مايکوزيس فونگوئيدس و سندرم سزاري

مايکوزيس فونگوئيدس و سندرم سزاري 
اطلاعات عمومي
            - مايکوزيس فونگوئيدس و سندرم سزاري چيست ؟
مرحله بندي بيماريها
          - مراحل مايکوزيس فونگوئيدس و سندرم سزاري
          - مرحله I
          - مرحله II
          - مرحله III
          - مرحله IV
          - عود
نگاهي اجمالي به شيوه هاي درمان
          - چگونه مايکوزيس فونگوئيدس و سندرم سزاري درمان ميشود .
          - درمان بر اساس مرحله استقرار بيماري
مرحله I   مايکوزيس فونگوئيدس / سندرم سزاري
مرحله II مايکوزيس فونگوئيدس / سندرم سزاري
مرحله III مايکوزيس فونگوئيدس / سندرم سزاري            
مرحله IV مايکوزيس فونگوئيدس / سندرم سزاري
عود بيماري مايکوزيس فونگوئيدس / سندرم سزاري
اطلاعات عمومي :
توجه : اين بخش قبلا تحت عنوان " لنفوم جلدي سلول T " ناميده مي شد ، اما اکنون نام آن تغيير يافته است زيرا اين بخش صرفا مربوط به نوع ٢ از لنفوم جلدي سلول T مي شود :
مايکوزيس فونگوئيدس و سندرم سزاري
مايکوزيس فونگوئيدس و سندرم سزاري چيست ؟
مايکوزيس فونگوئيدس و سندرم سزاري بيماري است که در آن نوع خاصي از سلولهاي دستگاه لنفاوي ( بنام لنفوسيتهاي T )  سرطاني شده و پوست را تحت تأثير قرار مي دهند ، لنفوسيتها ، گلبولهاي سفيد مبارزبا عفونت هستند که در مغز استخوان و ساير اندامهاي دستگاه لنفاوي ساخته ميشوند . سلولهاي T لنفوسيتهاي ويژه اي هستند که دستگاه ايمني بدن را در کشتن باکتريها و ساير عناصر مضر ياري مي کنند .
دستگاه لنفاوي بخشي از دستگاه ايمني بدن است و از لوله هاي نازکي ساخته شده است که پي در پي ، شاخه شاخه شده و به تمام اندامهاي بدن من جمله پوست وارد مي شوند ، عروق لنفاوي حاوي " لنف " هستند . يک مايع آبکي و بي رنگ که حاوي لنفوسيتها مي باشد . در مسير اين رگها گروهي از اندامهاي کوچک و لوبيايي شکل بنام " گره يا غده لنفاوي " وجود دارند . تجمعي از اين غدد لنفاوي را بصورت خوشه اي ميتوان در زير بغل ، لگن ،‌گردن ،‌شکم يافت .
طحال ( اندامي در بخش بالاي شکم و سازنده لنفوسيتها و تصفيه کننده خون از سلولهاي پير و مرده ) ، تيموس ( اندام کوچکي در پشت استخوان جناغ ) و لوزه ها ( اندامي در گلو ) نيز قسمتهايي از دستگاه لنفاوي مي باشند .
انواع متعددي از لنفوم وجود دارداما شايعترين فرم آن بيماري هوچکين و لنفوم غير هوچکين است . اين دو نوع لنفوم معمولا از غدد لنفاوي و طحال آغاز مي شوند .
مايکوزيس فونگوئيدس و سندرم سزاري معمولا به آهستگي و در طي ساليان زياد ، شکل مي گيرند . در مراحل ابتدايي ،‌ پوست ممکن است دچار خارش و خشکي شده و لکه هاي تيره اي روي سطح پوست نمايان شود . با وخيم تر شدن بيماري توده هايي در پوست شکل مي گيرد . اين حالت مايکوزيس فونگوئيدس ناميده ميشود . بتدريج که سطح وسيعتري از پوست گرفتار مي شود ممکن است عفونت هم اضافه گردد . بيماري مي تواند به گره هاي لنفاوي و يا ساير اندامها ي بدن نظير طحال ،‌ ريه ها و کبد نيز منتشر شود . هنگاميکه مقدار زيادي از سلولهاي سرطاني در خون
يافت مي شود . بيماري تحت عنوان " سندرم سزاري " خوانده ميشود .
در صورتيکه علائمي دال بر لنفوم جلدي  در فردي ديده شود ،‌ پزشک تکه اي از بافت مشکوک را برداشته و به مطالعه آن در زير ميکروسکوپ مي پردازد . اين عمل " تکه برداري " و يا " نمونه برداري " ناميده ميشود .
شانس بهبودي ( پيش آکهي ) و انتخاب نوع درمان به مراحله استقرار سرطان ( اينکه آيا سرطان محدود به پوست بوده يا ساير نقاط بدن انتشار يافته است ) و وضعيت عمومي سلامتي بيمار بستگي دارد .
انواع ديگري از سرطان هستند که از پوست آغاز مي شوند . شايعترين آنها " سرطان سلول قاعده اي " (BCC) و"سرطان سلول سنگفرشي " (SCC) است . نوع ديگري از سرطان پوست " ملانوم " ناميده مي شود .
"سارکوم کاپوسي " (Kaposis  Sarcoma)  نوع نادري از سرطان بشمار مي رود که بيش از همه در افراد مبتلا به ايدز ديده شده و ميتواند پوست را تحت تأثير قرار دهد . سرطانهايي هم که در ديگر نقاط بدن بوجود مي آيند مي توانند به پوست انتشار يابند ( متاستاز ) .
مرحله بندي بيماري :
مراحل مايکوزيس فونگوئيدس و سندرم سزاري
بعد از تشخيص مايکوزيس فونگوئيدس و سندرم سزاي ، آزمايشهاي مختلفي انجام ميشود تا دريابند آيا سرطاني به نقاط ديگر بدن منتشر شده اند يا نه . اين روند " مرحله بندي " ناميده ميشود . پزشک براي اتخاذ طرح درماني بايد از مرحله بيماري آگاهي داشته باشد . روش مرحله بندي زير براي مايکوزيس فونگوئيدس و سندرم سزاري مورد استفاده قرار مي گيرد :
مرحله I :
           سرطان تنها بخشهايي از پوست را تحت تأثير قرار داده . که اين نواحي قرمز ، خشک ، داراي پوسته ريزي بوده  ولي اثري از توده  در آنها يافت نمي شود . گره هاي لنفاوي از اندازهء طبيعي بزرگتر نيستند .
مرحله II :
             هر يک از موارد زير مي تواند صادق باشد .
- پوست داراي لکه هاي قرمز ، خشک ،‌و فلس مانند بوده اما توده اي در آنها يافت نمي شود. غدد لنفاوي از حد طبيعي بزرگتر هستند اما حاوي سلولهاي سرطاني نمي باشند .
- توده هايي در پوست وجود دارد . گره هاي لنفي داراي اندازه اي طبيعي بوده و يا بزرگتر مي باشند اما حاوي سلولهاي سرطاني نيستند .
     
مرحله III :
              تقريبا تمام پوست قرمز ، خشک و فلس مانند شده است . غدد لنفاوي داراي اندازه اي طبيعي ويا بزرگتر بوده ولي حاوي سلولهاي سرطاني نمي باشند .
مرحله IV :
              پوست گرفتار است ، ضمنا يکي از موارد زير نيز وجود دارد .
سلولهاي سرطاني در غدد لنفاوي يافت مي شوند .
سرطان به اندامهاي ديگر مثل کبد يا ريه ها منتشر شده است .
عود :
منظور از عود بيماري ، بازگشت مجدد آن عليرغم درمان ميباشد . سرطان ممکن است در محلي که دفعه قبل در آنجا بوجود آمده ديده شود و يا در قسمت ديگري از بدن .
نگاهي اجمالي به شيوه هاي درمان
چگونه مايکوزيس فونگوئيدس و سندرم سزاري درمان ميشود ؟
روشهاي مختلفي براي درمان اين بيماري وجود دارد . ٣ نمونه از رايج ترين درمانها عبارتند از :
- پرتو درماني ( استفاده از پرتوهاي پرانرژي براي کشتن سلولهاي سرطاني ) .
- شيمي درماني ( استفاده از داروها براي کشتن سلولهاي سرطاني ).
- نور درماني ( استفاده از نور بهمراه داروهاي خاص که حساسيت سلولهاي سرطاني را در برابر نور افزايش مي دهند ) .
کاربرد روشهاي زيست شناختي ( استفاده از دستگاه ايمني بدن براي مبارزه با سرطانها ) در مرحله آزمون قرار دارد . در پرتو درماني از پرتوهاي پر انرژي جهت کشتن سلولهاي سرطاني و کوچک کردن توده استفاده مي کنند . در لنفوم جلدي سلول T ، اشعه الکتروني براي درمان پوست مورد استفاده قرار مي گيرد . اين روش " پرتو درماني الکتروني تمام پوست " ناميده ميشود.                 ( TSEB (Total  Skin  Electron  beam radiation  therapy           را ميتوان براي نواحي کوچکتر پوست نيز بکار برد . اين نوع پرتو تابي تنها لايه هاي خارجي پوست را تحت تأثير قرار مي دهد . دو نوع ديگري از پرتو درماني از اشعه x  براي کشتن سلولهاي سرطاني استفاده مي شود . امواج اشعه x معمولا روي نواحي خاصي از بدن متمرکز مي شوند اما اکنون روشهايي در دست مطالعه است که بتوان اين امواج را به کل بدن تاباند .
در شيمي درماني از داروها  جهت انهدام سلولهاي سرطاني استفاده مي کنند . دارو را ممکن است بصورت قرص و يا تزريق داخل وريدي يا عضلاني به بدن وارد کرد . شيمي درماني يک درمان فراگير است چرا که دارو نهايتا وارد جريان خون شده ، در کل بدن سيرکرده و سلولهاي سرطاني را در هر نقطه از بدن بهلاکت مي رساند ، در لنفوم جلدي سلول T  داروهاي شيمي درماني را ممکن است بصورت کرم يا پماد روي پوست ماليد . اين روش " شيمي درماني موضعي " ناميده ميشود .
در نور درماني با استفاده از نور سلولهاي سرطاني را از بين مي برند ، ابتدا  دارويي جهت افزايش حساسيت سلولهاي سرطاني به نور به بيمار داده مي شود و سپس يک نوع نور خاص به نواحي ديگر تابانده مي شود . در نوعي از نور درماني بنام PUVA درماني ابتدا بيمار دارويي بنام " پسورالن "  دريافت کرده وسپس اشعه ماورا بنفش به وي تابانده مي شود . در نوع ديگر از نور درماني بنام " نور - شيمي درماني خارج بدني " به بيمار دارو داده مي شود سپس تعدادي از سلولهاي خوني را از بدن بيمار خارج مي کنند ، نمونه را زير نور مخصوص قرار داده و مجددا وارد بدن فرد مي کنند ، در صورت نور درماني ، پزشک بايد توصيه ها و راهنمايي هاي لازم را به بيمار از نظر مدت قرار گرفتن در معرض نور خورشيد ، گوشزد نمايد .
درمانهاي زيست شناختي بدن را در مبارزه با سرطان ياري مي کنند ، در اين روش با استفاده از مداري که توسط بدن ساخته شده يا در آزمايشگاه ، توليد مي شود ،‌ قدرت دفاعي بدن را در برابر بيماريها تقويت مي نمايند . اين روش گاهي " ايمني درماني " يا اصلاح پاسخ زيستي " ناميده ميشود .
در پيوند مغز استخوان هدف جايگزين کردن مغز استخوان بيمار با مغز استخوان سالم است . ابتدا تمام مغز استخوان بدن بوسيله مقادير بالاي داروهاي شيمي درماني همراه يا بدون پرتو درماني تخريب مي شود . سپس مغز استخوان سالم از فرد ديگري ( دهنده ) که از نظر بافتي شباهت زيادي به بافت بيمار دارد گرفته ميشود . فرو دهنده ممکن است برادر يا خواهر دو قلوي بيمار ( بهترين سازگاري ) ، برادر يا خواهر و يا فرد ديگري که هيچگونه نسبتي با بيمار ندارد ، باشد . مغز استخوان تهيه شده از طريق يک سوزن به وريد بيمار تزريق شده و جايگزين مغز استخوان تخريب شده مي گردد .
پيوند، مغز استخواني که در آن فرد دهنده ممکن است با بيمار نسبت داشته يا نداشته باشد " پيوند آلوژنيک " ناميده ميشود . نوع ديگري از پيوند مغز استخوان بنام " پيوند اتولوگ " وجود دارد که فعلا در دست مطالعه است . در اين نوع پيوند ، مغز استخوان از خود بيمار تهيه مي شود ، سپس بوسيله دارو ، سلولهاي سرطاني آنرا از بين مي بردند . مغز استخوان پاک شده را منجمد کرده و آن را نگهداري مي کنند . بعد از آن بيمار مقادير بالاي داروهاي شيمي درماني را همراه يا بدون پرتو درماني دريافت مي کند تا باقيمانده مغز استخوان وي  تخريب شود . در مرحله آخر مغز استخوان منجمد شده را گرم مي کنند و از طريق يک سوزن وارد سياهرگ بيمار مي نمايند تا جانشين مغز  استخوان تخريب شده شود .
نوع ديگري از پيوند اتولوگ بنام " پيوند سلول مادر خون محيطي " ناميده ميشود . خون بيمار از دستگاهي عبور داده مي شود که سلولهاي مادر ( سلولهاي نابالغي که سلولهاي خوني را بوجود مي آورند ) توسط آن برداشت مي شود . خون مجددا وارد بدن بيمار مي گردد . اين روش " لوکوفرز" (Leukapheresis) ناميده مي شود و معمولا ٣ تا ٤ ساعت بطول مي انجامد . سلولهاي مادر تحت درمان با دارو هاي ضد سرطان قرار مي گيرند ، در مرحله بعدي نمونه تهيه شده را منجمد مي کنند تا زمان مقتضي به بدن بيمار باز گردانند . اين روش ممکن است به تنهايي يا همراه با پيوند مغز استخوان اتولوگ انجام شود .
اگر عمليات پيوند مغز استخوان را بتوان در بيمارستاني انجام داد که امکان بيش از ٥ پيوند مغز استخوان در طول سال براي بيمار وجود داشته باشد ، شانس بهبودي افزايش ميبابد .
درمان برا اساس مرحله استقرار بيماري :
درمان لنفوم جلدي سول T به مرحله استقرار بيماري ، سن بيمار و وضعيت عمومي سلامتي وي بستگي دارد .
درمان انتخابي مي تواند استاندارد باشد چرا که اثر بخشي آن طبق مطالعات کذشته به اثبات رسيده است . همچنين مي توان بيمار را در تحقيقاتي که روي شيو ه هاي نوين درماني مطالعه ميکنند ، شرکت داد . اکثر بيماران با روشهاي استاندارد کاملا معالجه نمي شوند همچنين برخي از روشهاي استاندارد داراي عوارض جانبي زيادي هستند ، بهمين علت انجام پژوهش بخاطر يافتن شيوه هاي نوين و موثر تر درمان سرطان مي باشد .
مرحله I مايکوزيس فونگوئيدس / سندرم سزاري
درمان مي تواند يکي از موارد زير باشد :
١-  نور درماني (PUVA درماني ) همراه يا بدون درمانهاي زيست شناختي .
٢- پرتو درماني الکتروني تمام پوست ( پرتو درماني TSEB).
٣- شيمي درماني موضعي .
٤- الکترون درماني موضعي با درمان اشعه x  براي کوچک کردن اندازه توده يا تخفيف علائم بيماري .
٥- اينترفرون آ لفا ( درمان زيست شناختي ) به تنهايي يا همراه با درمانهاي موضعي .
٦- استفاده از " رتينوئيدها ".
مرحله II مايکوزيس فونگوئيدس / سندرم سزاري
درمان يکي از موارد زير خواهد بود :
١- نور درماني (PUVA درماني ) همراه يا بدون درمانهاي زيست شناختي .
٢- پرتو درماني الکتروني تمام پوست ( پرتو درماني TSEB).
٣- شيمي درماني موضعي .
٤- الکترون درماني موضعي يا درمان با اشعه x .
٥- اينتروفرون آلفا  ( درمان زيست شناختي ) به تنهايي يا همراه با درمان موضعي .
٦- استفاده از " رتينوئيدها ".
مرحله III مايکوزيس فونگوئيدس / سندرم سزاري
درمان يکي از موارد زير خواهد بود :
١- نور درماني ( PUVA درماني ) همراه يا بدون درمان زيست شناختي .
٢- پرتو درماني الکتروني تمام پوست ( پرتو درماني TSEB).
٣- الکترون درماني يا درمان با اشعه x .
٤- شيمي درماني براي مايکوزيس فونگوئيدس و سندرم سزاري .
٥- اينترفرون آلفا ( درمان زيست شناختي ) به تنهايي يا همراه با درمان موضعي .
٦- درمان زيست شناختي .
٧- شيمي درماني فراگير همراه يا بدون درمان براي پوست .
٨- نور - شيمي درماني خارج بدني .
٩- شيمي درماين موضعي .
١٠- استفاده از رتينوئيدها .
مرحله IV مايکوزيس فونگوئيدس / سندرم سزاري
درمان يکي از موارد زير خواهد بود
١- نور درماني (PUVA درماني ).
٢- پرتو درماني الکتروني تمام پوست  (پرتو درماني TSEB).
٣- الکترون درماني موضعي يا درمان با اشعه x
٤- شيمي درماني براي مايکوزيس فونگوئيدس و سندرم سزاي .
٥- اينترفرون آلفا ( درمان زيست شناختي ) به تنهايي يا همراه با درمان موضعي .
٦- درمان زيست شناختي .
٧- شيمي درماني فراگير همراه يا بدون درمان براي پوست .
٨- شيمي درماني موضعي .
٩- نور - شيمي درماني خارج بدن .
١٠- درمان با پادتنهاي مونوکلونال .
١١- استفاده از رتينوئيدها .
 عود بيماري مايکوزيس فونگوئيدس / سندرم سزاري درمان به عوامل زيادي بستگي دارد . مثلا نوع درماني که بيمار قبلا دريافت کرده است بر حسب شرايط بيمار ،درمان يکي از موارد زير خواهد بود :
١- الکترون درماني موضعي يا درمان با اشعه x .
٢- پرتو درماني الکترون تمام پوست ( پرتو درماني TSEB).
٣- نور درماني ( PUVA  درماني ) .
٤- شيمي درماني موضعي .
٥- شيمي درماني فراگير .
٦- نور - شيمي درماني خارج بدني .
٧- درمانهاي زيست شناختي ( در دست مطالعه ).
٨- پيوند مغز استخوان ( در دست مطالعه ) .
 

سندرمهاي ميلوديسپلاستي

سندرمهاي ميلوديسپلاستي  
- اطلاعات عمومي
     - سندرمهاي ميلوديسپلاستي چيست ؟
- مرحله بندي بيماري
     - مراحل سندرمهاي ميلوديسپلاستي
     - سندرمهاي ميلوديسپلاستي De novo
     - سندرمهاي ميلوديسپلاستي ثانويه
     - سندرمهاي ميلوديسپلاستي  قبلا درمان شده
- نگاهي اجمالي به روشهاي درمان
     - سندرمهاي ميلوديسپلاستي چگونه درمان مي شوند 
     - درمان بر اساس مرحله استقرار بيماري
- سندرم ميلوديسپلاستي De novo
- سندرم ميلوديسپلاستي ثانويه
- سندرم ميلوديسپلاستي قبلا درمان شده
اطلاعات عمومي
- سندرمهاي ميلوديسپلاستي چيست ؟
 منظور از سندمهاي ميلوديسپلازي که " پيش لوسمي " يا " لوسمي زير خاکستر " (Smoldering leukemia) هم ناميده ميشوند ، بيماريهايي است که مغز استخوان عملکردي طبيعي نداشته و سلولهاي خوني به تعداد کافي ساخته نمي شوند ، مغز استخوان بافت اسفنجي شکلي است که داخلي استخوانهاي بزرگ بدن قرار داشته و توليد کننده گلبولهاي قرمز ( که اکسيژن و ساير مواد را به بافتهاي بدن حمل ميکنند ) ، گلبولهاي سفيد ( که با عفونت مبارزه مي کنند ) و پلاکتها ( که باعث انعقاد خون ميشوند ) ميباشند . بطور طبيعي سلولهاي مغز استخوان که " بلاست " ناميده ميشوند در مسير تکامل و بلوغ خود انواع سلولهاي خوني را بوجود مي آورند که هر کدام وظيفه اي خاص دارند .
 سندرمهاي ميلوديسپلاستي اکثرا در افراد پير ديده مي شود ولي در جوانتر ها هم ممکن است بوجود آيد . شايعترين علامت کم خوني است يعني اينکه تعداد کمي گلبولهاي قرمز بالغ براي حمل اکسيژن وجود دارد . همچنين ممکن است تعداد گلبولهاي سفيد براي مبارزه با عفونتها کم باشد . اگر تعداد پلاکتهاي خون از حد طبيعي کمتر باشد ممکن است بيماران به راحتي دچار خونريزي و کبودي شوند . در صورتيکه علائمي نظير خونريزيهايي بدون علت عفونتهاي مزمن يا خستگي دراز مدت در فردي ديده شود بايد به پزشک مراجعه نمايد ، با مشاهده اين علائم ، پزشک براي آگاهي از تعداد انواع مختلف سلولهاي خوني براي بيمار آزمايشهايي را درخواست ميکند . و اگر جواب آزمايشها غير طبيعي باشد ممکن است براي بيمار تکه برداري ( نمونه برداري ) از مغز استخوان انجام شود . در اين روش سوزني را وارد استخوان کرده و مقدار کمي از مغز استخوان را برداشت مي کنند تا به مطالعه آن در زير ميکروسکوپ بپردازند . در نهايت پزشک مي تواند از نوع بيماري آگاهي يافته و بهترين درمان را انتخاب نمايد .
 سندرمهاي ميلوديسپلاستي ممکن است متعاقب درمان با داروها يا پرتو درماني براي ساير بيماريها عارض شود . گاهي هم نمي توان علتي براي بروز آن يافت . سندرمهاي ميلوديسپلاستي ممکن است به لوسمي ميلوئيد حاد ( نوعي سرطان است که در آن تعداد بسيار زيادي گلبولهاي سفيد ساخته مي شود ) تغيير ماهيت دهد .
 مبناي طبقه بندي سندرمهاي ميلوديسپلاستي چگونگي نماي سلولهاي  مغز استخوان و سلولهاي خوني در زير ميکروسکوپ است . بر اين اساس ٥ نوع سندرم ميلوديسپلاستي وجود دارد :
 کم خوني طغيانگر ، کم خوني طغيانگر همراه با سيدروبلاستهاي حلقوي ، کم خوني طغيانگر همراه با تعداد زيادي بلاست ، کم خوني طغيانگر همراه با تعداد زيادي بلاست در حال تغيير شکل لوسمي ميلومونوسيتي مزمن .
 
