعد بيشتر توضيح مي دهم كه چكار بايد بكنيد تا فرزند دلبندتان همراه با من زندگي طولاني تر و بهتري داشه باشد . كساني كه در ايران مرا با خود دارند به چهار گروه تقسيم مي شوند : گروه اول : مبتلاياني كه دسترسي به امكانات پزشكي و درماني ندارند و از درمان صحيح يعني تزريق خون و دسفرال محروم مي باشند . گروه دوم : بيماراني كه به موقع بيماريشان تشخيص داده نمي شود و خون تزريق مي نمايند اما از دسفرال و ساير اقدامات درماني استفاده نمي كنند . گروه سوم : كساني كه بيماريشان به موقع تشخيص داده مي شود تزريق مناسب خون همراه با روشهاي جانبي را به موقع دريافت مي دارند و طول عمري قابل ملاحظه خواهند داشت . گروه چهارم : بيماراني كه دسترسي به پيوند مغز استخوان داشته اند احتمال بهبودي آنان تا حدود زيادي ميسر مي باشد ولي نبايد بعنوان راه حل نهايي به آن دل بست . در آينده اي نه چندان دور در اثر پيشرفتهاي عملي من هم مانند بيماريهاي شايع دوران گذشته از ريشه كنده مي شودم اما آن تا آن روز همان شما هستم و بايد همچنان مراقب باشيد تا مهمان ناخوانده اي ون من به خانه شما وارد نشويد . كنترل و درمان بيماري : من با هدف كودكتان بدنيا مي آيم كه خيلي زود هم با او از دنيا بروم . اما با كنترل من مي توان سالهاي سال زندگي كرد . مهمترين درمان من تزريق مداوم خون است . اگر بعد از آزمايش هموگلوبين ، هماتوكريت متوجه شديد كه مقدار آن پايين تر از ١٠ است فورا به مركز انتقال خون مراجعه كنيد . هرچه ديرتر مراجعه كنيد بدن مجبور است از خوني كه استخوانها مي سازند تغذيه كند و خون سازي استخوانها باعث رشد ناهنجار استخوانهاي سر و صورت مي شود و در آن هنگام من قيافه وحشتناك خود را نشان مي دهم و بيمار خود را دچار مشكلات روحي و رواني فراوان مي كنم . پس به ياد داشته باشيد با تزريق مداوم و به موقع خون از رشد استخوان هاي صورت كودك خود جلوگيري كنيد . اين تازه يك قسمت از كارهايي است كه شما انجام داده ايد . اقدام مهم ديگري كه شما بايد انجام دهيد پايين آوردن آهن ون فرزندتان است . آهن دشمن بافتهاي بدن است و آمپول دسفرال هم دشمن آهن . شما بعد از آزمايش آهن خون ( فريتين ) كودكتان اگر مقدار آن را بالاتر از حد طبيعي مشاهده كرديد ، ديگر با تزريق دسفرال بوسيله سرنگ در عضله نمي توانيد آن را به حد طبيعي برسانيد و حتما بايد از پمپ دسفرال استفاده كنيد . پمپ دسفرال : دستگاهي است كه به طور اتوماتيك در مدت ٨ الي ١٢ ساعت آمپول دسفرال را زير ناحيه شكم و يا عضلات باز و بيمار تزريق مي كند و دارو در بدن با آهن تجمع يافته تركيب و سپس بوسيله ادرار دفع مي شود . همانطور كه قبلا گفته شد اگر آهن تجمع يافته دفع نشود باعث رسوب در كبد و قلب بيماران مي شود و مرگ آنان را تسريع مي كند . طحال برداري : من روي طحال بيمار خود تاثير مي گذارم . گلبولهاي خون اگر ساختمان و شكل و كار غير طبيعي داشته باشند زودتر از موعد مقرر ( ١٢٠ روز عمر گلبول قرمز مي باشد ) از بين مي روند . گورستان و محل تريب گلبول ها ، طحال است و اگر پزشك متوجه شود كه بعلت بزرگي و يا فقط پركاري طحال ، نياز به خون بالا مي رود و با اين كه هموگلوبين پس از تزريق خون در فاصله زمان كمتري ، سريعا مي افتد در آن صورت تصميم مي گيرد كه طحال جراحي و از بدن خارج مي شود ، ولي سن ايده آل بالاي ٥ سال است زيرا در سنين پايينتر خطر بيماري هاي عفوني مهلك وجود دارد و بنابراين حتي در سنين بالاتر از ٥ سال كه طحال برداري انجام مي گيرد واكسيناسيون عليه برخي بيماريها مانند پنوموكك لازم است و علاوه بر آن هميشه بايستي درمان با آنتي بيوتيك سريعا شروع گردد . اگر تالاسمي طبق روال طبيعي كنترل و درمان شود ، بيماران مي توانند مثل هر اسان ديگري سالها زندگي كنند ، امروز تعدادي از بيماران تالاسمي ازدواج كرده و داراي فرزندان سالم هستند . شرايط بد و مرگ و يا عمر طولاني بيمار تالاسمي در دست شماست . اين شما پدر و ادران هستيد كه نيز معاينه شوند تا اگر مواردي بود دقيقا مداوا گردد تا از نارساي هاي بيشتر جلوگيري شود . بايد با دقت و حوصله درامر معالجه كدك بيمار خود اقدام كنيد . در صورت طحال برداري مصرف قرص پني سيلين و تزريق واكسن پنوموكوك براي جلوگيري از عفونت بدن ضروري است . لازم است بيمار تالاسمي در سنين بالا توسط متخصصين قلب، كليه ، چشم ، غدد و ... ايجاد مشکلات ديگري مي شود که تنها به کمک آمپول دسفرال مي توان از تجمع آهن جاوگيري کرد. مصرف مداوم دسفرال با قيمت بالاي آن خود موجب بروز مشکلات اقتصادي در خانواده ها مي شود . پس اگر در اثر عدم آگاهي و با سهل انگاري من به خانواده شما قدم گذاشتم هيچ جاي فرار نيست . من ماه ها و سالها تا زماني که فرزندتان زنده است در خانه شما هستم و شما نبايد فرزندتان را سرزنش کنيد . اين شما بوديد که مرا در خود داشتيد و به فرزندتان منتقل نموديد . اگر الان من در خانه شما هستم مواظب باشيد که فرزندي به دنيا نياوريد زيرا من همراه او بدنيا خواهم آمد و اگر هم هنوز با مشکلي بنام من روبرو نيستيد مراقب باشيد که هرگز دچار ژآن نشويد . براي پيشگيري دو کار بايد انجام دهيد . ١- انجام آزمايش خون از نظر کم خوني ( CBC و هموگلوبين A2 ) . ٢- انجام آزمايش روي جنين در هفته هاي اول حاملگي در دوران بارداري . يك بار به روش پيشگيري توجه كنيد . با يك آزمايش ساده مي توانيد جلوي بروز مشكلات بسياري كه در صورت داشتن فرزند تالاسمي با آن برخورد خواهيد نمود را بگيريد . تالاسمي در ايران : همنطور كه در صفحات قبل گفته شد من در ايران نيز حضور چشمگيري دارم و در حدود بيست هزار نفر مرا در خود دارند و هر ساله بيش از دو هزار نفر در اين تعداد اضافه مي شوند . در ابتدا چند ماه خود را پنهان مي كنم و بعد از مدتي مادران مي بينند كه بچه تپل مپل آنها زرد و ضعيف و ناآرام است و وقتي كه فرزند خود را به دكتر مي برند بعد از آزمايش دكتر به مادر خانواده مي گويد من هم همراه كودكش به دنيا آمده ام آنگاه خود را معرفي مي كنم و بيچاره مادراني كه تاب تحمل شنيدن اين حرف را و اسم نازيباي مرا ندارند همانجا گريه و زاري مي كنند من هم ناراحت مي شوم چكاركنم ؟ حالا كه آمده ام و اه برگشت وجود ندارد . هر وقت متوجه شديد كه فرزند شما تالاسمي دارد جارو جنجال ناراحتي را كنار بگذاريد و به فكر چاره باشيد . اگر دير بجنبيد من بلايي بر سر كودك شما مي آورم كه تا سالها متالم باشيد . در صفحات بعد بيشتر توضيح مي دهم كه چكار بايد بكنيد تا فرزند دلبندتان همراه با من زندگي طولاني تر و بهتري داشه باشد . كساني كه در ايران مرا با خود دارند به چهار گروه تقسيم مي شوند : گروه اول : مبتلاياني كه دسترسي به امكانات پزشكي و درماني ندارند و از درمان صحيح يعني تزريق خون و دسفرال محروم مي باشند . گروه دوم : بيماراني كه به موقع بيماريشان تشخيص داده نمي شود و خون تزريق مي نمايند اما از دسفرال و ساير اقدامات درماني استفاده نمي كنند . گروه سوم : كساني كه بيماريشان به موقع تشخيص داده مي شود تزريق مناسب خون همراه با روشهاي جانبي را به موقع دريافت مي دارند و طول عمري قابل ملاحظه خواهند داشت . گروه چهارم : بيماراني كه دسترسي به پيوند مغز استخوان داشته اند احتمال بهبودي آنان تا حدود زيادي ميسر مي باشد ولي نبايد بعنوان راه حل نهايي به آن دل بست . در آينده اي نه چندان دور در اثر پيشرفتهاي عملي من هم مانند بيماريهاي شايع دوران گذشته از ريشه كنده مي شودم اما آن تا آن روز همان شما هستم و بايد همچنان مراقب باشيد تا مهمان ناخوانده اي ون من به خانه شما وارد نشويد . كنترل و درمان بيماري : من با هدف كودكتان بدنيا مي آيم كه خيلي زود هم با او از دنيا بروم . اما با كنترل من مي توان سالهاي سال زندگي كرد . مهمترين درمان من تزريق مداوم خون است . اگر بعد از آزمايش هموگلوبين ، هماتوكريت متوجه شديد كه مقدار آن پايين تر از ١٠ است فورا به مركز انتقال خون مراجعه كنيد . هرچه ديرتر مراجعه كنيد بدن مجبور است از خوني كه استخوانها مي سازند تغذيه كند و خون سازي استخوانها باعث رشد ناهنجار استخوانهاي سر و صورت مي شود و در آن هنگام من قيافه وحشتناك خود را نشان مي دهم و بيمار خود را دچار مشكلات روحي و رواني فراوان مي كنم . پس به ياد داشته باشيد با تزريق مداوم و به موقع خون از رشد استخوان هاي صورت كودك خود جلوگيري كنيد . اين تازه يك قسمت از كارهايي است كه شما انجام داده ايد . اقدام مهم ديگري كه شما بايد انجام دهيد پايين آوردن آهن ون فرزندتان است . آهن دشمن بافتهاي بدن است و آمپول دسفرال هم دشمن آهن . شما بعد از آزمايش آهن خون ( فريتين ) كودكتان اگر مقدار آن را بالاتر از حد طبيعي مشاهده كرديد ، ديگر با تزريق دسفرال بوسيله سرنگ در عضله نمي توانيد آن را به حد طبيعي برسانيد و حتما بايد از پمپ دسفرال استفاده كنيد . پمپ دسفرال : دستگاهي است كه به طور اتوماتيك در مدت ٨ الي ١٢ ساعت آمپول دسفرال را زير ناحيه شكم و يا عضلات باز و بيمار تزريق مي كند و دارو در بدن با آهن تجمع يافته تركيب و سپس بوسيله ادرار دفع مي شود . همانطور كه قبلا گفته شد اگر آهن تجمع يافته دفع نشود باعث رسوب در كبد و قلب بيماران مي شود و مرگ آنان را تسريع مي كند . طحال برداري : من روي طحال بيمار خود تاثير مي گذارم . گلبولهاي خون اگر ساختمان و شكل و كار غير طبيعي داشته باشند زودتر از موعد مقرر ( ١٢٠ روز عمر گلبول قرمز مي باشد ) از بين مي روند . گورستان و محل تريب گلبول ها ، طحال است و اگر پزشك متوجه شود كه بعلت بزرگي و يا فقط پركاري طحال ، نياز به خون بالا مي رود و با اين كه هموگلوبين پس از تزريق خون در فاصله زمان كمتري ، سريعا مي افتد در آن صورت تصميم مي گيرد كه طحال جراحي و از بدن خارج مي شود ، ولي سن ايده آل بالاي ٥ سال است زيرا در سنين پايينتر خطر بيماري هاي عفوني مهلك وجود دارد و بنابراين حتي در سنين بالاتر از ٥ سال كه طحال برداري انجام مي گيرد واكسيناسيون عليه برخي بيماريها مانند پنوموكك لازم است و علاوه بر آن هميشه بايستي درمان با آنتي بيوتيك سريعا شروع گردد . اگر تالاسمي طبق روال طبيعي كنترل و درمان شود ، بيماران مي توانند مثل هر اسان ديگري سالها زندگي كنند ، امروز تعدادي از بيماران تالاسمي ازدواج كرده و داراي فرزندان سالم هستند . شرايط بد و مرگ و يا عمر طولاني بيمار تالاسمي در دست شماست . اين شما پدر و ادران هستيد كه نيز معاينه شوند تا اگر مواردي بود دقيقا مداوا گردد تا از نارساي هاي بيشتر جلوگيري شود . بايد با دقت و حوصله درامر معالجه كودك بيمار خود اقدام كنيد . در صورت طحال برداري مصرف قرص پني سيلين و تزريق واكسن پنوموكوك براي جلوگيري از عفونت بدن ضروري است . لازم است بيمار تالاسمي در سنين بالا توسط متخصصين قلب، كليه ، چشم ، غدد و ...مشکلات يک بيمار تالاسمي١-ضعف چسمي و رشد کم.٢-مشکلات ناشي از تزريق خون .٣-تزريق مداوم دسفرال( )٤-تغيير شكل و رشد ناهنجارجمجمه و بروز مشكلات رواني .٥-نگراني هميشگي از آينده بيمار .اين شمه اي از ده ها مشكل بيمار تالاسمي است.حال پدر و مادر عزيز آيا شما مي خواهيد داراي يك كودك مبتلا به تالاسمي باشيد؟آيا مي خواهيد گناه بي توجهي شما متوجه يك كودك باشد و عمري را در رنج و مشقت به سر برد؟اگر يك كودك تالاسمي بدنيا آوريد ، هم خود را دچار مشكل كرده ايد ، هم يك انسان را و همچنين دست اندركاران جامعه پزشكي را . اگر در آستانه ازدواج هستيد ( بخصوص ازدواج فاميلي ) حتما و حتما آزمايش الكتروفورز و غيره به دستور پزشك را فراموش نكنيد ، اگر هم يك بيمار تالاسمي در خانواده شما وجود دارد مراقب باشيد تا ديگر صاحب فرزند جديد نشويد ، چرا كه براثر كم و يا بي توجهي عده اي از والدين ، هستيد خانواده هايي كه داراي ٣ ، ٤ و يا ٥ بيمار تالاسميك مي باشند . و تو اي هموطن : تعداد زيادي از بيماران تالاسمي به علت شرايط بد اقتصادي توان خريد يک بسته دسفرال را در ماه ندارند تنها و تنها در سايه کمک توست که آنها مي توانند به زندگي ادامه دهند آنها گل هاي بوستان خانواده اند اگر چه بهار عمرشان را خزان زندگي هميشه تهديد مي نمايد چشمان منتظر آنان شما را مي نگرد و دستان کوچکشان بسوي شما دراز است . به ياريشان بشتابيد با اهداي مقداري از خونتان و با کمک مادي ما و آنها را ياري نماييد . هر چند هدف انجمن تالاسمي ايران جمع آوري اعانه نيست بلکه اميد آن داريم که با همياري همه وسائل پيشگيري درمان و معالجه قطعي اين بيماران را در ايران فراهم آوريم . اهداف انجمن تالاسمي ايران : انجمن تالاسمي ايران در پرتو الطاف الهي و با اطمينان به ادامه همکاري همه جانبه شما عزيزان و مساعدت هاي مجدانه مسئولين کشور و پزشکان و محققان و دانشمندان دلسوز و همت و تلاش دردمندان و دردآشنايان بر آن است تا با اهداف مشروح زير جامه عمل بپوشاند : ١- شناسايي و زير پوشش قرار دادن افراد تالاسميک در سطح کشور و جمع آوري آمار و اطلاعات مربوط به افراد و ارائه به سازمانهاي ذيربط . ٢- بسط و گسترش و انتشار فرهنگ پيشگيري از تولد کودک تالاسميک . ٣- آموزش روش درمان يا پيشگيري از عوارض ناهنجار تالاسمي . ٤- ايجاد امکانات مادي و معنوي جهت گسترش برنامه هاي تحقيقاتي و پژوهش هاي علمي از طريق همياري استادان و دانشجويان علوم پزشکي و داروسازي در راه رسيدن به روشهاي درماني جديد و تامين وسائل پيشرفته در اين زمينه . انجمن تالاسمي ايران براي رسيدن به اين هدف کليه فعاليتهاي خود را در قالب سه کميته انجام مي دهد : ١- کميته علمي و فرهنگي . ٢- کميته روابط عمومي و بين المللي . ٣- کميته مددکاري - اشتغال و جلب مشارکتهاي عمومي . قابل توجه بيماران تالاسمي : تمام اهداف ما در انجمن تالاسمي کمک به شما عزيزان براي زندگي بهتر و راحت تراست . در هر کجاي ايران بزرگ هستيد با ما مکاتبه کنيد . دوستان شما در انجمن تالاسمي آماده اند تا مشکلات شما را در هر مورد که باشد مورد بررسي قرار دهند و به سوالاتتان پاسخ گويند . نا منتظر نامه هاي شما هستيم . اميد است آموخته هاي خود را به ديگران نيز بياموزيد . يادمان باشد که : قلب بيماران تالاسمي در بانک خون مي تپد با اهدا خون خود اين تپش را هميشه زنده نگاه داريد .