(( مرحله بندي بيماري ))
 
مراحل سندرمهاي ميلوديسپلاستي :
 سيستم مرحله بندي خاص براي سندرمهاي ميلوديسپلاستي وجود ندارد ، درمان بستگي به اين دارد که آيا بيماري متعاقب ساير درمانها بوجود آمده يا نه و يا اينکه آيا بيمار بخاطر سندمهاي ميلوديسپلاستي تحت درمان قرار گرفته است يا خير . سندرمهاي ميلوديسپلاستي بصورت زير گروهبندي مي شوند :
سندرمهاي ميلوديسپلاستي De novo :
 اين بيماريها بدون هيچ علت شناخته شده اي ، ايجاد ميشوند ، بيمار بخاطر ساير بيماريها پرتو درماني يا شيمي درماني دريافت نکرده است .
سندرمهاي ميلوديسپلاستي ثانويه
 سندرمهاي ميلوديسپلاستي ثانويه متعاقب درمان ساير بيماريها با پرتو درماني يا شيمي درماني اتفاق مي افتد .
سندرمهاي ميلوديسپلاستي قبلا درمان شده
 منظور از سندمهاي ميلوديسپلاستي قبلا درمان شده بيماريهايي است که عليرغم درمان ، اوضاع بيماري وخيم تر شده است .
(( نگاهي اجمالي به روشهاي درماني ))
سندرمهاي ميلوديسپلاستي چگونه درمان مي شوند ؟
 روشهاي درماني متعددي براي اين بيماران وجود دارد. اغلب درمان اصلي شامل تزريق داخل وريدي خون يا پلاکت مي باشد که جهت کنترل کم خوني يا خونريزي انجام ميشود . براي درمان کم خوني ممکن است از ساير داروها يا ويتامينها  نيز استفاده نمود .
 استفاده از شيمي درماني و زيست درماني فعلا در مرحله مطالعات تحقيقاتي قرار داد . در شيمي درماني از داروها براي درمان بيماري استفاده ميشود . شيمي درماني را ميتوان بصورت قرص ، تزريق وريدي يا عضلاني براي بيمار تجويز نمود . شيمي درماني يک درمان فراگير است چرا که دارو وارد جريان خون شده در بدن سير کرده و سلولها را در تمام بدن تحت تأثير قرار مي دهد . در زيست درماني سعي براين است که بدن را وادار به مبارزه با بيماري کرد . در اين روش از مواديکه توسط بدن ساخته شده يا در آزمايشگاه توليد مي شود براي تحريک و تقويت دفاع طبيعي بدن دربرابر بيماري استفاده مي شود نام،ديگراين شيوه " ايمني درماني " يا " اصلاح پاسخ زيستي " (BRM) ميباشد .
 پيوند مغز استخوان شيوه نوين درماني است که در آن با استفاده از مقادير بالاي شيمي درماي و / يا پرتو درماني ( استفاده از دوزهاي بالاي اشعه x يا ساير پرتوهاي پر انرژي ) به تخريب تمام مغز استخوان فرد مي پردازند .سپس مغز استخوان سالم را وارد بدن بيمار مي کنند . مغز استخوان سالم را از فرد ديگري که شباهت زيادي به بافتهاي بدن بيمار دارد برداشت مي کنند . فرد دهنده پيوند ممکن است برادر يا خواهر دو قلوي بيمار ( بهترين حالت ) ، برادر يا خواهر معمولي ، يکي از بستگان بيمار و يا يک فرد غريبه باشد . مغز استخوان سالم را از طريق يک سوزن وارد سياهرگ بيمار ميکنند تا جايگزين مغز استخوان تخريب شده گردد. در صورتيکه مغز استخوان را از فردي غير از خود بيمار برداشت کنند پيوند حاصله را " آلوژنيک " مي نامند .
درمان بر اساس مرحله استقرار بيماري :
 انتخاب شيوه درمان به نوع بيماري ، سن بيمار و وضعيت عمومي سلامتي وي بستگي دارد . بر اين اساس ممکن است از درمانهاي استاندارد که اثر بخشي آنها طي مطالعات گذشته به اثبات رسيده است استفاده نمود و يا ممکن است از روشهاي درماني جديد و در دست مطالعه استفاده نمود . البته اکثر بيماران با درمانهاي استاندارد بطور کامل معالجه نميشوند و برخي از اين درمانها داراي عوارض جانبي زياد و نامطلوب هستند ، بهمين دليل اکنون مطالعه روي روشهاي جديدتر و موثرتر در حال انجام است .
(( سندرم ميلوديسپلاستي  De novo ))
درمان شامل يکي از موارد زير خواهد بود :
١- درمان براي تخفيف علائم بيماري نظير کم خوني يا خونريزي .
٢- پيوند آلوژنيک مغز استخوان .
٣- شيمي درماني يا زيست درماني ( دردست مطالعه ).
(( سندرم ميلوديسپلاستي ثانويه ))
 احتمالا بيماران براي تخفيف علائم بيماري نظير کم خوني يا خونريزي  درمان  دريافت مي کنند . همچنين ممکن است بيماران حاضر شوند تا روشهاي جديد شيمي درماني يا زيست درماني روي آنها آزموده شود .
(( سندرم ميلوديسپلاستي قبلا درمان شده ))
 بيماران احتمالا براي تخفيف علائم بيماري مثل کم خوني و خونريزي ، درمان مي شوند همچنين ممکن است حاضر شوند تا شيوه هاي نوين شيمي درماني يا زيست درماني روي آنها آزموده شود .
 

اختلالات تکثير سلولي مغز استخوان

اختلالات تکثير سلولي مغز استخوان 
(( Myeloproliferative  disorders ))
- اطلاعات عمومي
     - اختلالات تکثير سلولي مغز استخوان چيست ؟
- مرحله بندي بيماري
     - مراحل اختلالات تکثير سلولي مغز استخوان
- نگاهي اجمالي به روشهاي درماني
     - چگونه اختلالات تکثير سلولي مغز استخوان درمان مي شوند ؟
     - درمان بر اساس نوع بيماري
- پلي سايتمي ورا ( Polycythemia  vera )
- متا پلازي ميلوئيدي اگنوژنيک ( Agnogenic  Myeloid  Metaplasia )
- ترومبوسايتمي  بنيادي ( Essential thrombocythemia )
(( اطلاعات عمومي ))
اختلالات تکثير سلولي مغز استخوان چيست ؟
   اختلالات تکثير سلولي مغز استخوان بيماريهايي هستند که در آنها تعداد بسيار زيادي از انواع خاصي از سلولهاي خوني در مغز استخوان ساخته ميشود . مغز استخوان بافت اسفنجي شکلي است که داخل استخوانهاي بزرگ بدن قرار داشته و سازنده  گلبولهاي قرمز ( که اکسيژن را به بافتهاي بدن حمل مي کنند ) ، گلبولهاي سفيد ( که با عفونت مبارزه مي کنند ) و پلاکتها ( که باعث انعقاد خون ميشوند ) مي باشد . لوسمي ميلوژني مزمن سلولهايي را تحت تأثير قرار ميدهد که به نوعي از گلبولهاي سفيد بنام " گرانولوسيت " ها تکامل مي يابند . ٤ نوع اختلال تکثير سلولي مغز استخوان وجود دارد  : لوسمي ميلوژني مزمن ، پلي سايتمي ورا ، متاپلازي ميلوئيدي آگنوژنيک و ترومبوسايتمي بنيادي .
   منظور از پلي سايتمي ورا توليد تعداد زيادي گلبول قرمز در مغز استخوان و متعاقب آن افزايش تدريحي اين سلولها در خون ميباشد . طحال ( اندامي در قسمت بالاي شکم که خون را از سلولهاي  پير و مرده تصفيه مي کند ) ممکن است بعلت تجمع سلولهاي اضافي خون بزرگ شود . همچنين بيمار ممکن است در تمام بدن احساس خارش داشته باشد .
   در متاپلازي ميلوئيد آگنوژنيک  گلبولهاي قرمز و نوع خاصي از گلبولهاي سفيد بنام " گرانولوسيت " ها بطور کامل بالغ نمي شوند . نماي گلبولهاي قرمز بجاي اينکه شبيه صفحه گرد باشد مانند قطره اشک است .
   طحال ممکن است بزرگ شده باشد . تعداد کم گلبولهاي قرمز خون که وظيفه حمل اکسيژن را دارند منجر به کم خوني مي شود . منظور از ترومبوسايتوپني بنيادي اين است که تعداد پلاکتهاي خون بدون هيچ علت شناخته شده اي از حد طبيعي فراتر مي رود اما تعداد ساير سلولهاي خوني طبيعي است . افزايش تعداد پلاکتها باعث مي شود جريان خون دچار اختلال شود . در صورت وجود علائم و نشانه هاي بيماري ، پزشک براي آگاهي از تعداد انواع مختلف سلولهاي خوني ، آزمايش خون درخواست مي کند . و در صورتيکه نتايج آزمايش غير طبيعي بود ، آزمايشات خوني بيشتري انجام مي شود .
   همچنين پزشک ممکن است از بيمار تکه برداري ( نمونه برداي ) مغز استخوان نيز انجام دهد . در اين آزمايش سوزني را وارد استخوان کرده و مقداري از مغز استخوان را برداشت مي نمايند تا در زير ميکروسکوپ به مطالعه آن بپردازند. بعد از انجام اين آزمايشات پزشک ميتواند نوع بيماري را تشخيص و بهترين درمان را انتخاب نمايد .
   شانس بهبودي ( پيش آگهي ) به نوع اختلال تکثير سلولي مغز استخوان ، سن بيمار و وضعيت عمومي سلامتي وي بستگي دارد . بيماري معمولا از فردي به فرد ديگر فرق مي کند ، به آهستگي پيشرفت کرده و درمان کمي احتياج داد . در برخي افراد بيماري ممکن است به لوسمي حاد که در آن تعداد  زيادي گلبول سفيد ساخته ميشود ، تغيير ماهيت دهد .
(( مرحله بندي بيماري ))
مراحل اختلالات تکثير سلولي مغز استخوان :
سيستم مرحله بندي براي اين بيماريها وجود ندارد . درمان به نوع  بيماري بستگي دارد .
(( نگاهي اجمالي به روشهاي درماني ))
چگونه اختلالات تکثير سلولي مغز استخوان درمان ميشوند ؟
   روشهاي درماني متعددي براي بيماران مبتلا به اختلالات تکثير سلولي مغز استخوان وجود دارد . معمولا بيماري را نميتوان بطور کا مل معالجه کرد اما علائم و نشانه هاي بيماري را ميتوان کنترل نمود و تعداد سلولهاي خوني را با درمان کاهش داد . گاهي اوقات علائم کمي وجود دارد و احتياجي به درمان نيست ،
   د ر شيمي درماني با استفاده از داروها سلولهاي خوني اضافي را از بين مي برند . دارو ممکن است بصورت قرص ، تزريق عضلاني يا وريدي براي بيمار تجويز نمود . شيمي درماني يک درمان فراگير بحساب مئ آيد زيرا دارو وارد جريان خون شده ، در تمام بدن سير کرده و مي تواند سلولها را در هر نقطه از بدن نابود سازد .
   حجامت ( Phlebotomy ) عبارتست از کشيدن خون بدن بوسيله  سوزني که داخل سياهرگ قرار مي گيرد . اين درمان در بيماري  " پلي سايتمي ورا " براي کاهش مقدار خون بدن انجام مي گيرد .
   گاهي با استفاده از يک دستگاه پلاکتهاي خون را تصفيه مي کنند اين روش " Plateletpheresis " ناميده مي شود .
   از پرتو درماني مي توان براي تخفيف و تسکين علائم بيماري استفاده نمود . در اين روش از پرتوهاي پر انرژي اشعه x براي کشتن سلولهاي خوني استفاده مي شود . تابش پرتوها معمولا توسط دستگاهي که خارج از بدن بيمار قرار مي گيرد انجام مي شود ( پرتو درماني خارجي ) . ممکن است از يک داروي راديو اکتيو بنام P32 که از طريق تزريق وريدي به فرد داده مي شود براي کاهش گلبولهاي قرمز خون استفاده نمود .
   از هورمونها نيز مي توان در موارد خاص براي درمان عوارض جانبي بيماري استفاده کرد . در متاپلازي ميلوئيدي آگنوژنيک از هورمونهايي که " گلوکوکورتيکوئيد " ( glucocorticoid) ناميده مي شوند براي طولاني تر کردن عمر گلبولهاي قرمز کمک مي گيرند . همچنين در اين بيماري از هورمونهاي  ديگري  بنام  " آندروژن " (androgens) براي وادار کردن مغز استخوان به توليد سلولهاي خوني بيشتر استفاده مي کنند .
   در صورتيکه طحال بزرگ شده باشد طي يک عمل جراحي بنام اسپلنکتومي ( Splenectomy) طحال بيمار را در مي آورند . هنوز مطالعه روي استفاده از روشهاي زيست درماني براي اختلالات تکثير سلولي مغز استخوان ادامه دارد .
   در روش زيست درماني بدن را وادار به مبارزه با بيماري مي کنند با استفاده از مواديکه توسط بدن ساخته شده يا در آزمايشگاه توليد مي شوند به تحريک ، تقويت و حفظ قدرت دفاعي بدن در برابر بيماري کمک مي کنند . زيست درماني را گاهي " درمان اصلاح کننده پاسخ زيستي " ( BRM)  يا ايمني  درماني " هم مي نامند .
درمان بر اساس نوع بيماري :
   درمان اختلالات تکثير سلولي مغز استخوان به نوع بيماري ، وجود  يا عدم وجود علائم بيماري ، سن بيمار وضعيت عمومي سلامت وي بستگي دارد .
   ممکن است از يک روش درماني استاندارد که اثر بخشي آن در مطالعات گذشته به اثبات رسيده است استفاده نمود ، يا اينکه بيمار را تحت درمان با روشهاي نويني که هنوز در مرحله آزمايش باليني است قرار داد . البته تمام بيماران مبتلا به اختلالات تکثير سلولي مغز استخوان با روشهاي درماني استاندارد بطور کامل معالجه نمي شوند ، ضمن اينکه روشهاي استاندارد داراي عوارض جانبي زياد و نامطلوبي نيز هستند . بهمين دليل است که پژوهش روي يافتن راههاي جديدتر و موثرتر درماني در حال انجام است .
(( پلي سايتمي ورا ))
يک يا تعدادي از روشهاي درماني زير مورد استفاده قرار مي گيرد :
١- حجامت ( Phlebotomy ) براي کاهش مقدار خون بدن .
٢- شيمي درماني يا استفاده از ماده راديو اکتيو  P32 براي کاهش تعداد گلبولهاي قرمز .
٣- زيست درماني .
(( متاپلازي ميلوئيدي آگنوژنيک ))
درمان يک يا تعدادي از موارد زير خواهد بود
١- اگر علائمي وجود نداشته باشد ، نيازي به درمان نيست . اما بايد بدقت مراقب بيمار بود و شرايط او را پيوسته دنبال  کرد . تا اگر علائم  بيماري ظاهر شد اقدام به درمان نمود . در صورتيکه کم خوني شديد باشد نياز به تزريق خون وجود دارد .
٢- زيست درماني .
٣- عمل جراحي براي برداشتن طحال .
٤- پرتو درماني خارجي براي طحال ، شيمي درماني و زيست درماني براي تسکين درد ناشي از بزرگ شدن طحال .
٥- شيمي درماني براي کاهش تعداد پلاکتهاي خون .
٦- پيوند مغز استخوان يا پيوند سلولهاي مولد سلولهاي خوني .
٧- استفاده از داروهاي جديد شيمي درماني .
(( ترومبوسايتمي بنيادي ))
درمان يک يا تعدادي از موارد زير خواهد بود :
١- شيمي درماني براي کاهش تعداد پلاکتهاي خون .
٢- تصفيه خون از پلاکتهاي اضافي ( Plateletpheresis) .
٣- زيست درماني ( در دست مطالعه ).
 

کاربرد دستگاه ايمني در درمان سرطان

زيست درماني : کاربرد دستگاه ايمني در درمان سرطان
     زيست درماني ( که گاهي " ايمني درماني " و يا " درمان اصلاح کننده پاسخ زيستي " ناميده ميشود ) سرفصل نسبتا جديدي در مبحث درمان سرطان که جراحي ، شيمي درماني و پرتو درماني را شامل است ، ميباشد . در زيست درماني از دستگاه ايمني بدن ، چه بصورت مستقيم و چه بصورت غير مستقيم ، براي مبارزه با سرطان ويا کاهش عوارض جانبي که ممکن است در نتيجه درمان سرطان بوجود آيد ، استفاده مي کنند .
     دستگاه ايمني بدن ، شبکه پيچيده اي از سلولها و اندامهايي است که با همکاري هم ، بدن را در برابر حمله عوامل خارجي محافظت مي نمايند . اين شبکه از مهمترين عناصر دفاعي بدن در برابر بيماريها از جمله سرطان مي باشد و اين کار را با مکانيسمهاي متعددي انجام مي دهد . بعنوان مثال دستگاه ايمني قادر به شناسايي و افتراق سلولهاي سالم از سلولهاي سرطاني است و عملکرد آن در جهت نابودي سلولهاي بدخيم مي باشد .
     هنگاميکه قدرت ايمني بدن از بين رفته و يا کارآيي مناسبي نداشته باشد ، ممکن است شاهد ظهور سرطان باشيم . اساس کار در زيست درماني ترميم ، تحريک و حفظ پاسخهاي طبيعي دستگاه ايمني بدن مي باشد .
سلولهاي تشکيل دهنده دستگاه ايمني عبارتند از :
لنفوسيتها :
     نوعي از گلبولهاي سفيد هستند که در خون و خيلي ديگر از اندامهاي بدن وجود دارند ، انواع لنفوسيتها شامل "سلولهاي B " ، " سلولهاي T "  و " سلولهاي قاتل " مي باشند .
     - سلولهاي B ( لنفوسيتهاي B )  :  اين سلولها در مسير بلوغ و تکامل خود به " پلاسماسل "  تبديل مي شوند که پادتن ( ايمونوگلوبولين ) ترشح مي کنند . پادتنها ، مواد پروتئيني هستند که مي توانند عوامل خارجي بنام آنتي ژن ، را شناسايي کرده و به انها متصل شوند . هر يک از انواع سلولهاي B ، نوع خاصي از پادتن را توليد و بالطبع نوع خاصي از آنتي ژن را شناسايي ميکند .
     - سلولهاي T ( لنفوسيتهاي T ) : اين سلولها مستقيما به اجسام خارجي ، عوامل بيماريزا و سلولهاي سرطاني حمله مي کنند . همچنين سلولهاي T ، از طريق آگاه ساختن ساير قسمتهاي دستگاه دفاعي ، باعث تنظيم پاسخ ايمني خواهند شد . مبناي کار لنفوسيتهاي T در درجه اول توليد پروتئينهايي بنام " لنفوکين " ميباشد .
     - سلولهاي قاتل  ( سلولهاي Natural Killer Cells = NK ) : اين سلولها ، مواد شيميايي قدرتمندي توليد ميکنند که به عوامل خارجي متصل و آنها را نابود ميکند . اين سلولها بدون اينکه نياز داشته باشند ابتدا آنتي ژن خاصي را شناسايي کنند، به عوامل مهاجم حمله مي کنند .
مونوسيتها :
     نوعي گلبول سفيد هستند که مي توانند طي فرآيندي بنام " فاگوسيتوز " ذرات و ميکروبها را بلعيده و هضم نمايند . اين سلولها توانايي اين را دارند که به بافتهاي مختلف رفته و در آنجا به " ماکروفاژ " يا سلولهاي بلعنده بزرگ تبديل شوند .
     سلولهاي دستگاه ايمني دو نوع پروتئين ترشح مي کنند : پادتنها و " سيتوکين " ها .
پادتنها براي پاسخ به آنتي ژنها به آنها چسبيده يا متصل مي شوند . هر پادتن آنتي ژن خاصي را شناسايي مي کند و به آن قفل مي شود . سيتوکينها موادي هستند که توسط برخي سلولهاي ايمني توليد شده  وظيفه آنها ، برقراري ارتباط با ساير سلولها مي باشد . انواع سيتوکينها شامل :
" لنفوکين ها " ، " اينترفرون ها " ،  " اينترلوکين ها "  عوامل تحريک کننده کولوني ( Colony- stimulating factors )  مي باشند . سيتوکينهايي که روي سلولها اثر سمي دارند توسط نوعي از سلولهاي T ترشح مي شوند که  "سلولهاي  Cytotoxic - T " ناميده مي شوند . اين سيتوکينها مستقيما به سلولهاي سرطاني حمله ميکنند .
عوامل غير اختصاصي و تعديل کننده دستگاه ايمني :
     اينها موادي هستند که باعث تحريک B و يا بطور غير مستقيم افزايش قدرت سيستم ايمني مي شوند ، اغلب هدف اين عوامل سلولهاي دستگاه ايمني بوده و باعث پاسخهاي ثانويه نظير افزايش توليد سيتوکينها و ايمونوگلوبولينها مي شوند . دو نمونه از اين مواد که در درمان سرطان بکار برده مي شوند عبارتند از BCG ٠( Bacillus Calmette - Guerin ) و Levamisole .
BCG  ، که بطور گسترده بعنوان واکسن سل مورد استفاده واقع مي شود . در درمان سرطان سطحي مثانه بعد از اينکه عمل جراحي روي بيمار انجام گرفت ، کاربرد دارد . مکانيسم احتمالي BCG ميتواند تحريک ايجاد التهاب و پاسخهاي ايمني باشد . محلولي از BCG  را بصورت قطره قطره وارد مثانه بيمار کرده تا حدودا ٢ ساعت  در آنجا بماند سپس به بيمار اجازه مي دهند تا مثانه خود را تخليه نمايد . اين روش معمولا هفته اي يکبار انجام شده و بمدت ٦ هفته تکرار ميشود .
لواميزول در کنار شيمي درماني با فلوروادراسيل ( S-FU) براي درمان مرحله III سرطان روده بزرگ ( مرحله دوک  Dukes C - C ) و بعد از اينکه عمل جراحي روي بيمار انجام گرفت بکار برده مي شود. لواميزول باعث ذخيره سازي مجدد قدرت دستگاه ايمني ميشود .
عوامل اصلاح کننده پاسخهاي زيستي ( Biological Response Modifiers = BRM)
     برخي پادتنها ، سيتوکينها و ساير مواد موجود در دستگاه ايمني را مي توان بمنظور درمان سرطان ، در آزمايشگاه توليد کرد . اين مواد را اغلب " اصلاح کننده هاي پاسخهاي زيستي " مي نامند ( BRMs) . اين مواد با واکنش متقابل بين قدرت دفاعي دستگاه ايمني بدن و سلولهاي سرطاني باعث تحريک ، تقويت و حفظ توانايي بدن در مبارزه با بيماري ميشوند ، BRMs شامل اينترفرونها ، اينترلوکينها ، عوامل تحريک کننده کولوني پادتنهاي مونوکلونال و واکسنها ميباشند .
     پژوهش براي يافتن BRM هاي جديد ، کسب اطلاعات بيشتر در باره نحوه عملکرد آنها و يافتن شيوه هاي جديد براي بکار بردن آنها در درمان سرطان همچنان ادامه دارد . هدف از زيست درماني ميتواند به قرار زير باشد :
- توقف ، کنترل يا مهار روند رشد سرطان
- قابل شناسايي تر کردن سلولهاي سرطاني و بالطبع افزايش حساسيت آنها به تخريب بوسيله دستگاه ايمني .
- ارتقاي قدرت کشندگي سلولهاي دستگاه ايمني نظير سلولهاي T ، سلولهاي قاتل ( NK )  و ماکروفاژها .
- تغيير الگوي رشد سلولهاي سرطاني و وادار کردن آنها به رفتاري مشابه سلولهاي سالم .
- توقف يا برگشت دادن روندي که منجر به تغيير سلول سالم يا سلولي که زمينه سرطاني شدن را دارد به سرطان .
- توانايي بخشيدن به بدن براي جايگزين کردن سلولهاي سالمي که بوسيله ساير درمانهاي ضد سرطان نظير شيمي درماني و پرتو درماني تخريب شده يا آسيب ديده اند .
- جلوگيري از انتشار سلولهاي سرطاني به ساير قسمتهاي بدن .
     برخي  BRM ها بعنوان بخشي از يک درمان استاندارد براي انواع خاصي از سرطان ها کابرد دارند در حاليکه مطالعه روي انواع ديگر BRM در حال انجام است .  BRM ها ممکن است به تنهائي و يا بصورت ترکيبي از انواع مختلف آنها مورد استفاده قرار داد . همچنين ميتوان از آنها همراه با شيمي درماني و پرتو درماني استفاده نمود.
اينترفرونها ( Interferons ):
     اينترفرونها نوعي از سيتوکينها هستند که بطور طبيعي در بدن ساخته ميشوند . همچنين اين مواد اولين سيتوکينهايي هستند که بعنوان BRM و بصورت صناعي در آزمايشگاه توليد شوند . سه نوع اصلي INF  عبارتند از اينترفرون آلفا ( INF‌ - آلفا ) ، اينترفرون بتا (  INF - بتا) و اينترفرون گاما (  INF - گاما  ) INF -  آلفا بيش از همه در درمان سرطان مورد استفاده قرار مي گيرد .
     تحقيقات نشان داده است که INF ها مي توانند باعث بهبود عملکرد دستگاه ايمني بيمار سرطاني در مقابل سلولهاي سرطاني شود. علاوه بر اين INF ها ميتوانند با اثر مستقيم روي سلولهاي سرطاني باعث کاهش سرعت رشد و يا تغيير رفتار آنها به حالتي طبيعي ، شوند . همچنين پژوهشها نشان مي دهد که برخي INF ها باعث تحريک سلولهاي قاتل    (NK) ، سلولهاي T ماکروفاژها و تقويت عملکرد ضد سرطاني دستگاه ايمني ميشود .
    سازمان غذا و داروي آمريکا (FDA)  کاربرد INF - آلفا را در درمان برخي انواع سرطان نظير : لوسمي سلول مويي ، ملانوم ، لوسمي ميلوئيدي مزمن وسارکوم کاپوسي وابسته به ايدز ( Kaposis Sarcoma) تاييد کرده است ،همچنين مطالعات نشان داده است که INF - آلفا ممکن است در درمان ساير سرطانها مثل سرطان متاستاتيک کليه و لنفوم غير هوچکين موثر باشد .
در حال حاضر پژوهشهايي روي بکارگيري ترکيبي از INF - آلفا با ساير BRMها يا شيمي درماني در حال انجام است .
اينترلوکينها ( Interleukins - IL)
     اين مواد نيز مثل اينترفرون جزسيتوکينهايي هستند که هم بطور طبيعي دربدن ساخته ميشوند وهم ميتوان آنها را در آزمايشگاه توليد نمود . انواع متعددي از اينترلوکينها وجود دارد . اينترلوکين -٢ (  2 -IL  ) يا aldesleukin  بيش از همه در درمان سرطان مورد مطالعه قرار گرفته است .  باعث تحريک رشد و فعاليت بسياري از سلولهاي دستگاه ايمني نظير لنفوسيتها مي شود  که مي توانند سلولهاي سرطاني را از بين ببرند . سازمان غذا و داروي آمريکا  (FDA) کابرد  IL - 2  را در درمان سرطان متاستيک کليه ( ملانوم متاستاتيک تاييد کرده است مطالعه روي اثربخشي اينترلوکينها در درمان تعدادي از انواع ديگر سرطان مثل سرطان کولورکتال ، تخمدان ريه ، مغز ، پستان ، پروستات ، برخي لوسمي ها و برخي لنفومها جريان دارد .
عوامل تحريک کننده کولوني ( Colony - Stimulating Factor = CSFs)
     CSF s  که گاهي " فاکتورهاي رشدي خونساز " نيز ناميده مي شوند ، معمولا بطور مستقيم روي سلولهاي سرطاني اثر نمي کنند . بلکه عملکرد آنها ، ترغيب مغز استخوان به ساختن گلبولهاي سفيد ، پلاکتها و گلبولهاي قرمز مي باشد .
مغز استخوان نقش حياتي در دستگاه ايمني بدن ايفا مي کند چرا که منشا تمام سلولهاي خوني مي باشد .
استفاده از CSF ها ميتواند به نفع بيماراني باشد که تحت درمان سرطان قرار دارند . از آنجائيکه داروهاي ضد سرطان باعث آسيب توانايي بدن در توليد گلبولهاي سفيد ، گلبولهاي قرمز و پلاکتها مي شود ، لذا بيماراني که داروهاي ضد سرطان دريافت مي کنند ، بيشتر در معرض خطر ابتدا به عفونت ، کم خوني و خونريزيهاي ساده دارند .
     با استفاده از CSF ها براي تحريک توليد سلولهاي  خوني ، پزشکان مي توانند  مقدار داروهاي ضد سرطان را بدون اينکه احتمال عفونت ، يا نياز به تزريق فرآورده هاي خوني ، افزايش يابد ، بالا ببرند . نتيجه اينکه تحقيقات نشان داده است استفاده از CSF ها خصوصا هنگاميکه با مقادير زياد شيمي درماني همراه شوند بسيار مفيد مي باشد ، برخي انواع CSF  و موارد کاربرد آنها در درمان سرطان به قرار زير مي باشد:
Sargramostim ) GM - CSF و (Filgrastim ) G- CSF ):
     باعث افزايش تعداد گلبولهاي سفيد خون و در نتيجه کاهش احتمال عفونت در بيمارانيکه شيمي درماني دريافت مي کنند ، مي شود .  G - CSF و  GM - CSF  همچنين باعث تحريک توليد سلولهاي مادر که در فرآيند  پيوند مغز استخوان يا پيوند سلولهاي مادر خون محيطي کاربرد دارند ، مي شود .
اريتروپوئتين  :
     باعث افزايش تعداد گلبولهاي قرمز و در نتيجه کاهش نياز به تزريق فرآورده هاي خوني در بيمارانيکه شيمي درماني دريافت مي کنند ميشود .
Oprelvekin  : باعث کاهش نياز به تزريق پلاکت در بيمارانيکه شيمي درماني دريافت مي کنند ميشود .
مطالعه روي استفاده از CSF ها در درمان برخي سرطانها مثل لوسمي ، سرطان متاستاتيک کولورکتال ، ملانوم ، سرطان ريه و ساير انواع سرطانها ادامه دارد .
پادتنهاي مونوکلونال( Monoclonal Antibodies =     MOABs )    در حال حاضر پژوهشهايي  روي ارزيابي اثر بخشي پادتنهاي خاص که در آزمايشگاه توليده شده و " پادتنهاي مونوکلونال " ( MOABs يا MOAB)  ناميده مي شوند ، در جريان است . اين پادتنها توسط يک نوع سلول توليد شده و تنها مختص آنتي ژن معيني هستند . دانشمندان مشغول يافتن راههايي براي ساختن انواعي از MOBA ها هستند که مختص آنتي ژنهاي موجود بر روي سطح سلولهاي سرطاني مي باشند . روش &576;ه سلولهايي رشد يافته آزمايشگاهي پيوند مي زنند ، محصول نهايي سلولهاي پيوند زده شده ( Hybrid ) است که " هيبريدوما " ( Hybridoma) ناميده ميشود ، هيبريدوماها مي توانند مقادير زيادي پادتن خالص يا MOAB بوجود آورند .
عملکرد MOAB ها در درمان سرطان متنوع است :
MOAB هايي که با انواع خاصي از سرطان واکنش نشان مي دهند ممکن است باعث القاي پاسخ به سرطان شوند
MOAB ها مي توانند باعث مهار عوامل رشد سلولي و در نتيجه مهار رشد سلولهاي سرطاني شوند .
MOAB ها را ميتوان در کنار داروهاي ضد سرطان ، مواد راديوايزوتوپ ، ساير BRM ها يا سموم که در درمان سرطان بکار مي روند ، استفاده نمود . هنگاميکه پادتنها به سلولهاي سرطاني متصل ميشوند ، اين مواد را مستقيما بداخل توده بدخيم وارد کرده وباعث تخريب آن ميشوند .
MOAB ها مي توانند به تخريب سلولهاي سرطاني در مغز استخواني که از بيمار برداشته شده است کمک نمايند .
MOAB ها يي که حامل مواد راديوايزوتوپ باشند در تشخيص انواع خاصي از سرطان نظير سرطان کولورکتال ، تخمدان و پروستات مفيد هستند .
 Trastuzumab ) Herceptin -  ( Rituximab ) Rituxan ) نمونه هايي از پادتنهاي مونوکلونال هستند که توسط سازمان غذا و داروي آمريکا ( FDA) تاييد شده اند . Rituxan در درمان لنفوم غير هوچکيني سلول B که بعد از يک دوره بهبودي مجددا بازگشته است و يا به شيمي درماني پاسخ نداده است ، کاربرد دارد . Herceptin  در درمان سرطان متاستاتيک پستان در بيمارانيکه توده سرطاني آنها مقادير زيادي HER-2( نوعي پروتئين ) توليد ميکند مورد استفاده قرار مي گيرد . ( تقريبا ٢٥ درصد سرطانهاي پستان مقادير بيش از اندازه HER-2 توليد مي کنند ) هنوز مطالعه روي استفاده از MOAB ها در درمان لنفومها ، لوسمي ها ، سرطان کولورکتال ، سرطان ريه ، توده هاي مغزي ، سرطان پروستات و ساير انواع سرطان در جريان است .
واکسنهاي سرطان :
     مايه کوبي يا واکسيناسيون براي سرطان نوع ديگري از روشهاي زيست درماني است که در حال حاضر مطالعه روي آن انجام مي گيرد . واکسيناسيون براي بيماريهاي  عفوني نظير سرخک ، اوريون و کزاز مفيد است زيرا سلولهاي دستگاه ايمني بدن را در معرض آنتي ژنهاي ضعيف شده موجود بر روي عامل عفونت زا ، قرار مي دهد ، اين پديده باعث مي شود که سلولهاي ايمني تعداد بيشتري " پلاسماسل " که سلولهاي توليد کننده پادتن هستند ، بوجود آوردند ، همچنين سلولهاي T که عامل عفوني را شناسايي مي کنند ، تکثير ميابند . اين سلولهاي T  فعال شده ، بعدها ياد آور همان خاطره ورود  عامل عفوني به بدن هستند . بهمين علت اگر دفعه بعد مجددا همان عفونت وارد بدن شود دستگاه ايمني توانايي پاسخ سريع و مهار عفونت را دارد .
     در مبحث سرطان نيز دانشمندان در حال مطالعه روي واکسنهايي هستند که مي توانند دستگاه ايمني بيمار را در تشخيص سلولهاي سرطاني ياري کنند . اين واکسنها ممکن است به بدن کمک کنند تا توده سرطاني را پس زده ( دفع کند ) و مانع از بازگشت سلولهاي سرطاني شود . برخلاف واکسيناسيون براي بيماريهاي عفوني واکسنهاي ضد سرطان جهت تزريق بعد از تشخيص بيماري طراحي شده اند نه قبل از بوجود آمدن سرطان . واکسنهاي ضد سرطان را هنگامي تجويز مي کنند که توده سرطاني کوچک بوده و واکسن قادر به ريشه کن کردن آن باشد .
     استفاده از واکسن در درمان سرطان اولين بار براي بيماران مبتلا به ملانوم تحت مطالعه قرار گرفت . در حال حاضر مطالعه روي استفاده  از واکسن براي درمان انواع خاصي از سرطان نظير لنفومها ، سرطانهاي کليه ،‌پستان ، تخمدان ، پروستات ، روده بزرگ و رکتوم در حال انجام است. همچنين دانشمندان مشغول يافتن راههايي هستند تا بتوانند واکسنها را همراه با ديگر BRM ها تجويز نمايند .
عوارض جانبي زيست درماني :
     همانند ديگر درمانهاي ضد سرطان ، زيست درماني نيز مي تواند داراي عوارض جانبي  باشد که از بيمار به بيمار ديگر بسيار متفاوت باشد .
     لکه هاي پوستي و تورم ممکن است در محل تزريق BRM ها ديده شود ، تعدادي از BRM ها مثل اينترفرونها و اينترلوکينها مي توانند علائمي شبيه آنفلوآنزا بوجود آورند يعني  تب ، لرز ، تهوع و استفراغ و کاهش استها ، خستگي يکي ديگراز عوارض شايع BRM ها مي باشد ، فشار خون نيز ممکن است تحت تاثير قرار گيرد . عوارض جانبي IL-2 بسته به مقدار آن ميتواند خيلي شديد باشد و لذا بيماران در طي درمان با اين دارو بايد بدقت مراقبت شوند ، عوارض جانبي ناشي از  CSF  ها شامل درد استخواني ، خستگي ، تب و کاهش اشتها مي باشد ، عوارض جانبي MOAB ها متفاوت بوده و مي تواند بصورت واکنشهاي افزايش حساسيت شديد باشد . واکسنهاي سرطان ممکن است باعث دردهاي عضلاني و تب شوند . 
 

لنفوم وابسته به ايدز

لنفوم وابسته به ايدز  

 

 - اطلاعات عمومي

  • لنفوم وابسته به ايدز چيست ؟

- مرحله بندي

  • مراحل لنفوم وابسته به ايدز.
  • لنفوم فراگير / محيطي .
  • لنفوم اوليه دستگاه اعصاب مرکزي

- نگاهي اجمالي به شيوه هاي درمان

  • لنفوم وابسته به ايدز چگونه درمان مي شود ؟

- لنفوم محيطي / فراگير وابسته به ايدز

- لنفوم اوليه دستگاه اعصاب مرکز وابسته به ايدز

 

اطلاعات عمومي :

- لنفوم وابسته به ايدز چيست ؟

لنفوم وابسته به ايدز بيماريي است که سلولهاي سرطاني ( بدخيم ) در دستگاه لنفاوي بيماران مبتلا به سندرم  نقص ايمني اکتسابي وجود دارد . (AIDS = Acquired Immunode Ficiency Syndrom )

عامل بوجود آورنده ايدز ، ويروس HIV‌ است ( Human Immunode  Ficiency Virus )  که به دستگاه ايمني بدن حمله کرده و آنرا تضعيف مي کند . سپس  عفونتها و ديگر بيماريها به بدن هجوم مي آورند در حاليکه دستگاه ايمني توان مقابله با آنها را ندارد .

دستگاه  لنفاوي  از لوله هاي نازکي تشکيل شده است که همچون رگهاي خوني پي در پي شاخه شاخه شده و به تمام قسمتهاي بدن مي روند . رگهاي لنفي حاوي لنف مي باشند که مايعي است بي رنگ و ابکي و حاوي گلبولهاي سفيد خون بنام لنفوسيت . در مسير عروق لنفاوي ساختمانهاي کوچک و لوبيايي شکل  تحت عنوان " غده يا گره لنفاوي "  واقع شده اند . اين اندامها  سازنده و ذخيره کننده سلولهاي مبارز بدن عليه عفونتها هستند .

طحال ( اندامي که در قسمت فوقاني شکم قرار گرفته و وظيفه توليد لنفوسيت و انهدام سلولهاي خوني پير را بر عهده دارد )  ،‌ تيموس  ( عضو کوچکي که در پشت استخوان جناغ واقع شده ) و لوزه ها ( ساختمانهايي در گلو ) همگي بخشي ازدستگاه لنفاوي هستند. از آنجائيکه بافت لنفاوي در همه جاي بدن پراکنده است ، سرطان مي تواند به هر نقطه از اندامها و بافتهاي بدن نظير کبد ، مغز استخوان ( بافت اسفنجي درون استخوانهاي بزرگ که سازنده سلولهاي خوني است ) ، طحال يا مغز منتشر شوند .

لنفوم شامل ٢ نوع کلي مي باشد : بيماري هوچکين و لنفوم  غير هوچکين . اساس اين طبقه بندي نماي سلولها در زير ميکروسکوپ مي باشد ، اين شيوه بافت شناسي ناميده مي شود . بافت شناسي همچنين در تشخيص نوع لنفوم غير هوچکين ، که قريب به ١٠ نوع مي باشد ، به ما کمک مي کند . مبناي تشخيص نوع لنفوم غير هوچکين ، سرعت انتشار درجه بدخيمي ( پايين ، متوسط ، بالا ) مي باشد . سرعت انتشار و رشد لنفوم با درجه بدخيمي متوسط و بالا بيشتر از سرطان با درجه بدخيمي پايين است .

در بيماران مبتلا به ايدز هر دو نوع لنفوم غير هوچکين و بيماري هوچکين ممکن است ديده شود . البته امکان مشاهده لنفوم غير هوچکين با درجه بدخيمي متوسط و بالا در اين بيماران بيشتر است . هر دو نوع لنفوم مي تواند در بالغين و کودکان  اتفاق افتد .

پزشک بايد بيماران را از نظر علائم زير که براي مدت بيش از ٢ هفته وجود داشته باشند ، بررسي نمايد :

بزرگ شدن بدون درد گره هاي لنفاوي گردن ، زير بغل يا کشاله ران ، تب ، تعريق شبانه ، خستکي ، کاهش وزن بدون رژيم و خارش پوست . 

اگر بيمار مبتلا به ايدز علائمي از لنفوم داشته باشد ، پزشک با دقت تمام تورم و يا وجود هر نوع بر آمدگي را در گردن ، زير بغل و کشاله ران بررسي مي کند . وجود هر نکته غير طبيعي در غدد لنفاوي پزشک را مجاب مي کند تا قسمتي از بافت را برداشته و به مطالعه آن در زير ميکروسکوپ بپردازد تا ببيند آيا سلول سرطاني در آن يافت مي شود يا خير ؟ اين روش ، " تکه برداري " ناميده  مي شود .

بطور کلي بيماران مبتلا به لنفوم وابسته به ايدز در مقايسه با بيماران مبتلا به لنفوم که ايدز ندارند ، به گونه اي متفاوت به درمان پاسخ مي دهند . لنفوم وابسته به ايدز در مقايسه با لنفوم تنها ،  معمولا سرييعتر رشد کرده و به بافتهاي خارج از دستگاه لنفاوي و ساير قسمتها ي بدن منتشر مي شود .

از آنجائيکه درمان باعث آسيب  بيشتر دستگاه ايمني بيمار مي شود ، در بيماران مبتلا به لنفوم  وابسته به ايدز ، از مقادير کمتري دارو در مقايسه با بيماراني که ايدز ندارند  استفاده  مي شود .

مرحله بندي

- مراحل لنفوم وابسته به ايدز

بعد از تشخيص لنفوم وابسته به ايدز ، آزمايشات متعددي انجام مي شود تا پي ببرند آيا سرطان از محل اوليه خود به نقطه ديگري از بدن منتشر شده است يا خير ؟ اين روش " مرحله بندي " ناميده  مي شود . مرحله استقرار بيماري که مي تواند از مرحله I تا IV   متغيير باشد ، وسعت انتشار بيماري را نشان مي دهد . جهت انتخاب بهترين درمان ، پزشک بايد از مرحله بيماري آگاهي کامل داشته باشد .

آزمايشات انجام شده براي آگاهي از مرحله بيماري شامل آزماشهاي خوني و روشهاي مختلف تصوير برداري با اشعه x است . اين آزمونها " مرحله بندي باليني " ناميده ميشوند . در برخي موارد پزشک نياز دارد تا يک عمل جراحي بنام "لاپاراتومي " روي بيمار انجام دهد . در اين روش با برش شکم  ،مشاهده مستقيم و دقيق اندامهاي داخل آن ، ابتداء اعضا را به سرطان بررسي مي کنند . همچنين ممکن است تکه هايي از بافتها ي مشکوک جهت بررسي و مشاهده در زير ميکروسکوپ برداشته شوند . اين روش " مرحله بندي آسب شناسي " ناميده مي شود .

براي درمان بيماران ، لنفومهاي وابسته به ايدز را بر مبناي محل شروع آنها بترتيب زير گروه بندي مي کنند :

لنفوم فراگير / محيطي

لنفومي است که از غدد لنفي يا ساير اندامهاي دستگاه لنفاوي شروع شده و ممکن است به قسمتهاي ديگر بدن مثل مغز و مغز استخوان منتشر شده باشد .

لنفوم اوليه دستگاه اعصاب مرکزي

لنفومي که از مغز يا نخاع ، که هر دو جزئي از دستگاه اعصاب مرکزي هستند ، شروع شده است . اين نوع لنفوم " لنفوم اوليه دستگاه اعصاب مرکزي " ناميده مي شود زيرا ابتداء اوليه دستگاه اعصاب مرکزي بوده تا اينکه در نقطه ديگري از بدن بوجود آمده و سپس به دستگاه اعصاب مرکزي منتشر شده است .

نگاهي اجمالي به شيوه ها ي درمان

- لنفوم وابسته به ايدز چگونه درمان مي شود ؟

درمان لنفوم وابسته به ايدز بعلت اثر تضعف کننده  ويروس HIV روي دستگاه ايمني بيمار ، بسيار مشکل است . در اين بيماران مقادير کمتري دارو در مقايسه با افراديکه ايدز ندارند تجويز مي شود . ٢ نوع درمان مورد استفاده قرار مي گيرند .

  • شيمي درماني ( استفاده از داروها جهت از بين بردن سلولهاي سرطاني و کوچک کردن توده )
  • پرتو درماني ( استفاده از مقادير بالاي اشعه x و يا ساير پرتوهاي پر انرژي براي کشتن سلولهاي بدخيم و کوچک کردن توده سرطاني ) .

در شيمي درماني از داروهايي استفاده مي شود که باعث هلاکت سلولهاي سرطاني و کوچک شدن توده مي گردند ، دارو  مي تواند بصورت قرص تجويز شود ويا  از طريق قرار دادن يک سوزن وارد عضله يا سياهرگ شود . شيمي درماني يک درمان فراگير است زيرا دارو نهايتا وارد جريان خون شده و به تمام بدن سير مي کند  و باعث انهدام سلولهاي سرطاني مي شود . براي موارديکه سرطان به مغز منتشر شده است مي توان شيمي درماني را با وارد کردن دارو به مايع اطراف مغز از طريق سوزني که به مغز يا کمر بيمار وارد مي شود ، ( شيمي درماني داخل مغزي )

در پرتو درماني از اشعه پر انرژي x براي کشتن سلولهاي سرطاني و کوچک کردن توده استفاده مي کنند .

اين پرتو ها توسط دستگاهي که خارج از بدن بيمار قرارگرفته ٠ پرتو درماني خارجي ) تابانده م شود . پرتوهايي که به مغز تابانده مي شود ، " پرتو تابي جمجمه اي "  نام دارد . پرتو درماني مئ تواند به تنهايي يا همراه با شيمي درماني انجام شود .

علاوه بر اين تحقيقات روي تجويز داروهاي ضد ويروس براي از بين بردن ويروس ايدز در حال انجام است که ميتواند همراه با درمان لنفوم انجام گيرد .

درمان لنفوم وابسته به ايدز به مرحله استقرار بيماري ، بافت شناسي و درجه بدخيمي سرطان و نيز وضعيت عمومي سلامت بيمار بستگي دارد . پزشک بايد تعداد گلبولهاي سفيد و يا هر نوع بيماري ديگر مرتبط با ايدز را که بيمار قبلا داشته يا اکنون به آن مبتلا شده است ، مد نظر قرار دهد .

درمان انتخابي براي بيماران ممکن است استاندارد بوده ( که اثر بخشي آنها طبق مطالعاتي که در گذشته انجام شده اثبات گرديده ) و يا نمونه اي از پروژه هاي در دست تحقيق باشد .

( آزمونهاي باليني ) البته تمام بيماران با درمان استاندارد معالجه نمي شوند و  ممکن است اين روش عوارض جانبي زيادي داشته باشد . بهمين علت است که اکنون تحقيقات روي روشهاي نوين درماني در حال انجام است .

لنفوم محيطي / فراگير وابسته به ايدز

ممکن است درمان يکي از موارد زير باشد :

  1. شيمي درماني فراگير با مقادير استاندارد بهمراه شيمي درماني داخل مغزي .
  2. شيمي درماني فراگير با مقادير کم بهمراه شيمي درماني داخل مغزي .
  3. استفاده از داروهاي جديد جهت شيمي درماني و يا روشهاي جديد تجويز اين داروها ( در دست مطالعه ) .

لنفوم اوليه دستگاه اعصاب مرکزي  وابسته به ايدز

درمان احتمالا  " پرتو تابي جمجمه اي " خواهد بود . استفاده  از روشهاي  جديد در دست تحقيق هم ممکن است جزء گزينه هاي درماني باشد .

 

 

 

پیوندمغزاستخوان(به زبان ساده برای شما عزیزان)

پيوند مغز استخوان و پيوند سلولهای مادر خون محيطی ( Stem cell ) :

پرسش و پاسخ

1- مغز استخوان و سلول مادر چيست ؟

مغز استخوان ماده اي نرم و اسفنجي شکل است که داخل استخوانها يافت می شود . اين ماده حاوی سلولهای نابالغی است که سلولهای مادر( Stem cell ) ناميده می شود و وظيقه آنها توليد سلولهای خونی است . 3نوع سلول خونی وجود دارد :

* سلولهای سفيد خون ( گلبولهای سفيد )

* سلولهای قرمز خون ( گلبولهای قرمز خون ) که اکسيژن را به بافتها حمل کرده و فراورده های زائد را از اندامها و بافتها جمع آوری می کنند .

و پلاکتها که خون را منعقد می سازند .