سرطان اپی تليال تخمدان

سرطان اپی تليال تخمدان × اطلاعات عمومی درباره سرطان اپی تليال تخمدان × مرحله بندی سرطان اپی تليال تخمدان × عود سرطان اپی تليال تخمدان × نظری اجمالی در مورد انتخاب نحوه درمان × گزینش درمان بر اساس مرحله بندی _ مرحله اول سرطان اپی تليال تخمدان _ مرحله دوم سرطان اپی تليال تخمدان _ مرحله سوم سرطان اپی تليال تخمدان _ مرحله چهارم سرطان اپی تليال تخمدان × روشهای درمانی برای سرطان اپی تليال تخمدان راجعه اطلاعات عمومی درباره سرطان اپی تليال تخمدان نکات مهم اين بخش : سرطان اپی تليال تخمدان بيماريي است که در آن سلولهای سرطانی ( بدخيم ) در بافتهای پوشاننده تخمدان شکل می گيرند . × زنانی که از نظر سرطان تخمدان سابقه فاميلی مثبت دارند بيشتر در معرض ابتلاء به سرطان تخمدان قرار می گيرند . × برخی سرطانهای تخمدان بعلت جهشهای ژنی ارثی بوجود می آيند . × زنانی که احتمال خطر سرطان تخمدان در آنها بيشتر است ممکن است بمنظور پيشگيری از بروز بيماری کانديد عمل جراحی باشند .*کشف سرطان تخمدان در مراحل اوليه تشکيل آن بدليل وجود علائم بالينی مشکل است . آزمايشهايی که در آنها تخمدانها ، ناحيه لگن ، خون و بافت تخمدانی انجام می شود برای کشف و تشخيص سرطان تخمدان مورد استفاده قرار می گيرند . *عوامل خاص روی انتخاب درمان و پيش آگهی بيماری تاثير می گذارند ( شانس بهبودی ) *سرطان اپی تليال تخمدان بيماريی است که در آن سلولهای سرطانی ( بدخيم ) در بافتهای پوشاننده تخمدان شکل می گيرند : تخمدانها يک جفت اندام از دستگاه توليد مثل زنان می باشند که د ر ناحيه لگن و د و سوی رحم جای گرفته اند( رحم يا زهدان اندامی توخالی و گلابی شکل است که جنين در آن رشد می کند) . هرتخمدان تقريبا اندازه و شکلی شبيه بادام دارد . تخمدانها توليد کننده تخمک و هوز مونهای زنانه می باشند . ( اين هورمونها موادی شيميايی هستند که عملکرد برخی سلولها يا اندامها را کنترل می کنند) . سرطان اپی تليال تخمدان يکی از انواع سرطان می باشد که تخمدانها را گرفتار می کند . * زنانی که از نظر سرطان تخمدان سابقه فاميلی مثبت دارند بيشتر در معرض ابتلاء به سرطان تخمدان قرار می گيرند * زنانی که در خانواده درجه يک آنها ( مادر ، دختر يا خواهر ) سابقه ای از سرطان تخمدان وجود دارد بيشتر درمعرض ابتلا ء به اين نوع سرطان هستند . اين احتمال در خانمهايی که علاوه بر خانواده درجه يک آنها ، فردی از بستگان درجه دوم آنها ( مادر بزرگ ، عمه ، خاله ) مبتلا باشد ، بيشتر هم می شود و بالا خره هر چه تعداد افراد مبتلا در بستگان درجه یک زيادتر باشد ِ احتمال ابتلاء به سرطان تخمدان بيشتر افزايش می يابد . * برخی سرطانهای تخمدان بعلت جهشهای ( تغييرات ) ژنی ارثی بوجود می آيند * ژنهای موجود در سلولها حامل اطلاعات موروثی هستند که از والدين شخص به ارث می رسد . سرطانهای ارثی تخمدان تقريبا 5 تا 10درصد کل سرطانهای تخمدان را تشکيل می دهند . تاکنون 3 نمونه از اين نوع سرطانهای ارثی شناخته شده است : سرطان تخمدان به تنهايي ، سرطان تخمدان و سينه ، سرطان تخمدان و روده بزرگ . امروزه آزمايشاتی وجود دارد که می توان با انجام آنها ژنهای تغيير يافته را شناسايی کرد . اين آزمايشات ژنتيکی گاهی برای اعضای خانواده که بيشتر در معرض خطر ابتلاء به سرطان تخمدان هستند انجام می شود . * زنانی که احتمال خطر سرطان تخمدان در آنها بيشتر است ، ممکن است به منظور پيشگيری از عود بيماری ، کانديد عمل جراحی باشند * ممکن است در برخی زنانی که احتمال ابتلاء به سرطان تخمدان در آينده برای آنها می رود عمل جراحی پيشگيرانه برداشت تخمدانهای سالم بمنظور جلوگيری از رشد سلولهای سرطانی ِ انجام گيرد . اگر چه هنوز مشخص نيست که آيا اين روش مانع بوجود آمدن سرطان تخمدان می شود يا خير ؟ * کشف سرطان تخمدان در مراحل اوليه تشکيل آن بدليل عدم وجود علائم بالينی مشکل است * برخی زنان که در مراحل اوليه ابتلاء به سرطان تخمدان قرار دارند علائمی نظير ناراحتيهای مبهم معدی - روده ای ، احساس فشاردر ناحيه لگن ، درد ، تورم شکم و تنگي نفس دارند ، در اکثر مواقع يا علامت بالينی وجود ندارد و ياخيلی خفيف می باشد . معمولا هنگامی که علائم بالينی ظاهر می شوند ِ بيماری در مراحل پيشرفته قرار گرفته است . اگر سرطان تخمدان در مراحل ابتدايی شناسايی شود . اکثر بيماران می توانند به شفای کامل اميدوار باشند خانمهای مبتلا به سرطان تخمدان در هر مرحله ای که باشند بايد در آزمونهای تحقيقاتی بالينی شرکت داده شوند . * آزمايشهايی که در آنها معاينه تخمدانها ، ناحيه لگن ، خون و بافت تخمدانی انجام می شود ، برای کشف و تشخيص سرطان تخمدان مورد استفاده قرار می گيرند * آزمونها وروشهای زير ممکن است بکار گرفته شوند : * معاينه لگن : روشی برای معاينه رحم،ِ واژن، تخمدانها ، لوله های رحمی مثانه و رکتوم بمنظور يافتن هر نکته غير طبيعی در شکل يا اندازه آنها ( آزمايش PaP کمکی به تشخيص سرطان تخمدان نمی کند ) . * اولتراسوند : روشی که در آن اختلاف اکوی امواج صوتی ارسال شده و برگشت داده شده از تخمدان د ر سونوگرام ( عکسها ) مشخص ميشود . * سنجش CA -125 : يک آزمايش برای سنجش سطح خونی 125-CA ماده ای که گاهی ميزان آن در خون ، ساير مايعات بدن و يابافتها افزايش می يابد و ممکن است نشانه ای از سرطان تخمدان باشد . * تنقيه با ريم : ( عکسهای راديولوژی تحتانی دستگاه گوارش ) : روشی برای نشان دادن توده ها و يا ساير نواحی غير طبيعی در لگن ِ در اين آزمايش ، مايع حاوی با ريم از طريق مقعد در داخل رکتوم تزريق می شود . باريم ترکيبی فلزی است که تصوير برداری از قسمتهای پائينی دستگاه گوارش بوسيله اشعه ايکس راميسر می سازد . * پيلوگرام داخل وريد ی : يک سری عکسهای برداشته شده از کليه ها ِ حالبها و مثانه بوسيله اشعه ايکس بمنظور تشخيص اين نکته که آيا سلولهای سرطانی به نواحی خارج از تخمدان هم پخش شده اند يا خير . اين عکسها بعد از تزريق ماده حاجب به رگهای خونی گرفته می شود . ماده حاجب در ادرار تغليظ شده و به اين ترتيب حدود کليه ها ، حالبها و مثانه را در عکس نشان می دهد . * سی تی اسکن : سی تی اسکن تصاويری با جزئيات بيشتر از داخل بدن به ما می دهد . اين تصاوير از زوايای مختلفی گرفته می شوند . عکسها بوسيله کامپيوتری که متصل به يک ماشين اشعه ايکس است گرفته می شوند . نام ديگر اين روش توده نگاری کامپيوتری می باشد . * بيوپسی ( نمونه برداری بافتی ) : عبارتست از برداشت بافت و مطالعه آن در زير ميکروسکوپ عمل برداشت بافت طی يک روش بنام لاپاراتومی ( برش جراحی در ديواره شکم ) انجام می شود . عوامل خاص روی انتخاب درمان و پيش آگهی بيماری تاثير می گذارند ( شانس بهبودئ ) انتخاب روش درمانی و پيش آگهی بيماری ( شانس بهبودی ) به سن بيمار ، وضعيت کلی سلامتی ، نوع و اندازه توده و مرحله سرطان بستگی دارد . مرحله بندی سرطان اپی تليال تخمدان نکات مهم اين بخش : * بعد از اينکه سرطان اپی تليال تخمدان تشخيص داده شد ، آزمايشهايی برای پی بردن به اينکه آیا سلولهای سرطانی بداخل تخمدان و يا ساير قسمتهای بدن پخش شده اند انجام می شوند . * مرحله بندی ( staging ) زير برای سرطان اپی تليال تخمدان مورد استفاده قرار می گيرد : مرحله I مرحله II مرحله III مرحله IV * بعد از تشخيص سرطان اپی تليال تخمدان آزمايشهای لازم برای بررسی پخش سلولهای سرطانی بداخل تخمدان و يا قسمتهای ديگر بدن انجام می شود * روشی که طی آن به بررسی پخش سلولهای سرطانی به داخل تخمدان و يا ساير قسمتهای بدن می پردازند ، مرحله بندی ( Staging ) ناميده می شود . اطلاعات جمع آوری شده ازاين روش ، مرحله استقرار بيماری را مشخص می کند . دانستن مرحله بيماری از نقطه نظر انتخاب درمان بسيار حائز اهميت است . تشخيص مرحله بندی بوسيله عمل لاپاراتومی انجام می گيرد . پزشک از طريق برشی که در ديواره شکم می دهد با دقت ، تمام ارگانها را از نظر وجود سرطان در آنها بررسی می کند . علاوه بر اين پزشک از بافتهای مشکوک نمونه برداری می کند تا با دقت بيشتری به مطالعه آنها در زير ميکروسکوپ بپردازد . معمولا پزشک در طی عمل لاپاراتومی سرطان و ساير ارگانهای حاوی سرطان را برمی دارد . ( به بخش انتخاب درمان بر اساس مرحله بيماری مراجعه کنيد ) . * مرحله بندی ( Staging ) زير برای سرطان اپی تليال تخمدان مورد استفاده قرار می گيرد * مرحله I : در اين مرحله سرطان در يک يا هر دو تخمدان وجود دارد . اين مرحله تقسيم می شود به : مرحله IA : سرطان تنها در يک تخمدان وجود دارد . مرحله IB : سرطان در هر دو تخمدان وجود دارد . مرحله IC : سرطان در يک يا هر دو تخمدان وجود دارد