اکثر سلولهای مادر در مغز استخوان يافت می شوند اما برخی از آنها بنام سلولهای مادر خون محيطی ( peripheral blood stem cell =PBSCS  ) در جريان خون وجود دارند . همچنين خون طناب نافی نيز حاوی سلولهای مادر می باشد . با تقسيم سلولی آنها  ، تعداد بيشتری سلول توليد می شود و همچنین اين سلولها بعد از بالغ شدن به سلولهای سفيد خون ، سلولهای قرمز خون و پلاکتها تبديل می شوند  .

2-منظور از پيوند مغز استخوان و پيوند سلولهای مادر خون محيطی چيست ؟

هدف از پيوند مغز استخوان ( Bone marrow transplantation )  و پيوند سلولهای مادر خون محيطی

 ( PBSCT =Peripheral blood stem  cell transplantation ) ، ذخيره سازی مجدد سلولهای مادری است که با مقادير بالای داروهای شيمی درمانی و يا پرتو درمانی از بين رفته اند . 3 نوع پيوند وجود دارد :

* د ر پيوند autologous : بيماران سلولهای مادر خود را دريافت می کنند .

* در پيوند Syngeneic : بيماران سلولهای مادر را از عضو ديگر دو قلوی مشابه خود دريافت می کنند .

* در پيوند allogeneic : بيماران سلولهای مادر را از فردی غير از خود يا دو قلوی مشابه خود دريافت می کنند . اين فرد می تواند از بستگان بيمار باشد مثل برادر ، خواهر ، و يا هر يک از والدين و يا فردیکه هيچگونه نسبتی با بيمار ندارد .

3- چگونه از BMT , PBSCT در درمان سرطان استفاده می شود ؟

( BMT ) پيوند مغز استخوان و پيوند سلولهای مادر از خون محيطی ( PBSCT )

هدف اصلی از انجام   PBSCTوBMTدر درمان سرطان اين است که بيماران بتوانند مقادير بالای داروهای شيمی درمانی و/ يا پرتودرمانی را دريافت نمایند ، برای درک بيشتر اين مطلب که چرا BMT ,PBSCT مورد استفاده قرار می گيرند و چگونه عمل می کنند بهتر است ابتدا دريابيم که مکانيسم اثر شيمی درمانی و پرتودرمانی چيست

شيمی درمانی و پرتو درمانی عموما سلولهايی را تحت تاثير قرار می دهند که تقسيم سلولی در آنها خيلی سريع انجام می شود . بهمين دليل است که این روشها برای نابود کردن سلولهای سرطانی که آنها اغلب تقسیم سلولی سريعی نسبت به سلولهای سالم  دارند ، بکار برده می شود .

از آنجائيکه سلولهای مغز استخوان نيز دارای تقسيم سلولی سريع هستند ، ناخواسته بعنوان يکی از نقاط هدف داروهای ضد سرطان و پرتودرمانی قرار گرفته و بوسيله مقادير زياد آنها، مغز استخوان آسيب ديده يا تخريب می شود .

بدون يک مغز استخوان سالم بدن قادر نخواهد بود تا سلولهای خونی توليد کرده و به مبارزه با عفونتها ، حمل اکسيژن به بافتها و ممانعت از خونريزی ، بپردازد . در حقيقت BMT,PBscT سلولهای مادر سالم را جايگزين سلولهای مادر تخريب شده و آسيب ديده می کنند . پيوند سلولهای مادر سالم باعث قابليت مجدد مغز استخوان در توليد سلولهای خونی و رفع نيازهای بيمار می شود .

4- در چه سرطانهایی از  و PBSCTو BMTاستفاده می شود ؟

از     PBSCT وBMT بيش از همه در درمان لوسمی و لنفوم استفاده می شود . همچنين در درمان تومورهای مغز در دوران کودکی و نوروموبلاستوما neuroblastoma = يک سرطان نادر که اغلب در کودکی اتفاق می افتد بکار برده می شوند .

مطالعه روی استفاده ازBMT و PBSCT در درمان سرطانهای پستان ، تخمدان ، ميلوم مولتيپل ( multiple myeloma ) و تومور ويلمز ( Wilms tumor ) ( نوعی سرطان کليه که در نوجوانان اتفاق می افتد ) ، ادامه دارد .

BMT ,PBSCT اغلب هنگامی در لوسمی مورد استفاده قرار می گيرند که سرطان د رمرحله فروکش ( remission ) بوده يعنی علائم و نشانه های بيماری از بين رفته است و همچنين در سرطانهايی که به روشهای درمانی ديگر پاسخ نداده و يا عود کرده اند از BMT ,PBSCT استفاده می شود .

5- در پیوند آلوژنيک ( allogenic ) و سينژنئيک ( Syngeneic ) چگونه مغز استخوان فرد دهنده و بيمار سازگار می شوند ؟

برای بالا بردن شانس موفقيت د رعمل پيوند و به حداقل رساندن عوارض بالقوه ، اين نکته بسيار مهم است که  مغز استخوان پيوند زده شده با مغز استخوان بيمار تا حد ممکن سازگار باشد . انسانها دارای دستجات پروتئينی مختلفی بر روی سلولهای خود هستند که HLA

( human leugocyte antigiens ) ناميده می شوند ، تشخيص نوع HLA هر فرد با آزمايشهای ويژه خونی انجام ميشود .

موفقيت در پيوند آلوژنيک بطور عمده وابسته به اين مسئله است که  HLA مغز استخوان فرد دهنده با مغز استخوان فرد گيرنده سازگار باشد . هر چه اين سازگاری بيشتر باشد شانس اينکه بدن فرد بيمار ، مغز استخوان فرد دهنده را قبول کند بيشتر است .

HLA بستگان نزديک مخصوصا برادر و خواهر احتمال بيشتری برای سازگاری با مغز استخوان بيمار دارد ، تا HLA فردیکه هيچگونه نسبتی با بيمار ندارد .

اگر چه احتمال بدست آوردن مغز استخوان سازگار از فردیکه هيچ نسبتی با بيمار ندارد بسيار کم است ولی اين شيوه د رسالهای اخير رايج شده است .

از آنجائيکه دوقلوهای مشابه موارد خيلی کمی از کل تولد ها را به خود اختصاص می دهند ، نتيجتا تعداد موارد پيوند سينژنئيک نيز بسيار اندک می باشد ولی چون دوقلوهای مشابه دارای ژنهای کاملا مشابه من جمله HLA هستند . بدن بيمار معمولا پيوند خواهر يا برادر خود را قبول می کند .

6- چگونه مغز استخوان برای عمل پيوند تهيه می شود ؟

روشی که طی آن مغز استخوان جهت عمل پيوند تهيه می شود ( و اصطلاحا برداشت  ، harvesting ناميده می شود ) عموما در هر سه نوع پيوند ( اتولوگ و سينژنئيک و آلوژنيک ) يکسان می باشد .

ابتدا به فرد دهنده بيهوشی می دهند که وی را در طی عمل برداشت به خواب فرو می برد . و يا اينکه به او بی حسی موضعی می دهند تا بهنگام برداشتن مغز استخوان ازمحل مورد نظر احساس درد نکند .

معمولا چندين برش کوچک ( که نيازی به بخيه ندارند ) روی  پوست استخوان لگن و در موارد نادر جناغ ايجاد می کنند . سپس يک سوزن بزرگ را از طريق برشها وارد مغز استخوان کرده و بوسيله آن مغز استخوان را بيرون می کشند اين عمليات حدودا يک ساعت بطول می انجامد .

در مرحله بعدی خون و قطعات استخوانی از مغز استخوان ، جدا می شود . محصول نهايی را همراه با يک ماده نگهدارنده درمحلول نيتروژن مايع قرار می دهند تا منجمد شده و سلولهای مادر زنده بمانند تا هر زمان که نياز بود از آنها استفاده شود .

اين فناوری Cryopreservation ناميده می شود که بوسيله آن می توان سلولهای مادر را تا سالها نگهداری کرد .

7- چگونه سلولهای مادر خون محيطی ( PBSCs ) برای عمل پيوند تهيه می شوند ؟

PBSCs را باروشی بنام leukapheresis  يا   apheresisجهت پيوند تهيه می کنند . در اين روش 4 تا 5 روز قبل به بيمار دارويی داده می شود تا تعداد سلولهای مادر يکه به جريان خون وارد می شوند ، افزايش يابد . در آفرزيز با استفاده از يک کاتتر وريدی مرکزی برداشته می شود ( يک لوله انعطاف پذير که داخل سياهرگهای بزرگ گردن يا سينه قرار می گيرد ) . همچنین می توان از يک سوزن که در سياهرگ بزرگ بازو قرار می گيرد استفاده نمود .

خون برداشته شده وارد دستگاهی می شود که در آن سلولهای  مادر جدا و  جمع آوری شده و خون باقی مانده مجددا وارد بدن بيمار می شود . اين روش معمولا 4 تا5 ساعت بطول می انجامد . سلولهای جمع آوری شده ممکن است همراه با دارو ها جهت نابود کردن سلولها سرطانی موجود بکار گرفته شوند ( به سوال 13 رجوع کنيد ) . و يا اينکه منجمد شده تا در زمان مقتضی به بيمار داده شود .

8- آيا با برداشتن مغز استخوان خطری متوجه فرد دهنده خواهد بود ؟

از آنجائيکه تنها مقدار کمی از مغز استخوان برداشته می شود معمولا هيچ خطر جدی برای فرد دهنده وجود ندارد ، مهمترين خطر برای فرد دهنده استفاده از بيهوشی در طی عمل می باشد ، در طی چند هفته بدن فرد دهنده مغز استخوان برداشته شده را جايگزين می کند . ناحيه ای که مغز استخوان از آن برداشته شده است ممکن است برای چند روز زخم شده همچنين ممکن است فرد احساس خستگی کند  . زمان بهبودی در افراد مختلف ، متفاوت است ، برخی افراد در طی 2 تا 3 روز بحالت عادی باز می گردند و در بعضی ديگر اين زمان به 3 تا 4 هفته می رسد  .

9- آیا با برداشتن PBSCS خطری متوجه فرد دهنده خواهد بود ؟

آفرزيز ( Apheresis ) معمولا بدون درد بوده و باعث ناراحتی اندکی می شود . در طی اين فرايند ، فرد ممکن است کمی سرگيجه ، لرز ،  کرختی اطراف لبها و گرفتگی و اسپاسم در دستهای خود احساس کند ، بر خلاف برداشتن مغز استخوان نيازی به بيهوشی در فرد دهنده PBSC S  وجود ندارد . دارويی که به فرد دهنده داده می شود تا سلولهای مادر را تحريک به خروج ازمغز استخوان بداخل جريان خون نماید ممکن است باعث دردهای عضلانی و استخوانی ، سردرد و يا مشکلات در خواب فرد شود . اين عوارض معمولا طی 2 تا 3 روز بعد از آخرين دوز دارو متوقف می شود .

10-چگونه فرد گيرنده مغز استخوان و PBSCS را در طی پيوند دريافت می کند ؟

بعد از شروع درمان با دوزهای بالای داروهای ضد سرطان و يا پرتو درمانی ، بيمار مغز استخوان و PBSCS  را از طريق یک کاتتر وريدی ( لوله ای انعطاف پذير که در داخل يک وريد بزرگ در گردن يا سينه قرار می گيرد ) در يافت می کند . اين مرحله از پيوند را  " فرايند رهايش و نجات بخشی " می نامند ( rescue process)  

11- آيا اقدامات خاص ديگری ، هنگاميکه فرد دهنده خود بيمار می باشد ( پيوند اتولوگ ) انجام می گيرد ؟

مغز استخوانی که در پيوند اتولوگ مورد استفاده قرار می گيرد بايد عاری از سلولهای سرطانی باشد بهمين منظور مغز استخوانی که بايد برداشته شود قبل از پيوند ابتدا بايد توسط داروهای ضد سرطان طی فرايندی که مرحله پالايش ( Purging ) ناميده می شود ، از سلولهای سرطانی پاک شود . اين عمل باعث می شود احتمال عود بيماری در نتيجه سلولهای سرطانی مخفی به حداقل برسد .

از آنجائيکه فرايند پالايش ممکن است باعث آسيب رساندن به سلولهای سالم مغز استخوان شود ، قبل از پيوند مقدار بيشتری از مغز استخوان را بر می دارند تا بعد از پالايش مقدار کافی مغز استخوان در دسترس باشد .

12- بعد از اينکه مغز استخوان يا سلول مادر پيوند زده شد چه اتفاقی می افتد ؟

بعد از ورود به جريان خون ، سلولهای پيوند زده شده به مغز استخوان می روند يعنی جائيکه به توليد سلولهای سفيد خون ، سلولهای قرمز خون و پلاکتهای جديد می پردازند . اين مرحله engraftment ناميده می شود . engraftment  در طی 2 تا 4 هفته بوقوع می پيوندد و بوسيله شمارشهای خونی مکرر ، پايش ( monitor ) می شود . بهبودی و رهايی کامل از واکنشهای ايمنی مدت زمان بيشتری طول می کشد اين زمان برای پيوند اتولوگ چندين ماه و برای پيوند آلوژنيک و سينژنئيک 1 تا 2 سال بطول می انجامد .

پزشکان مرتبا نتايج حاصل از آزمايشهای خونی را ارزيابی می کنند تا پی ببرند سلولهای خونی جدید در حال توليد هستند و نيز سرطان باز نگشته است .

همچنين نمونه برداری ( Aspiration ) از مغز استخوان ( برداشت مقدار کمی مغز استخوان بايک سوزن جهت معاينه زير ميکروسکوپ ) به پزشکان کمک می کند تابفهمند آيا مغز استخوان جديد خوب کار می کند .

13- عوارض جانبی BMT, PBSCT چيست ؟

مهمترين عارضه در هردو نوع افزايش استعداد ابتلاء به عفونت و خونريزی می باشد که نتيجه درمان با دوزهای بالای درمانهای ضد سرطان است . بیمارانیکه تحت درمان با BMTو PBSCT قرار می گيرند ممکن است عوارض زود رسی نظير تهوع ، استفراغ ، خستگی ، کاهش اشتها ، زخمهای دهانی ، ريزش مو و واکنشهای پوستی را تجربه کنند . علاوه بر اين بيماران دريافت کننده مغز استخوان ممکن است بهنگام پيوند ، احساس تهوع و استفراغ نموده و در طی 24 ساعت پس از پيوند دچار تب و لرز نشوند .

علائم  ديررس و بالقوه عبارتند از عقيمی ، آب مرواريد ، سرطانهای ثانويه ( جديد ) و عوارضی در کبد ، کليه ها ، ريه ها و يا قلب .

در پيوند مغز استخوان آلوژنيک ، يک عارضه شناخته شده " بيماری پيوند عليه ميزبان "  

( GVHD = Graft versus host disease ) می باشد ، که گاهی بوقوع می پيوندد . GVHD هنگامی اتقاق می افتد که گلبولهای سفيد مغز استخوان فرد دهنده پيوند سلولهای بدن بيمار را بعنوان جسم خارجی تلقی کرده و به آنها حمله می کنند . GVHD عموما با داروهای استروئيد و ساير داروهای تضعيف کننده سيستم ايمنی قابل درمان است . هم اکنون مطالعات زيادی برای يافتن راهی جهت پيشگيری از وقوع GVHD در حال انجام است .

از آنجا که احتمال وقوع و شدت عوارض بانوع درمان بيمار بستگی دارد بايد فرد در صورت بروز مشکل با پزشک خود مشورت نمايد . 

14- " پيوند کوچک "( minitransplant ) چيست ؟

" پيوند کوچک "  نوعی پيوند آلوژنيک است که فعلا بصورت يک طرح تحقيقاتی و در حال مطالعه در درمان برخی انواع سرطان مثل لوسمی ، لنفوم ، ميلوم ، ملانوم و سرطان کليه مورد استفاده قرار می گيرد .

در این روش با استفاده از دوز پايين داروهايي که اثر سمی کمتری دارند و يا پرتو درمانی به تمام بدن

 (IBI= total body irradiation) , بيمار را جهت پيوند آلوژنيک آماده می سازند .

استفاده از دوز پايين داروهای ضد سرطان و TBI باعث از بين رفتن مقدار کمتر و نه همه مغز استخوان بيمار می شود . همچنين اين روش باعث کاهش تعداد سلولهای سرطانی شده و با تضعيف سيستم ايمنی بيمار مانع از رد شدن پيوند می گردد.

بر خلاف BMT و PBSCT ، در پيوند کوچک، سلولهای مغز استخوان فرد دهنده و گيرنده ممکن است برای مدتی در بدن بيمار باقی بماند . هنگاميکه سلولهای مغز استخوان فرد دهنده به بيمار پيوند زده می شود ، حالتی تحت عنوان " اثر پيوند در برابر سرطان "       ( graft versus tumor effect ) بوجود می آيد که باعث تخريب سلولهای سرطانی که با داروهای ضد سرطان و يا TBI از بين نرفته اند ، می شود .

برای ياد آوری اين حالت در بدن بيمار ، ممکن است تزريقی از گلبولهای سفيد فرد دهنده به بدن بيمار انجام شود اين روش " تزريق لنفوسيت دهنده " ( donor lymphocyte infusion ) ناميده می شود .

 

کمخونی فقر آهن

بررسي  كم خوني فقر آهن ،  وتجويز آهن براي پيشگيري 

 

 

 بررسي فقرآهن بااستفاده از هماتوكريت وهموگلوبين درزنان حامله ونوزادان با احتمال فقرآهن توصيه مي شود .  درساير موارد واشخاص بدون علامت توصيه اي براي اين نوع بررسي وجود ندارد وبعضي نيز برعليه آن  نظرداده اند.  

مادران بايد تشويق به  شيردادن  به نوزادان خود شوند واز غذاهاي با آهن بيشتر براي نوزادان خود استفاده كنند و خود نيز غذاهاي باآهن بيشتر مصرف نمایند. درحال حاضر درايران يا كشورهاي ديگر مداركي علمي براي استفاده عادي از آهن درنوزادان سالم يا مادران حامله موجود نيست .  

 

ميزان شيوع و اپيدميولوژي : ٣٠ در صد  مردم جهان يا 5/4 بيليون نفر كم خون هستند كه حداقل نيمي از اينان دچار فقر آهن مي باشند كه حداقل يك بيليون نفر آنها به علت ابتلا به كرم قلاب دار، كم خون هستند .

 

ميزان شيوع فقرآهن درايران شناخته شده نيست. بررسي هاي انجام شده فاقد مدارك علمي كافي مي باشند ولي آمارهاي جهاني از شيوع بيشتر فقرآهن دركشورهاي درحال توسعه خبر مي دهد .

مدرك كمبود آهن كاهش هماتوكريت وهموگلوبين كمترازطبيعي است . ولي دلائل زيادي وجود دارد كه هموگلوبين  بيشتراز ده گرم در دسي ليتر  ، 100 گرم درليتر مشكلي ايجاد نمي كند. ولي هموگلوبين پائين تر از ده گرم مي تواند همراه با نارسائي خفيف قلبي ريوي ، كاهش قوه كار ، كاهش تحمل فعاليت وتمرينات ورزشي باشد . (3 )

كم خوني فقر آهن درنوزادان  وكودكان همراه با اختلالات رفتاري وكاهش وزن مي باشد ولي مشخص نيست كه چقدر از اين اشكال مربوط به فقر آهن وچقدر مربوط به ساير مشكلات همراه با فقر آهن ( تغذيه نامطلوب ، اشكال درسلامت اجتماعي و اقتصادي ) مي باشد . (4 )

كمبود هموگلوبين موجب كاهش وزن نوزاد ، زايمان زودرس ومرگ ومير قبل از تولد است .

 

تشخيص  :

 

سازمان بهداشت جهاني اقلام زير را براي تشخيص كم خوني انتشار داده است .

 

مردان : هموگلوبين كمتراز 13 گرم دردسي ليتر

بانويی كه قاعده مي شود: كمتراز 12 گرم دردسي ليتر

بانوی حامله: كمتراز 11 گرم دردسي ليتر درسه ماهه اول وسوم كمتراز 5/10 گرم درسه ماهه دوم

كودك 6 ماهه تا 9/4 ساله: كمتراز 11 گرم

كودك 5 ساله تا 9/11 ساله: كمتراز 5/11 گرم

 خون رگ قابل اعتماد تراز خون مويرگ های نوك انگشت مي باشد .

اگر چه كمبود هموگلوبين اغلب  نشان دهنده كم خوني فقر آهن است ولي تعدادي از كم خوني ها به علت فقرآهن نيست .

 است كه بهترين حساسيت FERRITIN بهترين آزمايش براي تشخيص فقرآهن اندازه گيري مقدارفريتين 

  را براي تشخيص فقرآهن دارد .( 7 ) SENSITIVITY  SPECIFICITY

 

تشخيص فقرآهن برپايه اندازه گيري فريتين است كه اگربه مقدار كمتراز 12 ميكروگرم درليتر برسد نشانهْ از بين رفتن كامل آهن ذخيره بدن است . اندازه گيري آهن سرم براي تشخيص توصيه نمي شود . فريتين كمتراز 12ميكروگرم دربيماري كه كمبود اسكوربيك اسيد يا هيپوتيروئيدي ندارد نشان دهنده  كمبود آهن است. اگرچه فريتين بالاتر از 12 ميكروگرم دربيماراني كه دچار بيماري هاي ديگري نظير عفونت والتهاب وكانسر مي باشند نمي تواند كمبود آهن را رد كند دراين موارد استثنائي درمان باآهن به مدت يك ماه براي تشخيص وجواب به درمان با سه قرص آهن روزانه توصيه مي شود .

 

ارزش تشخيص فوري فقر آهن :

 

دراشخاص فاقدعلامت  ارزش تشخيص فوري فقرآهن معلوم نيست. يك بررسي درانگلستان نشان داده است كه درمان كم خوني با هموگلوبين كمتراز 5/10 گرم وضع مبتلا يان  را ازنظر روان ، قوه كار ، سلامتي مزاج با وجود بيشتركردن هموگلوبين بهتر نكرده است .

ولي تشخيص فقرآهن ممكن است ازنظر تشخيص زودرس سرطانهاي گوارشي دراشخاص مسن مفيد باشد .ولي تشخيص كم خوني بهتراز تشخيص خون درمدفوع براي اين نوع بيماريها نيست .

تاكنون هيچ بررسي قابل ملاحظه اي نتوانسته است نشان دهد كه بهبود كم خوني فقرآهن وضع كلي نوباوگان وكودكان را تغيير مي دهد اگرچه درهند كه كم خوني فقرآهن نوباوگان شايع است بهتركردن هموگلوبين رشد را بهتر مي كند ولي درميزان عفونت ، بهتر شدن هوش و غيره تاْثيري نداشته است . (5)

درزنان حامله كمبود آهن موجب كاهش وزن نوزاد ، افزايش مرگ ومير دررحم و زايمان زودرس مي شود. ولي فقرغذا ئي مادر، سيگار وساير مسموميت هاي همراه بررسي نشده است . (6)

مقدار ضروري آهن براي آقايان 10 تا 12 ميلي گرم وبراي بانوان 10 تا 15 ميلي گرم روزانه درغذا است .

مقدار ضروري فوليك اسيد 150 تا200 ميكروگرم روزانه براي آقايان وبانوان درغذا مي باشد .

مصرف زياد آهن يكباره مخصوصاً دركودكان موجب مسموميت حاد ودرعموم درزمان طولاني موجب هموكروماتوز ثانويه مخصوصاً درآنها كه هموليز هم دارند مي شود .

 

عوارض درمان :

 

عوارض درمان با آهن که موجب ناراحتي بانوان مي باشد . بيشتر تهوع ، يبوست درآغاز درمان است وباميزان داروي تجويز شده ارتباط دارد . درنوباوگان مصرف زياد آهن موجب مسموميت است ونبايد درمنزل آهن دردسترس كودكان قرار گيرد .

 

مسموميت با آهن :

 

آهن موجب ضايعه ميتوكندري مي شود ودرنتيجه به كليه  ، كبد، ريه وميوكارد صدمه ميزند . نشانه های تهوع ، اسهال ، تب ، هيپرگليسمي ، لكوسيتوز ، خواب آلودگي ، كاهش فشارخون ،اسيدوز متابوليك ،تشنج  ، طولاني شدن زمان PT ، افزايش آنزيمهاي کبدي ،يرقان  ،اغما و افزايش آمونياك مي باشد. بررسي با پرتونگاري مي تواند قرصهاي   آهن را درمعده نشان دهد . افزايش آهن سرم به بيش تراز TIBC نشانه مسموميت شديد است.حتي ده قرص آهن مي تواند موجب مسموميت شديد كودك شود .

 

پيشگيري اوليه با آهن :

 

اضافه كردن آهن به غذاهاي كودكان مخصوصاً شير وغذاهاي نشاسته اي موجب بهتر شدن ميزان آهن مي شود.

شير مادر درمقايسه با شيرگاو به اندازه كافي آهن دارد . اضافه كردن آهن به غذاي اطفال موجب جلوگيري از عفونت نمی شود.

    نوزادان با كمبود آهن اشاره شده است.(٨و٩و١٠)PSYCOMOTORدربعضي نوشته ها به كاهش رشد روان حركتي

اضافه كردن آهن به غذاي مادران بدون كم خوني تغييري دروضع حاملگي نمي دهد ولي درآنها كه کمخوني فقرآهن دارند مفيد است . 

 

پيشنهادات وتوصيه ها :

 

دولت كانادا توصيه مي كند كه دراولين مراجعه با نوي حامله ميزان هموگلوبين اندازه گيري شده  ودوباره قبل از زايمان در سومين سه ماهه مقدار آن بررسي شود . (12 )

انجمن كودكان امريكا توصيه مي كند كه همه نوزادان قبل از٩ ماهگي باید  يكباربراي كم خوني  بررسي شوند.(13 )

بررسي عادي ديگر اطفال، بالغين و دوشيزگان توصيه نمي شود مگر آنكه خون قاعدگي زياد باشد يا كاهش وزن،

فقرغذائي ويا آنكه فعاليت ورزشي شديد وجود داشته باشد .

انجمن پزشكان امريكا توصيه مي كند كه همه بانوان درسنين قاعدگي در ١٥سالگي بررسي هموگلوبين شوند .

تجويز غذاهاي داراي آهن بيشتر به مادران ونوزادان و اطفال كمتراز ٦ سال توصيه مي شود .

تجويز آهن به همه زنهاي حامله توصيه نشده است ولي به آنها كه غذاي كافي بدست نمي آورند يا كم خون هستند توصيه مي شود .

 

بحث :

 

كمبودآهن دركودكان، نوجوانان ومردم اثرات ناچيزي درسلامت دارد . ولي درآنجا كه فقرزياد است ممكن است تجويز آن به بهبود تغذيه  كمك كند .زن حامله بايد براي كم خوني بررسي شود واگر هموگلوبين كمتراز ١٠گرم است بررسي ودرمان شود .

بررسي ويافت كم خوني درنوزاد مفيد است يكبار بررسي قبل از٩ماهگي ويكبار بررسي دردوشيزگان ١٥ ساله مفيد است .

 

 توصيه هاي بهداشتي درماني درايران :

 

درجه بندي توصيه هاي درماني :

 

A : توصيه درماني داراي بررسي هاي درجه يك علمي

B : توصيه درماني داراي بررسي هاي درجه دو علمي

C :توصيه درماني داراي بررسي هاي علمي بدون گروه کنترل 

 : توصيه درماني بدون بررسي هاي علمي D

 

B      ـ توصيه مي شود كه بانوي حامله در اولين معاينه براي حاملگي از نظر كم خوني بررسي شود .

D اندازه گيري فريتين تشخيص را دقيق مي كند . 

B- نوزاد درمعرض كم خوني در٦ تا ١٢ ماهگي بايد بررسي براي كم خوني بشود .

نوزاد درمعرض كم خوني نوزادي است كه درفقر بسر مي برد .وزن درموقع تولد ازمقدار طبيعي كمتراست و يا تحت تغذيه با شير مادر نيست .

B اندازه گيري فريتين به تشخيص صحيح كمك مي كند .

  C دليلي براي بررسي مكرر كم خوني وجود ندارد .

پيشگيري  با قرص آهن دربانوان حامله با تجويز يك قرص 100 ميلي گرمي سولفات آهن روزانه  و يک قرص  فوليك اسيد توصيه مي شود . D 

مي توان در آنها كه عدم تحمل دارند قرص را به چهار قسمت تقسيم كرد و براي جلوگيري از عوارض چهار بار درطي روز مصرف كرد . ( 11‌ )  D

- غذاهاي داراي آهن مانند حبوبات وغلات فقط درمجاورت پروتئين حيواني آهن قابل استفاده دارند وجذب مقدار آهن در آن ها قابل پيش بيني نيست . تشويق به مصرف اين نوع غذاها به همراه  پروتئين حيواني ( تخم مرغ ، ماهي، گوشت و شير) مي تواند به جلوگيري از بروز فقر آهن كمك  كند.  D

براي بانوان دردوران قاعدگي مصرف روزانه سه قرص آهن درطي دوره هاي قاعدگي از فقر آهن جلوگيري می کند.  D

 

تجويز آهن براي بانواني كه قاعده نمي شوند و آقايان ضرورت ندارد وفقط باید  براساس تشخيص قطعي و درمان علت بروز به مدت كوتاه مصرف شود .C

بررسي براي كم خوني ساير افراد نيز توصيه نمي شود . به علت ضرر درمان بي رويه با آهن دركساني كه در  سه گروه فوق قرار ندارند بررسي فقرآهن توصيه نمي شودC

 وغذاهاي آهن دار نظير غلات وحبوبات يا غذاهاي B مادران بايد به شير دادن نوزادان خود تشويق شوند 

C مخصوص نوباوگان با آهن زيادتر به كودك خود دهند

كم خوني دربانوان باردار به علت كمبود آهن و اسيد فوليك مي باشد . 1000 ميلي گرم آهن براي يك دوره حاملگي مورد نياز است .

300 ميلي گرم سولفات آهن روزانه به زنان حامله دچار کمخوني براي جايگزين كردن  آهن مورد نياز تجويز مي شود .

 

اسيد فوليك به مقدار يك ميلي گرم روزانه درطي حاملگي تجويز مي شود . ترسي از مخفي شدن كمبـود B12 وجود ندارد  زيرا آنها كه كمبود   B12  دارند  مسن تر هستند .

 بانواني كه داراي تالاسمي مينور هستند كم خوني شديدتري درطي حاملگي دارند اين به علت افزايش بيشترحجم پلاسماست واثري دربه پايان رساندن مطلوب حاملگي ندارد .

10 تا20 درصد بانوان تحمل به آهن خوراكي مناسب ندارند .دراين موارد آهن تزريقي مطلوب نيست وبه ندرت بايد استفاده شود ومي توان ميزان مقدار تجويز شده روزانه را به مقدار كمتر و دفعات بيشتر تجويز كرد . آهن هاي داروئي ديگر مزيتي بر سولفات آهن ندارند و موْثرتر وتحمل پذيرتر نيستند .

آهن بايد جدا از غذا مصرف شود .بصورت قرص 100 ميلي گرمي كه 60 ميلي گرم آهن دارد سه يا چهار باردر روز مصرف مي شود . دراطفال 3 ميلي گرم براي هر كيلو بصورت قطره يا شربت تجويز مي شود . درصورتي كه هموگلوبين 2 گرم در100 سي سي پس از سه هفته اضافه شد درمان مطلوب بوده است .

 