ضمن اينکه : * سرطان روی سطح بيرونی يک يا هر دو تخمدان می باشد . * سلولهای سرطانی در مايع حفره صفاقی يافت می شود ( حفره صفاقی حاوی اندامهای موجود د رشکم است ) . مايع ممکن است د رحفره صفاقی وجود داشته باشد و يا اينکه بوسيله پزشک برای شستشوی صفاق ( پرده پوشاننده اندامهای شکمی ) به اين حفره اضافه شود . مرحله II : در مرحله II سرطان علاوه بر اينکه د ريک يا هر دو تخمدان وجود دارد به نواحی ديگر لگن نيز منتشر شده است . اين مرحله بندی به بخشهای زير تقسيم می شود : مرحله IIA: سرطان به رحم و يا لوله های رحمی دست اندازی کرده است ( لوله های رحمی لوله های نازک و بلندی هستند که تخمک تشکيل شده درتخمدان را به سمت رحم هدايت می کنند ) . مرحله IIB : سرطان به بافت ديگری در لگن منتشر شده است . مرحله IIC :سرطان به رحم و يا لوله های رحمی و يا بافتی در داخل لگن حمله کرده است ضمن اينکه موارد زير نيز وجود دارد : * سرطان روی سطح بيرونی يک يا هر دو تخمدان يافت می شود . * توده سرطانی ديواره تخمدان را پاره کرده است . * سلولهای سرطانی در مايع حفره صفاقی يافت می شوند ( اين حفره در برگيرنده اندامهای داخل شکم بوده که مايع درآن ممکن است بخودی خود وجود داشته و يا بوسيله پزشک برای شستشوی پرده صفاقی که سطح اندامهای شکمی را می پوشاند به اين حفره اضافه شده باشد ) . مرحله III : در اين مرحله علاوه بر اينکه سرطان در يک يا هر دو تخمدان وجود دارد . ساير بخشهای شکم نيز گرفتار می باشند و سرطان به سطح کبد پخش شده است . مرحله III به بخشهای زير تقسيم می شود : مرحله IIIA : توده سرطانی تنها د رلگن يافت می شود اما سلولهای سرطانی به سطح پرده صفاقی منتشر شده اند . ( پرده صفاقی بافتی است که جدار شکم و سطح اکثر اندامهای شکمی را می پوشاند ) . مرحله IIIB : سرطان به حفره صفاقي منتشر شده است اما قطر توده سرطانی بيشتر از 2 سانتی متر ( 1اينچ ) نمی باشد . مرحله IIIC : سرطان به حفره صفاقي منتشر شده است و قطر آن بيش از 2سانتی متر می باشد و يا اينکه به گره های لنفی شکم پخش شده است . ( گره های لنفاوی اندامهای لوبيايی شکل کوچکی هستند که در سرتاسر بدن يافت می شوند . اين گره ها مواد موجود در مايعی را که لنف ناميده می شود و برای مبارزه باعفونت و بيماريها است ، تصفيه می کنند ) . مرحله IV : در مرحله چهارم ، سرطان در يک يا هر دو تخمدان وجود دارد و به نواحی دورتر از شکم منتشر شده است ( متاستاز ) . سرطان در بافت کبد يافت می شود . عود سرطان اپی تليال تخمدان سراطان اپی تليال تخمدان راجعه يا عود يافته سرطانی است که مجددا بعد از درمان بازگشته است . نگاه کلی به انتخاب نحوه درمان نکات مهم اين بخش : روشهای درمانی متفاوتی برای بيماران مبتلا به سرطان اپی تليال تخمدان وجود دارد . سه نوع روش درمانی استاندارد وجود دارد که عبارتند از : * جراحی * پرتو درمانی * شيمی درمانی مطالعه تحقيقاتی روی ساير روشهای درمانی در حال انجام است : * درمان زيست شناختی ( بيولوژيک ) * شيمی درمانی با دوز بالا بهمراه پيوند مغز استخوان و يا پيوند سلولهای محيطی خونی مادر . * روشهای درمانی متفاوتی برای بيماران مبتلا به سرطان اپی تليال تخمدان وجود دارد * برخی از درمانها استاندارد بوده و برخی ديگر در مرحله تحقيقات بالينی قرار دارند . قبل از شروع درمان ممکن است بيماران در مورد اينکه د ريک طرح تحقيقاتی بالينی شرکت کنند ، فکرو تصميم گيری نمايند . هدف از تحقيقات بالينی انجام شده روی روشهای درمانی نوين ، بهبود روشهای درمانی قبلی و يا رسيدن به روشهای درمانی جديدتر و موثرتر می باشد . وقتی که چنين تحقيقاتی ثابت می کند که يک روش درمانی جديد بهتر از يک روش درمانی استاندارد جواب می دهد درمان جديد جايگزين درمان استاندارد قبلی می شود . * سه نوع روش درمانی استاندارد وجود دارد که عبارتند از : جراحی : هدف از جراحی در اکثر بيماران برداشتن حداکثر ممکن از توده سرطانی می باشد . روشهای جراحی مختلف عبارتند از : * هيستر کتومی : برداشت تخمدانها ، لوله های رحمی و رحم * سالپنگو ا افارکتومی يک طرفه : برداشت هرد و تخمدان بهمراه هر د و لوله رحمی * سالپنگوا ا فارکتومی دو طرفه : برداشت هر دو تخمدان بهمراه هر دو لوله رحمی *امنتکتومی ( omentectomy ) : برداشت قسمتی از پرده پوشاننده حفره شکمی . *نمونه برداری از گره لنفاوی : برداشت گره لنفی و مطالعه آن در زير ميکروسکوپ بمنظور بررسی وجود سلولهای سرطانی . پرتو درمانی : دراين روش با استفاده از اشعه ايکس و يا ساير پرتو ها به کشتن سلولهای سرطانی و يا کوچک نمودن سرطان می پردازند ِ پرتو درمانی به دو روش انجام می شود . پرتو درمانی خارجی ( استفاده از ماشين پرتو تاب خارج از بدن ) و پرتودرمانی داخلی که درآن مواد راديوايزوتوپ ( موادی که اشعه توليد ميکنند ) را از طريق لوله های پلاستيکی خيلی نازک در محوطه سلولهای سرطانی قرار می دهند . در برخی از بيماران از روشی بنام " پرتو درمانی داخل صفاقی " استفاده می شود که طی آن مايعی راديواکتيو مستقيما از طريق يک کاتتر در داخل شکم قرار می گيرد . شيمی درمانی : عبارتست از استفاده از داروهايی که سلولهای سرطانی را می کشند ِ تجويز داروهای شيمی درمانی ممکن است از طريق دهان و يا تزريق داخل عضلانی و يا وريدی انجام گيرد . هريک از انواع شيمی درمانی ، درمان فراگير ( سيستميک ) ناميده می شود چرا که دارو وارد جريان خون شده ِ د ر تمام بدن سير می کند و ميتواند سلولهای سرطانی را در هر جای بدن نابود کند . نوع ديگری از شيمی درمانی ِ شيمی درمانی داخل صفاقی است که د رآن داروی مورد نظر از طريق يک کاتتر مستقيما بداخل شکم وارد می شود ، در این روش بيشتر دارو در محوطه شکمی باقی می ماند . مطالعه تحقيقاتی روی ساير روشهای درمانی در حال انجام ميباشد درمان بيولوژيک : این روش بمنظور افزايش قدرت سيستم ايمنی بدن برای مقابله با سرطان می باشد . مواديکه بوسيله بدن انسان ساخته شده و يا در زمايشگاه توليد می شوند برای تقويت سيستم دفاعی بدن در برابر بيماريها مورد استفاده قرار می گيرند اين روش گاهی به اسم " (biological response modifie = BRM ) پاسخ اصلاح کننده زيستی و يا ايمنی درمانی ناميده ميشود * شيمی درمانی با دوز بالا بهمراه پيوند مغز استخوان و يا پيوند سلولهای خونی محيطی مادر شيمی درمانی می تواند باعث کاهش قابليت مغز استخوان در توليد سلولهای خونی شود . استفاده از پيوند مغز استخوان ، و پيوند سلولهای خونی محيطی مادر روشی است که به رفع اين نقيصه کمک کرده لذا می توان مقادير بالا تری از دارو را به بيمار تجويز نمود * گزینش درمان براساس مرحله بندی * _ مرحله يک سرطان اپی تليال تخمدان : درمانهای اين مرحله عبارتند از : * هيسترکتومی ِ سالپنگواافارکتومی دوطرفه و امنتکتومی : برداشت گره های لنفاوی و ساير بافتهای لگن و شکم و مطالعه آنها در زير ميکروسکوپ بمنظور يافتن سلولهای سرطانی . * هيسترکتومی ِ سالپنگواا فارکتومی يک طرفه و امنتکتومی : برداشت گره های لنفاوی و ساير بافتهای لگن و شکم و مطالعه آنها در زير ميکروسکوپ بمنظور يافتن سلولهای سرطانی . * پرتو درمانی داخلی يا خارجی * روش درمانی پايش و انتظار ( تحت نظر قرار دادن دقيق بدون درمان فوری ) * آزمونهای تحقيقاتی بالينی - مرحله دوم سرطان اپی تليال تخمدان : درمان در اين مرحله ممکن است به يکی از صورتهای زير باشد . * عمل جراحی برای برداشتن تومور ، هيسترکتومی ، سالپنگو ا ا فارکتومی دو طرفه و امنتکتومی: برداشت گره های لنفاوی و ساير بافتهای لگن و شکم و مطالعه آنها در زير ميکروسکوپ بمنظور يافتن سلولهای سرطانی بعد از عمل جراحی درمان شامل موارد زير خواهد بود . * ترکيب شيمی درمانی و پرتو درمانی داخلی يا خارجی * ترکيب شيمی درمانی به تنهايی * آزمون تحقيقاتی بالينی - مرحله سوم سرطان اپی تليال تخمدان : درمان اين مرحله ممکن است به صورتهای زير باشد : * جراحی برای برداشت توده ، هيسترکتومی ، سالپنگواا فارکتومی دو طرفه و امنتکتومی بعد از جراحی درمان ممکن است شامل موارد زير باشد : * ترکيب شيمی درمانی * ترکيب شيمی درمانی و بدنبال آن عمل جراحی دوم ( secend look surgery ) ( بمنظور بررسی سلولهای سرطانی باقيمانده ) * آزمون تحقيقاتی بالينی - مرحله چهارم سرطان اپی تليال تخمدان : درمان شامل ترکيب شيمی درمانی با يا بدون جراحی ، بمنظور کاهش اندازه توده سرطانی می باشد . روشهای درمانی برای سرطان اپی تليال تخمدان راجعه درمان سرطان راجعه تخمدان شامل موارد زير می باشد : * شيمی درمانی با يا بدون جراحی * تحقيقات بالينی شيمی درمانی يا درمان بيولوژيک ( تقويت سيستم ايمنی بدن برای مبارزه با سرطان )