لنفوم غير هوچکين

فهرست مطالب - مقدمه - لنفوم غير هوچکين چيست ؟ - علائم - تشخيص - انواع لنفوم غير هوچکين - مرحله بندي - درمان - نظر خواهي دوم - آماده سازي بيمار براي درمان - روشهاي درماني - آزمونهاي باليني - عوارض جانبي درمان - شيمي درماني - پرتو درماني - پيوند مغز استخوان - درمان زيست شناختي - جراحي - تغذيه در حين درمان سرطان - بهبودي و چشم انداز آينده بيماري - پيگيريهاي مراقبتي - حمايت و پشتيباني از بيماران مبتلا به سرطان - عوامل خطر ساز در لنفوم غير هوچکين - واژه نامه سرطان مقدمه : هميشه بعد از تشخيص سرطان ،‌ سؤالات متعددي مطرح مي شود که نياز به پاسخي روشن و قابل فهم دارد ،‌هدف از اين مطالب کمک به بيماران مبتلا به لنفوم غير هوچکين و همچنين خانواده و دوستان آنها مي باشد تا درک بهتري نسبت به اين نوع سرطان داشته باشند. در اينجا به بحث در مورد علائم ،‌تشخيص و درمان بيماري پرداخته مي شود . همچنين راه حلهايي براي حمايت از بيماران مبتلا به لنفوم غير هوچکين ارائه مي گردد . علم پزشکي به پيشرفت قابل توجهي در زمينه لنفوم غير هوچکين دست يافته که نتيجه آن افزايش طول عمر بيمار و بهبود وضعيت زندگي وي بوده است . لنفوم غير هوچکين چيست ؟ لنفوم غير هوچکين نوعي سرطان است . لنفوم واژه اي کلي است که به تمام سرطانهاي برخاسته از دستگاه لنفاوي اطلاق مي شود . بيماري هوچکين نوعي لنفوم مي باشد . ساير انواع لنفوم همراه با هم و در گروهي جداگانه طبقه بندي مي شوند . لنفوم ٥ % کل موارد سرطان را در آمريکا شامل مي شود . دستگاه لنفاوي بخشي از دستگاه ايمني است که بدن را در مبارزه عليه بيماري و عفونت ياري مي رساند ،‌ دستگاه لنفاوي شامل شبکه اي از لوله هاي نازک است که به مانند رگهاي خوني شاخه شاخه شده و در بافتهاي بدن گسترش مييابند . رگهاي لنفاوي حامل " لنف " هستند که مايعي است بي رنگ ،‌ آبکي و حاوي سلولهايي بنام " لنفوسيت " که با عفونت مبارزه مي کند . در اين شبکه عروقي اندامهاي کوچکي بنام " گره هاي لنفي " وجود دارند . اين گره ها بصورت خوشه اي در زير بغل ، کشاله ران ، گردن ، قفسه سينه و شکم وجود دارند . بخشهاي ديگر دستگاه لنفاوي شامل طحال ، تيموس ، لوزه ها و مغز استخوان است . بافت لنفاوي در نواحي ديگر بدن مانند معده ،‌روده ها و پوست نيز يافت مي شود . سرطان شامل بسياري از انواع بيماريهايي است که از سلول يعني " واحد پايه بدن " بر مئ خيزند . جهت فهم بهتر لفوم غير هوچکين بهتر است ابتدا چيزهايي راجع به سلولهاي طبيعي و اتفاقاتي که بعد از سرطاني شدن آنها بوقوع مي پيوندد ،‌ بياموزيم . بدن انسان از تعداد بسيار متنوعي از سلولها ساخته شده است ، در حالت طبيعي ، هر زمان که بدن نياز داشته باشد ، سلولها رشد کرده و با تقسيم سلولي تعداد بيشتري از سلولها را بوجود مي آورند ، اين روند سلامت بدن را تضمين مي کند . گاهي اوقات عليرغم اينکه بدن نيازي به ياخته هاي جديد ندارد ،‌ سلولها همچنان به تقسيم خود ادامه مي دهند و حجمي از بافتهاي انساني را بوجود مي آورند . اين بافتها " توده " ناميده مي شوند . توده ها ميتوانند خوش خيم (غير سرطاني ) يا بدخيم ( سرطاني ) باشند. در لنفوم غير هوچکيني ، سلولهاي دستگاه لنفاوي ، حالتي غير طبيعي بخود مي گيرند بطوريکه بدون هيچ مهاري رشد کرده و تقسيم مي شوند . ضمن اينکه طول عمر آنها از حالت طبيعي فراتر مي رود ،‌ از آنجائيکه بافت لنفاوي ، در قسمتهاي زيادي از بدن وجود دارد ،‌ شروع لنفوم غير هوچکين مي تواند در هر نقطه اي از بدن باشد . ممکن است لنفوم غير هوچکين در تنها يک گره لنفي ، يا گروهي از گره هاي لنفاوي و يا حتي در اندامي ديگر باشد . اين نوع سرطان قادر است به هر قسمت ديگر بدن نظير کبد ،‌ مغز استخوان و يا طحال ،‌ منتشر شود. علائم و نشانه ها : شايعترين علامت لنفوم غير هوچکين ، تورم بدون درد گره هاي لنفي گردن ،‌ کشاله ران و يا زير بغل مي باشد ، ساير علائم به قرار زير مي باشد . - تبي که علتي براي آن يافت نمي شود - تعريق شبانه - خستگي مداوم -کاهش وزن بدون توجيه - خارش پوست - لکه هاي قرمز رنگ روي پوست البته هنگاميکه علائم بالا در بيماري مشاهده مي شود نمي توان به صراحت و اطمينان راي بوجود لنفوم غير هوچکين داد چرا که اين نشانه ها ممکن است در بيماريهاي خوش خيم تر نظير آنفلوآنزا و يا ساير عفونتها نيز ديده شود . بنابراين صرفا نظر پزشک ملاک تشخيص خواهد بود . هنگاميکه در فردي علائم فوق الذکر يافت شود ،‌ بايد حتما به پزشک مراجعه نمايد چرا که تشخيص و درمان زودرس بيماري بسيار حائز اهميت است . هيچگاه منتظر احساس درد نباشيد زيرا ممکن است مراحل ابتدايي لنفوم غير هوچکين بدون درد باشد . تشخيص : اگر پزشک به لنفوم غير هوچکين مشکوک شود از بيمار سؤالاتي را در مورد سابقه پزشکي وي مطرح کرده و معاينه باليني کاملي بعمل مي آورد . اين معاينات شامل بررسي بزرگ شدن گره هاي لنفي گردن ، زير بغل و يا کشاله ران مي باشد . علاوه بر ارزيابي علائم کلي سلامتي ، ممکن است تعدادي آزمايشات خوني نيز در خواست شود . همچنين پزشک ممکن است براي آگاهي از وضعيت داخل بدن بيمار دستور به عکسبرداري از قسمتهاي مختلف را بدهد . شيوه هاي عکسبرداري عباتند از : x - ray : تصوير برداري از نواحي داخل بدن بوسيله پرتوهاي پر انرژي CAT Scan يا CT : تصوير برداري با جزئيات بيشتر از داخل بدن ، عکسها بوسيله کامپيوتري که متصل به يک ماشين اشعه x است گرفته مي شود . ( MRI ( Magnetic Resonance Imaging : تصوير برداري با جزئيات بيشتر از داخل بدن بوسيله يک آهن رباي قوي متصل به يک کامپيوتر . لنفانژيوگرام (Lymphongiogram ) : عکسبرداري از دستگاه لنفي بوسيله اشعه x که متعاقب تزريق يک ماده حاجب صورت مي گيرد . در اين روش گره ها و رگهاي لنفي مشاهده مي شوند. تکه برداري جهت تشخيص لازم است ، جراح بخشي از بافت را برداشته و در اختيار آسيب شناس (پاتولوژيست ) قرار مي دهد تا وي با مطالعه نمونه بافتي در زير ميکروسکوپ وجود يا عدم وجود سلولهاي سرطاني را بررسي نمايد . در لنفوم غير هوچکين نمونه برداري معمولا از گره لنفي انجام مي شود ولي بهرحال ساير بافتها نيز ممکن است مد نظر باشند . گاهي اوقات يک عمل جراحي تحت عنوان " لاپاراتومي " انجام مئ شود که طي آن جراح با ايجاد برش روي شکم نمونه هاي بافتي مورد نياز را جهت مطالعه ميکروسکوپي ، از داخل بدن بر مئ دارد . بيماري که قرار است براي وي نمونه برداري انجام شود ، ممکن است سوالاتي را نظير موارد زير از پزشک خود مطرح نمايد : - چرا نياز به نمونه برداري دارم ؟ - انجام نمونه برداري چه مدت طول مي کشد ؟ آيا آسيبي نمي رساند ؟ - چه زماني مي توانم از نتيجه نمونه برداري آگاه شوم ؟ - اگر مبتلا به سرطان باشم ، چه کسي و چه موقع در مورد درمان با من صحبت خواهد کرد ؟ انواع لنفوم غير هوچکين : سالها ست که پزشکان از واژه هاي مختلفي براي طبقه بندي تعداد زياد و متنوع لنفوم غير هوچکين استفاده کرده اند در اغلب موارد ملا ک گروه بندي نماي مشاهده شده از سلولهاي سرطاني در زير ميکروسکوپ و سرعت رشد و انتشار آنها بوده است . " لنفوم تهاجمي " که تحت عنوان لنفوم با درجه بدخيمي متوسط و بالا نيز ناميده مي شود تمايل به رشد و انتشار سريع داشته و علائم شديدي را ايجاد مي کند . " لنفوم تنبل " (Indolent ) که به آن لنفوم با درجه بدخيمي پايين نيز اطلاق مي شود ، خيلي آهسته رشد کرده و علائم باليني کمتري را ايجاد مي کند . مرحله بندي : بعد از تشخيص قطعي لنفوم غير هوچکين ، پزشک بايد از مرحله استقرار بيماري و ميزان گسترش آن آگاهي يابد . مرحله بندي لنفوم ،‌ دقت فراواني را مي طلبد چرا که انتخاب شده درمان به اين نکته بستگي دارد که آيا سرطان در بدن انتشار يافته است و اگر چنين است چه بخشهايي از بدن را مبتلا کرده است ؟ پزشک براي تعيين مرحله استقرار لففوم غير هوچکين ، به نکات زير توجه مي کند : - تعداد و محل گره ها لنفاوي مبتلا . - آيا گره هاي لنفاوي مبتلا در بالا ، پائين يا هر دو سمت پرده ديافراگم هستند يا خير ؟ ( پرده ديافراگم يک لايه عضلاني نازک در زير ريه ها و قلب مي باشد که قفسه سينه را از شکم جدا مي کند ) - آيا بيماري به مغز استخوان ، طحال يا ساير اندامهاي خارج از دستگاه لنفاوي نظير کبد ، انتشار يافته است يا خير ؟ براي مرحله بندي ، پزشک ممکن است ازبرخي ازهمان آزمايشاتي استفاده کند که در تشخيص لنفوم غير هوچکين بکار برده بود ساير روشهاي مرحله بندي شامل نمونه برداري از گره هاي لنفاوي ، کبد ، مغز استخوان و يا بافتي ديگر مي باشد . در نمونه برداري از مغز استخوان ، مقداري از مغز استخوان توسط سوزني که وارد استخوان لگن يا استخوان بزرگ ديگري مي شود ، برداشته شده و توسط آسيب شناس در زير ميکروسکوپ ،‌ از نظر وجود سلولهائي سرطاني مورد مطالعه قرار مي گيرد . درمان : پزشک بر اساس نياز هر بيمار طرح درماني را پايه ريزي مي کند . درمان لنفوم غير هوچکين به مرحله استقرار بيماري ، نوع سلولهاي مبتلا ، اينکه سرطان تهاجمي است يا سست و تنبل ، سن بيمار و وضعيت کلي سلامتي وي بستگي دارد . درمان لنفوم غير هوچکين توسط تيمي از متخصصين شامل ، پزشک خون شناس ، سرطان شناس و يا متخصص پرتو درماني انجام مي شود . معمولا درمان لنفوم غير هوچکين شامل شيمي درماني ، پرتو درماني و يا ترکيبي از اين دو خواهد بود . در برخي بيماران ،‌ پيوند مغز استخوان ،‌ د رمان زيست شناختي و يا جراحي نيز ممکن است جزؤ گزينه هاي درماني باشد ، در لنفوم هاي سست و تنبل پزشک ممکن است درمان را تا شروع علائم بيماري به تعويق اندازد . اين شيوه " انتظار تؤام با مراقبت " (Watchful waiting ) ناميده مي شود . شرکت دادن بيماران در مطالعات تحقيقاتي باليني براي اکثر افراد مبتلا يک گزينه مهم است تا بتوان اثر بخشي شيوه هاي نوين درماني را آزمود . نظر خواهي دوم : قبل از شروع درمان ،‌ بيماران ممکن است بخواهند براي اطمينان از تشخيصي که پزشک معالجشان براي بيماري آنها گذاشته است با پزشک متخصص ديگر و يا مراکز ذيصلاح مشورت نمايند . راههاي مختلفي براي نظر خواهي دوم از يک پزشک وجود دارد : - پزشک معالج فرد مي تواند يک متخصص را به بيمار جهت مشاوره معرفي نمايد . - بيمار مي تواند نام و آدرس پزشک را از مراکز درماني يا بيمارستانهاي نزديک محل زندگي خود و يا از دانشکده هاي پزشک جويا شود . آماده سازي بيمار براي درمان : اکثر بيماران تمايل دارند تا اطلاعات و آگاهي بيشتري نسبت به بيماري خود داشته باشند . اين امر سبب مشارکت فعال آنها در تصميمي که پزشک اتخاذ مي کند ، خواهد شد . وقتي براي يک بيمار تشخيص سرطان گذاشته مي شود ،‌ شوک و استرس، واکنشهاي طبيعي و قابل پيش بيني هستند . اين احساس باعث مي شود تا بيماران اغلب در مورد پرسشهاي که مي خواهند از پزشک خود داشته باشند ،‌ دچار مشکل شوند . بهمين خاطر تهيه يک فهرست از سؤالات احتمالي مي تواند مفيد باشد . براي اينکه بيمار صحبتهاي پزشک را بخاطر بسپارد مي تواند يادداشت برداشته و يا با صلاحديد پزشک از يک ضبط صوت استفاده نمايد . برخي بيماران نيز ممکن است خواهان حضور اعضاي خانواده و يا دوستان خود در ويزيت پزشکي باشند تا آنها هم در بحث شرکت کرده ، صحبتهاي پزشک را يادداشت نموده و يا گوش فرا دهند . در اينجا تعدادي از پرسشهايي را که بيمار ممکن است بخواهد قبل از شروع درمان از پزشک خود سؤال نمايد مطرح مي کنيم : - من مبتلا به چه نوعي از لنفوم غير هوچکين هستم ؟ - بيماري در چه مرحله اي است ؟ - چه درمانهايي براي من وجود دارد ؟ کداميک را شما توصيه مي کنيد . چرا ؟ - خطرات و عوارض جانبي احتمالي هر درمان چيست ؟ - شما را از بروز چه عوارض جانبي بايد مطلع سازم ؟ - درمان چه مدت بطول مئ انجامد ؟ - شانس موفقيت درمان چه اندازه خواهد بود ؟ - آيا درمان ، روي فعاليتهاي طبيعي من تاثير خواهد گذاشت ؟ اگر چنين است براي چه مدت ؟ - آيا شيوه هاي نوين درمان و تحت مطالعه وجود دارد ؟ آيا شرکت در يک مطالعه تحقيقاتي براي من مناسب است ؟ - هزينه درمان حدودا چقدر است ؟ نيازي نيست که بيماران تمام سؤالات خود را در يک زمان بپرسند و يا جواب همه سؤالات را به يکباره بخاطر بسپارند . بلکه آنها اين فرصت را خواهند داشت تا پزشک معالجشان توضيحات لازم را در طي جلسات متعدد بدهد و آنها را آگاه سازد . روشهاي درماني : اگر چه شيمي درماني و پرتو درماني شايعترين روشهاي درمان لفنوم غير هوچکين هستند اما پيوند مغز استخوان ، درمانهاي زيست شناختي و جراحي نيز گاهي اوقات بکار برده مي شوند . شيمي درماني عبارتست از استفاده از داروها جهت نابود ساختن سلولهاي سرطاني .‌ معمولا در شيمي درماني لنفوم غير هوچکين ترکيبي از چندين دارو مورد استفاده قرار مي گيرد . شيمي درماني ممکن است به تنهايي و يا همراه با پرتو درماني بکار گرفته شود . معمولا شيمي درماني را بصورت دوره اي تجويز مي کنند . دوره هاي درمان و متعاقب آن دوره هاي استراحت . و بهمين ترتيب ادامه مي دهند .، برخي از داروهاي ضد سرطان را با تزريق وارد رگهاي خوني مي کنند و برخي از آنها از طريق دهان تجويز مي شود . شيمي درماني يک درمان فراگير است چرا که دارو وارد جريان خون شده و در تمام بدن پخش مي شود ، معمولا بيماران داروها را بصورت سرپايي ( بيمارستان ، مطب يا خانه )" دريافت مي کنند اما گاهي اوقات بر حسب نوع دارو و وضعيت سلامتي بيمار ممکن است نياز به بستريهاي کوتاه مدت در بيمارستان داشته باشند . برخي پرسشهايي را که بيمار ممکن است قبل از شروع شيمي درماني از پزشک خود مطرح نمايد عبارتند از : - هدف از اين درمان چيست ؟ - چه داروهايي را بايد استفاده کنم ؟ - آيا داروها داراي عوارض جانبي هستند ؟ من چکار مي توانم بکنم ؟ - چه عوارض جانبي را بايد به شما گزارش دهم ؟ - چه مدت بايد اين درمان را ادامه دهم ؟ - در طي درمان چه کاري بايد براي مراقبت از خود انجام دهم ؟ - چگونه مي توانيم بفهميم که داروها دارند موثر واقع مي شوند ؟ پرتودرماني : استفاده از پرتوهاي پر انرژي براي کشتن سلولهاي سرطاني است . پرتو درماني يک درمان موضعي بحساب مي آيد که تنها سلولهاي سرطاني را در موضع درگير ، تحت تاثير قرار مي دهد . پرتو درماني لنفوم غير هوچکين بوسيله دستگاهي که پرتوهاي پر انرژي را به ناحيه خاصي از بدن مي تاباند ، انجام مي شود . بعد از تکميل درمان هيچ اشعه راديواکتيوي در بدن باقي نمي ماند . برخي پرسشهايي را که بيمار ممکن است قبل از پرتو درماني از پزشک مطرح نمايد عبارتند از - هدف از اين درمان چيست ؟ - خطرات احتمالي و عوارض جانبي اين روش کدام است ؟ - پرتو درماني چگونه انجام مي شود ؟ - چه موقع درمان شروع مي شود ؟ چه موقع خاتمه مي يابد ؟ - در طي درمان چه مراقبتهايي را بايد از خود انجام دهم ؟ - چگونه مي توان فهميد که پرتو درماني دارد موثر واقع مي شود ؟ - چگونه پرتو درماني فعاليتهاي طبيعي مرا تحت تاثير قرار مي دهد ؟ در بعضي مواقع شيمي درماني و / يا پرتو درماني براي کشتن سلولهاي سرطاني ناپيدايي که در دستگاه اعصاب مرکزي هستند بکار برده ميشوند ، در اين شيوه که تحت عنوان " پيشگيري دستگاه اعصاب مرکزي " ناميده ميشود داروي ضد سرطان مستقيما بداخل مايع مغزي - نخاعي تزريق مي شود . پيوند مغز استخوان : اين روش ممکن است يکي از انتخابهاي پزشک براي درمان بيمار باشد خصوصا براي آندسته از افراديکه لنفوم غير هوچکين در آنها عود کرده است . پيوند مغز استخوان " سلولهاي مادر " سالمي (Stem cell = سلولهاي نابالغي که مولد سلولهاي خوني هستند ) را براي بيمار فراهم کرده تا بتوانند جانشين سلولهايي نمايد که بوسيله شيمي درماني و / يا پرتو درماني آسيب ديده و تخريب شده اند . مغز استخوان مورد نياز ممکن است توسط يک فرد دهنده اهدا شود و يا از مغز استخوان خود بيمار استفاده نمود به اين ترتيب که مغز استخوان برداشته شده را جهت از بين بردن سلولهاي سرطاني تحت درمان قرار داده ، آنرا ذخيره کرده و پس از يک دوره درمان با دوز بالا به بدن بيمار باز مي گردانند تا زمانيکه مغز استخوان پيوند زده شده شروع به توليد سلولهاي سفيد خوني ( گلبولهاي سفيد ) نمايد براي پيشگيري از عفونتها بيمار حتما بايد تحت مراقبت شديد باشد و چند هفته اي را در بيمارستان سپري نمايد . تعدادي از اين پرسشهايي را که بيماران ممکن است قبل از پيوند مغز استخوان از پزشک خود مطرح نمايند عبارتند از : - محاسن اين شيوه درمان چيست ؟ - خطرات احتمالي و عوارض جانبي آن کدام است ؟ اقدامي براي آنها بايد انجام شود ؟ - چه عوارض جانبي را بايد به شما اطلاع دهم ؟ - چه مدت در بيمارستان خواهم بود ؟ بعد از ترخيص از بيمارستان به چه مراقبتهايي نياز دارم ؟ - چگونه درمان روي فعاليتهاي طبيعي من اثر خواهد گذاشت ؟ - چگونه مي توانم بفهمم که آيا درمان موثر واقع مي شود يا خير ؟ درمان زيست شناختي ( ايمني درماني ) : نوعي شيوه درماني است که از دستگاه ايمني بدن ، بصورت مستقيم يا غير مستقيم ، جهت مبارزه با سرطان و يا کاهش عوارض جانبي داروهاي ضد سرطان ، استفاده مي شود . با استفاده از موادي که توسط بدن ساخته شده و يا در آزمايشگاه توليد مي شوند سيستم دفاعي بدن را در مقابل بيماريها تحريک و تقويت مي نمايند . درمان زيست شناختي را گاهي تحت عنوان " درمان اصلاح کننده پاسخ زيستي " مي نامند . در اينجا به تعدادي از سوالاتي که ممکن است بيمار قبل از درمان زيست شناختي از پزشک خود مطرح نمايد اشاره مي کنيم : - هدف از درمان چيست ؟ - از چه داروهايي بايد استفاده کنم ؟ - آيا درمان ،‌ عوارض جانبي هم دارد ؟ اگر چنين است چکاري بايد انجام دهم ؟ - کداميک از عوارض جانبي را بايد به شما اطلاع دهم ؟ - آيا نيازي هست درمان را در بيمارستان انجام دهم ؟ - چه مدت بايد تحت درمان قرار گيرم ؟ - چه زماني قادر خواهنم بود فعاليتهاي طبيعي زندگي را از سر بگيرم ؟ جراحي ممکن است براي برداشتن توده مورد نياز باشد . همچنين ممکن است طي عمل ، بافتهاي اطراف توده و گره هاي لنفي مجاور هم برداشته شوند . برخي پرسشهايي که بيمار ممکن است قبل از جراحي از پزشک سؤال نمايد عبارتند از : - چه نوع عمل جراحي انجام خواهد شد ؟ - احساس من بعد از عمل چگونه خواهد بود ؟ - اگر احساس درد کنم ، چگونه به من کمک خواهيد کرد ؟ - آيا بعد از عمل جراحي نيازي به درمانهاي تکميلي دارم ؟ - چه مدت در بيمارستان بستري خواهم شد ؟ - چه زماني قادر خواهم بود فعاليتهاي طبيعي خود را از سر بگيرم ؟ آزمونهاي باليني : بسياري از افراد مبتلا به لنفوم غير هوچکين در آزمونهاي باليني ( مطالعات تحقيقاتي ) شرکت مي کنند . هدف پزشکان از اين مطالعات ، بررسي اثر بخشي و نيز عوارض جانبي شيوه هاي نوين درماني مي باشد . در برخي آزمونها ، تمام بيماران ، درماني جديد را دريافت مي کنند . در برخي ديگر پزشکان جهت مقايسه شيوه هاي مختلف درمان ، به يک گروه از بيماران درماني جديد و به گروهي ديگر درمان استاندارد ارائه مي دهند . گاهي هم ممکن است به دو گروه مختلف از بيماران ، دو درمان استاندارد جهت مقايسه آنها داده شود . اين تحقيقات باعث پيشرفت چشمگيري در درمان سرطان شده است و هر موفقيتي باعث نزديک شدن تحقيقات به نتيجه نهايي که همان کنترل سرطان است مي شود . برخي پروژه ها ي در دست مطالعه عبارتند از : روشهاي جديد پرتو درماني ، شيوه هاي نوين شيمي درماني ، داروهاي جديد ضد سرطان و ترکيب آنها ، درمانهاي زيست شناختي ، پيوند مغز استخوان ، پيوند سلولهاي مادر خون محيطي ، و راههاي جديد براي ترکيب درمانهاي مختلف . در برخي تحقيقات نيز هدف يافتن راهي براي کاهش عوارض جانبي درمان و بهبود کيفيت زندگي بيمار مي باشد . بيماراني که در اين مطالعات مشارکت فعال دارند ، ضمن اينکه در پيشرفت علم پزشکي سهيم هستند ، اين شانس را دارند تا از نتايج مثبت و اميد وار کننده روشهاي جديد درماني بهره مند شوند . عوارض جانبي درمان : درمان هاي لنفوم غير هوچکين بسيار قوي است ، خيلي مشکل است که بتوان درمان را صرفا به نابودي سلولهاي سرطاني محدود کرد. از آنجائيکه درمان به سلولهاي بافتهاي سالم نيز آسيب مي رساند اغلب بيماران دچار عوارض جانبي مي شوند . عوارض ناشي از درمان سرطان بطور عمده به نوع و گستردگي درمان بستگي دارد . نوع عوارض از فردي به فرد ديگر و همچنين از درماني به درمان ديگر متفاوت است . پزشکان و کادر پرستاري مي توانند بيماران را از اين عوارض جانبي آگاه نمايند ضمن اينکه مي توانند به کاهش و کنترل خيلي از اين علائم که در طي يا بعد از درمان اتفاق مي افتد ، کمک نمايند . شيمي درماني : بروز عوارض در شيمي درماني در درجه اول به نوع داروها و مقدار مصرف آنها بستگي دارد . مثل روشهاي ديگر درمان ، عوارض جانبي از فردي به فرد ديگر متفاوت خواهد بود . داروهاي ضد سرطان عمدتا سلولهايي را که بسرعت تقسيم مي شوند ، تحت تاثير قرار مي دهند . علاوه بر سلولهاي سرطاني ، سلولهاي خوني که با عفونت مبارزه کرده ، به لخته شدن خون کمک مي کنند و نيز اکسيژن را به بافتهاي بدن حمل مي کنند ،‌ از اين ويژگي برخوردارند . بنابراين اگر سلولهاي خوني تحت تاثير داروهاي ضد سرطان قرار گيرند فرد مستعد ابتلا به عفونت شده ، دچار کبودي و خونريزي گشته و ممکن است احساس ضعف و خستگي نمايند . به همين علت است که تعداد سلولهاي خوني در طي شيمي درماني مرتبا اندازه گيري شده و حتي اگر نياز باشد پزشک براي بازگشت سلولهاي خوني به تعداد طبيعي ، درمان را بتعويق مي اندازد . سلولهاي ريشه مو نيز داراي سرعت تقسيم سلولي بالا هستند بنابراين انجام شيمي درماني ممکن است منجر به ريزش موي بيمار شود . ساير عوارض عبارتند از کاهش اشتها ، تهوع و استفراغ ، و يا زخمهاي لب و دهان . برخي بيماران ممکن است سرگيجه و تيره شدن پوست و ناخن را هم تجربه نمايند . اکثر علائم بتدريج و در طي دورانهاي استراحت و بين دو فاز درماني و يا بعد از خاتمه درمان از بين مي روند . بهرحال بايد توجه داشت که تعدادي از داروهاي ضد سرطان خود مي توانند احتمال ابتلا به سرطان ثانويه را در آينده افزايش دهند . شيمي درماني در برخي از مردان و زنان منجر به از دست رفتن باروري مي شود ( قابليت بوجود آوردن بچه ) اين پديده مي تواند موقتي يا دائمي بوده و به نوع داروي مصرفي و سن بيمار بستگي دارد . بهمين خاطر ممکن است براي مردان استفاده از بانک اسپرم قبل از درمان يک گزينه انتخابي باشد . ممکن است دوره هاي قاعدگي خانمها متوقف شده و علائم گر گرفتگي و خشکي واژن ديده شود . احتمال بازگشت دوره هاي قاعدگي بحالت طبيعي در خانمهاي جوان بيشتر است . پرتو درماني : ايجاد عوارض جانبي در پرتو درماني به دوز درمان و ناحيه اي از بدن که بايد تحت تاثير قرار گيرد ، بستگي دارد . در طي پرتو درماني ، بيماران ممکن است فوق العاده خسته شوند . اين حالت خصوصا در طي هفته هاي آخر دوره درماني اتفاق مي افتد . لذا استراحت کردن خيلي مهم است اما معمولا پزشکان به بيماران توصيه مي کنند که هر چقدر مي توانند فعاليت داشته باشند . ريزش مو در نواحي تحت درمان و قرمزي ، خشکي ، افزايش حساسيت و درد ، و نيز خارش شايع است . همچنين ممکن است تيره شدن هميشگي و برنزه شدن پوست را شاهد باشيم . در پرتو درماني سينه و گردن بيماران ممکن است از خشکي و زخمهاي گلو و مشکلات بلع رنج ببرند . در برخي بيماران احساس خواب رفتگي و گز گز کردن در دستها ، پاها و کمر وجود دارد . پرتو درماني به ناحيه شکم ممکن است منجر به تهوع ، استفراغ ، اسهال و مشکلات ادراري شود . در اغلب موارد تغيير در رژيم غذائي و يا داروهاي بيمار باعث ملايم تر شدن اين علائم مي شود . از ديگر عوارض جانبي پرتو درماني مي توان به کاهش تعداد سلولهاي سفيد خون که وظيفه مبارزه با عفونت را دارند اشاره نمود . اگر چنين اتفاق بيفتد بايد شديدا بيماران را از نزديک شدن به منابع عفونت زا بر حذر داشت . در طي پرتو درماني بايد تعداد سلولهاي خوني مرتبا کنترل شود . در برخي موارد ممکن است حتي پرتو درماني را بتعويق انداخت تا سلولهاي خوني بيمار به اندازه طبيعي باز گردند . اگر چه عوارض جانبي ناشي از پرتو درماني مي توانند مشکل زا باشند ، ولي معمولا قابل درمان و کنترل هستند . ذکر اين نکته ضروري است که بدانيم اين عوارض دائمي نيستند . همچنين بيماران ممکن است بخواهند در مورد اثرات بلند مدت پرتو درماني روي باروري و احتمال بوجود آمدن سرطان ثانويه ناشي از پرتو درماني در آينده ، با پزشک خود صحبت نمايند . پيوند مغز استخوان : بيماراني که پيوند مغز استخوان را تجربه کرده اند ، در معرض خطر عفونت ،‌ خونريزي و ساير عوارض جانبي ناشي از مقادير بالاي داروهاي شيمي درماني و پرتو درماني قرار دارند . علاوه بر اين در بيماراني که مغز استخوان فرد ديگري را دريافت مي کنند " بيماري پيوند در برابر ميزبان " (Graft versus host disease = GVHD‌) ممکن است بوجود آيد . در GVHD‌ مغز استخوان پيوند شده به بافتهاي بيمار ( اغلب موارد ، کبد ، پوست و دستگاه گوارش ) حمله ور مي شود . اين بيماري ممکن است خيلي ملايم و يا فوق العاده شديد باشد . و مي تواند در هر زماني حتي در طي سالها بعد از پيوند ظاهر شود ، در حال حاضر داروهايي براي پيشگيري از وقوع GVHD و نيز براي درمان آن ( در صورت بروز ) وجود دارد . درمان زيست شناختي : عوارض جانبي ناشي از اين درمان بر حسب نوع درمان متفاوت است و مي توان به علائم شبيه آنفلوآنزا اشاره کرد که عبارتند از لرز ، تب ، دردهاي عضلاني ، ضعف ، کاهش اشتها ، تهوع ، استفراغ و اسهال . بيماران ممکن است دچار علائم ديگري نظير خونريزي و کبودي ، لکه هاي پوستي و احتباس مايعات شوند . اينها ممکن است خيلي شديد باشند اما معمولا بعد از توقف درمان از بين مي روند . جراحي : شيوع و بروز عوارض در جراحي به محل توده ، نوع عمل ، سلامت عمومي بيمار و ساير عوامل بستگي دارد . اگر چه بيماران در طي چند روز اول بعد از جراحي احساس ناراحتي مي کنند ولي درد را مي توان با دارو کنترل نمود . احساس ضعف و خستگي نيز از علائم شايع است . زمان خلاص شدن از اين علائم در هر بيمار متفاوت است . تغذيه در حين درمان سرطان : منظور از تغذيه مناسب در طي درمان سرطان ، دريافت انرژي ( کالري ) و پروتئين کافي بمنظور پيشگيري از کاهش وزن و همچنين تجديد قوا مي باشد . تغذيه خوب اغلب باعث احساس بهتر در نزد بيماران و افزايش انرژي آنها مي شوند . زيرا بروز عوارض جانبي ناشي از درمان مثل تهوع ، استفراغ و زخمهاي دهاني عمل خوردن را با مشکل مواجه مي سازند . در اغلب موارد طعم غذاها تغيير ميابد . بهمين خاطر بيماران تحت درمان وقتي خسته و ناراحت هستند نمي توانند بطور مطلوب غذا بخورند در اينجاست که نقش پزشک ، پرستار و متخصص تغذيه در راهنمايي بيماران بمنظور تامين انرژي مورد نياز در حين درمان سرطان ، بيشتر به چشم مئ آيد . بهبودي و چشم انداز آينده بيماري : اين حق هر بيمار مبتلا به سرطان است که بداند آينده براي وي چگونه خواهد بود . درک ماهيت سرطان و آنچه انتظارش مي رود به بيماران کمک کند تا طرحهاي درماني را بپذيرند ، تغييراتي در شيوه زندگي خود بوجود آورند و از نظر مسائل مالي تصميم مناسب اتخاذ نمايند . بيماران مبتلا به سرطان به کرات پزشکان و پژوهشگران را در معرض اين سؤال قرار مي دهند که : " آينده من چه خواهد شد ؟ " منظور از پيش آگهي يک بيماري ، پيش بيني روند بيماري در آينده ، نتيجه نهائي بيماري و احتمال بهبودي آن مي باشد ، اما بايد در نظر داشت که اين تنها يک تخمين است وقتي پزشک با بيمار خود در مورد پيش آگهي صحبت مي کند تنها از احتمالات ممکن براي وي خواهد گفت گاهي بيماران از آمار و ارقام کمک مي گيرند تا شانس خود را براي بهبودي بسنجند . اگر چه آمار ، نتايج حاصله از مطالعه روي گروه بزرگي از بيماران است اما بايد توجه داشت که نمي توان بطور يقين آنرا ملاک قرار داد چرا که روند يک بيماري ممکن است از فردي به فرد ديگر متفاوت باشد . عوامل زيادي روي پيش آگهي بيمار مبتلا به لنفوم غير هوچکين وجود دارند که برخي از آنها عبارتند از : نوع و مرحله استقرار سرطان ، سن بيمار ، سلامت عمومي فرد و پاسخ وي به درمان ، بهترين فرد براي ارائه تصويري از آينده بيمار و پزشکي است که نسبت به بيمار و بيماري وي آشنايي کامل دارد . وقتي پزشک از بقاي بيمار صحبت مي کند ، منظور وي بيشتر فرو کشن کردن بيماري است تا بهبودي کامل از سرطان . اگر چه بيشتر بيماران مبتلا به لنفوم غير هوچکين بطور موفقيت آميزي درمان مي شوند ، اما پزشکان از واژه فروکش کردن بيماري استفاده مي کنند زيرا سرطان ممکن است عود يافته و باز گردد . اين نکته مهم است که در باره احتمال عود سرطان با پزشک صحبت کرد . پيگيريهاي مراقبتي : بيماراني که مبتلا به لنفوم غير هوچکين هستند بايد بعد از خاتمه درمان بطور منظم تحت معاينات مراقبتي قرار بگيرند . اين پيگيريها جزئي مهم از طرح کلي درمان است و نبايد از سوي بيماران مورد غفلت و سهل انگاري واقع شود . با پيگيريهاي مداوم و منظم ،اطمينان از پايش بيماران حاصل شده و تغييرات در سلامتي آنها مورد توجه قرار مي گيرد و علاوه بر اين ميتواند باعث تشخيص و درمان زود هنگام سرطان جديد و عود يافته شود . در بين دوره هاي معاينه ،‌ بيماران مبتلا به لنفوم غير هوچکين بايد هر گونه مشکل را به محض مشاهده گزارش نمايند . حمايت و پشتيباني از بيماران مبتلا به سرطان : زندگي توام با بيماريي جدي ، آسان نيست . بيماران سرطاني و افراديکه وظيفه مراقبت از آنها را بعهده دارند ، با مشکلات عديده اي روبرو هستند ، حل اين مشکلات ، هنگاميکه بيماران آگاهيهاي سودمندي دارند و از خدمات حمايتي بهره مي برند بمراتب آسانتر خواهد بود . در اين ميان دوستان و بستگان بيمار نقش حمايتي مهمي را ايفا مي کنند . صحبت کردن بيماران در مورد مشکلات خود با بيماران سرطاني ديگر نيز سودمند است. بيماران سرطاني اغلب همراه با هم و در گروههاي مختلف در يک اقدام مشارکت آميز اطلاعات خود را در حل مشکلات رايج و نيز درمانهاي سود بخش در اختيار يکديگر قرار مي دهند ولي بايد در نظر داشت که مشکلات از فردي به فرد ديگر متفاوت است . درمان و راههاي مبارزه با سرطان که در يک فرد موثر واقع شده است ممکن است براي بيمار ديگر - حتي اگر مبتلا به همان سرطان باشد - حاصلي نداشته باشد . بهتر است هميشه توصيه هاي دوستان و خانواده را با مراکز ذيصلاح در ميان گذاشت . بيماران سرطاني معمولا نگران آينده هستند . نگراني در مورد وضعيت شغلي ، مراقبت از خانواده خود ، انجام فعاليتهاي روزمره و روابط شخصي . همچنين کنجکاوي در مورد آزمايشات ، درمانها ، بستري شدن در بيمارستان ، هزينه هاي درماني را نيز بايد به موارد بالا افزود . پزشکان يا پرستاران و ساير اعضاي تيم پزشکي مي توانند پاسخ سؤالات مربوط به درمان ، کار و ساير فعاليتها را بدهند . همچنين ملاقات با مددکاران اجتماعي ، مشاوران و روانپزشکان و حتي افراد روحاني مي تواند بيماران را در آگاهي نسبت به مشکلات و دغدغه هايشان ياري کند . اغلب يک مددکار اجتماعي مي تواند با دعوت از مراکز که در زمينه توانبخشي ، حمايت عاطفي ، کمکهاي مالي حمل و نقل و يا پرستاري در خانه تجربه دارند به بيماران کمک نمايد .