سرطان لب و حفره دهاني

سرطان لب و حفره دهاني: درمان اطلاعات عمومي: سرطان لب وحفره دهان چيست؟ اطلاعات مربوط به مرحله بندي بيماري: مرحله بندي سرطان لب و حفره دهاني - مرحله اول ( I ) - مرحله دوم ( II) - مرحله سوم ( III) - مرحله چهارم ( IIII ) - عو د بیماری نگاهی اجمالی به روشهای درمانی - چگونه سرطان لب و حفره دهانی درمان می شود ؟ - درمان بر اساس مرحله استقراربيماری مرحله اول ( I ) سرطان لب و حفره دهانی - سرطان لب - سرطان زبان - سرطان مخاط دهان - سرطان بخش زيرين دهان - سرطان لثه تحتانی - سرطان مثلث رترومولار( Retromolar ) - سرطان لثه فوقانی و سخت کام مرحله دوم ( II ) سرطان لب و حفره دهانی - سرطان لب - سرطان زبان - سرطان مخاط دهانی - سرطان بخش زيرين دهان - سرطان لثه تحتانی - سرطان مثلث رترومولار ( Retromolar ) - سرطان لثه فوقانی يا سخت کام - مرحله چهارم ( IV ) سرطان لب و حفره دهانی _ سرطان لب - سرطان زبان - سرطان مخاط دهانی _ سرطان بخش زيرين دهان - سرطان اثه تحتانی - سرطان مثلث رترومولار ( Retromolar ) - سرطان لثه فوقانی يا سخت کام * عود سرطان لب و حفره دهانی اطلاعات عمومی سرطان لب و حفره دهانی چيست ؟ سرطان لب و حفره دهانی يک بيماری است که در آن سلولهای ( بدخيم ) در بافتهای لب و دهان يافت می شوند . حفره دهانی مشتمل بر دو سوم جلويی زبان ، لثه فوقانی و تحتاني ، مخاط پوشاننده سطح داخلی گونه ها و لبها در زير زبان، سقف استخوانی دهان ( سخت کام ) و ناحيه کوچکی در پشت دندان عقل ( مثلث رترومولار ) می باشد . سرطان ناحيه سرو گردن اکثرا در افراد باسن بيش از 45 سال ديده می شود . سرطان لب در آقايان شايعتر از خانمها بوده و احتمال بروز آن در افراد با پوست روشن که مدت زيادی در معرض تابش شديد نور خورشيد قرار می گيرند ، بيشتر است . سرطان حفره دهانی در افراديکه تنباکو می چوند و يا پيپ می کشند بيشتر ديده می شود . اگر فردی در لب، دهان، لثه ها برآمدگی احساس می کند و يا زخمی در دهان دارد که التيام نمی يابد و يا دچار خونريزی و درد در ناحيه دهان می باشد حتما بايد به پزشک مراجعه نمايد . يکی ديگر از علائم سرطان دهان اين است که فرد احساس می کند ديگر دندانهای مصنوعی وی در دهانش بطور مناسب جانمی افتد . در اکثر موارد سرطانهای لب و حفره دهانی بوسيله دندانپزشکان و بهنگام معاينه دهان يافت می شوند . اگر علائمی وجود داشته باشد پزشک بوسيله يک آينه و چراغ قوه به معاينه دهان می پردازند . همچنين پزشک ممکن است برای بيمار راديوگرافی از دهان را درخواست نمايد . اگر بهنگام معاينه ، پزشک به بافت مشکوک برخورد نمود ، يک تکه کوچک از آن بافت را برداشته تا در زير ميکروسکوپ برای بررسی وجود سلولهای سرطانی به مطالعه بپردازد . اين روش نمونه برداری دارويی به بيمار تجويز می شود که برای مدتی احساس درد را در وی از بين می برد . علاوه بر اقدامات بالا پزشک بايد گلو را از نظر وجود غده بررسی نمايد . شانس بهبودی ( پيش آگهی ) بيماری به محل سرطان در لب يا دهان ، اينکه آيا سرطان محدود به لب و دهان بوده و يا به بافتهای ديگر منتشر شده است ( مرحله بيماری ) ووضعيت عمومی سلامت بيمار بستگی دارد . اطلاعات مربوط به مرحله بندی بيماری مرحله بندی سرطان لب و حفره دهانی : هنگاميکه سرطان لب و حفره دهانی يافت می شود ، آزمايشهای زيادی انجام می گيرد تا دريابند آيا سلولهای سرطانی به قسمتهای ديگر بدن دست اندازی نموده اند ياخير؟ اين عمل مرحله بندی ( staging ) ناميده می شود ، پزشک برای اتخاذ بهترين روش درمانی بايد از مرحله استقرار بيماری آگاهی داشته باشد . مرحله بندی زير برای سرطان لب و حفره دهانی بکار برده می شود : مرحله اول ( I ) : اندازه سرطان بيش از2 سانتی متر ( حدود 1اينچ ) نمی باشد و به گره های لنفاوی ناحيه ای منتشر نشده است ، گره های لنفاوی اندامهای لوبيايی شکل کوچکی هستند که در سرتاسر بدن يافت می شوند ووظيفه آنها توليد و نگهداری مرحله دوم ( II ) : اندازه سرطان بيش از 2سانتيمتر و کمتر از 4سانتيمتر می باشد ( کمتر از 2 ايتچ ) و به گره های لنفاوی ناحيه منتشر نشده است . مرحله سوم ( III ) : هريک از موارد زير ممکن است صادق باشد : - اندازه سرطان بيش از 4 سانتی متر است . - سرطان ممکن است به هر اندازه ای باشد اما سلولهای سرطانی فقط به يک گره لنفی در همان سمت گردن که سرطان وجود دارد منتشر شده اند . اندازه گره لنفی که به سرطان مبتلا شده است . بيش از 3 سانتی متر نمی باشد ( کمی بيش از 1 اينچ ) . - مرحله چهارم ( IIV ) : هريک از موارد زير ممکن است وجود داشته باشد - سرطان به بافتهای اطراف لب و حفره دهانی منتشر شده است . گره های لنفاوی اين ناحيه ممکن است درگير شده يا نشده باشند . - سرطان می تواند به هر اندازه ای باشد ولی به بيش از يک گره لنفی درهمان سمت گردن و يا گره های لنفاوی در هر دو سوی گردن و يا به هر گره لنفاوی که بيش از 6 سانتی متر باشد ِ انتشار يافته است . - سرطان به قسمتهای ديگر بدن منتشر شده است . عود بيماری : منظور از عود بيماری اين است که سرطان بعد از انجام درمان بازگشته است . سرطان عود يافته ممکن است در لب و حفره دهانی و ياهر قسمت از بدن باشد . نگاهی اجمالی به روشهای درمانی چگونه سرطان لب وحفره دهانی درمان می شود ؟ روشهای درمانی متفاوتی برای بيماران مبتلا به سرطان لب و حفره دهانی وجود دارد . 2 نوع روش درمانی مورد استفاده قرار می گيرند : - جراحی ( برای برداشتن سرطان ) - پرتو درمانی ( بااستفاده از دوز بالای اشعه ايکس و يا ساير پرتوهای پر انرژی برای نابود کردن سلولهای سرطانی ) - استفاده از شيمی درمانی ( داروهای نابود کننده سلولهای سرطانی ) درمرحله پژوهشهای بالينی است . جراحی يک روش معمول در درمان سرطان لب و حفره دهانی می باشد ، پزشک ممکن است سرطان و بخشی از بافت سالم اطراف آنرا بردارد و همچنين ممکن است گره های لنفاوی گردن نيز برداشته شوند . پرتو درمانی با استفاده از مقادير بالای اشعه ايکس برای کشتن سلولهای سرطانی و کوچک کردن توده سرطانی بکار می رود . تابش پرتوها ممکن است بوسيله دستگاهی که خارج از بدن قرار می گيرد انجام شود ( پرتو درمانی خارجی ) و يا باقرار دادن مواد پرتو زا و ايزو توپ از طريق سوزن يا لوله های پلاستيکی نازک در محلی که سرطان يافت می شود ( پرتو درمانی داخلی ) اگر مصرف سيگار قبل از شروع پرتو درمانی متوقف شود نتايج بهتری از نظر افزايش طول عمر بيمار عايد می شود . در شيمی درمانی از داروهای کشنده سلولهای سرطانی استفاده ميشود . داروهای مذکور ممکن است بصورت قرص و يا تزريق داخل عضلانی يا تزريق وريدی تجويز شوند . شيمی درمانی يک درمان سيستميک است چرا که دارو وارد خون شده و به تمام نقاط بدن انتشار يافته و باعث از بين رفتن سلولهای سرطانی می شود . اگر پزشک تمام توده سرطانی را که بهنگام عمل جراحی ديده می شود بردارد ممکن است بعد از جراحی برای از بين بردن سلولهای سرطانی باقيمانده اقدام به شيمی درمانی نمايد . تجويز شيمی درمانی بعد از عمل جراحی برای بيماریکه هيچ سلول سرطانی قابل رويتی ندارد شيمي درمانی کمکی ( Aljuant camoterapy) ناميده می شود . شيمی درمانی که قبل از عمل جراحی برای کوچک شدن سرطان انجام می شود تا بتوان بوسيله عمل جراحی آنرا برداشت شيمی درمانی adjuant ناميده می شود . افزايش درجه حرارت بدن روش درمان جديد و البته در حال مطالعه ای است که در برخی بيماران خاص بکار برده می شود . در اين روش دستگاه مخصوصی برای مدت زمان معينی به بدن گرما می دهد تا سلولهای سرطانی کشته شوند . زيرا سلولهای سرطانی در اغلب موارد در برابر گرما حساسيت بيشتری نسبت به سلولهای سالم از خود نشان می دهند . به اين ترتيب سلولهای سرطانی نابود شده و توده سرطانی کوچک می شود . از آنجائيکه لبها و دهان اندامهای مورد نياز برای عمل خوردن و صحبت کردن می باشند ، بعلت عوارض درمان و خود سرطان بيماران ممکن است برای انجام اين دو عمل نيازمند کمکهای ويژه باشند ، به همين منظور جهت اتخاذ بهترين تصميم پزشک معالج فرد با پزشکان متخصص ديگر مشورت می نمايد ، در صورتيکه قسمت زيادی از لب يا دهان بيمار برداشته شده باشد ممکن است نياز به يک عمل جراحی پلاستيک برای کمک به آموزش بيمار برای خوردن و صحبت کردن نياز باشد . درمان براساس مرحله استقرار بيماری : درمان سرطان لب و حفره های دهانی به محل سرطان، مرحله بيماری ، سن بيمار ووضعيت سلامت وی بستگی دارد . ممکن است از روشهای درمانی استاندارد بخاطر اينکه اثر بخشی آنها در مطالعات گذشته به اثبات رسيده است استفاده نمود و يا اينکه بيمار را تحت درمان با روشهايی که فعلا در مرحله مطالعه هستند قرار داد . تمام بيماران با روشهای درمانی استاندارد کاملا بهبود نميابند و برخی از اين روشها ممکن است عوارض جانبی زيادی داشته باشند . بهمين علت است که در اين بيماران از روشهای نوين درمانی در حال پژوهش بمنظور يافتن راه حل بهتری برای درمان استفاده می شود مرحله اول ( I ) سرطان لب و حفره دهانی انتخاب روش درمانی به محل وجود سرطان در لب يا دهان بستگی دارد . سرطان لب : اگر سرطان در ناحيه لب باشد استفاده از يکی از روشهای درمانی زير توصيه می شود : 1- جراحی 2-پرتو درمانی سرطان زبان : اگر سرطان در ناحيه زبان باشد يکی از درمانهای زير انجام می شود : 1- جراحی 2-جراحی و متعاقب آن پرتو درمانی از ناحيه گردن 3-پرتو درمانی دهان و گردن سرطان مخاط دهان : اگر سرطان در بافت پوشاننده سطح داخلی گونه ها و لبها باشد يکی از روشهای درمانی زير انجام می شود : 1-جراحی 2-پرتودرمانی سرطان بخش زیرین دهان : اگر محل سرطان ِ کف حفره دهانی باشد روشهای درمانی عبارتند از : 1- جراحی 2-پرتودرمانی سرطان لثه تحتانی : اگر سرطان در لثه تحتانی باشد درمان يکی ازموارد زير خواهد بود 1-جراحی 2-پرتو درمانی سرطان مثلث رترومولار : ( Retromolar ) : اگر سرطان در ناحيه کوچک پشت دندان عقل باشد درمان شامل موارد زير خواهد بود 1-جراحی برای برداشتن بخشی از استخوان فک 2-درصورت نياز پرتو درمانی متعاقب عمل جراحی سرطان لثه فوقانی و سخت کام : اگر سرطان در لثه فوقانی و يا در بخش استخوانی سقف دهان ( سخت کام ) باشد يکی از موارد درمانی زير توصيه می شود : 1- جراحی 2-پرتو درمانی بعد از عمل جراحی مرحله دوم ( II ) سرطان لب و حفره دهانی انتخاب شيوه درمان به محل استقرار سرطان د رلب و دهان بستگی دارد : سرطان لب : در صورتيکه سرطان د رلب باشد يکی از درمانهای زير انجام می شود : 1- جراحی 2-پرتو درمانی داخلی / و يا خارجی سرطان زبان : اگر محل سرطان زبان باشد روشهای درمانی زير توصيه می شوند : 1-پرتو درمانی 2-جراحی و پرتو درمانی سرطان مخاط دهان : اگر سرطان در بافت پوشاننده سطح داخلی گونه ها و لبها باشد درمان شامل موارد زير خواهد بود : 1-پرتو درمانی 2-جراحی 3-جراحی بعلاوه پرتو درمانی سرطان بخش زيرين دهان : اگر محل استقرار سرطان در کف دهان باشد درمان شامل موارد زير خواهد بود : 1-جراحی 2-پرتو درمانی 3- جراحی و متعاقب آن پرتو درمانی داخلی يا خارجی سرطان لثه تحتانی : اگر سرطان د رلثه تحتانی باشد يکی از روشهای درمانی زير استفاده می شود : 1-جراحی 2-پرتو درمانی سرطان مثلث Retromolar : اگر محل استقرار سرطان ناحيه کوچک پشت دندان عقل باشد يکی از روشهای درمانی زير بکار برده می شود : 1- جراحی بمنطور برداشتن قسمتی از استخوان فک 2-در صورت نياز پرتو درمانی متعاقب عمل جراحی مرحله سوم ( III ) سرطان لب و حفره دهانی انتخاب شيوه درمان به محل استقرار سرطان لب و دهان بستگی دارد علاوه بر درمانهايی که در زير نام برده خواهد شد ممکن است برای بيمار پرتو درمانی گردن با يا بدون عمل جراحی بمنظور برداشتن غدد لنفاوی گردن انجام شود . سرطان لب : اگر سرطان در لب باشد يکی از روشهای درمانی زير انجام می شود : 1-جراحی برای برداشتن سرطان همراه با پرتو درمانی 2-پرتو درمانی 3-شيمی درمانی و متعاقب آن عمل جراحی يا پرتو درمانی 4-جراحی و متعاقب آن شيمی درمانی 5-جراحی و پرتو درمانی و شيمی درمانی 6- استفاده از روشهای نوين پرتو درمانی سرطان زبان : اگرسرطان در زبان باشد يکی از روشهای درمانی زير کاربرد دارد : 1-استفاده از رشته نور ( beam ) خارجی همراه يا بدون پرتو درمانی داخلی 2-جراحی و متعاقب آن پرتو درمانی سرطان مخاط دهان : اگر سرطان بافت مخاطی پوشاننده سطح داخلی گونه ها و لبها را گرفتار کرده باشد ، درمان يکی از موارد زير خواهد بود : 1-جراحی برای برداشتن سرطان و بافت اطراف آن 2- پرتو درمانی 3-جراحی بهمراه پرتو درمانی 4-شيمی درمانی و بعد از آن جراحی يا پرتو درمانی 5-جراحی و متعاقب آن شيمی درمانی 6-جراحی ، پرتو درمانی و شيمی درمانی سرطان بخش زيرين دهان : اگر سرطان در کف دهان باشد ، درمان يکی از موارد زير خواهد بود : 1-جراحی برای برداشتن سرطان و گره های لنفاوی گردن ، در صورت لزوم بخشی از استخوان فک نيز براشته می شود . 2- استفاده از رشته نور خارجی beam با يا بدون پرتو درمانی داخلی 3-شيمی درمانی و بعد از آن عمل جراحی يا پرتو درمانی 4-تجويز چندين نوبت در روز پرتو درمانی با دوز پايين سرطان لثه تحتانی : اگر سرطان در لثه تحتانی باشد ، احتمالا بمنظور برداشتن سرطان پرتو درمانی قبل و يا بعد از جراحی انجام می شود . سرطان مثلث Retromolar : اگرسرطان در فضای کوچک پشت دندان عقل باشد درمان يکی از موارد زير خواهد بود : 1-جراحی و متعاقب آن پرتو درمانی 2-شيمی درمانی و متعاقب آن جراحی يا پرتو درمانی 3-جراحی و بعد از آن شيمی درمانی 4-تجویز پرتو درمانی با دوز پايين بميزان چند بار در روز سرطان لثه فوقانی يا سخت کام : اگر سرطان لثه بالايی و يا بالای بخش استخوانی دهان ( سخت کام ) باشد درمان يکی از موارد زير خواهد بود 1- پرتو درمانی 2-جراحی بعلاوه پرتو درمانی برای تمام سرطانهای مرحله سوم لب و دهان ، شيمی درمانی بهمراه پرتو درمانی بعنوان يک روش درمانی پژوهشی ، در حال آزمايش است . مرحله چهارم ( IV ) سرطان لب و حفره دهانی انتخاب شيوه درمان به محل سرطان در لب يا دهان بستگی دارد . علاوه بر درمانهايی که در زير نامبرده می شود . ممکن است برای بيمار پرتو درمانی گردن با يا بدون عمل جراحی بمنظور برداشتن غدد لنفاوی گردن انجام شود . سرطان لب : اگر سرطان در لب باشد يکی از درمانهای زير انجام می شود : 1- جراحی برای برداشتن سرطان بعلاوه پرتو درمانی داخلی يا خارجی 2-پرتو درمانی 3-ترکيب شيمی درمانی و پرتو درمانی 4-تجويز پرتو درمانی با دوز پايين بميزان چند بار در روز سرطان زبان :اگر سرطان در زبان باشد يکی از روشهای درمانی زير بکار می رود : 1-جراحی برای برداشتن زبان و جعبه صدا ( حنجره ) در زير آن و سپس پرتو درمانی 2-پرتو درمانی برا ی تخفيف علائم 3-تجويز پرتو درمانی با دوز پايين بميزان چند بار در روز سرطان مخاط دهان : اگر سرطان بافت مخاطی پوشاننده سطح داخلی گونه ها و لبها را گرفتار کرده باشد يکی از درمانهای زير استفاده ميشود : 1-جراحی برا ی برداشتن سرطان و بافت اطراف آن 2-پرتو درمانی 3-جراحی بعلاوه پرتو درمانی 4-ترکيب شيمی درمانی و پرتو درمانی 5-تجويز پرتو درمانی با دوز پايين بميزان چند بار در روز سرطان بخش زيرين دهان : اگر سرطان در کف دهان باشد يکی از درمانهای زير بکار می رود : 1-جراحی برا ی برداشتن سرطان و بعد از آن پرتو درمانی 2-جراحی بعد از پرتو درمانی 3-ترکيب شيمی درمانی و پرتو درمانی 4-تجويز پرتو درمانی با دوز پايين بميزان چند بار در روز سرطان لثه تحتانی : اگر سرطان در لثه تحتانی باشد درمان يکی از موارد زير خواهد بود : 1-جراحی ، پرتو درمانی و يا هر دو 2-ترکيب شيمی درمانی و پرتو درمانی 3-تجويز پرتو درمانی با دوز پايين بميزان چند بار در روز سرطان مثلث Retomolar : اگر سرطان فضای کوچک پشت دندان عقل را درگير کرده باشد درمان يکی از موارد زير خواهد بود : 1-جراحی و بعد از آن پرتو درمانی 2-ترکيب شيمی درمانی و پرتو درمانی 3-تجويز پرتو درمانی با دوز پايين بميزان چند بار در روز سرطان لثه فوقانی يا سخت کام : اگر سرطان در بخش بالای لثه و يا سقف استخوانی دهان ( سخت کام ) باشد درمان يکی از موارد زير خواهد بود : 1- جراحی بهمراه پرتودرمانی 2-ترکيب شيمی درمانی و پرتو درمانی 3-تجويز پرتو درمانی با دوزپايين بميزان چند بار در روز عود سرطان لب و حفره دهانی روش درمانی به نوع درمانی که بيمار قبلا دريافت کرده است ، بستگی دارد . اگر قبلا به بيمار پرتو درمانی داده شده است اکنون ممکن است بيمار تحت عمل جراحی قرار گيرد . اگر قبلا برای بيمار جراحی انجام شده است ، اکنون ممکن است نياز به عمل جراحی ديگر ، پرتو درمانی يا هردو باشد . همچنين ممکن است برای درمان سرطان عود يافته از روشهای نوين در حال مطالعه مثل شيمی درمانی ، شيمی درمانی بهمراه پرتو درمانی و يا افزايش درجه حرارت بدن استفاده نمود .

درمان کمکی برای سرطان سينه

درمان کمکی برای سرطان سينه سوالات و پاسخها ساليان متمادی است که محققان در حال مطالعه برای يافتن بهترين شيوه درمانی سرطان پستان می باشند و توجه ويژه آنان به پيشگيری از عود اين بيماری پس از درمان اوليه بوده است . دانشمندان ابتدا تصور می کردند که سرطان پستان قبل از انتشار به نقاط دورتر بدن به بافتهای مجاور و گره های لنفی زير بغل متاستاز می دهد (انتشار می يابد ) اما اکنون آنان معتقدند که سلولهای سرطانی در همان مراحل اوليه استقرار بيماری نيز می توانند منتشر شوند. درمان کمکی ( Adjuant therapy ) اقدامی است تکميلی که علاوه بر درمان اوليه به بيمار داده شده و هدف از آن نابود سازی سلولهای انتشار يافته است هر چند که ممکن است روشهای آزمايشگاهی و راديولوژيکی قادر به تشخيص اين سلولها نباشند . 1-چه انواعی از درمانهای اوليه برای سرطان پستان بکاربرده می شوند ؟ درمان اوليه سرطان سينه شامل برداشتن توده ( lumpectomy ) ِ پرتو درمانی و برداشتن سينه (modified radical mastectomy )می باشد . توده برداری ( lumpectomy ) عبارتست از برداشتن توده سرطانی پستان و مقادير کمی از بافتهای اطراف آن . معمولا اکثر گره های لنفاوی زير بغل نيز برداشته می شوند .متعاقب توده برداری ِ پرتو درمانی سينه انجام می شود . سينه برداری ( modified radical mastectomy ) شامل برداشتن کل پستان ِ اکثر گره های لنفاوی زير بغل و اغلب پوشش روی عضلات قفسه سينه می باشد ِ پزشکان در حال ارزيابی یک روش جديد تکه برداری بنام sentinel lymph node biopsy که در آن فقط يکی از گره های لنفی برداشته شده و از نظر وجود سلولهای انتشار يافته سرطان پستان مورد بررسی قرار می گيرند . پژوهشهای بالينی حاکی از اهميت روز افزون اين روش در درمان سرطان پستان است . 2- چه انواعی از درمانهای کمکی برای سرطان پستان بکار برده می شوند ؟ از آنجائيکه هدف اصلی از درمان کمکی نابود کردن سلولهای سرطانی منتشر شده است ِ درمان معمولا فرا گير است ( systemic )يعنی استفاده از داروهايی که از طريق جريان خون در تمام بدن سير کرده و به سلولهای سرطانی در هر نقطه از بدن می رسد و آنها را تحت تاثير قرار ميد هد . درمان کمکی سرطان پستان شامل شيمی درمانی يا هورمون درمانی ( هر کدام به تنهايی و يا ترکيبی از هر دو ) می باشد . * شيمی درمانی کمکی : استفاده از داروهايی است که سلولهای سرطانی را می کشند . تحقيقات نشان داده است که استفاده از شيمی درمانی کمکی در مراحل اوليه سرطان پستان به پيشگيری از عود سرطان اوليه کمک می کند ِ شيمی درمانی کمکی معمولا ترکيبی از چندين داروی ضد سرطان است که مشخص شده از بکار گيری تنها يک داروی ضد سرطان موثرتر است . * هورمون درمانی کمکی : اين روش سلولهای سرطانی را از هورمون استروژن که برخی سلولهای سرطانی پستان برای رشد به آن نياز دارند محروم می کند . در اکثر موارد هورمون درمانی کمکی با استفاده از داروی تاموکسی فن ( Tamoxifen ) انجام می شود ِ مطالعات نشان داده است ِ هنگاميکه تاموکسی فن بعنوان داروی کمکی در مراحل اوليه سرطان پستان تجويز می شود ِ به پيشگيری از عود سرطان اوليه و همچنين پيشگيری از ايجاد سرطانهای جديد در سينه ديگر کمک شايانی می کند . تخمدانها ِ منبع اصلی توليد استروژن در زمان باروری ( قبل از يائسگی ) می باشند . برای خانمهای مبتلا به سرطان پستان که هنوز يائسه نشده اند از تاموکسی فن برای محروم کردن سلولهای سرطانی از استروژن استفاده می کنند . مطالعه روی داروهايی که توليد استروژن توسط تخمدانها را مهار می کنند ادامه دارد . بطور جايگزين می توان از جراحی برای برداشتن تخمدانها استفاده نمود . اگرچه اين بخش بيشتر به درمان کمکی فراگير ((systemic)) می پردازد اما گاهی پرتو درمانی موضعی نيز بعنوان درمان کمکی مورد استفاده قرار می گيرد.پرتو درمانی هنگامی بعنوان درمان تکميلی بحساب می آيد که قبل يا بعد از سينه برداری (mastectomy ) انجام شود . هدف از اين اقدام از بين بردن سلولهای سرطانی پستان است که به بافتهای مجاور نظير ديواره قفسه سينه يا گره های لنفی انتشار يافته اند . هنگامی پرتودرمانی ِ درمان اصلی و نه کمکی محسوب می شود که متعاقب عمل جراحی breast sparing انجام شود . 3- چه عواملی روی پيش آگهی بيمار مبتلا به سرطان پستان موثر هستند و اين عوامل چه نقشی در درمان کمکی دارند ؟ عوامل موثر در پيش آگهی ِ شاخصهايي از توده های پستان هستند که به پيش بينی پزشک در احتمال بهبودی بيماری کمک می کند پزشکان هنگاميکه مشغول تصميم گيری در مورد بيمارانی هستند که ممکن است از درمان کمکی نفع ببرند ِ اين عوامل را در نظر می گيرند . برخی از اين عوامل که معمولا در طرح ريزی شيوه درمان سرطان پستان مورد استفاده قرار می گيرند ِ عبارتند از : * اندازه توده : بين اندازه توده و نتيجه نهايی بيماری ارتباط خيلی نزديک وجود دارد . عموما بيماران دارای توده های کوچک ( قطر 2سانتی متر يا کمتر ) پيش آگهی بهتری نسبت به بيماران با توده های بزرگتر دارند ( خصوصا قطر بيش از 5 سانتی متر ) * درگيری گره لنفاوی : گره های لنفی زير بغل محل شايع انتشار سلولهای سرطان پستان می باشند . پزشکان معمولا تعدادی از اين گره های لنفاوی را برمی دارند تا ببينند آیا آنها حاوی سلولهای سرطانی هستند ؟ اگر سرطان در آنها يافت شد اصطلاحا گفته می شود گره های لنفی (( مثبت )) هستند و اگر پاک بودند به آنها گره های لنفی منفی می گويند ِ اگر سرطان پستان از نوع گره لنفی مثبت باشد ِ احتمال عود در آن از سرطان پستان نوع گره لنفی منفی بيشتر است زيرا اگر سلولهای سرطانی به گره های لنفاوی انتشار پيدا کرده اند ِ احتمال اينکه به نقاط ديگر بدن پخش شده باشند وجود دارد . وضعيت گيرنده هورمونی : سلولهای پستان حاوی گيرنده های استروژن و پروژسترون ( هورمونهای زنانه ) هستند ِ اين گيرنده ها به بافت پستان اجازه می دهند تا در برابر تغييرات سطح هورمون رشد يافته و يا تغيير پيدا کنند تحقيقات نشان داده است که تقريبا ٣/٢ تمام موارد سرطان پستان حاوی مقادير قابل توجهی گيرنده های استروژن هستند بهمين دليل اين توده ها را اصطلاحا گيرنده استروژن مثبت می نامند ( + estrogen receptor positive = ER) حدود 40 تا 50 درصد تمام موارد سرطان پستان دارای گيرنده های پروژسترون ميباشند و به همين دليل به آنها " گيرنده پروژسترون مثبت می گويند + ‍‍Progestrone reseptor Positiv =PR توده های + ER رشد تهاجمی کمتری نسبت به توده های - ER دارند . نتيجه اینکه پيش آگهی بيماران + ER بهتر از - ER می باشد . * درجه بندی بافت شناسی : اين واژه اشاره به اين مطلب دارد که سلولهای سرطانی در زير ميکروسکوپ تا چه اندازه شبيه سلولهای طبيعی پستان هستند سرطانهايی که حاوی سلولهای بسيار شبيه به سلول و ساختار طبيعی پستان هستند اصطلاحا خوب تمايز يافته ( well -differeniated ) ناميده می شوند . درمقابل سرطانهايی که سلولهای آن شباهت کمی به سلول و ساختار طبيعی پستان دارد " تمايز نيافته " ( poorly differentiated ) ناميده می شوند . و بالاخره سرطانهايی که حالتی بينابين دو مورد قبلی دارند ِ " کمی تمايز يافته " ( moderately differentiated ) ناميده می شوند . در اکثر موارد سرطان تهاجمی پستان ِ بيماران مبتلا به انواع خوب تمايز يافته پيش آگهی بهتری دارند . * ظرفيت تزايد سلولی سرطان : اين مطلب اشاره به ظرفيت تقسيم سلولی سلولهای سرطانی برای تشکيل سلولهای بيشتر را دارد . سلولهايی که دارای چنين ظرفيت بالايی باشند اغلب تهاجمی تر بوده و رشد سريعتری نسبت به توده های باظرفيت تزايد سلولی کم دارند . بيماران مبتلا به سرطانهای با رشد آهسته تر پيش آگهی بهتری دارند . دانشمندان با استفاده از آزمايشهای سنجش سلولی ( flow cytometry ) که شامل اندازه گيری قطعه فاز S می باشد ( S-phase fragment measurment ) ظرفيت تزايد سلولی را تخمين می زنند . فاز S عبارت از درصدی از سلولهای سرطانی می باشد که در حال تقسيم هستند . احتمال عود در سرطانهايی که دارای ميزان بالاتری قطعه فاز S هستند بيشتر است . * فعاليت ژن سرطان زا ( Oncogene ) : فعاليت اين ژن ( که باعث رشد غير طبيعی سلول می شود ) منجر به غير طبيعی شدن سلولهای يا تبديل آنها به سلولهای طبيعي سرطانی می گردد . بيماران مبتلا به سرطانهايی که حاوی اين ژن بنام HER -2/neu ( ژن erbB-2 هم ناميده می شود ) هستند بيشتر در معرض خطر عود بيماری قرار دارند . برخی مطالعات ارتباط بين اين ژن و مقاومت در برابر برخی داروهای ضد سرطان را مطرح کرده است ولی بهر حال نياز به تحقيق بيشتر در اين زمينه احساس می شود . * درمان کمکی برای چه کسانی تجويز می شود ؟ اگر چه عوامل موثر در پيش آگهی ( رجوع به بالا ) اطلاعات مهمی را درباره احتمال عود بيماری بدست می دهد ِ ولی اين عوامل قادر نيستند پزشکان را در اظهار نظر صريح در مورد اينکه چه بيمارانی با درمان اوليه بهبود می يابند و چه بيمارانی از درمان کمکی نقع می برند ِ ياری رسانند ِ هنگام تصميم گيری در مورد تجويز درمان کمکی برای سرطان پستان بايد شرايط بيمار، عوامل موثر در پيش آگهی ( که قبلا بحث شد ) وضعيت يائسگی بيمار( يعنی آيا زن وارد دوران يائسگی شده است ؟ ) ِ سلامت فرد و تمايلات شخصی بيمار را مد نظر قرار دارد . رهايی از اين روند پيچيده تصميم گيری تنها با مشورت با يک پزشک متخصص در درمان سرطان که اصطلاحا سرطان شناس ( Oncologist ) ناميده می شود ِ ميسر است . تحقيقات بالينی انجام شده حاکی از پيشرفتهايی در زمينه شناخت بيمارانی است که از درمان کمکی نفع می برند و همچنين شناخت بيمارا نی که نيازی به اين درمان ندارند ( به سوال 8 رجوع شود ) . 5- چه زمانی درمان کمکی آغاز می شود ؟ معمولا درمان کمکی طی 6 هفته بعد از عمل جراحی آغاز می شود ِ اگر درمان کمکی ديرتر از اين زمان آغاز شود پزشکان نمی توانند بفهمند که درمان کمکی تا چه اندازه در کاهش شانس عود بيماری موثر می باشد . 6- درمان کمکی چگونه داده می شود و چه مدت طول می کشد ؟ شيمی درمانی از طريق دهان و يا تزريق داخل رگ به بيمار داده می شود . در هر دو مورد دارو نهايتا وارد جريان خون شده و به تمام بدن می رسد . شيمی درمانی بصورت ادواری برای بيمار تجويز می شود يعنی دوره های درمان و متعاقب آن دوره های استراحت و تکرار مجدد اين دوره . اکثر بيماران درمان را بصورت سرپايي در بيمارستان و يامطب پزشک دريافت می کنند . شيمی درمانی کمکی معمولا 3 تا 6 ماه بطول می انجامد . در هورمون درمانی کمکی ِ تاموکسی فن از طريق دهان به بيمار داده می شود . تاموکسی فن وارد گردش خون شده و به تمام نقاط بدن می رسد ، اکثر خانمها اين دارو را هر روز برای مدت 5 سال دريافت می کنند ، تحقيقات نشان داده است که تجويز تاموکسی فن برای مدت بيش از 5 سال موثرتر از مصرف 5 ساله آن نخواهد بود ، در خانمهايی غير يائسه ممکن است برای مهار عملکرد تخمدان ، هورمونها را بصورت تزريقی تجويز نمايند . بعنوان يک روش جايگزين می توان از عمل جراحی برداشتن تخمدانها استفاده کرد . 7- برخی از عوارض جانبی درمان کمکی چيست و چه کاری برای رفع آنها می توان انجام داد ؟ عوارض جانبی داروهای شيمی درمانی در درجه اول به نوع داروی مصرفی توسط بيمار بستگی دارد . البته در هر روش درمانی ِ عوارض جانبی از فردی تا فرد ديگر متفاوت است ، عموما داروهای ضد سرطان روی سلولهايی که در حال تقسيم سلولی سريع هستند اثر می گذارند . اين حالت شامل سلولهای خونی که وظيفه مبارزه با عفونتها ، ايجاد انعقاد خون و حمل اکسيژن به بافتهای بدن را دارند ، نيز می شود . وقتی سلولهای خونی تحت تاثير داروهای ضد سرطان قرار می گيرند ، بيمار بيشتر مستعد گرفتن عفونت شده ، براحتی دچار خونريزی و کبودی می شود و حتی ممکن است نيروی کمتری در طی درمان و کمی بعد از آن داشته باشد . سلولهای فوليکول مو و نيز سلولهای دستگاه گوارش هم بسرعت تقسيم می شوند . در نتيجه بيمارانی که شيمی درمانی در يافت می کنند ممکن است موهايشان را از دست داده و عوارض ديگری نظير از بين رفتن اشتها ، تهوع و استفراغ ، اسهال و يا زخمهای دهانی در آنها مشاهده شود . پزشکان برای کنترل تهوع و استفراغ ايجاد شده از شيمی درمانی اقدام به تجويز داروهای مناسب می نمايند ، همچنين پايش بيمار( monitoring ) برای پيشگيری يا درمان ساير عوارض شيمی درمانی انجام می شود و اگر مشکل ادامه پيدا کرد حتی ممکن است دوز دارو و يا پروتکل درمانی را تغيير داد . علاوه بر اين پزشکان به خانمهايی که بدليل تعداد کم سلولهای خونی ، استعداد بيشتری در ابتلا به عفونت دارند ، توصيه می کنند از مکانهای شلوغ و يا افراد بيمار و سرماخورده پرهيز کنند . عوارض جانبی ناشی از داروهای شيمی درمانی عموما کوتاه مدت است و معمولا در دوره های استراحت و يا کمی بعد از خاتمه درمان فروکش می کنند . معمولا عوارض جانبی تاموکسی فن شبيه تعدادی از علائم دوران يائسگی است ، شايعترين اين عوارض شامل گرگرفتگی ، خروج ترشحات از واژن و تهوع می باشد ، البته همانطور که در برخی خانمها علائم يائسگی بروز نمی کند در برخی بيماران نيز که تاموکسی فن دريافت می کنند اين عوارض ديده نمی شود . پزشکان ، بيمارانی را که تاموکسی فن می گيرند بدقت از نظر بروز عوارض جانبی تحت نظر قرار ميدهند ، خانمهايی که اين دارو به آنها داده می شود خصوصا اگر همراه با آن شيمی درمانی هم دريافت می کنند بيشتر در معرض خطر ايجاد لخته د ر رگها می باشند . خطر ايجاد لخته با تاموکسی فن مشابه خطر ايجاد آن در درمان جايگزين با استروژن می باشد . همچنين تاموکسی فن احتمال بروز خونريزيهای مغزی را افزايش می دهد . در بين خانمهايی که سابقه عمل جراحی برداشتن رحم ( hysterectomy ) ندارند ، بهنگام دريافت تاموکسی فن خطر ايجاد سرطان آندومتر ( سرطان بافت مخاطی رحم ) و سارکومای رحم ( سرطان ديواره عضلانی رحم ) در آنها افزايش میابد . بيمارانيکه تاموکسی فن می گيرند حتما بايد از نظر معاينات منظم لگنی ، مرتب به پزشک خود مراجعه کنند و در صورت وجود درد لگنی و هر گونه خونريزی غير طبيعی واژن ، تحت معاينه دقيق قرار بگيرند مطالعات دقيق نشان داده است که منافع درمان کمکی در افزايش شانس بيمار برای بقاء ، بيشتراز خطرات ناشی از عوارض آن است . اما هنوز هم اين مسئله مهم است که خانمهای بيمار در مورد درمانی که می گيرند يا عوارض جانبی داروها توسط پزشک و يا مراکز مراقبت سلامتی آگاه شوند . 8-چگونه پزشکان و دانشمندان به پرسشهای مربوط به درمان کمکی سرطان پستان پاسخ می دهند ؟ پزشکان و دانشمندان در حال انجام تحقيقاتی هستند که آزمونهای بالينی ( clinical trials ) ناميده شده و هدف از آن يافتن شيوه های موثرتر درمان سرطان پستان می باشد . در اين مطالعات ، محققين دو يا تعداد بيشتری از گروههای بيماران را که درمانهای مختلف دريافت می کنند باهم مقايسه می نمايند ، اين پژوهشها می تواند نشان دهد که آيا روشهای نوين درمانی در مقايسه با روشهای استاندارد موثرتر هستند يا خير ؟ علاوه بر اين پزشکان در اين مطالعات به مقايسه بروز عوارض جانبی در گروههای مختلف می پردازند . بيمارانيکه در اين آزمونها شرکت می کنند از اولين فرصت برای بهره بردن از روشهای جديد درمان استفاده کرده و علاوه براين به ارتقای دانش پزشکی کمک می کنند ، خانمهايی که داوطلبانه در اين آزمونها شرکت می کنند می توانند از پزشک خود در مورد اين مطلب که آيا اين شيوه برای آنها مناسب است ؟ سوال نمايند