آشنایی شما با اصطلاحات مورد نیاز

A Acquired immune deficiency syndrome (AIDS) = سندرم نقص ایمنی اکتسابی یک بیماری ویروسی است که منجر به تخریب قدرت دفاعی بدن در مبارزه با عوامل عفونت زا می شود و د رنتیجه بدن را مستعد به ابتلاء به سایر بیماریها می کند A viral disease that destroys the body's ability to fight infections, leaving the body susceptible to many other diseases. Acute = شروع ناگهانی علائم یک بیماری A sudden onset of symptoms or disease. Adenocarcinoma = سرطان غدد مترشحه خارجی به مبحث سرطان مراجعه شود See Carcinoma. Adenoma = آدنوم یک بیماری خوش خیم است که از بافت غده ای شکل تشکیل یافته است بعنوان مثال آدنوم غده هیپوفیز منجر به تولید مقادیر غیر طبیعی هورمونها می شود . A benign tumor made up of glandular tissue. For example, an adenoma of the pituitary gland may cause it to produce abnormal amounts of hormones. دو اندام کوچک نزدیک کلیه ها که هورمونهایی را ترشح می کنند . Adrenal glands = (غدد آدرنال ( فوق کلیوی Two small organs near the kidneys that release hormones. AFP (Alpha fetoprotein) = آلفافتو پروتئین A tumor marker. یکی از نشانگر های وجود توده ( tumor) میباشد Alopecia = طاسی از دست رفتن مو می باشد که ممکن است در تمام بدن من جمله موهای ناحیه سر دیده شود. he loss of hair, which may include all body hair as well as scalp hair. Analgesic =ضد درد هر دارویی که باعث تسکین درد شود . آسپرین و استامینوفن دو نمونه از داروهای ضد درد ملایم می باشند Any drug that relieves pain. Aspirin and acetaminophen are mild analgesics. Anemia =کم خونی حالتی که در اثر کاهش تعداد سلولهای قرمز خون( گلبولهای قرمز) خون پدید می آید و علائمی نظیر خستگی ِ تنگی نفس و ضعف ایجاد می کند A condition in which a decreased number of red blood cells may cause symptoms including tiredness, shortness of breath, and weakness. Anorexia =بی اشتهایی کاهش اشتها و میل به غذا خوردن The loss of appetite. Antibody = پادتن ماده ای که توسط بدن تولید شده و به مقاومت در برابر عفونتها کمک می کند A substance formed by the body to help defend it against infection. Antiemetic agent = داروی ضد تهوع داوریی که مانع ایجاد تهوع و استفراغ شده و یا آنرا کنترل می کند A drug that prevents or controls nausea and vomiting. Antifungal agent = داروی ضد قارچ دارویی که برای درمان عفونتهای قارچی مورد استفاده قرار می گیرد A drug used to treat fungal infections. Antigen = آنتی ژن ماده ای که بدن را به تولید پادتنهای طبیعی تحریک می کند Any substance that causes the body to produce natural antibodies. Antineoplastic agent = داروی ضد سرطان دارویی که باعث پیشگیری، کشتن و مهار رشد و انتشار سلولهای سرطانی می شود A drug that prevents, kills, or blocks the growth and spread of cancer cells. Arrhythmia = آریتمی ها ضربان نامنظم قلب An irregular heartbeat. Aspiration = آسپیراسیون روندی که طی آن مایع یا بافت یا هر دوی آنها از یک ناحیه خاص به ناحیه ای دیگرپس می زند The process of removing fluid or tissue, or both, from a specific area. Autoimmunity =خود ایمنی شرایطی که طی آن سیستم ایمنی بدن به اشتباه بر ضد بافتهای خود بدن جنگیده و آنها را تخریب یا نابود می کند A condition in which the body's immune system mistakenly fights and rejects the body's own tissues. Axilla = حفره زیر بغل حفره زیر بغل The armpit. Axillary nodes =غدد زیر بغل گره های لنفاوی (غدد لنفاوی هم نامیده می شوند) در ناحیه زیر بغل Lymph nodes - also called lymph glands ­ found in the armpit (axilla). ( Barium enema =تنقیه باریم The use of a milky solution (barium sulfate) given by an enema to allow x-ray examination of the lower intestinal tract. استفاده از یک محلول شیری رنگ ( سولفات باریم ) که از طریق تنقیه به بیمار داده شده و عکسبرداری از قسمتهای پایین دستگاه گوارش را بوسیله اشعه ایکس امکانپذیر میسازد Barium swallow = بلع باریم The use of a milky solution (barium sulfate) given orally to allow x-ray examination of the upper intestinal tract. Benign growth =رشد خوش خیم بزرگ شدن و رشد بافتی که سرطانی نبوده و از یک نقطه بدن به نقطه دیگر منتشر نمی شود A swelling or growth that is not cancerous and does not spread from one part of the body to another. Biopsy =تکه برداری برداشتن یک بافت بوسیله عمل جراحی بمنظور مطالعه آن در زیر میکروسکوپ که به تشخیص بیماری کمک می کند The surgical removal of tissue for microscopic examination to aid in diagnosis. Blood cells =سلولهای خونی ساختمانهای کوچکی که توسط مغز استخوان تولید می شوند و شامل سلولهای قرمز( گلبولهای قرمز ) ِ سلولهای سفید ( گلبولهای سفید) و پلاکتهای خون می باشند Minute structures produced in the bone marrow; they consist of red blood cells, white blood cells, and platelets. Blood count = شمارش سلولهای خونی تعداد سلولهای قرمز( گلبولهای قرمز) ِ سلولهای سفید ( گلبولهای سفید) و پلاکتهای خون می باشند The number of red blood cells, white blood cells, and platelets in a sample of blood. Bone marrow = مغز استخوان ماده اسفنجی شکلی که در داخل استخوان یافت می شود . اکثر سلولهای خونی در مغز استخوان تولید می شوند The spongy material found inside the bones. Most blood cells are made in the bone marrow. Bone marrow biopsy and aspiration = تکه برداری و نمونه برداری ازمغز استخوان روشی که طی آن یک سوزن را وارد استخوان کرده و بوسیله آن نمونه ای از مغز استخوان را بر می دارند The procedure by which a needle is inserted into a bone to withdraw a sample of bone marrow. Bone marrow suppression = وقفه مغز استخوان کاهش تولید سلولهای خونی A decrease in the production of blood cells. Bone marrow transplant =پیوند مغز استخوان تزریق مغز استخوان به بیماریکه تحت درمان با مقادیر بالای داروهای شیمی درمانی یا پرتو درمانی قرار دارد ِ در این روش ممکن است از مغز استخوان خود بیمار که در برخی موارد آنر منجمد می کنند استفاده شود The infusion of bone marrow into a patient who has been treated with high dose chemotherapy or radiation therapy. Patients may use their own marrow, which in some cases has been frozen. Allogeneic پیوند مغز استخوان آلوژنیک تزریق مغز استخوان از یک فرد دهنده ( donor ) به دیگری The infusion of bone marrow from one individual (donor) to another. Autologous =پیوند مغز استخوان اتولوگ تزریق مغز استخوان گرفته شده از خود بیمار که قبلا برداشته و ذخیره شده است The infusion of a patient's own bone marrow previously removed and stored. Syngeneic = پیوند مغز استخوان یکسان تزریق معز استخوان در دو قلوهای مشابه از یک قل به قل دیگر The infusion of bone marrow from one identical twin into another. Bone scan =اسکن استخوان تصویر برداری از استخوان بوسیله یک ماده رادیواکتیو که هر گونه ، آسیب ِ بیماری و روند التیامی را نشان می دهد این آزمایش روشی بسیار ارزشمند که در تشخیص انتشار سرطان به استخوان ، موثر بودن درمان ضد سرطان و روند التیامی نواحی درگیر در استخوان بکار می رود A picture of the bones using a radioactive dye that shows any injury, disease, or healing. This is a valuable test to determine if cancer has spread to the bone, if anticancer therapy has been successful, and if affected bony areas are healing. Breast self-examination (BSE) = معاینه پستان بتوسط خود بیمار معاینه پستانها با دست توسط خود بیمار A manual self-examination of the breasts. Bronchoscopy =برونکوسکوپی قرار دادن یک لوله انعطاف پذیر که در انتهای آن یک چراغ قرار دارد بداخل ریه ها از طریق دهان و معاینه ششها و راههای هوایی The insertion of a flexible, lighted tube through the mouth into the lungs to examine the lungs and airways. C Cancer =سرطان گروهی از بیماریها که در آنها سلولهای بدخیم بنحو غیر قابل کنترل رشد کرده و به نواحی دیگر بدن منتشر می شوند A group of diseases in which malignant cells grow out of control and spread to other parts of the body. Cancer in situ =سرطان موضعی مرحله ای که در آن محل سرطان به همان بافتی که در آن شروع شده است محدود می شود The stage where the cancer is still confined to the tissue in which it started. Candidiasis =کاندیدا یک عفونت قارچی شایع A common fungal infection. Carcinogen = سرطانزا ماده ایکه باعث بوجود آمدن سرطان می شود . بعنوان مثال نیکوتین موجود در سیگار یک ماده سرطانزا است که باعث ایجاد سرطان ریه می شود . A substance that causes cancer. For example, nicotine in cigarettes is a carcinogen that causes lung cancer. Carcinoma =کارسینوم نوعی از سرطان که از پوست و یا بافت پوشاننده اندامها شروع می شود A type of cancer that starts in the skin or the lining of organs. Adenocarcinoma = آدنوکارسینوم یک توده بد خیم که از بافتهای غده ای شکل برمی خیزد A malignant tumor arising from glandular tissue. Basal cell carcinoma =سرطان سلول بازال شایعترین نوع سرطان پوست The most common type of skin cancer. Bronchogenic carcinoma = سرطان برنکوژنیک سرطانیکه از ریه ها و یا مجاری هوایی آغاز می شود A cancer originating in the lungs or airways. Cervical carcinoma = سرطان گردن رحم سرطان گردن رحم A cancer of the cervix (the neck of the uterus). Endometrial carcinoma =سرطان مخاط رحم سرطان مخاط رحم A cancer of the lining of the uterus. Squamous cell carcinoma = سرطان اسکوآموس سرطانیکه از پوست و یا سطح اندامهای دیگر مثل دهان ِ گردن رحم و یا ریه ها برمی خیزد Cancer arising from the skin or the surfaces of other structures, such as the mouth, cervix, or lungs. Cardiomegaly =بزرگ شدن اندازه قلب An enlargement of the heart. CAT scan (CT scan) =کات اسکن آزمایشی که طی آن بوسیله رایانه و اشعه X از قسمتهای مختلف بدن تصویربرداری می شود A test using computers and x-rays to create images of various parts of the body. CEA (Carcinoembryonic antigen) =سی -ای -ا از تشانگرهای خونی سرطان A blood tumor marker. Cellulitis = سلولیت التهاب ناحیه ای از بافت پوشاننده پوست The inflammation of an area of the skin (epithelial layer). Central venous catheter =کاتتر مرکزی وریدی وارد کردن یک لوله بداخل یک ورید بزرگ نزدیک قلب و خارج کردن آن از سینه یا شکم ِ با این وسیله می توان داروها، مایعات و فراورده های خونی را به بیمار داد و یا از وی نمونه های خونی گرفت ( نمونه هایی از این کاتترهای داخل وریدی Hickman , Groshong , Broviac و غیره می باشند ) A special intravenous tubing that is surgically inserted into a large vein near the heart and exits from the chest or abdomen. The catheter allows medications, fluids, or blood products to be given and blood samples to be taken. (Examples of types of central venous catheters are Broviac, Groshong, Hickman, etc.) Cervical nodes=گره های لنفاوی گردن Lymph nodes in the neck. Chemotherapy =شیمی درمانی درمان سرطانها بوسیله دارو The treatment of cancer with drugs. Adjuvant chemotherapy =شیمی درمانی کمکی انجام شیمی درمانی بمنظور نابود کردن سلولهای باقیمانده ، این کار معمولا بعد از اینکه خود توده سرطانی بوسیله عمل جراحی یا پرتو درمانی برداشته شد انجام می شود Chemotherapy given to kill any remaining cancer cells, usually after all detectable tumor is removed by surgery or radiotherapy. Combination chemotherapy =استفاده بیش از یک دارو برای درمان سرطان The use of more than one drug during cancer treatment. Chronic =مزمن ماندگاری یک بیماری برای مدت زمان زیاد Persisting over a long period of time. Colonoscopy =بازدید قولون با دستگاه روشی برای مشاهده روده بزرگ از طریق یک لوله انعطاف پذیر که در انتهای آن یک لامپ قرار دارد A procedure to look at the colon or large bowel through a lighted, flexible tube. Colony-stimulating factor (CSF) =ماده ای قابل تزریق برای تحریک مغز استخوان به تولید سلولهای بیشتر An injectable substance used to stimulate the bone marrow to produce more cells. Colostomy =کولوستومی عمل جراحی که طی آن روده بزرگ به جدار شکم باز شده و مدفوع بداخل یک کیسه جمع آوری ِ وارد می شود A surgical procedure by which an opening is created between the colon and the outside of the abdomen to allow stool to be emptied into a collection bag. Colposcopy =کولپوسکوپی یک روش برای معاینه واژن و گردن رحم بوسیله ابزاریکه کولپوسکوپ Colposcope نامیده می شود Examination of the vagina and cervix with an instrument called a colposcope. Congestive heart failure =نارسایی احتقانی قلب افزایش تجمع مایع در ریه ها یا اندامها یا هردو خصوصا پاها این حالت زمانی اتفاق می افتد که قلب قادر به پمپاژ مناسب خون نباشد A buildup of fluid in the lungs or extremities, or both (especially the legs). This occurs if the heart cannot pump the blood adequately. Cyst =کیست تجمع مایع و یا یک ماده نیمه جامد داخل یک کیسه An accumulation of fluid or semisolid material within a sac. Cystitis =التهاب مثانه An inflammation of the bladder. D Drug resistance = مقاومت دارویی مقاوم شدن سلولها در برابر اثرات یک داروی خاص The result of cells' ability to resist the effects of a specific drug. Dysphagia = اشکال د ر بلعید ن Difficulty in swallowing. Dyspnea =تنگی نفس اشکال یا درد در تنفس، کم آوردن بهنگام تنفس Difficult or painful breathing; shortness of breath. Dysuria =سوزش ادرار احساس درد و سوزش بهنگام ادرار کردن Difficult or painful urination. E Edema =ورم تجمع مایع در قسمتی از بدن The accumulation of fluid in part of the body. Effusion =افوزیون تجمع مایع در حفره های بدن که معمولا در محل الحاق دو بافت بوجود می آید بعنوان مثال تجمع مایع بین دو لایه پرده پلور( بافت پوشانند ریه ها) A collection of fluid in a body cavity, usually between two adjoining tissues. For example, a pleural effusion is the collection of fluid between two layers of the pleura (the lung's covering). Electrocardiogram (EKG or ECG) =نوار قلبی آزمایشی که فعالیت الکتریکی قلب را ثبت می کند A test that takes recordings of the electrical activity of the heart. Endoscopy = آندوسکوپی روشی برای مشاهده اندامهای داخل بدن مثل مری و معده A procedure looking at the inside of body cavities, such as the esophagus (food pipe) or stomach. Erythema =قرمزی پوست Redness of the skin. Erythrocyte = گلبول قرمز سلولهای قرمز خون ( گلبولهای قرمز) که اکسیژن را به سلولهای بدن حمل کرده و دی اکسید کربن را از سلولهای بدن بطرف ریه ها می برند The red blood cell that carries oxygen to body cells and carbon dioxide away from body cells. Esophagitis=التهاب مری Inflammation of the esophagus (food pipe). Estrogen = استروژن یک هورمون زنانه که در درجه اول بوسیله تخمدانها تولید می شود A female hormone produced primarily by the ovaries. Estrogen receptor assay (ER assay) =سنجش گیرنده استروژن آزمایشی که بوسیله آن می توان دریافت آیا سرطان پستان توسط هورمون استروژن تحریک می شود ؟ A test that determines if breast cancer is stimulated by the hormone estrogen. Excision =بریدن برداشت بافت بوسیله عمل جراحی Surgical removal. Extravasation =نشت تشت مایع یا مواد دارویی از سیاهرگها به بافتهای اطراف محل تزریق این پدیده می تواند منجر به آسیب بافتی شود . The leaking of intravenous fluids or medications into tissue surrounding the infusion site. Extravasation may cause tissue damage. F Fine-needle aspirate =بیوپسی سوزنی روشی که طی آن یک سوزن را تحت بی حسی موضعی ِ وارد بافت می کنند تا به ارزیابی محلهای مشکوک از نظر بیماری در بافت مورد نظر بپردازند . A procedure in which a needle is inserted, under local anesthesia, to obtain a sample for the evaluation of suspicious tissue. Fistula =فیستول یک راه غیر طبیعی بین دو ناحیه از بدن An abnormal opening between two areas of the body. Frozen section= فروزن سکشن روشی که در آن بافتی برداشته شده و بلافاصله منجمد می شود تا پزشک آسیب شناس( پاتولوژیست) به مطالعه آن در زیر میکروسکوپ بپردازد . A technique in which tissue is removed and then quick-frozen and examined under a microscope by a pathologist. G Granulocyte =گرانولویست نوعی از سلولهای سفید خون( گلبولهای سفید) که باکتریها را نابود می کنند . A type of white blood cell that kills bacteria. Groshong catheter =کاتاترکرو به عنوان کاتترهای داخل وریدی مراجعه کنید See Central venous catheter. Guaiac test =آزمایش گایاک آزمایشی جهت یافتن خون مخفی در مدفوع A test that checks for hidden blood in the stool. H Hematocrit (Hct) =هماتوکریت درصد سلولهای قرمز( گلبولهای قرمز) خون The percentage of red blood cells in the blood. A low hematocrit measurement indicates anemia. Hematologist =متخصص خون پزشکی که در شناخت و درمان مشکلات مربوط به خون و مغز استخوان تخصص دارد A doctor who specializes in the problems of blood and bone marrow. Hematology =خون شناسی علم مطالعه خون The science that studies the blood. Hematuria وجود خون در ادرار Blood in the urine. Hemoccult (Guaiac) test =خون ناپیدا آزمایشی جهت یافتن خون مخفی در مدفوع A test that checks for hidden blood in the stool. Herpes simplex =تب خال شایعترین بیماری ویروسی که اغلب باعث زخم در نواحی اطراف دهان می شود و بطور شایع" زخمهای سرد" نامیده می شوند The most common virus that causes sores often seen around the mouth, commonly called cold sores. Herpes zoster =زونا ویروسی که اطراف برخی رشته های عصبی خاص تجمع کرده و باعث تاول ِ و تورم و درد می شوند . این حالت را shingles نیز می نامند . A virus that settles around certain nerves causing blisters, swelling, and pain. This condition is also called shingles. Hickman catheter =کاتاترهیکن به عنوان " کاتترهای داخل وریدی " مراجعه کنید A special intravenous tubing that is surgically inserted into a large vein near the heart. See central venous catheter. Hodgkin's disease =بیماری هوچکین سرطانی که گره های لنفاوی را در گیر می کند به مبحث لنفوم مراجعه کنید A cancer that affects the lymph nodes. See Lymphoma. Hormones =هورمون ها موادی که توسط اندامهای زیادی در بدن تولید شده و وظیفه تنظیم رشد ِ سوخت و ساز و تولید مثل را برعهده دارند Substances secreted by various organs of the body that regulate growth, metabolism, and reproduction. Hospice حس نیاز به مراقبتهای ویژه جهت رفع احتیاجات بیمار و خانواده وی که معمولا درمراحل انتهایی یک بیماری بوجود می آید این مراقبتها در خانه یا بیمارستان و توسط کادر مجرب و آموزش دیده و از متخصصان صورت می گیرد . A concept of supportive care to meet the special needs of patients and family during the terminal stages of illness. The care may be delivered in the home or hospital by a specially trained team of professionals. Human immunodeficiency virus (HIV) ویروس مولد ایدز The virus that causes AIDS. Human leukocyte antigen test (HLA) یک آزمایش ویژه خونی است که در آن سازگاری خون یا مغز استخوان فرد دهنده را با فرد گیرنده جهت انتقال خون یا پیوند اعضاء بررسی می کنند . A special blood test used to match a blood or bone marrow donor to a recipient for transfusion or transplant. Hyperalimentation تجویز داخل وریدی محلولهای فوق العاده مغذی The intravenous administration of a highly nutritious solution. I Ileostomy عمل جراحی که در آن یک منفذ از شکم به روده باریک ایجاد می شود تا مدفوع بتواند بداخل یک کیسه جمع آوری و تخلیه گردد . A surgical opening in the abdomen connected to the small intestine to allow stool to be emptied into a collection bag. Immunity (Immune system) = دستگاه ایمنی قابلیت دفاعی و مبارزه بدن در برابر عفونت و بیماری The body's ability to fight infection and disease. Immunosuppression ضعف دستگاه ایمنی بدن که منجر به کاهش قابلیت دفاعی و مبارزه آن در برابر بیماریها می شود Weakening of the immune system that causes a lowered ability to fight infection and disease. Immunotherapy =ایمنی درمانی تحریک مصنوعی دستگاه ایمنی بدن بمنظور درمان و مبارزه با بیماری The artificial stimulation of the body's immune system to treat or fight disease. Infiltration نشت مایع یا دارو بداخل بافتها که میتواند منجر به تورم شود The leaking of fluid or medicines into tissues, which can cause swelling. Infusion وارد کردن مایعات یا داروها بداخل جریان خون در طی یک زمان مشخص Delivering fluids or medications into the bloodstream over a period of time. Infusion pump = پمپ تزریق وسیله ای که مقادیر معینی مایع یا دارو را طی یک زمان مشخص وارد جریان خون می کند A device that delivers measured amounts of fluids or medications into the bloodstream over a period of time. Injection تزریق دارو به بدن بوسیله یک سوزن و سرنگ Pushing a medication into the body with the use of a syringe and needle. Intramuscular (IM) injection =تزریق عضلانی تزریق به عضله Into the muscle. Intravenous (IV) injection =تزریق وریدی تزریق به سیاهرگ Into the vein. Subcutaneous injection= تزریق زیر جلدی تزریق به بافت چربی زیر پوست Into the fatty tissue under the skin. Interferon یک ماده شیمیایی طبیعی که توسط خود بدن و در پاسخ به عفونتهای ویروسی ترشح می شود . همچنین از اینترفرون صناعی بعنوان یکی از روشهای ایمنی درمانی استفاده می شود . A naturally produced chemical released by the body in response to viral infections. Interferon can be artificially produced and used as a form of immunotherapy. Interleukin یک ماده شیمیایی طبیعی که توسط بدن ترشح می شود A naturally produced chemical released by the body. L Laryngectomy برداشتن حنجره توسط جراحی The surgical removal of the larynx. Lesion یک بر آمدگی یا آبسه که می تواند ناشی از صدمه یا بیماری ( مثل سرطان ) باشد. A lump or abscess that may be caused by injury or disease, such as cancer. Leukemia =لوسمی سرطان خون سلولهای سفید( گلبولهای سفید) ممکن است بیش از اندازه تولید شده و قادر به انجام عملکرد طبیعی خود نباشند Cancer of the blood. White blood cells may be produced in excessive amounts and are unable to work properly. Leukocyte =لکوسیت به سلولهای سفید خون( گلبولهای سفید ) مراجعه کنید See White blood cell. Leukopenia =لو کوپنی کاهش تعداد سلولهای سفید خون( گلبولهای سفید ) A low number of white blood cells. Lumpectomy مراجعه کنید Mastectomy - Segmentalبه مبحث See Mastectomy-Segmental. Lymphangiogram آزمایشی برای مشاهده گره های لنفاوی A test to look at the lymph nodes. Lymphatic system شبکه ای شامل گره های لنفاوی ، مایع لنف و رگهای لنفی که بعنوان سیستم تصفیه کننده خون عمل می کند . A network that includes lymph nodes, lymph, and lymph vessels that serves as a filtering system for the blood. Lymphedema تورم ناشی از انسداد گره های لنفاوی سرطانی و یا برداشتن این گره ها بوسیله عمل جراحی Swelling either from obstructed cancerous lymph nodes or from surgically removed lymph nodes. Lymph nodes = گره های لنفاوی صدها اندام بیضی شکل کوچک که حاوی مایع لنفی می باشند ِ گره های لنفی بعنوان اولین خط دفاعی در برابر عفونتها و سرطان بحساب می آیند . Hundreds of small oval bodies that contain lymph. Lymph nodes act as our first line of defense against infections and cancer. Lymphocytes = لنفوسیت نوعی از سلولهای سفید خون( گلبولهای سفید ) که ویروسها رانابود کرده و به دفاع از بدن در برابر تهاجم اجسام خارجی می پردازند . White blood cells that kill viruses and defend against the invasion of foreign material. Lymphoma = لنفوم سرطان دستگاه لنفاوی، پزشکان انواع مختلف لنفوم را بر اساس نوع سلول تشکیل دهنده توده سرطانی تقسیم بندی می کنند . انتخاب روش درمانی به نوع سلول تشکیل دهنده توده سرطانی بستگی دارد . A cancer of the lymphatic system. Doctors differentiate the different lymphomas by the type of cell that is involved in the makeup of the tumor. Treatments depend on the type of cell that is seen. M Malignant tumor = توده سرطانی بدخیم توده ای متشکل از سلولهای سرطانی که قابلیت انتشار به قسمتهای دیگر بدن را دارند . A tumor made up of cancer cells of the type that can spread to other parts of the body. Mammogram (Mammography) = ماموگرافی تصویر برداری از پستانها با مقادیر پایین اشعه X که می تواند هرگونه رشد غیر طبیعی و یا وجود کیست در پستانها را نشان می دهد A low-dose x-ray / picture of the breasts to determine whether abnormal growths or cysts are present. Mastectomy برداشتن سینه ها بوسیله عمل جراحی The surgical removal of the breast. Mastectomy - Segmental (lumpectomy) برداشتن توده و بخشی کوچک از بافت اطراف پستان Removal of the lump and a small amount of surrounding breast tissue. Mastectomy - Simple (modified mastectomy) =برداشتن کل پستان Removal of the entire breast. Mastectomy - Radical برداشتن کل پستان بهمراه عضله زیر آن و گره های لنفاوی زیر بغل Removal of the entire breast along with underlying muscle and lymph nodes of the armpit. Melanoma =ملانوم سرطان سلولهای رنگدانه ای پوست یا شبکیه چشم A cancer of the pigment-forming cells of the skin or the retina of the eye. Metastasize = متاستاز انتشار سلولهای سرطانی از محل اولیه سرطان به نقاط دیگر بدن بعنوان مثال در سرطان پستان سلولهای سرطانی به استخوان منتشر می شوند . To spread from the first cancer site, for example, breast cancer that spreads to the bone. Monoclonal antibodies تولید پادتن های صناعی بمنظور یافتن نقاط هدف روی سلولهای سرطانی برای مقاصد تشخیصی و درمانی Artificially manufactured antibodies specifically designed to find targets on cancer cells for diagnostic or treatment purposes. MRI (Magnetic resonance imaging) آزمایشی پیشرفته برای تهیه تصاویر عمقی از اندامها و ساختمانهای داخل بدن A sophisticated test that provides in-depth images of organs and structures in the body. Mucosa (Mucous membranes) بافت پوششی دهان و دستگاه گوارش . The lining of the mouth and gastrointestinal tract. Mucositis التهاب و تورم بافت پوششی دهان و دستگاه گوارش . Inflammation of the lining of the mouth or gastrointestinal tract. Myelogram تزریق ماده حاجب به ستون مهره ها سپس تصویربرداری از ستون مهره ها با اشعه ایکس بمنظور یافتن هر گونه آسیب در طناب نخاعی An x-ray procedure by which a dye is injected into the spinal column to show any pathology of the spinal cord. Myeloma = میلوم توده بدخیم سرطانی مغز استخوان که باتولید غیر طبیعی پروتئینها همراه است . A malignant tumor of the bone marrow associated with the production of abnormal proteins. Myelosuppression کاهش تولید سلولهای قرمز خون ( گلبولهای قرمز ) ِ پلاکتها ِ و برخی از سلولهای سفید خون ( گلبولهای سفید ) توسط مغز استخوان A decrease in the production of red blood cells, platelets, and some white blood cells by the bone marrow. N Neoplasm رشد بافت و یا سلولهای جدید ِ توده ای که عموما بدخیم است . A new growth of tissue or cells; a tumor that is generally malignant. Neutropenia = نوتروپنی کاهش تعداد نوتروفیلها که نوعی از سلولهای سفید خون ( گلبولهای سفید ) می باشند A decreased number of neutrophils, a type of white blood cell. Non-Hodgkin's lymphoma = لنفوم غیر هوچکین سرطان دستگاه لنفاوی ِ لنفوم غیر هوچکین در ارتباط با بیماری هوچکین می باشد اما نوع سلولهای آن متفاوت است به مبحث لنفوم مراجعه نمایید . A cancer of the lymphatic system. Non-Hodgkin's lymphoma is related to Hodgkin's disease but is made up of different cell types. See Lymphoma. O OCN (Oncology certified nurse) پرستاری که تمام دوره های آموزشی مورد نیاز در سرطان شناسی را به پایان رسانده و گواهی مورد نظر را دریافت کرده است A registered nurse who has met the requirements and successfully completed a certification examination in oncology. Oncologist = سرطان شناس پزشک متخصص در سرطان شناسی A doctor who specializes in oncology. Oncology = سرطان شناسی علم مطالعه و درمان سرطان ِ پزشک متخصص در این امر سرطان شناس نامیده می شود The study and treatment of cancer. Doctors who specialize in oncology are called oncologists. Oncology clinical nurse specialist پرستار دارای لیسانس در امر آموزش و درمان بیماران سرطانی A registered nurse with a master's degree who specializes in the education and treatment of cancer patients. P Palliative treatment = درمان تسکین بخش درمانی که هدف از آن صرفا تسکین درد و تخفیف علائم بیماری است نه معالجه کامل آن Treatment aimed at the relief of pain and symptoms of disease but not intended to cure the disease. Pap (Papanicolaou) smear =تست پاپ اسمیر = آزمایشی برای تشخیص سرطان گردن رحم A test to detect cancer of the cervix. Paracentesis =پاراسنتز کشیدن مایع از شکم با استفاده از بی حسی موضعی Removing fluid from the abdomen using local anesthesia and needle and syringe. Pathological fracture شکستگی استخوان که معمولا ناشی از سرطان و یا برخی بیماریها می باشد A break in a bone usually caused by cancer or some disease condition. Pathology = آسیب شناسی علم مطالعه بیماریها با معاینه بافتها و مایعات بدن و در زیر میکروسکوپ ِ پزشک متخصص در این امر آسیب شناس نامیده می شود . The study of disease by the examination of tissues and body fluids under the microscope. A doctor who specializes in pathology is called a pathologist. Petechiae = پتشی خونریزیهای ظریف زیر پوستی که معمولا ناشی از تعداد کم پلاکتها می باشد Tiny areas of bleeding under the skin, usually caused by a low platelet count. Phlebitis = فلبیت التهاب دردناک سیاهرگها A painful inflammation of the veins. Photosensitivity حساسیت بیش از اندازه به نور خورشید که فرد را مستعد آفتاب سوختگی می کند . این حالت می تواند یکی از عوارض جانبی برخی داروهای ضد سرطان و پرتو درمانی باشد . Extreme sensitivity to the sun, leaving the patient prone to sunburns. This can be a side effect of some cancer drugs and radiation. Placebo ماده ای بی اثر که اغلب در تحقیقات بالینی بعنوان وسیله ای برای مقایسه روشهای مختلف درمانی بکار می رود . An inert substance often used in clinical trials for comparison. Platelet (Plt) نوعی از سلولهای خونی که مسئول تشکیل لخته هستند Cells in the blood that are responsible for clotting. Platelet count = شمارش پلاکت تعداد پلاکتها در یک نمونه خونی The number of platelets in a blood sample. Polyp رشد یک بافت که بداخل حفره بدن بیرون می زند . نظیر پولیپ رکتوم و بینی ِ پولیپها ممکن است خوش خیم یا بد خیم باشند . A growth of tissue protruding into a body cavity, such as a nasal or rectal polyp. Polyps may be benign or malignant. Port - Implanted کاتتر متصل به یک صفحه که باعمل جراحی درست در زیر پوست سینه یا شکم کاشته می شود . باقرار دادن یک لوله درمسیر جریان خون از طریق سرخرگ یا سیاهرگ ، مایعات ِ داروها یا فرآورده ها خونی را می توان تزریق نمود و یا اقدام به گرفتن نمونه های خونی با استفاده از سوزن چسبیده به صفحه کرد نمونه هایی از انواع این کاتترها عبارتند از lifeport , Infusaport , port - o -cath A catheter connected to a quarter-sized disc that is surgically placed just below the skin in the chest or abdomen. The tube is inserted into a large vein or artery directly into the bloodstream. Fluids, drugs, or blood products can be infused, and blood can be drawn through a needle that is stuck into the disc. Examples: Port-o-cath, Infusaport, Lifeport. Port - Peritoneal یک کاتتر متصل به صفحه ای با اندازه 1/4 که بوسیله عمل جراحی در شکم قرار می گیرد . این کاتتر برای تزریق داروهای شیمی درمانی به حفره صفاقی( حفره شکمی) بکار برده می شود . A catheter connected to a quarter-sized disc that is surgically placed in the abdomen. The catheter is inserted to deliver chemotherapy to the peritoneum (abdominal cavity). Primary tumor محل اولیه ایجاد سرطان ِ بعنوان مثال سرطان پستانی که به استخوان انتشار یافته است کماکان سرطان پستان نامیده می شود . The original cancer site. For example, breast cancer that has spread to the bone is still called breast cancer. Progesterone = پروژسترون یکی از هورمونهای زنانه که بوسیله تخمدانها ترشح می شود . One of the female hormones produced by the ovaries. Progesterone-receptor assay = آزمایش سنجش گیرنده پرژسترون آزمایشی برای پی بردن به این نکته که آیا سرطان پستان بوسیله هورمون پروژسترون تحریک می شود یا خیر . A test that determines if breast cancer is stimulated by the hormone progesterone. Prognosis = پیش آگهی تنیجه نهایی یک بیماری و امید به زندگی . The projected outcome of a disease; the life expectancy. PSA (Prostate-specific antigen) یک نشانگر برای تشخیص بیماری خوش خیم یا بدخیم پروستات . A marker used to determine prostate disease; it may be benign or malignant. Prosthesis جایگزینی بخشی از بدن که از بین رفته بوسیله اندام مصنوعی Artificial replacement of a missing body part. Protocol طرح درمانی A treatment plan. R Radiation therapy استفاده از اشعه ایکس برای آسیب رساندن ویا کشتن سلولهای سرطانی X-ray treatment that damages or kills cancer cells. Radiologist پزشکی که د ر استفاده از اشعه ایکس برای تشخیص و درمان بیماریها تخصص دارد . A doctor who specializes in the use of x-rays to diagnose and treat disease. Recurrence = عود The reappearance of a disease after a period of remission. Red blood cells (Erythrocytes) ظهور مجدد بیماری بعد از اینکه آن بیماری برای یک دوره زمانی خاموش شده بود . Cells in the blood that deliver oxygen to tissues and take carbon dioxide from them. Red blood count (RBC) سلولهای قرمز( گلبولهای قرمز) د ر یک نمونه خونی The number of red blood cells seen in a blood sample. Regression توقف رشد سرطان و کوچک شدن آن The shrinkage of cancer growth. Relapse = عود ظهور مجدد بیماری بعد از اینکه مدتی متوقف شده بود . The reappearance of a disease after its apparent cessation. Remission = تخفیف از بین رفتن کامل یانسبی علائم یک بیماری Complete or partial disappearance of the signs and symptoms of disease. Risk factor = عوامل خطر ساز هر عاملی که باعث افزایش شانس ابتلاء بیمار به سرطان شود بعنوان مثال سیگار و سرطان ریه Anything that increases a person's chances of developing cancer, for example, smoking and lung cancer. S Sarcoma توده بدخیم سرطان عضلات یا بافت همبند نظیر استخوان و غضروف A malignant tumor of muscles or connective tissue such as bone and cartilage. Chondrosarcoma = سرطان غضروف که معمولا در نزدیک انتهای استخوانهای بلند ایجاد می شود A malignant tumor of cartilage that usually occurs near the ends of the long bones. Ewing's sarcoma = سرطانی که از استخوان شروع می شود و استخوان اندامها را تحت تاثیر قرار می دهد این سرطان اغلب قبل از 20سالگی شروع می شود . A malignant tumor starting in bone, affecting the bones of extremities. It often appears before the age of 20. Shingles به مبحث زونا Herpes Zosterمراجعه کنید . See Herpes zoster. Side effects = عوارض جانبی اثرات ثانویه و ناخواسته داروهای درمانی Secondary effects of drugs used for disease treatment. Sigmoidoscopy مشاهده رکتوم، راست روده و بخشهای پایینی روده بزرگ با استفاده از یک وسیله لوله ای شکل بنام سیگمووئیدوسکوپ The visual examination of the rectum and lower colon using a tubular instrument called a sigmoidoscope. Sputum = خلط ترشحات تولید شده بوسیله ریه ها Secretions produced by the lungs. Staging = مرحله بندی مشخص کردن حدود گسترش سرطان در بدن Determination of extent of the cancer in the body. Steroids نوعی از هورمونها A type of hormone. Stoma باز کردن یک راه مصنوعی بین دو حفره از بدن و یا یک حفره و سطح بدن An artificial opening between two cavities or between a cavity and the surface of the body. Stomatitis التهاب گذرا و زخم شدن دهان Temporary inflammation and soreness of the mouth. Systemic disease بیماری که روی تمام بدن تاثیر می گذارد تا روی یک اندام خاص . A disease that affects the entire body instead of a specific organ. T Taste alteration = تغییر ذائقه تغییر موقتی در حس چشایی A temporary change in taste perception. Testicular self-examination (TSE) روش ساده ای برای معاینه بیضه ها توسط خود بیمار A simple manual self-examination of the testes. Thoracentesis (Pleural tap) برداشت مایع از فضای بین 2 لایه پرده پوشاننده ریه ها A procedure to remove fluids from the area between the two layers (pleura) covering the lung. Thrombocytopenia کاهش غیر طبیعی تعداد پلاکتها( ترومبوسیت ها ) اگر این کاهش خیلی زیاد باشد منجر به خونریزی خواهد شد . An abnormally low number of platelets (thrombocytes). If the platelet count is too low, bleeding could occur. Tracheostomy ایجاد یک مسیر از نای به گردن بوسیله عمل جراحی برای ایجاد یک مسیر هوایی مصنوعی A surgical opening through the trachea in the neck to provide an artifical airway. Tumor = توده افزایش غیر طبیعی رشد سلولها توده ها می توانند خوش خیم یا بد خیم باشدند An abnormal overgrowth of cells. Tumors can be either benign or malignant. U Ultrasound examination = اولترا سونو گرافی استفاده از امواج صوتی با فرکانس بالا برای کمک به تشخیص The use of high frequency sound waves to aid in diagnosis. Ureterostomy عمل جراحی که طی آن اتصال حالبها به مثانه قطع شده و در عوض حالبها را از طریق یک منفذ به جدار شکم باز می کنند تا ادرار در داخل یک کیسه جمع آوری شود . A surgical procedure consisting of cutting the ureters from the bladder and connecting them to an opening (see Stoma) on the abdomen, allowing urine to flow into a collection bag. V Venipuncture وارد کردن سوزن به سیاهرگ بمنظور گرفتن نمونه خون تزریق داخل وریدی مایعات و داروها Puncturing a vein in order to obtain blood samples, to start an intravenous drip, or to give medication. Vesicant عاملی که باعث ایجاد طاول می شود . A medication or agent that may cause blistering. Virus = ویروس یک عامل عفونت زای خیلی ظریف که از باکتری کوچکتر می باشدِ سرماخوردگی توسط ویروس ایجاد می شود ِ و نیز ویروس تب خال باعث ایجاد زخمهای سرد( cold sores ) می گردد . A tiny infectious agent that is smaller than bacteria. The common cold is caused by a virus, and the herpes simplex virus causes cold sores. W White blood cells (WBC) = (سلولهای سفید خون ( گلبولهای سفید یک اصطلاح کلی برای نامیدن انواع متعددی سلول که وظیفه جنگیدن در برابر میکروبها ِ عفونتها و عوامل حساسیت زا را بر عهده دارند ِ انواع خاص سلولهای سفید( گلبولهای سفید) شامل گرانولوسیتها و لنفوسیتها هستند . General term for a variety of cells responsible for fighting invading germs, infection, and allergy-causing agents. Specific white blood cells include granulocytes and lymphocytes. White blood count (WBC) تعداد حقیقی سلولهای سفید خون گلبولهای سفید در یک نمونه خونی The actual number of white blood cells seen in a blood sample. X X-ray تا باندن امواج الکترو مغناطیس پر انرژی برای تشخیص و درمان بیماری روشی تشخیصی با استفاده از انرژی بالا بمنظور مشاهده اندامهای داخلی بدن ، به مبحث پرتو درمانی( Radiation tearapy) مراجعه کنید .