سرطان ریه به زبان بسیار ساده

واقعیتهایی در مورد سرطان ریه · سرطان ریه چیست ؟ سرطان ریه شایعترین علت مرگ ناشی از سرطان در مردان و زنان به حساب می آید. به نظر می رسد. که شیوع آن در بعضی نژداها نظیر مردان سفید و آفریقایی - آمریکایی کمتر باشد. بطور کلی 2 نوع سرطان ریه وجود دارد. · علل سرطان ریه چیست ؟ اصلی ترین علت بروز سرطان ریه سیگار کشیدن می باشد. دود سیگار بیش از 4000 نوع ماده شیمیائی دارد که اغلب آنها سرطان زا می باشند. هر وسیله دیگری نظیر پیپ یا قلیان نیز شرایطی مشابه سیگار دارد. هر چه مدت زمان استفاده از سیگار و مقدار مصرفی آن در روز بیشتر باشد، شانس بروز سرطان نیز بالاتر خواهد بود.اما در صورت قطع سیگار سالانه شانس بروز سرطان بطور قابل ملاحظه ای کم خواهد شد، بطوریکه بعد از 10 سال از ترک آن شانس ابتلا به 3/1 تا نصف مورادیکه هنوز سیگار می کشند،خواهد رسید. بعلاوه ترک سیگار منجر به کاهش قابل ملاحظه سایر بیماریهای وابسته به سیگار نظیر بیماریهایی قلبی سکته مغزی، آمفیزم و برونشیت مزمن خواهد شد. بعلاوه باید گفت که بسیاری از مواد شیمیایی موجود در سیگار برای کسانیکه بطور غیر مستقیم در معرض آن قرار دارند می تواند خطرناک باشد و منجر به بروز سرطان ریه شود. در ایالات متحده بنظر می رسد که دومین علت بروز سرطان ریه گاز رادون می باشد. این گاز به راحتی می تواند از جداره خانه ها، و از طریق لوله ها و فاضلاب شهری انتشار پیدا کند و از آنجایی که فرد نمی تواند این گاز را ببیند یا بوی آن را حس کند، تنها راه ارزیابی فرد با این گاز ، اندازه گیری آن می باشد. تماس با رادون همراه با کشیدن سیگار به میزان قابل ملاحظه ای شانس ابتلا به سرطان ریه را افزایش می دهد. علت دیگر بروز سرطان ریه تماس با مواد شیمیایی موجود در محیطهای کاری می باشد. از این میان آزبستوز ، از جمله مواد شناخته شده در این گروه است. اما علاوه بر آن به مواد دیگری نظیر اورانیوم ، آرسنیک و بعضی مشتقات نفتی نیز باید اشاره شود. زمانیکه تماس های شغلی همراه با سیگار کشیدن باشد، شانس ابتلا به سرطان ریه چند برابر خواهد شد. سرطان ریه برای رشد نیاز به مدت زمان زیادی دارد. اما تغییراتی که در ریه ایجاد می شود تقریباً از همان ابتدای تماس با مواد سرطان زا شروع می شود. بالافاصله بعد از شروع تماس یکسری سلولهای خاص در داخل پوشش جداره مجاری هوایی قرار می گیرند. این سلولها غیرطبیعی بوده و در صورت ادامه تماس سلولهای بیشتری پدید می آیند و زمینه برای ایجاد سرطان فراهم می شود. · سرطان ریه چگونه قابل تشخیص می باشد ؟ در مراحل اولیه این سرطان هیچگونه علامتی ایجاد نمی کند. معمولاً زمانی که علایم ظاهر می شوند ، سرطان در مراحل پیشرفته است. علایم سرطان ریه شامل : سرفه مزمن ، خشونت صدا، خلط همراه با خون،کاهش وزن و کاهش اشتها، تنگی نفس تب بدون هیچ علامت مشخص ، خس خس ، تکرر بیماریهایی نظیر برونشیت یا ذات الریه و درد قفسه سینه می باشد. این علایم در سایر بیماریهای ریوی نیز ممکن است وجود داشته باشد. بنابراین در صورت وجود این علایم می باید به پزشک مراجعه نمود تا علت آن مشخص شود. زمانیکه فرد برای معاینه مراجعه می کند، پزشک سؤالات متفاوتی در مورد تاریخچه پزشکی فرد و نیز تماس با مواد سرطان زا را از وی خواهد کرد، بعلاوه وی بیمار را معاینه نیز می کند. اگر بیمار دارای سرفه های خلطی باشد، خلط باید از نظر وجود سرطان بررسی شود. بعلاوه ممکن است عکسبرداری از قفسه سینه یا سی تی اسکن نیز به منظور شناسایی هرگونه حالت غیر طبیعی در ریه ها درخواست شود. بعلاوه ممکن است به منظور مشاهده مستقیم مجاری تنفسی و ریه ها و نمونه گیری یا بیوپسی از تومور از وسیله ای بنام برونکوسکوپ، نیز استفاده شود. تمامی موارد مذکور از جمله راههایی است که برای تشخیص سرطان ربه مورد استفاده قرار می گیرد. ممکن است از نوع خاصی سی تی اسکن استفاده شود که در آن می توان سرطانهای بسیار کوچک که شانس درمان بالاتری دارند را مورد شناسایی قرار داد. مجموعه مطالعات انجام شده برروی روشهای تشخیصی نشاندهنده کارایی آن در تشخیص زود هنگام سرطانها، حتی باندازه های کوچک می باشد. در صورت تشخیص سرطان باید تستهای دیگری نیز انجام شود تا مشخص شود که آیا سرطان به سایر نقاط بدن گسترش یافته است یا نه. این اطلاعات به پزشک کمک می کند تا بهترین روش درمانی را انتخاب کند. این تستها شامل سی تی اسکن ، ام آر آی و اسکن استخوان می باشند. · سرطان ریه چگونه درمان می شود؟ نوع درمانی که برای سرطان ریه انتخاب می شود بر اساس نوع سرطان ، اندازه تومور ، محل آن و وسعت آن و وضعیت عمومی مریض، متفاوت می باشد. چندین روش درمانی وجود دارد که می تواند به تنهایی یا بصورت ترکیبی مورد استفاده قرار بگیرند که شامل موارد ذیل است. - جراحی : در این روش در مراحل اولیه سرطان کاربرد دارد. نوع جراحی به محل تومور بستگی دارد. بعضی از سرطانها بعلت اندازه و محل خاصی که دارند قابل در آوردن با جراحی نیستند. - پرتو درمانی : در این روش ها از پرتوهای X پر انرژی برای کشتن سلولهای سرطانی استفاده می شود. این روش می تواند در ترکیب با شیمی درمانی یا جراحی مورد استفاده قرار گیرد. با استفاده از این روش می توان درد و انسداد راههای هوایی را تسکین داد. - شیمی درمانی : در این روش از داروهای خاص برای مقابله با سرطان استفاده می شود. این داروها از طریق رگ قابل تزریق می باشند. اما فرمهای خوراکی آن نیز قابل هستند. این روش می تواند همراه با جراحی مورد استفاده قرار بگیرد. بعلاوه در مراحل پیشرفته سرطان به منظور تسکین علایم قابل استفاده است. در تمامی مراحل سرطان سلول کوچک نیز می توان از این روش استفاده نمود. · چگونه می توان از سرطان ریه جلوگیری نمود؟ - اگر شما سیگاری هستید، آنرا ترک کنید. - اگر شما سیگاری نیستید در محیط کار یا محیطهای عمومی عاری از آلودگی با دود سیگار یا هرگونه آلاینده قرار بگیرید. - از وجود دود سیگار در خانه پرهیز کنید. - اگر شما در محیطهای کار با گرد و غبار و بخارهای مختلف در تماس هستید در مورد نحوه حفاظت خود سؤال کنید. - هرگز سیگار نکشید چرا که در صورت کار در محیط های آلوده شانس ابتلای

سرطان سینه به زبان بسیار ساده

چگونگی ایجاد سرطان سینه سینه از انواع غدد مترشحه می باشد که وظیفه آن تولید شـیـر اسـت. شیـر در قسـمـت نـرم و دالـبـر مـانــند سینه درست شده و توسط مجاری لوله ای شکل بــسمت نوک سینه ها هدایت می شود. مانند سایر سلول های بدن سینه نیز بــطور متناوب رشد کــرده و زمانی را نیز به استراحت می پردازد. دوره رشد و اسـتراحت توسط ژنهایی که در مغز قرار گرفته اند کنترل و اداره می شـونـد. هنـگامیکه ژنها دارای عملکرد مناسبی باشــند به خوبی توانایی کنترل رشد سلولها را دارند اما زمـانیکه در عملکرد آنها نوعی ناهنجاری و یا بی قاعدگی بروز کند تسلط خود را بر روی رشد سلول ها از دست می دهند. سرطان سینه در اثر رشد نابهنجار سلول های سینه به وجود می آید سرطان به بافت طبیعی سینه وارد می شود، همچنین توانایی انتشار در سایر نقاط بدن را نیز دارد. سرطان به دلیل عدم عملکرد صحیح ژنها ایجاد می شود و تنها 10-15 درصد سرطان ها مادرزادی و موروثی هستند و 90 درصد دیگر به افزایش سن و نوع زندگی افراد بستگی دارند. سرطان سینه از انواع بیماری های شایع در خانم ها می باشد. بر طبق آمار در سال 2005 در حدود 216000 نفر مبتلا به نوع حاد و 59390 نقر نیز دارای نوع مزمن آن می بوده اند. در هر خانمی ریسک ابتلا به سرطان سینه وجود دارد و این به نوعی جزء مشکلات خانم بودن به شما می رود. اما اگر نسبت به علائم آن آگاه باشید می توانید با دید بازتری نسبت به این قضیه برخورد کنید و خود را در مقابل آن ایمن کنید. تصورات نادرست در مورد این بیماری ریسک ابتلا به این بیماری تا چه اندازه شدید است؟ کدام شیوه درمان مناسب است؟ آیا مصرف داروهای ضد تعرق در ایجاد سرطان سینه نقش دارند؟ اگر نسبت به موضوعی آگاهی نداشته باشید ممکن است گیج و سردرگم شوید. اطلاعات نادرست نیز شما را از تشخیص به موقع و همچنین جلوگیری از رشد آن باز می دارد. پس خوب است تا به اطلاعات و آگاهی خود در این زمینه بیفزایید. در این قسمت 10 تصور غلط رایج در مورد سرطان سینه ذکر شده است 1- این سرطان تنها در سالخوردگان بروز می کند با افزایش سن ریسک ابتلا به سرطان نیز افزایش می یابد اما اینطور نیست که تنها خانم های مسن گرفتار این بیماری شوند. ریسک بروز این بیماری از آغاز تولد تا سن 39 سالگی 1 نفر از هر 231 نفر تخمین زده شده است یعنی در حدود 5/0 درصد از کل افراد به این سرطان مبتلا می شوند. در سن 40-59 سالگی این رقم 1 به 25 است ( برابر با 4 درصد) و در سن 60-79 سالگی 1 به 15 می باشد ( برابر با 7 درصد). فرض کنید که شما تا سن 90 سالگی هم زندگی کنید در یک چنین شرایطی رقم فوق 1 به 8 است ، یعنی رشدی بالغ بر 5/12 درصد. 2- اگر فاکتورهای ریسک را داشته باشید، بدون شک دچار این بیماری خواهید شد دارا بودن یکی از فاکتورهای بیماری دلیل محکمی برای ابتلا به این بیماری محسوب نمی شود. این بیماری تنها در 60-80 درصد از زنانی که ناهنجاریهای ژنتیکی مختلفی را به صورت موروثی دریافت می کنند، بروز می کند و 20-60 درصد آنان نیز سراسر زندگی خود را بدون وجود سرطان سینه سپری می کنند. 3- اگر در خانواده شما پیش زمینه سرطان نباشد بنابراین شما از خطر ابتلا به آن در امان هستید اما نه، اینطور نیست! ریسک ابتلا به سرطان سینه در هر زنی وجود دارد. در حدود 80 درصد از کل بیماران سرطانی هیچ گونه پیش زمینه ای از بیماری در خانواده خود نداشتند. فرسوده شدن و افزایش سن نیز خطر ابتلا به بیماری را افزایش می دهد. درصد بروز بیماری در زنانی که پیش زمینه سرطان در خانواده آنها وجود دارد ممکن است تا اندازه ای کم و یا زیاد و یا اصلا هیچ گونه تفاوتی پیدا نکند. اما اگر باز هم نگران هستید می توانید با یک پزشک و یا یک متخصص ژنتیک مشورت کنید. 4- پیش زمینه وجود سرطان تنها باید از سمت خانواده مادری در نظر گرفته شود وجود سرطان در خانواده مادری و پدری به یک اندازه بر روی فرد تاثیر می گذارد به این دلیل که نیمی از ژن ها از طریق مادر و نیمی دیگر از سوی پدر به شخص منتقل می شوند. اما درصد انتقال بیماری به فرزند از سوی مردی که دارای نا هنجاری های ژنتیکی است به مراتب کمتر از یک زن با همان خصوصیات ژنتیکی می باشد. برای وجود سرطان سینه در خانواده پدری شما می بایست در مورد زنان خانواده تحقیق کنید. 5- استفاده از داروهای ضد تعرق باعث ایجاد سرطان سینه می شود هیچ دلیل علمی قطعی برای سرطان زا بودن داروهای کاهش دهنده تعرق و مواد بوبر زیر بغل وجود ندارد و ارتباط تصور شده بر اساس اطلاعات نادرست از آناتومی بدن و همچنین سرطان می باشد. 6- قرص های ضد بارداری باعث ایجاد سرطان سینه می شوند قرص های جدید ضد بارداری دارای دوز پایینی از هورمون های استروژن و پروژسترون می باشند و هیچ مشکلی را برای شخص مصرف کننده ایجاد نمی کنند. اما قرص های ضدحاملگی که در گذشته مصرف می شدند در بعضی موارد به میزان بسیار کمی ریسک ابتلا به سرطان را در افراد مصرف کننده زیاد می کردند. افزودنی است که قرص های جدید ضد بارداری تا حدودی خطر ابتلا به سرطان تخمدان را نیز کاهش می دهند. 7- استفاده از غذاهای پرچرب باعث ایجاد سرطان سینه می شود بررسی ها و مطالعات در این زمینه تا کنون قادر به تشخیص ارتباط بین غذاهای پر چرب و سرطان سینه نبوده است اما مطالعات مداوم برای روشن شدن این مطلب همچنان ادامه دارد. البته باید توجه داشت که پرهیز از غذاهای پرچرب خالی از لطف نبوده و مزایای بی شماری را به در بر دارد: کاهش کلسترول بد خون (لیپوپروتئین هایی با تراکم کم)، افزایش کلسترول خوب خون ( لیپو پروتئین های متراکم)، باز کردن فضای خالی در رژیم غذایی برای استفاده از غذاهای سالم و همچنین کنترل وزن. چاقی و اضافه وزن یکی از عوامل ابتلا به سرطان سینه می باشد، زیرا چربی ها خود یکی از عوامل افزایش دهنده استروژن می باشند، هنگامیکه استروژن بیش از اندازه طبیعی ترشح شود به خارج از تخمدان ریخته شده و سطح هورمون در تمام نقاط بدن افزایش پیدا میکند که این امر باعث ایجاد سرطان در نقاط مختلف می شود. اگر واقعا دارای اضافه وزن هستید و یا گرایش شدیدی به سمت چاقی در شما وجود دارد، برای شما پرهیز از غذاهای پرچرب گزینه خوبی محسوب می شود. 8- تست ماهانه سینه ها توسط خود فرد بهترین راه تشخیص سرطان سینه است مطمئن ترین و معتبرترین راه برای تشخیص سرطان سینه عکسبرداری و ماموگرافی می باشد. ماموگرافی سرطان را در کوتاهترین بازه زمانی هنگامیکه هنوزقابل درمان است ، تشخیص می دهد. هنگامیکه سرطان با دست ها قابل تشخیص باشد آنقدر بزرگ شده که چندان نمی توان به درمان آن امیدوار بود. البته ما منکر اهمیت چک کردن سینه ها توسط خود شخص و یا مشاور درمانی نیستیم، 25 درصد سرطان های سینه از همین طریق شناسایی می شوند. 35 درصد نیز از طریق ماموگرافی و 40 درصد بقیه نیز هم از طریق تست شخصی و هم از طریق ماموگرافی تشخیص داده می شوند. 9- کسانی که ریسک بالایی در ابتلا به سرطان سینه دارند قادر به انجام هیچ گونه کاری در این خصوص نمی باشند چندین راه متفاوت برای کاهش- اما نه حذف به طور کامل- ابتلا به سرطان سینه در خانم هایی که ریسک بالایی دارند وجود دارد. این گزینه ها عبارتند از : تغییر در راه و رسم زندگی، کم کردن استفاده از مشروبات الكلي، عدم استفاده از سيگار، ورزش کردن، انجام حرکات مدیتیشن و تمدد اعصاب . در مواردی که خطرات ناشی از بیماری بسیار زیاد است عمل جراحی می تواند مفید واقع شود. جراحی نیز انواع مختلفی دارد که از جمله آن برداشتن قسمت کوچکی از سینه و یا برداشتن کل تخمدان اشاره نمود. البته پیش از انجام چنین اموری شما می باست درصد ریسک خود را توسط یک پزشک متخصص تخمین بزنید. 10- با تشخیص سرطان سینه در بدن حکم مرگ شما صادر می شود 80 درصد از زنانی که دارای سرطان سینه بودند هیچ گونه علائمی در آنها بروز نمی کند (هیچ غده سرطانی در سینه و یا سایر گره های لنفاوی متصل به سینه یافت نمی شود) علاوه بر این 80 درصد بیماران نیز در حدود 5 سال و یا بیشتر قادر به ادامه زندگی بودند. حتی افرادی که دارای علائم سرطان نیز هستند برای مدت زمانی طولانی و بدون بروز هیچ مشکلی می توانند به زندگی خود ادامه دهند. همچنین باید توجه داشت که با پیشرفت علم پزشکی همواره داروهای امید بخش تازه ای وارد بازار می شود. 10 نمونه از بهترین راه های پیشگیری از سرطان سینه 1- در تست پزشکی سالانه خود، از پزشکتان بخواهید که ریسک ابتلا به سرطان سینه را در شما محاسبه کند. در حال حاضر چندین وب سایت به صورت آن لاین آماده ارائه چنین خدماتی هستند. یکی از این سایت ها: www.breastcancerprevention.com می باشد که سایت رسمی کمیته جلوگیری از سرطان سینه است. 2- اگر از ریسک متوسطی در ابتلا به بیماری برخوردار هستید، هر ماه سینه خود را به طور شخصی چک کنید. بهتر است این کار را از 20 سالگی شروع کنید. از سن 20-39 سالگی نیز هر 3 سال یکبار به کلینیک های تخصصی مراجعه کرده و از سلامت خود آگاه شوید و از سن 40 سال به بالا میبایست هر سال این کار را انجام داده و علاوه بر این ماموگرافی نیز انجام دهید. 3- اگر ریسک شما در ابتلا به این بیماری بالا است می بایست در مورد چگونگی انجام آزمایشات و فاصله زمانی بین آنها با پزشک متخصص مشورت کنید. 4- افرادی که دارای ریسک بالا هستند می بایست به عضویت یکی از کلنیک های درمانی درآیند تا در صورت بروز بیماری درمان سریعا آغاز شود. 5- وزن بدن خود را همواره متعادل نگاه دارید، هنگامیکه به سن شما افزوده می شود باید میزان کالری را در رژیم غذایی خود کاهش دهید و زمان ورزش و نرمش را زیاد کنید. 6-در طول روز در 6 وعده غذایی از میوه ها و سبزیهای تازه استفاده کنید. البته اگر این تعداد را به 9 مرتبه در روز افزایش دهید کار بی نظیری را انجام داده اید. 7-به دنبال راههایی باشید که بدن شما را همواره به فعالیت وادارند چه در محیط کار، چه در خانه و چه اوقات فراغت. 8- اگر جزء افراد سیگاری هستید، همین حالا کشیدن سیگار را متوقف کنید. 9-اگر مادر، خواهر و یا دختر شما سرطان سینه دارند نزد مشاور ژنتیکی رفته و آزمایشات اولیه را انجام دهید. 10- اگر در تست ژنتیک معلوم شد که شما حامل ژن جهش یافته سرطان نوع 1 یا 2 هستید با پزشک خود در مورد روش های پیشگیری و درمان مشورت کنید. ابتدا می توانید از داروها و در نهایت شیمی درمانی استفاده کنید. به خاطر داشته باشید که شیوه های درمان بسیار گسترده اند. "جامعه سرطان آمریکا" اعتقاد دارد که استفاده از ماموگرافی، بررسی کلینیکی پستان و تشخیص و گزارش سریع تغییرات پستان بر اساس راهنمایی های زیر، شانس زنان برای اجتناب از مرگ های ناشی از سرطان پستان را بسیار افزیش می دهد. در سرطان پستان، اندازه تومور و گستردگی آن اصلی ترین عوامل در پیش بینی شانس درمان هستند. تشخیص زودهنگام سرطان سینه شانس موفقیت درمان را تا حد بسیار زیادی بالا می برد. شک نیست که آموزش های خودآزمایی سرطان پستان، سالانه جان هزاران نفر را از مرگ نجات می دهد و مطمئنا با گسترده تر شدن این آموزش ها، افراد بسیار بیشتری از شانس یک زندگی سالم برخوردار خواهند شد. توصیه هایی تشخیص زودهنگام سرطان پستان زنان با سن بیش از 40 سال باید سالانه یک بار با مراجعه به پزشک ماموگرافی انجام دهند. بین سن 20 تا 39 سال، زنان باید هر سه سال یکبار با مراجعه به مراکز درمانی آزمیش کلینیکی پستان (CBE) را توسط متخصصين انجام دهند. بعد از 40 سالگی این عمل باید سالانه انجام گیرد و بهتر است این آزمیش، درست پیش از ماموگرافی انجام گيرد. پس از 20 سالگی، زنان باید درباره خودآزمایی پستان (BSE) اطلاعات کسب کنند و نسبت به وضعیت طبیعی پستان هایشان آگاهی داشته باشند و هرگونه تغییر جدید را هرچه زودتر به متخصص اطلاع دهند. در صورت مشاهده هرگونه تغییر، از جمله پيدا شدن یک توده یا تورم، خارش پوست یا لکه روی پستان، درد یا تو رفتن نوک پستان، قرمزی یا پوسته پوسته شدن پوست یا نوک پستان یا مشاهده ترشحاتی غیر از شیر از پستان باید برای تشخیص دقیق تر با سرعت به مشاور پزشکی خود مراجعه کنید. به هرحال در یاد داشته باشید که در اکثر مواقع تغییرات پستان حاصل سرطان نیستند ولی احتیاط همیشه لازم است. پس از مشاهده هر یک از این موارد، فرد باید برای تشخیص دقیق تر به متخصص رجوع کند. متخصص باتجربه می تواند تشخیص دهد که تغییر ایجاد شده خوش‌خیم است یا بدخیم. آن ها برای این تشخیص از آزمایش های دیگری هم استفاده خواهند کرد و اگر کوچکترین احتمالی بدهند که با سرطان پستان مواجه هستند، از بافت پستان شما بیوپسی به عمل خواهند آورد. بدون شک، آزمایش فیزیکی پستان بدون استفاده از ماموگرافی احتمال نادیده گرفته شدن بعضی سرطان ها در مراحل ابتدایی را باقی خواهد گذاشت. برعکس جریان هم صادق است؛ ممکن است سرطانی در مراحل ابتدایی با ماموگرافی قابل تشخیص نباشد در حالی که با خودآزمایی یا بررسی فیزیکی توسط دکتر قابل تشخیص باشد. آگاهی از وضعیت پستان و خودآزمایی آن در 20 سالگی باید به زنان درباره آگاهی از وضعیت پستان هایشان و فواید خودآزمایی آن ها آموزش داده شود. زنان باید بدانند که پستان هایشان در حالت عادی چه وضعیتی دارند تا بتوانند هرچه سریعتر، تغییرات آن را تشخیص دهند. در عین حال زنان باید بدانند که هر تغییر، به معنی وجود سرطان نیست. زنان می توانند با بررسی گاه به گاه پستان هایشان از وضعیت آن ها آگاه باشند و متوجه تغییرات آن بشوند اما روش پیشنهادی پزشکان پیگیری یک تکنيک قدم به قدم (خودآزمایی پستان یا BSE) بر اساس یک زمان بندی منظم برای بررسی دائمی تمامی بافت پستان است. اگر شما هم احساس می کنید که خودآزمایی منظم پستان می تواند به شما در زندگی ای سالم تر کمک کند طبق یک برنامه منظم (مثلا هر فصل یکبار) آن را به کار ببرید. بهترین وقت بری بررسی پستان ها زمانی است که پستان ها حساس یا ورم کرده نباشند. زنانی که در دوره بارداری یا شیردهی هستند یا از کاشت پستان استفاده کرده اند نیز می توانند به طور مرتب پستان هیشان را مورد خودآزمایی قرار دهند. بهتر است زنانی که خودآزمایی پستان را انجام می دهند، گاه گاه روش کار خود را با یک متخصص در میان بگذارند تا از صحت عملکرد خود مطمئن شوند. چگونگی خودآزمایی پستان * به پشت بخوابید و دستتان را زیر سرتان بگذارید. این وضعیت باعث می شود تا بافت پستان تا حد ممکن روی قفسه سینه گسترده شود و در نتیجه به کمترین ارتفاع ممکن برسد. در این حالت لمس کردن کلیه بافت و تشخیص توده ها آسانتر و دقیق تر است. * سه انگشت وسط دست دیگر را در کنار هم نگه دارید و با نوک آن ها در سینه به دنبال توده ها بگردید. سعی کنید با حرکات کوچک دیره ای به اندازه یک سکه که روی همدیگر می افتند، بافت پستان را کاملا حس کنید. * برای تشخیص دقیق، از سه سطح فشار استفاده کنید. اول با فشار کم، بافت نزدیک به پوست را بررسی کنید. بعد با فشار متوسط بافت درونی را حس کنید و در نهیت با فشار بیشتر، به بررسی بافت نزدیک به قفسه سینه و استخوان های دنده بپردازید. در یاد داشته باشید که یک برآمدگی در انحنای پایینی هر پستان طبیعی است. اول هر نقطه از پستان را با هر سه فشار مورد آزمیش قرار دهید و سپس به سراغ نقطه بعدی بروید. برای حرکت در طول پستان پینشهاد می شود که جهت حرکت خود راز بالا به پایین انتخاب کنید. یعنی اول یک خط فرضی از زیربقل تا وسط جناغ در نظر بگیرید و بافت پستان را از بالا به پایین در مسیر آن بررسی کنید و بعد از رسیدن به حدنهایی پایین پستان، خط فرضی را کمی به سمت داخل بدن حرکت دهید و دوباره از بالا شروع کنید. فراموش نکنید که در حین آزمایش، باید همه پستان بررسي شود و حتی بهتر است کمی بالا و پیین آن را نیز مورد آزمایش قرار دهید. یعنی حد پایین و بالای پستان را دنده ها و استخوان ترقوه (زیر گردن) در نظر بگیرید. شواهدی وجود دارد که نشان می دهد این شیوه بررسی، باعث می شود بیشترین حجم بافت پستان مورد آزمایش قرار بگیرد و هیچ محلی از قلم نیافتد. همین مراحل را برای پستان دیگر نيز تکرار کنید. پس از اتمام بررسی هر دو پستان، روبروي آینه بایستید و کف دست هایتان را به آرامی روی باسن فشار دهید. این شیوه ایستادن باعث کشیده شدن عضلات سینه و در نتیجه در معرض دید قرار گرفتن بهتر سینه ها می شود. حالا با نگاه کردن به پستان ها هر تغییری در اندازه و شکل یا وجود لکه ها روی آن را تشخیص دهید. در صورتی که علاقمند به بررسی زیربقل ها هستید، آن ها را در وضعیتی بررسی کنید که ایستاده اید و دست ها را فقط به اندازه ای بلند کرده اید که دسترسی به زیربقل هایتان برای انگشت های دست دیگر فراهم باشد. توجه مهم : این شیوه خودآزمایی با شیوه های قدیمی تر کمی متفاوت است و این تفاوت حاصل آخرین مطالعات و بررسی های علمی است. به هرحال کلیت مساله، بررسی بافت برای یافتن توده ها است. اگر احساس می کنید با روشی دیگر، دقیق تر به همه بافت دسترسی دارید، از آن استفاده کنید. توجه مهم تر : فراموش نکنید که احساس هر توده را سریعا با پزشک در میان بگذارید