فشار رواني بر پزشکان متخصص سرطان

معمولا به طور کلي پزشکان به عنوان يک گروه استرس را بسيار خوب تحمل مي کنند. پزشکان افرادي هستند که بسيار کار ميکنند و شخصيت سرسختي پيدا مي نمايند. بهتر از ساير صاحبان حرف کار مي کنند و کار روزانه را با آغوش باز استقبال مي نمايند. همواره در کنترل اوضاع هستند و نمي گذارند که کار زياد موجب کار نادرست و نامعقول شود. پزشکان کم استراحت مي کنند و کمتر به تقاضاي کار اضافه نه ميگويند. اغلب پزشکان در خانه نيستند و همسران ناراضي دارند. کم مي خوابند، خستگي مزمن دارند و نمي توانند از ديدار رقيب خود داري کنند. شيمي درماني، تهوع و استفراغ بيمار، ريزش مو و زشت شدن بيمار موجب نارضايتي از کار در پزشکان متخصص سرطان مي شود. اعمال درمانهايي که عوارض بدي دارند، درمان همکاران سرطاني، احساس گناه بيمورد و افسوس همه موجب فشار رواني بر پزشک متخصص سرطان مي گردد. عوارض رواني در پزشکان بسيار زياد است. پناه بردن به الکل، دارو و خود کشي از جمله عوارض کاري پزشکان است. در امريکا در هر سال حدود صد مورد خودکشي از اين نوع ديده مي شود، 70 درصد پزشکان امريکا الکلي مي شوند و دو تا سه درصد آنها قرص خارج از اندازه مصرف مي کنند. علائم خستگي عاطفي و ناتواني پزشکان عدم علاقه به کار و يا کاهش علاقه به کار، احساس اجبار براي رفتن به سر کار، اضطراب مزمن، زود از کوره در رفتن، زود رنجي و عصبانيت مزمن ، بي خوابي و کم خوابي، زود بيدار شدن، سردرد، درد بدن از علائم خستگي و آزردگي عاطفي پزشکان هستند. استراحت کافي و استفاده از مرخصي در طول سال و در فرصتهاي مناسب مي تواند از بروز آزردگي هاي عاطفي در پزشکان بکاهد. چگونه مي توان به متخصص سرطان کمک کرد؟ بهترين کمک رواني براي متخصصين سرطان آن است که در او احساس اطمينان پيدا شود که آنچه انجام مي دهد مثبت است و براي رسيدن به اين هدف نياز به آموزش است. بايد بهترين درمانهارا به او آموخت و مواظبت نمود که پزشک متخصص سرطان به کوچکترين درمان نيز توجه کافي نشان دهد. درعين حال بايد به او آگاهي داد که محدوديتهاي درماني کدامند. ايجاد گروههاي درماني و همکاري و حمايت گروهي از فعاليت هاي درماني پزشک متخصص سرطان ضروري است. همچنين بايد از پزشک متخصص سرطان به عنوان رهبر تيم درماني مشتمل بر پرستاران آزموده، کارشناس تغذيه، مددکار اجتماعي که همکاري درمان بيماران سرطاني را به عهده دارند حمايت کنند. بايد پزشکان همکار را به وجود راههاي درماني آگاهي داد و حمايت جامعه را براي بيماران بدون امکانات مادي جلب نمود. تشکيل گروههاي مددکاري براي کمک به بيماران سرطاني يکي از کمکهاي بسيار مفيد براي پزشکان متخصص سرطان است. روش پزشک در مراجعه با بيمار سرطاني نيز به اعتقادات، خوش بيني و بدبيني خود پزشک مربوط مي شود. پزشک وقتي به درمان سرطان اعتقاد ندارد و تصور مي کند که براي بيمار سرطاني نمي توان کاري انجام داد، بالطبع نمي تواند کمکي براي بيمار انجام دهد. پزشکان چون مرگ بيماران سرطاني را زياد مي بينند نسبت به درمان سرطان بدبين تر هستند و بيشتر از اشخاص عادي از مرگ مي ترسند. اين ترس احتمالا به علت اطلاعات آنان است. پزشکان عمر مبتلايان به سرطان را کمتر از آن چه هست تصور مي کنند. پزشکاني که موجب مي شوند سرطان ديرتر تشخيص داده شود زيادند. آنها اعتقاد دارند که کوشش در تشخيص زودتر کمک بيشتري نمي کند و البته سن و تجربه پزشک در اين طرز فکر اهميت دارد. پرشکان جوان معمولا کوشش بيشتري براي زنده نگاه داشتن بيمار مي کنند. در بررسي آماري نشان داده شده است که فقط 21 درصد بيماران سرطاني به موقع مراجعه مي کنند، در صورتي که علائم سرطان از مدتها قبل وجود داشته است. در 44 درصد موارد بيمار خود مسئول عدم مراجعه به موقع به پزشک مي باشد و در 18 درصد موارد اطمينان دادن بيمورد پزشک به بيمار موجب عدم مداخله براي تشخيص به موقع و در 17 درصد موارد پزشک و بيمار به نحوي هر دو مسئول تاخير در تشخيص بوده اند. علل تاخير در مواجعه به پزشک عبارتند از: 1- علاقه به منکر شدن وجود يک بيماري مهم و اثراتي که بر آينده بيمار دارد. 2- ترس از قطع عضو. 3- ترس ازمرگ که بيمار تشخيص را مترادف با آن مي داند. 4- بي علاقگي به سلامت و لابالي بودن و درويش مسلکي. 5- عدم وجود رابطه انساني با يک پزشک که شکايت هاي کوچک با وي مطرح مي شود. 6- اطلاعات قبلي در مورد بيماري سرطان و نتيجه مايوس کننده آن. 7- بيماري رواني که تاخير در مراجعه بيمار به پزشک شده است. 8- سن بالا و کمي درآمد. در بين اين عوامل رابطه بيمار و پزشک مهمترين عامل بوده است. داشتن پزشک خانوادگي مهمترين عامل در مراجعه سريع مي باشد. پزشکان به طور کلي نسبت به بيماري سرطان بدبين هستند. در يک بررسي در 299 پزشک مبتلا به سرطان 40 درصد آنان تاخيري سه ماهه براي جستجوي بيماري خود داشته اند که اين نسبت مشابه ساير مردم بوده است. مشاوره با روانپزشک بسياري از بيماران سرطاني با برخورد گرم و دوستانه و در عين حال مصمم و مطمئن از طرف پزشک و با بهبود حال خود در اثر درمان به اندازه کافي مي توانند عوارض رواني بروز کرده را تحمل کنند . تغيير پزشک براي بيمار حتي اگر خود در آن سهيم باشد اثز مطلوبي ندارد و مي تواند موجب ناراحتي و افسردگي بيمار گردد. اما اشخاص مبتلا به اختلالات عاطفي در امر درمان مشکلاتي را ايجاد مي کنند و مرتبا خشمگين مي شوند و زياد شکايت مي کنند. شناسايي مکانيسمهاي دفاعي بيمار در درمان آنها اهميت زيادي دارد. ديگران حتي پزشکان و غالبا بدون آنکه خود آگاه باشند برخورد خود را با بيماران گوناگون مطابق شخصيت، طرز تفکر و رفتار بيماران تنظيم مي کنند. در هر صورت تعدادي از اين بيماران و اطرافيان احتياج به مشاوره روانپزشکي دارند. مواردي که نياز به مشاوره رواني دارد عبارتند از : 1- تشخيص و توضيح درباره علائم رواني پيشامده که ممکن است علائم يک بيماري باشد. 2- درمان عوراض سايکوژنيک. 3- اختلالات رواني شديد مخصوصا در اطرافيان بيمار. 4- بررسي خطر خودکشي. 5- کمک به درمانهاي دارويي براي بهبود افسردگي. بهتر است بروز سايکوز در بيمار سرطاني توسط روانپزشک درمان شود اگرچه اين عارضه بيشتر به علت بيماري پيش آمده درحين داشتن سرطان و عوارض شيمي درماني است. بيماري رواني به ندرت در طي ابتلاء به سرطان بروز مي کند مگر آنکه از قبل وجود داشته باشد. افراد فاميل و اطرافيان نزديک بيمار مبتلا به سرطان دچار مشکلاتي نظير مشکلات عاطفي مي گردند. ميزان حساسيت آنها در ابتلاء به اين نوع مشکلات موثر است. در بررسي هاي آما ري نشان داده شده است که افراد خانواده بيمار سرطاني همانند او مبتلا به افسردگي مي شوند و در صورت شدت مشکلات رواني در آنها لازم است به روانپزشک مراجعه نمايند. خدمات مدد کاري اجتماعي مي تواند تا حدود زيادي افراد خانواده بيمار سرطاني را در انجام برخي از امور ياري نمايد. با وجود آنکه استفاده از اين نوع خدمات هنوز در ايران رايج نشده است ولي مي توان آن را شروع نمود.