سرطان تیروئید به زبان بسیار ساده

کانسر تیروئید تعریف : کانسر تیروئید بعلت سلولهای بدخیم در غده تیروئید ایجاد می شود . رشد بدخیم در غده تیروئید را سرطان ( کانسر ) تیروئید می گویند که به آن تومور تیروئید نیز گفته می شود . علل و عوامل خطر ساز : کانسر تیروئید در هر سن و جنس می تواند رخ دهد . افرادی که تحت پرتودرمانی ( درمان با اشعه ) در ناحیه گردن قرار گرفته اند در معرض خطر بیشتری هستند . درمان با اشعه در دهه ۱۹۵۰ به طور معمول در کودکان برای درمان غده تیموس بزرگ . آدنوئید ( لوزه سوم ) و لوزه های بزرگ و بعضی اختلالات پوستی مثل آکنه و عفونت های قارچی سر بکار میرفت . افرادی که در کودکی اشعه دریافت کرده اند در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به سرطان تیروئید هستند ( البته امروزه دیگر برای درمان بیماریهای فوق هیچگاه از پرتوتابی به ناحیه سر و گردن استفاده نمی شود . پرتو تابی به ناحیه گردن در بزرگسالی خطر سرطان تیروئید را مقدار بسیار کمی زیاد می کند . عامل خطر دیگر ، مثبت بودن سابقه فامیلی سرطان تیروئید است . تشعشعات حاصل از سلاح های اتمی نیز از عوامل ایجاد سرطان تیروئید به شمار می روند . سرطان تیروئید انواع مختلفی دارد : سرطان پایپلری تیروئید که شایعترین نوع سرطان تیروئید می باشد و بیشتر در خانمها و کودکان دیده می شود. این سرطان دیرمتاستاز می دهد ( پخش شدن سلولهای بدخیم در بدن ) و نسبت به دیگر انواع سرطان تیروئید کمتر بدخیم است . سرطان فولیکولار تیروئید که ۲۰ تا ۳۰ درصد انواع سرطان تیروئید را تشکیل می دهد و خطر متاساز و عود بیشتری دارد . در سرطان مدولری سلولهای غیرتیروئیدی موجود در غده تیروئید دچار تغییرات بدخیمی می شوند و در بعضی از خانواده ها تمایل خانوادگی ( به لحاظ ژنتیکی ) برای ابتلا به این نوع سرطان وجود دارد . حدود ۲۰٪ سرطان های مدولاری تیروئید از به ارث بردن ژنهای بد ایجاد می شود . سرطان آناپلاستیک تیروئید بدخیم ترین نوع سرطان در غده تیروئید است . خوشبختانه این سرطان نادراست اما به سرعت متاساز می دهد ، به درمان با یُد رادیواکتیو پاسخ نمی دهد . پیشگیری : در حال حاضر هیچ راه پیشگیری وجود ندارد . پرهیز از تابیدن اشعه X به ناحیه گردن مگر در مواقع ضرور ی الزامی است . کسانیکه سابقه پرتوتابی به ناحیه گردن دارند می باید جهت شناسایی و تشخیص و درمان زودهنگام اقدام کنند . علائم و نشانه ها : بزرگی تیروئید یا ندول در غده تیروئید خشونت صدا یا تغییرات صدا سرفه و یا سرفه همراه خون بلع مشکل معاینه بالینی می تواند وجود توده در تیروئید یا ندول های تیروئید را شناسایی کند همچنین غدد لنفاوی گردن در معاینه بالینی بررسی می شود . سرطان های تیروئید با تهاجم به غدد لنفاوی می توانند باعث بزرگی آنها بشوند . آزمایش هایی که برای شناسایی سرطان تیروئید انجام می شوند : نمونه برداری ( بیوپسی ) از تیروئید که به تشخیص سلول های سرطانی و نوع آنها کمک می کند . سونوگرافی از تیروئید که به شناسایی توده ها در تیروئید کمک می کند . اسکن تیروئید که به بررسی ندول های تیروئید و فعالیت سلولی در ندول ها کمک می کند . لارنگوسکوپی که در صورت بوجود آمدن تغییرات صوتی به بررسی و مشاهده طناب های صوتی کمک می کند . اندازه گیری کلسی تونین سرم در موارد مشکوک به سرطان مدولاری تیروئید و تیروگلوبولین در موارد سرطان پایپلری و فولیکولار که سطوح آنها افزایش می یابد . سرطان های تیروئید ممکن است باعث تغییراتی در هورمونهای تیروئیدی T۳ , T۴ ,TSH بشوند . آیا سرطان تیروئید قابل پیشگیری است بیشتر مردمی که دچار سرطان تیروئید می شوند هیچ عامل خطری ندارند . لذا پیشگیری در بیشتر موارد امکان پذیر نیست . بعضی از پزشکان اعتقاد دارند پرتوهای اشعه X که در کودکی به ناحیه گردن تابیده شده ممکن است باعث سرطان تیروئید شود ، به همین خاطر بهتر است که در کودکان تا حدامکان از اشعه X مگر در موارد ضروری استفاده نشود. با توجه به در دسترس بودن تست های ژنتیکی برای شناسایی سرطان مدولری تیروئید ( یکی از انواع سرطان تیروئید ) ، بیشتر موارد خانوادگی سرطان مدولری قابل شناسایی و پیشگیری است . وقتی که یکی از افراد خانواده دچار سرطان مدولری شد بقیه افراد آن خانواده می بایست مورد بررسی قرار گیرند . اگر یکی از افراد خانواده شما دچار سرطان تیروئید از نوع مدولاری است شما باید در اولین فرصت به پزشک متخصص غدد مراجعه کرده و جهت بررسی ژنتیکی مورد آزمایش قرار گیرید . اگر آزمایش ژنتیکی شما مثبت باشد . ( مستعد به تغییرات بدخیم در تیروئید باشید ) حتی اگر شما هیچ علامت بالینی نداشته باشید ، می باید تحت عمل جراحی تیروئید قرار گیرید . چرا که عمل جراحی تیروئید تنها راه پیشگیری از این نوع سرطان در آینده است . بعد از عمل جراحی ، شما تحت درمان با هورمون های تیروئیدی به صورت قرص قرار خواهید گرفت

آمار سرطان سینه

رئيس انجمن سرطان‌هاي زنان ايران گفت طبق آمارهاي انستيتوي سرطان ايران موارد ابتلا به سرطان سينه در ايران نسبت به كشورهاي اروپايي و آمريكايي كمتر است. دكتر “فاطمه قائم مقامي” فوق تخصص سرطان‌هاي زنان افزود ميزان ابتلاي به سرطان سينه در ايران برابر يك به ‪ ۳۵‬است. وي گفت اين در حاليست كه ميزان ابتلا به سرطان سينه در آمريكا يك نفر در هشت نفر و در كشورهاي اروپايي يك نفر در هر دوازده نفر است. استاد دانشگاه علوم پزشكي تهران گفت وضعيت جغرافيايي، شيوه زندگي، رژيم غذايي، استرس، بالا رفتن سن ازدواج و چاقي از جمله عوامل محيطي مستعدكننده ابتلا به سرطان سينه به شمار مي‌رود به همين دليل ميزان ابتلا به اين بيماري در كشورهاي مختلف متفاوت است. فوق تخصص سرطان زنان با اشاره به اينكه سرطان سينه در كشورهاي آسيايي شيوع كمتري دارد گفت از جلمه عوامل مستعدكننده ابتلا به سرطان سينه زندگي در جوامع شهري و صنعتي است كه استرس و اضطراب‌هاي خاص خود را به دنبال دارد. استاد دانشگاه علوم پزشكي تهران افزود چاقي نيز يكي از عوامل خطرناك در ابتلا به سرطان‌ها و از جمله ابتلا به سرطان‌هاي سينه، تخمدان و دهانه رحم است. دكتر قائم مقامي افزود استفاده از رژيم غذايي پر چرب، استفاده كم از مواد حاوي فيبر و سبزي، بالا رفتن سن ازدواج و تولد اولين فرزند در سنين بالا از ديگر عوامل محيطي مستعدكننده ابتلا به سرطان سينه هستند. وي اضافه كرد بنابراين مساله حاملگي و شيردهي نقش محافظت‌كننده در برابر ابتلا به سرطان سينه دارد و اين مسايل چنانچه در سنين جواني اتفاق بيافتد اثر محافظتي بيشتري دارد. دكتر قائم مقامي با اشاره به اينكه سابقه فاميلي سرطان سينه در ابتلا به اين بيماري موثر است افزود ابتلاي يكي از اعضاي خانواده فاميل درجه يك (مادر و خواهر) و فاميل درجه دو (عمه، خاله) در ابتلاي فرد موثر است. وي توصيه كرد استفاده از رژيم غذايي حاوي فيبر، رژيم غذايي كم چرب، تحرك و فعاليت بدني، كنترل وزن، به تاخير نيانداختن ازدواج، عدم استفاده از الكل و شيردهي از جمله عوامل محيطي كنترل سرطان سينه است. استاد دانشگاه علوم پزشكي تهران گفت در كشور ما خيلي از زنان از روشهاي اوليه تشخيص سرطان سينه آگاهي دارند به طوري كه گفته مي‌شود ‪۷۰‬ درصد موارد ابتلا به سرطان سينه توسط خود شخص تشخيص داده مي‌شود. دكتر قائم مقامي افزود معاينه سينه بعد از هر دوره سيكل ماهيانه توسط خود شخص بسيار مهم است البته اين تشخيص توسط خود فرد زماني قابل احساس است كه توده سرطاني بالاي ‪ ۲‬سانتي متر است و ممكن است غدد لنفاوي زير بغل هم گرفتار شده باشند. وي افزود براي تشخيص زودتر آن بايد فرد هر شش ماه يكبار توسط پزشك متخصص مورد معاينه قرار گيرد ولي كاربردي‌ترين راه تشخيص ماموگرافي است كه زماني كه توده حدود پنج ميلي‌متر است و توسط خود بيمار قابل تشخيص نيست در ‪ ۹۰‬درصد با استفاده از آن تشخيص داده مي‌شود. دكتر قائم مقامي كه جراح و متخصص زنان و زايمان و فوق تخصص سرطان‌هاي زنان است توصيه كرد: زنان بايد بعد از سن ‪ ۴۰‬سالگي بطور مرتب هر دو سال يكبار و در سن بالاي ‪ ۵۰‬سال هر سال يكبار تست تشخيصي ماموگرافي را انجام دهند. رئيس انجمن سرطان‌هاي زنان گفت به زناني كه سابقه فاميلي ابتلا به سرطان سينه دارند توصيه مي‌شود در حدود سن ‪ ۳۵‬سالگي براي اطمينان بيشتر ماموگرافي انجام دهند. وي كتابي را با عنوان “سرطان پستان راهنمايي براي همه زنان” را ترجمه كرده است كه در اين كتاب اطلاعاتي جامع در خصوص سرطان پستان به زباني ساده و قابل فهم آورده شده است. دكتر “فاطمه قائم مقامي” همچنين با ارايه مقاله‌اي در مركز بين‌المللي ترويج تحقيقات كشورهاي در حال توسعه توسط اين موسسه به عنوان محقق سال ‪ ۲۰۰۶‬برگزيده انتخاب شده است. دكتر قائم مقامي كه برگزيده جشنواره تحقيقاتي ابن سينا درسال ‪ ۸۴‬است مقالات زيادي در مورد بيماري‌هاي جفتي دوران بارداري (نئوپلاسم‌هاي تروفوبلاستي بارداري) نوشته است كه با ارايه يك گزارش از اين مقالات و ارسال آنها به موسسه بين‌المللي ترويج تحقيقات كشورهاي در حال توسعه(‪(IRPC‬ از جانب اين موسسه به عنوان محقق برگزيده انتخاب شد. بيماري‌هاي نئوپلاسم‌هاي ترفوبلاستي در كشورهاي آسيايي از جمله ايران، چين، تايلند، با توجه رژيم غذايي آنها كه خوردن برنج در غذاي آنها بيشتر است از شيوع بيشتري برخوردار است. مركز ‪ IRPC‬جهت تشويق محققان كشورهاي در حال توسعه در سال ‪ ۱۹۹۳‬در كشور انگلستان تاسيس شد و پايگاهي در هر يك از كشورهاي آسيايي، آمريكايي، اروپايي ، استراليايي و آفريقايي دارد. پايگاه اين موسسه درآسيا در كشور هند شهر كرالا واقع شده است.

آزمایش پاپ اسمیر

چرا هر خانمي در سنين باروري بايد مرتباً تست سرطان يا پاپ اسمير انجام دهد ؟ سرطان دهانه رحم حدود ۵۰ سال پيش اولين علت مرگ و مير ناشي از سرطان در کشورهاي پيشرفته بوده است ، اما ميزان مرگ ومير ناشي از آن اکنون به دو سوم تقليل پيدا کرده است و در حال حاضر هشتمين علت مرگ و مير ناشي از سرطان است . ( شايع ترين سرطان ها در زنان به ترتيب عبارتند از : ريه ، پستان ، روده بزرگ ،‌لوزالمعده ، تخمدان ،‌غده لنفاوي و خون )‌ علت چنين کاهشي در مرگ و مير ، تشخيص زودرس و بموقع بيماري است که بسياري از اين رامديون آزمايش سلول شناسي به روش پاپانيکولا يعني پاپ اسمير مي باشيم . * علت سرطان دهانه رحم چيست ؟ اين سرطان يکي از سرطانهايي است که علت آن نسبتاً شناخته شده است وويروس پاپيلوماي انساني ( HPV )‌ از علل اساسي آن است . اين ويروس امروزه به عنوان يک عامل قطعي سرطان شناخته شده است . اين ويروس انواع کم خطر و پرخطر دارد . نوع کم خطر آن اغلب باعث زگيل تناسلي مي شود و نوع پرخطر بيشتر تبديل به سرطان مي گردد . البته وجود اين ويروس شرط لازم است اما کافي نيست . هر خانمي در طول زندگي خود ۷۹٪ احتمال ابتلا به اين ويروس را دارد و حدود ۹۰٪ اين عفونت ها خود به خود بهبود مي يابند . سرطان دهانه رحم در طبقات پائين اجتماعي - اقتصادي بيشتر ديده مي شود . همچنين پائين بودن سن اولين آميزش جنسي ، تعدد شريک جنسي و همچنين تعداد شريک جنسي در همسر فرد نيز عوامل مؤثري هستند ( اين سرطان بدون مقاربت جنسي ديده نمي شود ) . ساير علل مؤثر عبارتند از : سيگار کشيدن ، تعدد بارداري ، سابقه فاميلي ، عفونت ها و عدم ختنه شدن شريک جنسي . * تشخيص سرطان دهانه رحم چگونه صورت مي گيرد ؟ امروزه خانم ها با مراجعه به پزشکان متخصص زنان يا ماماها مي توانند به راحتي آزمايش پاپ اسمير بدهند . وسايل مختلفي براي نمونه برداري وجود دارد . اين نمونه برداري خيلي راحت و بدون درد و بدون بيهوشي در مطب صورت مي گيرد و نمونه سلولهاي دهانه رحم با وسيله چوبي يا پلاستيکي روي لام شيشه اي کشيده شده و ثابت ميگردد . سپس براي رنگ آميزي و بررسي ميکروسکوپي به آزمايشگاه ارسال مي گردد و متخصص پاتولوژي يا سلول شناس آن را بررسي مي کند . در اين بررسي ها تغييرات قبل از بدخيمي ، علائم عفونت با ويروس پاپيلوما و تغييرات بدخيمي واضح و پيش رفته دهانه رحم ديده مي شود . علاوه بر آن عفونت هاي دهانه رحم و واژن ( مهبل ) مثل کانديدا ، تريکومونا ، کوکوباسيل و … نيز خود را نشان مي دهند . گاهي نيز علائم بدخيمي در ساير قسمت هاي تناسلي زنان مثل رحم ، واژن و لوله ها هم مشخص مي شود اما اين آزمايش روش مناسبي براي غربالگري اين بدخيمي ها نيست و فقط به طور اتفاقي اين بيماريها را ممکن است نمايان کند . علاوه بر اين با اين آزمايش مي توان وضعيت هورموني بدن را هم در شرايط خاصي بررسي کرد . براي بررسي ابتدا بايد نمونه مناسب باشد . تعداد کافي ( ۸تا ۱۲ هزار سلول ) ازاين ناحيه بايد در اسلايد ديده شود . خون ، مواد زايد و سلولهاي التهابي نبايد روي لام را گرفته باشند ، لام بايد سالم و نشکسته باشد . * قبل از نمونه گيري چه مسائلي بايد رعايت شود ؟ ۱ - بهتر است نمونه گيري در زمان قاعدگي يا زماني که ترشحات خيلي زياد هستند و عفونت خيلي واضحي وجود دارد صورت نگيرد . ۲ - قبل از نمونه گيري نبايد به مدت ۴۸ ساعت نزديکي صورت گرفته باشد . ۳ - از پمادهاي داخل واژن يک هفته قبل از نمونه گيري استفاده نشده باشد . انجام اين آزمايش براي کليه خانم هايي که فعاليت جنسي دارند يا داشته اند در تمامي سنين الزامي است و بايد در ابتداي شروع فعاليت جنسي در سه سال اول ، هر سال يکبار و بعد در صورتي که آزمايش طبيعي باشد هر ۳ سال يکبار انجام شود . البته گاهي اوقات با توجه به تغييرات خاص يا عفونت ها ، پزشک متخصص زنان تشخيص مي دهد که اين فواصل کمتر شود و پس از درمان نيز با يک آزمايش ديگر نتايج درمان بررسي شود .